مقدمه

روش استخراج جبهه كار بلند، روش قديمي است كه از اوايل قرن هفدهم ميلادي در معادن زغالسنگ اروپا رواج پيدا كرد و به سرعت در تمام كشورهاي توليد كننده زغالسنگ به استثناي ايالات متحده به كار گرفته شد.از اوايل دهه 1960 به بعد كه وسايل نگهداري خود پيشرو1 بتدريج مورد استفاده قرار گرفت، كاربرد روش در ايالات متحده نيز رواج يافت. روش استخراج جبهه كار كوتاه، روشي مابين دو روش جبهه كار بلند و اتاق وپايه است و از مزاياي هردوي اين روشها بهره مند مي باشد به طوري كه با به كارگيري ماشين داراي توليدي پيوسته بوده و با به كارگيري نگهدارنده هاي قدرتي محيط ايمني را در كارگاه فراهم ساخته است[3].

وظايف عمده نگهدارنده هاي قدرتي، نگهداري سقف بلافاصل2 ايجاد يك نگهدارنده متحرك و جدا كردن منطقه تخريب از جبهه كار زغال جهت ايجاد محل كاري ايمن براي تردد افراد و ماشين زغال كن مي باشد علاوه بر اين راه مفيدي نيز براي تهويه جبهه كار فراهم خواهد آمد. نگهدارنده هاي قدرتي در انواع مختلفي كاربرد دارند كه شامل قاب، گوه،  سپر و سپر تخريب مي باشند.

نگهدارنده هاي قدرتي دركارگاه هاي استخراج زغال با روش جبهه كار بلند وجبهه كار كوتاه

نگهدارنده هاي قدرتي دركارگاه هاي استخراج زغال با روش جبهه كار بلند وجبهه كار
كوتاه

فهرست مطالب

چكيده…………………………………………………………………………………………………………….1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………2

فصل اول: روش جبهه كار بلند و روش جبهه كار كوتاه ……………………….. 4

1- 1) روش جبهه كار بلند ………………………………………………………………………………….. 4

1- 1- 1) روش جبهه كار بلند در زغال سنگ …………………………………………………………….. 4

1- 1- 2)نحوه انتقال تجهيزات جبهه كار در حين پيشروي …………………………………………….. 10

1- 1- 3)مكانيزاسيون در روش جبهه كار طولاني ………………………………………………………. 11

1- 1- 4) نكات مورد توجه در مكانيزاسيون كارگاه استخراج ………………………………………….. 12

1- 1- 5) شرايط كاربرد روش جبهه كار طولاني ……………………………………………………….. 17

1- 1- 6) عوامل موثر بر مكانيزاسيون كارگاه استخراج ………………………………………………… 18

1- 2) روش جبهه كار كوتاه ……………………………………………………………………………… 19

1- 2- 1) روش استخراج در جبهه كار كوتاه ………………………………………………………….. 23

1- 2- 2) نوع سقف در كارگاه جبهه كار كوتاه ………………………………………………………… 24

2- 3) نوع كف در كارگاه جبهه كار كوتاه ………………………………………………………………. 25

فصل دوم: نگهدارنده هاي قدرتي …………………………………………….. 27

2- 1) نگهدارنده هاي قدرتي در جبهه كار بلند ……………………………………………………… 27

1- 1) پيدايش نگهدارنده هاي قدرتي ……………………………………………………………….. 27

2- 1- 3) انواع نگهدارنده هاي درتي………………………………………………………………….29

2- 1- 4) شناسايي نگهدارنده هاي قدرتي ………………………………………………………… 35

2- 1- 5) انتخاب نگهدارنده رتي………………………………………………………………………….35

2- 1- 6) مشخصات سيستم نگهداري…………………………………………………………………36

فصل سوم: نتيجه گيري و پيشنهادات……. ……………………………….. 45

نتيجه گيري………………………………………………………………………………………………..45 پيشنهادات…………………………………………………………………………………………………46

منابع و ماخذ……………………………………………………………………………………………….47

فهرست منابع فارسي…………………………………………………………………………………..47

فهرست منابع لاتين ……………………………………………………………………………………..48

چكيده انگليسي………………………………………………………………………………………….49

 فهرست جدول ها

1- 1: انواع روش هاي جبهه كار بلند و عمليات اصلي در آنها ……………………………………. 12

1- 2: طبقه بندي پيشنهادي شولز براي تعيين يكنواختي لايه …………………………………….. 14

1- 3: مقاومت فشاري براي سنگ هاي دربرگيرنده ذغال سنگ …………………………………….. 15

4: ضرايب مقاومت برجا، خزشي و رطوبت سنگ سقف ………………………………………………. 16

1: ويژگي هاي بارگذاري نگهدارنده هاي از نوع سپري ………………………………………………… 33

2- 2: ويژگي هاي بارگذاري نگهدارنده هاي از نوع سپر گوه اي ………………………………………. 34

2- 3: عامل هاي توان باربري ترزاقي براي (زاويه اصطكاك داخلي) ………………………………….. 38

2- 4: مشخصات حفاظ هاي مكانيكي (سيستم نگهداري)براي كارگاه ها يا جبهه كار كوتاه ……… 41

فهرست شكل ها

1- 1: استخراج ذغال سنگ به روش جبهه كار بلند ………………………………………………………. 4

1- 2: يك جبهه كار طولاني به همراه تجهيزات آن ………………………………………………………… 9

1-3: مقايسه سه روش پيشروي تجهيزات در جبهه كار بلند …………………………………………….. 10

1-4: پلان و روش استخراج جبهه كار كوتاه …………………………………………………………………15

1-5: نحوه پيشروي نگهدارنده هاي قدرتي در كارگاه استخراج روش جبهه كار كوتاه …………………18

2- 1: قاب دو تايي و نحوه انتقال آن ……………………………………………………………………….. 29

2- 2: نگهدارنده گوه ………………………………………………………………………………………… 30

2-  3: سپر …………………………………………………………………………………………………….. 31

2-  4- الف: سپر دو پايه ………………………………………………………………………………………. 32

2- 4-  ب: سپر چهار پايه ……………………………………………………………………………………… 32

2- 5: سپر گوه اي …………………………………………………………………………………………….. 34

 

فصل اول: روش جبهه كار بلند و روش جبهه كار كوتاه  11) روش جبهه كار بلند 

1-1-1) روش جبهه كار بلند در زغال سنگ

اين روش نوعي روش استخراجي بزرگ مقياس است كه در لايه هاي كم شيب، نسبتا نازك (1 تا 4 متر) به كار گرفته مي شود و در آن جبهه كار در عرض يك پهنه، بين دو راهرو اصلي و فرعي ايجاد و استخراج با كندن برشهاي كم عرضي (حدود 6/0 متر)به صورت پيشرو 1 و يا پسرو2 انجام مي شود. همزمان با پيشروي جبهه كار، سقف يا كمر بالاي لايه زغالسنگ در پشت جبهه كار به طور كامل تخريب مي شود [8].

روش اتاق وپايه، استخراج از طبقات فرعي و استخراج به روش كارگاه و پايه جزء روش هاي بدوننگهداري مي باشند. به عبارت ديگر در اين روشها از وسايل نگهداري مصنوعي جهت نگهداري سقف كارگاه تقريبا هيچ استفاده اي نمي شود. در بعضي از اين روشها مانند اتاق وپايه، كارگاه و پايه و انباره اي از خود ماده معدني به عنوان نگهدارنده سقف كارگاه استفاده ميشود اما به دليل اينكه نگهدارنده مصنوعي در كار نيست لذا اين روش جزء دسته روشهاي بدون نگهداري مي باشند [8].

در روشهاي با نگهداري، همانطور كه از نام آنها مشخص است، از يك وسيله نگهداري مصنوعي جهت نگهداري سقف كارگاه استفاده مي شود. اين نگهداري به صورت پر كردن كارگاه اتخراج نيز مي تواند باشد.

روشهايي از قبيل استخراج ستوني و استخراج با چوب بست كاري وسيله نگهدارنده غالب، تيرهاي چوبي مي باشند كه پس از اتمام كار استخراج بازيابي نخواهند شد.در روش كندن و پر كردن كه روشي پر هزينه مي باشد(به دليل عمل پر كردن كارگاه استخراج) كارگاه به طور مرتب و پس از استخراج هر برش در ماده معدني، با باطله پر ميشود. اين عمل به دو دليل عمده انجام مي شود: يكي نگهداري ديوارهاي كارگاه و ديگري ايجاد سكوي كاري براي انجام برشهاي بعدي [9].

استفاده از روش هايي كه در آنها از روشهاي نگهداري پر كردن استفاده مي شود از دهه هاي بعد از جنگ جهاني دوم رو به كاهش گذارده است. امروزه فقط روش استخراجي كندن و پركردن به علت آنكه قابليت مكانيزاسيون بالايي دارد و همچنين افزايش يافتن هزينه هاي ساير روشهاي نگهداري مصنوعي (بطور نسبي) در شرايط كاملا خاصي به كار برده ميشود [8].

روش هاي با نگهداري در استخراج كانسارهاي فلزي و غيرفلزي كاربردهايي پيدا كرده اند،ولي فقط درصد كمي(حدود 4 درصد) از توليدات مواد معدني زيرزميني با اين روش ها استخراج مي شوند. در كليه اين روش ها، استخراج ماده معدني به صورت قائم رو به بالا انجام مي گيرد. به عبارت ديگر عمليات استخراج از پايين ترين افق ماده معدني شروع ميشود وبه موازات ديوارهاي ماده معدني و به سمت بالا ادامه مي يابد [8].

روش هاي تخريبي، كه روش هايي با توليد و راندمان بالا مي باشند، عبارتند از روش جبهه كار طولاني، روش جبهه كار كوتاه، روش تخريب در طبقات فرعي و روش تخريب توده اي. در اين روش ها همراه با استخراج ماده معدني سقف كارگاه بلافاصله تخريب مي شود و به داخل كارگاه استخراج فرو مي ريزد.مهمترين عامل در استفاده از اين روش ها قابليت تخريب سقف كارگاه مي باشد. در شرايطي كه سقف كارگاه به خوبي تخريب نشود، ممكن است كه اين گونه روش ها كارايي مناسب نداشته باشند.علت اين امر اين است كه بارهاي قائم وارده بر جبهه كار پيشروي با عدم تخريب سقف افزايش مي يابد و شرايطي را ايجاد ميكند كه خطر بالقوه انفجاردر معدن را افزايش مي دهد [8].

به طور خلاصه بهترين شرايط از لحاظ فني جهت استفاده از اين گونه روش ها وسعت زياد ماده معدني، يكنواختي مناسب و قابليت تخريب طبقات بالاي ماده معدني مورد نظر مي باشد.

از آنجا كه در اين دسته از روش ها فضاهاي استخراجي با پيشروي جبهه كار به طور عمدي ولي كنترل شده مي شوند، اين روش ها عموما پرتوليد مي باشند و كاربرد خصوصيات مكانيك سنگي نيز در آنها در مقايسه با ديگر روش ها به دليل اطمينان از وقوع تخريب به موقع سقف و كنترل آن بسيار گسترده مي باشد. علاوه بر اين فضاهاي آماده سازي بايد به گونه اي طراحي شوند و در محلهايي حفر گردند كه تغييرات حاصل از نشست زمين كه به صورت جابجايي يا تخريب خود را نشان ميدهند، بر پايداري آنها ناثير نگذارند. به بيان ديگر، فضاهاي آماده سازي بايد خارج از منطقه تاثير نشست حفر شده باشند. براي جلوگيري از عدم تخريب يكنواخت، سطح توليد بايستي ثابت و پيوسته نگهداشته شود. مهندسي و طراحي خوب عمليات معدنكاري و مديريت و سرپرستي صحيح نقش موثري در موفقيت آميز بودن عمليات تخريب دارند [8].

در اين روش، جبهه كار توسط نگهدارنده هاي قدرتي كه توان تحمل بار زيادي دارند و از پايه و سپر تشكيل مي شوند نگهداري مي شود. پس از استخراج يك برش در طول جبهه كار، وسايل نگهداري جمع، جلو برده شده و سپس باز مي شوند و امكان تخريب سقف در پشت نگهدارنده ها را فراهم مي آورند. منطقه تخريب شده را فضاي تخريب مي نامند. تخريب در فرآيند استخراج علاوه بر كمك به شكستن و خرد شدن زغالسنگ استخراجي، اجازه مي دهد كه سقف بلافاصل  به طور ايمن تخريب شود و در نتيجه از فشار زياد وزن طبقات فوقاني لايه زغالسنگ و بر روي وسايل نگهداري كاسته شود. در حالت ايده آل، سقف لايه بايد داراي لايه هاي نازك و نسبتا ضعيف باشد. در اين صورت تخريب به آساني و زود به وقوع خواهد پيوست. كف جبهه كار نيز بايستي از استحكام كافي برخوردار باشد، تا يك محل محكم براي وسايل نگهداري سقف فراهم آيد [8].

از آنجا كه بارهاي قائم وارده به نگهدارنده عملا به كف كارگاه منتقل خواهد شد، لذا كف بايد داراي استحكام كافي باشد تا اين كه پايه هاي نگهدارنده ها در زمين فرو نرود. در صورتي كه كف نتواند بارهاي وارده را تحمل كند، همانطور كه گفته شد، نگهدارنده ها در كف فرو مي رود اين عمل منجر به بروز اشكال در پيشروي نگهدارنده ها مي شود. عدم پيشروي به موقع نگهدارنده ها نيز سرعت پيشروي و در نتيجه كارايي و بازدهي اين روش را كاهش ميدهد چرا كه ويژگي اين روش راندمان و توليد بالا به دليل پيشروي سريع جبهه كار و استخراج زغالسنگ مي باشد. لذا به هنگام انتخاب روش استخراج و طراحي سيستم و نيز انتخاب ماشينآلات جبهه كار، اين موضوع بايستي مد نظر باشد كه مقاومت فشاري كف لايه همواره بيشتر از ميزان باري باشد كه توسط نگهداري هاي قدرتي به كف وارد مي شود [9].

اگرچه كنترل نشست در روش جبهه كار طولاني كاملا زياد است اما پديده نشست يكي از مسائل قابل ملاحظه در اين روش مي باشد. تخريب و ريزش لايه هاي بالاي لايه استخراج شده سرانجام از محل استخراج تا سطح زمين گسترش خواهد يافت. ميزان نشست و تخريب به عمق و سطح استخراج و بسياري پارامترهاي ديگر بستگي دارد. اگرچه برخي از خسارات سطح زمين اجتناب ناپذير است، ولي ميزان آنها را مي توان از طريق حفظ سرعت يكنواخت پيشروي در جبهه كار و تخريب به موقع و كنترل شده سقف بلاواسطه كنترل كرد. در پاره اي موارد جهت جلوگيري از نشست يا به حداقل رساندن ميزان نشست، سقف را با استفاده از سيستم هاي نگهداري مقاومتي، كرسي هاي چوبي، و يا پر كردن منطقه تخريب شده به وسيله باطله نگهداري مي كنند، ولي امروزه اين كار به ندرت صورت مي گيرد و با استفاده از سيستم هاي نگهداري قابل انعطاف1 تخريب و نشست كنترل مي شود. در مورد نشست، ميزان و طريقه كنترل آن در روش جبهه كار طولاني تحقيقات زيادي در جهان انجام شده است [10].

مواردي كه در طراحي در روش جبهه كار بلند بايستي مد نظر قرار گيرند، جهت استخراج، ابعاد فضاي استخراجي و بازكننده ها و نوع تجهيزات مورد استفاده در پهنه مي باشد. از نظر استخراج، زغالسنگ استخراجي مي تواند به صورت پيشرو و يا پسرو انجام گيرد [8].

 هر كدام از اين روش ها ويزگي ها و جذابيت هاي خاص خود را دارند. در روش استخراجي پسرو رعايت اصول ايمني بهتر صورت مي گيرد. چرا كه ورودي هاي سر و ته پهنه بايد به طور كامل ايمن و پايدار باشند و از آنجا كه اين اصول در طراحيها به دقت مورد بررسي قرار مي گيرد، لذا رعايت ايمني بهتر صورت مي گيرد. از طرف ديگر چون در حين حفر ورودي ها منطقه كاملا مورد شناسايي و مطالعه قرار مي گيرد، در نتيجه قابليت نگهداري كارگاه به دليل انتخاب نگهدارنده هاي مناسبتر بالا مي رود. از جمله مزاياي ديگر روش پسرو كم بودن زمان تلف شده جهت نگهداري و آماده سازي دو انتهاي جبهه كار به دليل حذف استيبل از دو طرف جبهه كار مي باشد. حذف استيبل باعث مي شود كه بتوان در استخراج به سرعت پيشروي بالاتري دست يافت.

نگهدارنده هاي قدرتي دركارگاه هاي استخراج زغال با روش جبهه كار بلند وجبهه كار كوتاه

نگهدارنده هاي قدرتي دركارگاه هاي استخراج زغال با روش جبهه كار بلند وجبهه كار
كوتاه

فصل دوم: نگهدارنده های قدرتی 

21) نگهدارنده های قدرتی در جبهه کار بلند 

211) پيدايش نگهدارنده های قدرتی 

نگهدارنده هاي قدرتي به دنبال توسعه و پيشرفت سيستم هاي نگهداري فولادي (پايه هاي اصطكاكي و هيدروليكي) در كارگاه هاي جبهه كار طولاني به وجود آمد. اثرات ناشي از خطاهاي نيروي انساني در اعمال نيروي اصطكاكي و فرسودگي سطوح اصطكاكي ضرورت طراحي پايه هاي منطبق با اصول هيدروليكي را به دنبال داشت. با به كار گيري پايه هاي هيدروليكي همگرايي در كارگاه كاهش يافت، اما مشكل فرو رفتن پايه ها در كف همچنان وجود داشت و حركت پايه ها همزمان با پيشروي جبهه كار با ماشين زغال كن هماهنگ نبود. با پيشرفت ماشين هاي زغال كني سرعت آن ها به حدي رسيده بود كه در يك شيفت سه تا چهار برش را استخراج مي كردند و جابجايي نگهدارنده ها با اين پيشروي سريع هماهنگ نبود. جهت حل مشكلات ياد شده سيستم جديد هيدروليكي ديگري توسعه يافت. در اين سيستم ، پايه ها و كلاهك ها به صورت يك واحد درآمد و براي جلو رفتن همزمان با ماشين زغال كني در جبهه كار به ناو زنجيري متصل شد. اين چنين سيستم هايي را به دليل پيشروي آنها از طريق كشيدن خود به سمت ناو زنجيري ، نگهدارنده هاي قدم زن ناميده اند.

يكي از معيارهاي مقايسه روش هاي استخراج با يكديگر ميزان پيوستگي توليد آنهاست. معادن امروزه به دليل بالا بودن حجم سرمايه گذاري بالا براي مقرون به صرفه بودن و يا سود ده شدن نياز به توليد زياد دارند و و توليد زياد جز با پيوستگي توليد امكان ندارد و يا بسيار مشكل است. از اواخر دهه 1940 ميلادي كه طراحي و ساخت ماشين هاي زغال كن آغاز شد نياز به لوازم نگهداري سقف مناسب تر احساس شد.  اين ماشين هاي زغال بر همگي بر اصل توليد پيوسته استوار بودند حال آنكه لوازم نگهداري سقف در كارگاه مانند پايه هاي اصطكاكي و هيدروليكي همگي حالت چرخه اي (سيكلي) داشتند. وقتي كه در اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960 ميلادي ماشين هاي زغال بر مورد استفاده بيشتر قرار گرفتند و نيز از ناو زنجيري قابل انعطاف استفاده شد تنها مانع بر سر پيوستگي توليد جبهه كارهاي زغال سنگ لوازم نگهداري بود تا آنكه در همين زمان يعني سال هاي اول دهه 1960 اولين نگهدارنده هاي قدرتي قدم زن به بازار آمدند و در اواخر همين دهه استفاده از آن ها بطور جدي و فزاينده آغاز گرديد به طوري كه در اولين دهه 1970 سه ماشين برنده باركننده ، ناو زنجيري قابل انعطاف  و نگهدارنده قدرتي قدم زن لوازم استاندارد هر جبهه كار طولاني زغال سنگ شدند. استفاده از اين سه ماشين كه البته هر كدام انواع بسيار زيادي دارند و هر كدام خانواده اي از ماشين هاي مختلف هستند براي اولين بار امكان پيوسته كردن توليد زغال سنگ را به وجود آورد و توليد در اين جبهه كار طولاني در جهان بود تا جايي كه كارگاه هاي امروزي در مقايسه با روش هاي چرخه اي دهه هاي قبل بسيار پر توليد مي باشد. امروزه كارگاه هاي استخراج زيادي وجود دارند كه بيش از يك ميليون تن در سال توليد  مي كنند و تعداد آنهايي كه توليد آنها از دو ميليون تن در سال تجاوز مي كند كم نيست. اين در حالي است كه پر توليدترين كارگاه هاي استخراج زغال سنگ حدود پنج ميليون تن در سال توليد كرده اند. كارگاه هاي استخراج جبهه كار طولاني توليد زياد را تا حد زيادي مديون پيدايش و تكامل نگهدارنده هاي قدرتي قدم زن مي باشند[8].

 2 -1-2) اهداف قدرتي شدن نگهدارنده ها

وظايف عمده نگهدارنده هاي قدرتي، نگهداري سقف بلافاصل[1] ايجاد يك نگهدارنده متحرك و جدا كردن منطقه تخريب از جبهه كار زغال جهت ايجاد محل كاري ايمن براي تردد افراد و ماشين زغال كن مي باشد علاوه بر اين راه مفيدي نيز براي تهويه جبهه كار فراهم خواهد آمد. اين ها وظايف معمولي عملياتي نگهدارنده هاي قدرتي مي باشند. در سال هاي اخير با افزايش قدرت نگهدارنده ها و بهبود در طراحي قسمت هاي مختلف آنها وظيفه مهم ديگري به عهده اين نگهدارنده ها گذاشته شده است. با توجه به اينكه يكي از مزاياي اصلي روش جبهه كار طولاني نگهداري خوب سقف به اين روش است. اگر چه نگهداري خوب سقف در اين روش تا حدودي زيادي در ذات روش نهفته است ولي در سال هاي اخير در اين زمينه پيشرفت هايي حاصل شد كه اين مزيت روش را از قبل بيشتر كرده است. علت اصلي تهيه شدن شرايط سقف آن است كه نگهدارنده هاي قدرتي با توان زياد خود فشار زيادي به سقف جبهه كار وارد مي كنند و چون اين فشار به طور ناگهاني و در يك خط مستقيم نسبتا بلند كه همان جبهه كار است وارد مي شود باعث شكسته شدن لايه بلاواسطه مي شود.

شكسته شدن سقف بلاواسطه تخريب منطقه پشت جبهه كار را به دنبال دارد و به محض انجام عمل تخريب،  فشار از روي جبهه كار برداشته مي شود و به منطقه تخريب شده پشت جبهه كار منتقل مي گردد كه خود باعث تخريب بيشتر مي شود. بدين طريق با استفاده از نگهدانده هاي قدرتي امروزه نه تنها تقريبا تمامي سقف كارگاه استخراج پوشيده است بلكه فشار نسبتا كمي بر روي سقف كارگاه استخراج اعمال مي شود.

سرعت پيشروي در اكثر جبهه كارهاي طولاني تمام مكانيزه امروز آن قدر زياد است كه عملا سنگ هاي داخل قوس فشار در بالاي سقف جبهه كار طولاني وقت كافي براي پايين آمدن و در نتيجه اعمال فشار بر روي سقف را ندارند و لذا ميزان قدرت لازم از طرف نگهدارنده هاي قدرتي تنها براي نگهداري سقف ناچيز است ولي در عمل طراحان به طور فزاينده اي از نگهدارنده هاي پر قدرت تر استفاده مي كنند. علت اين امر همان مطلب فوق است يعني ميزان فشار وارد بر سقف كارگاه استخراج نه نگهداري سقف كارگاه[8].

 2 -1-3) انواع نگهدارنده هاي قدرتي

نگهدارنده هاي قدرتي از زمان ساخت تاكنون پيشرفت هاي چشمگيري كرده اند. در كارگاههاي مكانيزه جهت كنترل سقف از نگهدارنده هاي قدرتي به ويژه از نگهدارنده نوع سپر يا از سپر گوه اي استفاده مي كنند [7].

براساس نحوه ارتباط بين اجزاي نگهدارنده هاي قدرتي آنها را طبقه بندي مي كنند. براي اين منظور دو عامل مهم وجود يا نبود سپر عقب و اتصال زنجيري، همچنين تعداد پايه هاي هيدروليكي و نحوه قرار گيري آنها مدنظر قرار مي گيرند [8].

نگهدارنده هاي قدرتي در انواع مختلفي كاربرد دارند شامل قاب، گوه، سپر و سپر تخريب [7].

 1 قاب:

اين نوع نگهدارنده شامل دو يا سه پايه در يك رديف با يك كانوپه كم عرض در بالاي آنها است [7]. 

 قاب بسيار ساده است و به صورت تكي و عموما به صورت واحدهاي دوتايي استفاده مي شود ، دو واحد قاب با يك جك يدروليكي به هم متصل اند و كل سيستم به ناو زنجيري متصل است.


مقطع : کارشناسی ارشد

دانلود بخشی از روشهای افزايش عمر ساختمانهای عمومی و تاثير آن در صرفه جويی اقتصاد ملی ﴿ با طراحی نمونه موردی در تهران﴾