فهرست مطالب
فصل یکم : کلیات پژوهش

اعتياد بيماري مزمن و پيشرونده ايست كه با ويژگي هايي هم چون رفتارهاي اجبارگونه، وسوسه‏هاي غيرقابل كنترل، رفتارهاي جستجوگرانه مواد و مصرف مداوم آن با وجود پيامدهاي زيانبار اجتماعي، رواني، جسمي، خانوادگي و اقتصادي كه به همراه دارد، مشخص مي شود. امروزه موضوع سوء مصرف مواد و اعتياد از نگراني هاي جدي جوامع مختلف به ويژه كشورهاي در حال توسعه است كه در آن ها اقدامات چنداني در اين خصوص صورت نگرفته است. تمامي صاحب نظران و متخصصان اعتياد در اين نكته اتفاق نظر دارند كه سوء مصرف مواد را نمي توان تنها يك مشكل فردي، جسماني يا اجتماعي صرف دانست بلكه آن را بايستي يكي از بارزترين مشكلات زيستي-رواني –اجتماعي دانست كه مي تواند به راحتي بنيان زندگي فردي، خانوادگي، اجتماعي و فرهنگي يك فرد و جامعه را سست نموده و در معرض فروپاشي قرار دهد (رابينسون و بريج ،2003). با توجه به رشد روز افزون اعتياد در كشورهاي مختلف، لزوم درمان مناسب تر اين بيماري بيشتر احساس ميشود. بزرگسالانی که مواد مصرف می کنند اکثراً توانایی تفکر، حافظه و توجه شان ضعیف است. در نتیجه سوء مصرف مواد رفتارهای اجتماعی نامناسبی دارند و کارایی شغلی و ارتباطات فردی شان ضعیف است (ممتازی، جعفری، خسروی ونیک فرجام، 1391 ). درمان اعتياد از جمله حوزه هايي است كه از ديرباز مورد توجه پژوهشگران و بالينگران قرار گرفته است و از آن جائي كه اين اختلال پيوند مهمي با بسياري از اختلال هاي متفاوت روان پزشكي و روان شناسي دارد، ارائه درمان هاي اختصاصي علاوه بر كمك به كاهش ميزان ابتلاء و تداوم اين اختلال مي توانند به درمان ساير اختلال ها نيز كمك كنند. در همين مورد، مرور پژوهش هاي انجام شده، نشان مي دهند كه مداخلات به كار برده شده در درمان اعتياد نه تنها بر درمان اين بيماري بلكه در مورد ساير اختلال هاي مزمن شبيه به اعتياد هم مؤثر بوده است مثل بيماري هاي قلبي – عروقي و ديابت به ويژه آن كه اين درمان ها به صورت موردي، مورد استفاده قرار گرفته اند به اين ترتيب كه بر روي علايم بيمارگوني كه بيمار در جريان مصاحبه اوليه مطرح مي كند، تمركز مي كنند (لشنر، 1999؛ نقل ازحدادی، رستمی، رحیمی نژاد و اکبری،1390 ). لذا درسال های اخیر روش درمان دارویی مانند درمان جایگزینی متادون و بوپرنورفین در سطح کشور و به طور مدون در حال اجرا می باشد. درمان جایگزینی مواد مخدر برای افراد وابسته به مواد مخدر باعث حفظ بیماران در درمان و کاهش سوء مصرف مواد غیر قانونی و جرم و جنایت می شود. در نتیجه سازمان بهداشت جهانی ذکر کرده است که این درمان باید در سراسر جهان در دسترس بیماران سوءمصرف کننده مواد مخدر قرار گیرد (رپیلی، فابریتوس، کالسکا و الهو، 2009).

2-1- بیان مسأله
در بسیاری از کشورها در روش های درمان و ساختار مراقبت از معتادان به مواد مخدر در طول دهه گذشته تغییرات قابل توجهی رخ داده است. بعلاوه در برنامه های گذشته برای قطع مواد مخدر در معتادان تأکید بر روی بستری شدن بیماران وجود داشت. ولی درحال حاضر تأکید بر روی درمان جایگزینی و به صورت سرپایی است (مک للان، آرندت ومتزگر،1993؛ ولمر وکوروت،2001؛ ویچن، سابین، اپلت، بکموند، گولز و همکاران، 2005). در درمان جایگزینی هدف قطع مواد مخدر در درجه اول نیست بلکه کاهش خطرات و آسیب هایی است که در ارتباط با وابستگی به مواد مخدر وجود دارد. هم چنین قطع چرخه ی معیوب مصرف مواد و اعمال مجرمانه مربوط به مواد مخدر است. که شامل درمان پزشکی مداوم است و پزشکان هم فرصت های بهتری برای درمان بیماری های روانی و جسمانی مانند هپاتیت و ایدز و غیره خواهند داشت. هدف دراز مدت ترک استفاده از مواد مخدر در بیماران به طور کامل است (ویچن و همکاران ، 2005). در حال حاضر دو نوع اصلی از داروهای در دسترس در درمان جایگزینی وجود دارد. درمان با متادون و بوپرنورفین از روش های درمان دارویی می باشد که به افراد معتاد در کنترل وابستگی شان به مواد مخدر کمک مین ماید (لینگ، چاروسترا، کیم و کلت،1976؛ لیسون- ولف،گودی و اسمال، 2002؛ ماتیک، برین، کیمبر وداویولی، 2004؛ پوسر، پوسر ومیدیکامنت، 1996؛ سان،کیمی، پری، ماتا و پرتا،1990؛ سویکا، بنزر، بوچبرگر، ولکی و نابار، 1997؛ وال و هاگا، 2003). متادون ماده ی افیونی مصنوعی و آگونیست گیرنده ی مو (µ) است با طول عمر طولانی تر از دیگر افیون ها (مانند هرویین) که یک دوز دهانی آن روزانه از شروع نشانه های ترک مواد افیونی به مدت 24 ساعت یا بیشترجلوگیری می کند. در آزمایشگاه تولید شده و به عنوان نوعی درمان برای وابستگی به مواد افیونی تجویز می شود. متادون اثرات وجدآور ديگر افيون ها را، بی آنکه لزوماً باعث سرخوشی، تسکين يا فقدان حس درد شود، کاهش مي دهد (کان ناک، جوارز-گارسیا، جویت، فریو، لیو و همکاران،2007؛ پتیچن، استوهلر، دگلون، لیوتی، والدوگرو همکاران، 2001).

1-1- مقدمه …………………………………………………………………..2
2-1- بیان مساّله……………………………………………………………….3
3-1- ضرورت پژوهش………………………………………………………….10
4-1- هدفهای پژوهش…………………………………………………………11
5-1- سوال های پژوهش……………………………………………………..12
6-1- متغیرهای پژوهش………………………………………………………..13
7-1- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش……………………….13

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش

اعتياد بيماري مزمن و پيشرونده ايست كه با ويژگي هايي هم چون رفتارهاي اجبارگونه، وسوسه‏هاي غيرقابل كنترل، رفتارهاي جستجوگرانه مواد و مصرف مداوم آن با وجود پيامدهاي زيانبار اجتماعي، رواني، جسمي، خانوادگي و اقتصادي كه به همراه دارد، مشخص مي شود. امروزه موضوع سوء مصرف مواد و اعتياد از نگراني هاي جدي جوامع مختلف به ويژه كشورهاي در حال توسعه است كه در آنها اقدامات چنداني در اين خصوص صورت نگرفته است. تمامي صاحب نظران و متخصصان اعتياد در اين نكته اتفاق نظر دارند كه سوء مصرف مواد را نمي توان تنها يك مشكل فردي، جسماني يا اجتماعي صرف دانست بلكه آن را بايستي يكي از بارزترين مشكلات زيستي –رواني –اجتماعي دانست كه مي تواند به راحتي بنيان زندگي فردي، خانوادگي، اجتماعي و فرهنگي يك فرد و جامعه را سست نموده و در معرض فروپاشي قرار دهد (رابينسون و بريج ، 2003 ). با توجه به رشد روز افزون اعتياد در كشورهاي مختلف، لزوم درمان مناسب تر اين بيماري بيشتر احساس مي شود. بزرگسالانی که مواد مصرف می کنند اکثراً توانایی تفکر، حافظه و توجه شان ضعیف است. در نتیجه سوء مصرف مواد رفتار های اجتماعی نامناسبی دارند و کارایی شغلی و ارتباطات فردی شان ضعیف است (ممتازی و همکاران، 1391). درمان اعتياد از جمله حوزه هايي است كه از ديرباز مورد توجه پژوهشگران و بالينگران قرار گرفته است و از آن جائي كه اين اختلال پيوند مهمي با بسياري از اختلال هاي متفاوت روان پزشكي و روان شناسي دارد، ارائه درمان هاي اختصاصي علاوه بر كمك به كاهش ميزان ابتلاء و تداوم اين اختلال مي توانند به درمان ساير اختلال ها نيز كمك كنند. در همين مورد، مرور پژوهش هاي انجام شده، نشان مي دهند كه مداخلات بكار برده شده در درمان اعتياد نه تنها بر درمان اين بيماري بلكه در مورد ساير اختلال هاي مزمن شبيه به اعتياد هم مؤثر بوده است مثل بيماري هاي قلبي – عروقي و ديابت بويژه آنكه اين درمان ها به صورت موردي، مورد استفاده قرار گرفته اند به اين ترتيب كه بر روي علايم بيمارگوني كه بيمار در جريان مصاحبه اوليه مطرح مي كند، تمركز مي كنند (لشنر، 1999؛ نقل ازحدادی و همکاران،1390). لذا درسال های اخیر روش درمان دارویی مانند درمان جایگزینی متادون و بوپرنورفین در سطح کشور و به طور مدون در حال اجرا می باشد. درمان جایگزینی مواد مخدر برای افراد وابسته به مواد مخدر باعث حفظ بیماران در درمان و کاهش سوء مصرف مواد غیر قانونی و جرم و جنایت می شود. در نتیجه سازمان بهداشت جهانی ذکر کرده است که این درمان باید در سراسر جهان در دسترس بیماران سوء مصرف کننده مواد مخدر قرار گیرد (رپیلی، فابریتوس، کالسکا و الهو، 2009). درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین در اغلب کشورها همراه با بنزودیازپین ها برای افراد سوء مصرف کننده مواد مخدر برای کامل کردن درمان مورد استفاده قرار می گیرد (رپیلی و همکاران ، 2009). به دنبال درمان دارویی معمولاً وضعیت روانی و جسمانی و هم چنین عملکرد اجتماعی بیمار بهبود می یابد و احتمال بازگشت وی به کار بیشتر می شود (اسپکا و همکاران ، 2000؛ به نقل از عبیدی زادگان، مرادی وفرنام ، 1387). خطر اختلال عصب روان شناختی در مصرف کنندگان مواد مخدر بسیار زیاد است. مطالعات مختلف شواهدی را نشان میدهند که معتادان وابسته به مواد مخدرکه برای درمان نگهدارنده ثبت نام کرده اند اغلب درعملکردهای شناختی اختلال نشان می دهند (مینتزر،کاپرسینوواسیتز،2005). بهبودی ممکن است در طی قطع مواد مخدر رخ دهد (داویس، لیدیارد و مک میلان، 2002؛ به نقل از گیاکموزی، تیل، ریمل، گاربر و ارتل، 2008). با این حال تغییرات احتمالی در عملکرد شناختی این بیماران به خوبی شناخته شده نیست. لذا انجام پژوهش هایی برای مقایسه عملکردهای شناختی بیماران وابسته به مواد مخدر که تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین هستند ضروری است.

2-2 – درمان دارویی
رويكردهاي علمي متفاوتي از جمله رويكرد زيست – عصب شناختي و روان شناختي، روش‏هاي متنوع و اثربخشي را براي درمان بيماري اعتياد، به طور كلي، معرفي نموده اند. اين روش‏هاي درماني با هدف كمك به بيماران براي خروج از وضعيت فعلي و بازگشت به شرايط طبيعي در زندگي روزمره تدوين شده اند كه به دو دسته كلي، روشهاي درمان دارويي و غير دارويي تقسيم مي¬شوند. اهميت درمان هاي دارويي در تجربه كردن علايم ترك آشكار مي شوند، پژوهش ها نشان مي دهند كه درمان‏هاي دارويي در درمان افراد مصرف كننده مواد مخدر مفيد مي باشند به نحوي كه ميزان ولع و مصرف مواد را در آنها كاهش مي دهند (حدادي و همكاران، 1390). اين داروها عمدتاً شامل نالتركسان، كلونيدين، متادون، بوپرنورفين و برخي داروهاي آرام بخش است. براي مصرف كنندگان اپيوئيدها متداول ترين داروي درماني فعلي، متادون و بوپرنورفین مي باشد كه در قالب روش درمان نگهدارنده بكار برده مي شود.

3-2- درمان نگهدارنده با متادون
اگر چه جستجو برای يافتن اشکال ديگر درمان در خصوص وابستگی به مواد افيوني ادامه دارد، اما هنوز هم درمان نگهدارنده با متادون ، بيشترين استفاده را به خود اختصاص داده است.
درمان نگهدارنده با متادون شکلی از درمان است که برای افراد وابسته به مواد افيوني استفاده می شود. متادون مادة افيوني مصنوعي و آگونسيت گيرندة مو (µ) است كه پس از مصرف باعث ايجاد سرخوشي، بي دردي و ساير آثار مصرف مواد شبه مورفيني مي شود. با طول عمر طولانی تر از دیگر افیون ها (مانند هرویین) که یک دوز دهانی آن روزانه از شروع نشانه های ترک مواد افیونی به مدت 24 ساعت یا بیشترجلوگیری می کند، در آزمایشگاه تولید شده و به عنوان نوعی درمان برای وابستگی به مواد افيوني تجويز می شود. افراد وابسته به مواد افيوني، ممکن است وابسته به مصرف خوراکي يا تزريقي اين مواد باشند. درمان نگهدارنده با متادون بدون توجه به مسير استعمال (دهانی يا تزريقی) فرم مناسب درمان برای وابستگی به افيون ها می باشد (لوينسون، 1997، نقل از رستمی و حدادی، 1384؛ پتیچن، استوهلر، دگلون، لیوتی، والدوگر و همکاران ، 2001؛ کریک، 1994 نقل از رستمی و حدادی، 1384).
ويژگي درمان نگهدارنده با داروي متادون آنست كه داروي متادون بر اساس نوع و مقدار مواد مصرفي و طول مدت مصرف، تجويز شده و به خوبي جايگزين مواد مصرفي بيماران مي شود. اين دارو علايم ترك را از بين مي برد به ويژه در مراحل اوليه درمان، ولع مصرف و لغزش هاي موجود را كاهش مي دهد و بيماران ارتباط خوبي با اين نوع روش درماني برقرار مي سازند. مصرف مقدار ثابت متادون، سرخوشي شديد ناشي ازمصرف هرويين را به وجود نمی آورد (جمیسون، بیلز و لاروند، 2002؛ نقل از عبیدی زادگان و همکاران، 1387). به عبارت ديگر، با مصرف متادون، مصرف مواد افيوني غيرمجاز منجر به احساس وجد و سرخوشي نخواهد شد و احتمال استفاده از افيون های غيرمجاز يا افزايش دوز مصرفی توسط مراجعان کاهش می يابد. درمطالعات متعدد اثر بخشی این درمان با درجات مختلف در ارتباط با حمایت روانی و درمان روانی بیماران وابسته به مواد مخدرنشان داده شده است ( لینگ وهمکاران، 1976؛ سان و همکاران، 1990؛ پوسر و همکاران، 1996؛ سویکا و همکاران،1997؛ لیسون- ولف و همکاران، 2002؛ وال و هاگا، 2003؛ ماتیک و همکاران، 2004؛ ویچن و همکاران، 2005). افراد وابسته به مواد افيوني، از طريق درمان نگهدارنده با متادون به جايگزينی ثابت از يك ماده مجاز، دسترسی پيدا می کنند. در نتيجه افرادی که تحت درمان هستند، به طور موقتی، از استرس دائمی مصرف مواد افيوني غيرمجازکه اغلب با فعاليت های مجرمانه و فعاليت های جنسی و تزريقی خطرناك همراه است رها می شوند. با استفاده از اين نوع درمان، فرد به جای تجربه چرخه دائمی نوسانات خلقي، به حالات خلقي نسبتاً، ثابتي دست مي يابد (دول، نيسواندر و کريک، ١٩٩۵، به نقل از رستمی و حدادی ،1384).

1-2- مقدمه……………………………………………………………………….. 17
2-2- درمان دارویی………………………………………………………………… 19
3-2- درمان نگهدارنده با متادون………………………………………………….. 19
4-2- درمان نگهدارنده با بوپرنورفین……………………………………………… 21
5-2- فرایندهای شناختی…………………………………………………………. 23
6-2- توجه…………………………………………………………………………. 23
7-2- حافظه……………………………………………………………………….. 25
8-2- تقسیم بندی حافظه………………………………………………………… 26
9-2- عملکردهای شناختی در بیماران تحت درمان نگهدارنده………………… 28
10-2- مرور پژوهش های تجربی…………………………………………………. 30
1-10-2- اثر درمان نگهدارنده با متادون بر عملکردهای شناختی………………. 30
2-10-2- اثر درمانهای نگهدارنده با بوپرنورفین و متادون بر عملکردهای شناختی 34
3-10-2- مطالعات مدیریت دارو……………………………………………………… 39
11-2- خلاصه…………………………………………………………………………. 40

فصل سوم: روش پژوهش

در اين فصل طرح پژوهش، جامعه ی آماری، حجم و روش نمونه گيري و ابزارهای پژوهش، روایی و پایایی ابزارها، روش گردآوري اطلاعات و روش تجزيه و تحليل داده ها آورده شده است.

2-3- طرح پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف در دسته پژوهش های کار بردی و از نظر روش در دسته پژوهش‏های مقطعی علی – مقایسه ای قرار می گیرد.

3-3- جامعه آماري
جامعه مورد نظر شامل کلیه معتادان به ماده مخدر تریاک و شیره هستند که در مراکز درمان سوءمصرف مواد (حکیم، تلاش، نسیم، میلاد، قائم، طلوع سبز، رویش و سینا) سمنان در بازه زمانی نیمه دوم و اول سال 93-1392 خدمات درمان نگهدارنده دریافت می نمودند .

4-3- حجم نمونه و روش نمونه گيري
به منظور انتخاب آزمودني ها، ليستي از معتادان مصرف كننده تریاک و شیره، كه در مراكز درماني پذيرفته و تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین قرار گرفته بودند را تهيه نموده كه پس از اتمام كار، معلوم گرديد 200 بيمار مصرف كننده تریاک و شیره در اين مراكز در آن زمان خدمات درماني دريافت مي كردند. لذا براي انتخاب نمونه اي كه شرايط ورود به پژوهش را دارا هستند، با تمامي اين بیماران مصاحبه اوليه اي اجرا شد كه از اين تعداد 156 نفر شرايط حضور در پژوهش را دارا بودند در قدم بعدي 156 بيمار به دو گروه تقسیم شدند. 95 نفردرگروه تحت درمان نگهدارنده متادون و 61 نفر در گروه تحت درمان نگهدارنده بوپرنورفین قرار گرفتند. ملاک های ورود: تشخیص وابستگی به مواد که با ملاک های DSM- IVاعتیاد آن¬ها محرز شده بود، داشتن تحصیلات حداقل ابتدایی، سن 50 – 18 سال، کسب بهره هوشی حداقل 85 در خرده آزمون های کلامی وکسلر بزرگسالان (WAIS-R)، مرد بودن، ماده مخدر مصرفی (تریاک و شیره) قبل ازدرمان نگهدارنده، مصرف داروی متادون و بوپرنورفین و نداشتن بیماری های روان پزشکی خاص.

5-3- ابزارهای پژوهش
1-5-3- پرسشنامة ويژگي هاي جمعيت شناختي
این پرسشنامه بوسیله ی پژوهشگران و به منظور تعیین مشخصات جمعیت شناختی آزمودنی ها مانند: سن، جنس، وضعیت تأهل، تحصیلات، سابقه مصرف مواد مخدر، نوع ماده مخدر مصرفی، مدت زمان مصرف و مقدار مواد مخدر، مقدار مصرف (دوز متادون و بوپرنورفین) تهیه گردید.

2-5-3- آزمون حافظه وکسلر (فرم الف):
آزمون حافظه وکسلر در سال 1939 به وسیله بلویر تدوین شد و به عنوان یک مقیاس عینی برای ارزیابی حافظه به کار برده می شود با این آزمون به طور کلی می توان یادگیری و به خاطر آوری فوری، تمرکز و توجه، جهت یابی و بخاطرآوری طولانی مدت را به دست آورد. آزمون شامل 7 خرده آزمون: اطلاعات شخصی و عمومی، جهت یابی، کنترل ذهنی، حافظه منطقی، تکرار ارقام، حافظه بینایی و یادگیری تداعی ها است. در این آزمون به هر جواب مثبت یک نمره تعلق می گیرد. توسط محمد تقی براهنی و همکاران ( 1378) در ایران هنجاریابی شده است (اشرفی، نقوی ساری گونی وستاری،1389). روایی سازه به روش همگرا بین تست حافظه وکسلر و آزمون هوش وکسلر قسمت حافظه 76/0=r و ضریب پایایی به روش بازآزمایی 82/0 گزارش شده است. در این پژوهش به صورت فردی از خرده آزمون حافظه منطقی برای سنجش حافظه کلامی و از خرده آزمون تکلیف توالی اعداد (اعداد رو به جلو و معکوس) برای سنجش حافظه کاری نمونه استفاده شده است.

3-5-3- آزمون توجه (آزمون برو/ نرو):
این آزمون یکی از ابزارهای رایانه ای معتبر در بررسی مهار است که به دو مرحله برو و نرو تقسیم می شود. در مرحله برو، محرکی (تصویر دایره ای ساده) به فرد نشان داده می شود که در این حالت فرد با کلیک کردن باید به محرک پاسخ دهد. در مرحله نرو، محرکی (دایره های طرح دار) نمایش داده می شود که در این حالت فرد نباید به محرک پاسخ دهد. شاخص مورد ارزیابی در این تست شامل میانگین زمان پاسخ های صحیح هم خوان محرک (سرعت) در هر دو مرحله برو و نرو می باشد. از آن جایی که آزمون¬ برو/ نرو به فرهنگ وابسته نیست و مبنای عصب¬ شناختی دارند، ذکر روایی و پایایی مقاله¬های خا رجی در این مورد قابل استناد است (اختیاری و بهزادی، 1386؛ به نقل از نجاتی، 1392). آزمون بازآزمون برو/ نرو پایایی آن را مناسب و بالای 800/ نشان داده است (هوپکو و میهل، 2006؛ به نقل از نجاتی، 1392). از این نرم افزار برای سنجش توجه و هوشیاری (زمان پاسخ های صحیح) افراد نمونه به صورت فردی استفاده شده است.

1- 3- مقدمه………………………………………………………………………… 45
2-3-طرح پژوهش……………………………………………………………………. 45
3-3- جامعه آماری………………………………………………………………….. 45
4-3- حجم نمونه و روش نمونه گيري……………………………………………… 46
5-3- ابزارهای پژوهش………………………………………………………………. 46
1- 5-3- پرسشنامة ويژگيهاي جمعيت شناختي………………………………… 46
2-5-3- آزمون حافظه وکسلر ( فرم الف)………………………………………….. 47
3-5-3- آزمون توجه ( آزمون برو/ نرو)………………………………………………. 47
4-5-3-آزمون یادداری – دیداری بنتون……………………………………………… 48
5-5-3-آزمون هوش کلامی وکسلر…………………………………………………. 49
6-5-3- چک لیست استاندارد شده مصاحبه روانپزشکی بر اساسDSM-IV ا….49
6-3- روش اجرا و گردآوری داده ها………………………………………………….. 50
1-6-3- آزمون حافظه کاری……………………………………………………………. 50
2- 6-3- آزمون حافظه کلامی…………………………………………………………. 51
3- 6- 3- آزمون حافظه دیداری……………………………………………………….. 51
4-6-3-آزمون توجه……………………………………………………………………… 52
7- 3- روش تجزیه تحلیل داده ها…………………………………………………….. 53

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

در اين فصل به تجزيه و تحليل داده هاي گردآوري شده پرداخته شده است. هدف اساسي پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر درمان های نگهدارنده متادون و بوپرنورفین بر عملکردهای شناختی: نقش تعدیل کننده دوز مصرفی در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین با سابقه مصرف مواد مخدر (تریاک و شیره) است. تحليل هاي پژوهشي در دو بخش يافته هاي توصيفي و بررسي سؤال های پژوهش ارائه مي گردد.

1-4- یافته های توصیفی
مشخصات دقیق جمعیت شناختی نمونه در دو گروه درمان نگهدارنده متادون و بوپرنورفین به شرح زیر می باشد.
تمام آزمودنی ها مرد، سن حداقل 18 و حداکثر 50 سال، تحصیلات حداقل ابتدایی و بالاتر، با سابقه ترک های ناموفق پیشین و مصرف تریاک و شیره بودند.
در این قسمت هر یک از متغیرهای جمعیت شناختی را به تفکیک دو گروه از نظر توصیفی مورد بررسی قرار می دهیم.

1-1-4- وضعیت تحصیلی افراد نمونه به تفکیک گروه های درمان
جدول 1-4 شاخص های توصیفی مرتبط با وضعیت تحصیلی افراد نمونه را به تفکیک دو گروه نشان می دهد. همانطور که ملاحظه می شود اکثر افراد دارای تحصیلات دیپلم و پس از آن دارای تحصیلات سیکل (سوم راهنمایی) هستند. یافته ها نشان می دهدکه بین عضویت گروهی (گروه های درمان) و تحصیلات شرکت کنندگان رابطه معناداری وجود ندارد (05/0<P، 229/10=26X). به این ترتیب، شواهد نشان می دهد شرکت کنندگان از نظر سطح تحصیلات همگن هستند.

4- مقدمه………………………………………………………………………………… 55
1-4-یافته های توصیفی………………………………………………………………… 55
2-4- یافته های استنباطی…………………………………………………………….. 57
3-4- خلاصه………………………………………………………………………………. 64

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

1-5- تبیین یافته های پژوهش………………………………………………………. 66
2-5- محدودیت های پژوهش…………………………………………………………. 72
3-5- پیشنهادهای پژوهش……………………………………………………………. 73
منابع فارسی…………………………………………………………………………… 74
منابع انگلیسی………………………………………………………………………… 76

Abstract

The aim of the present study was comparison the effectiveness of maintenance treatments with Methadone and Buprenorphineon cognitive functions by examining the moderating role of the dosage. The research design was causal-comparative. The statistical population included 156 drug abusers of eight Drug Abuse Treatment Centers in Semnan in 2013-2014 who were receiving maintenance treatments with Methadone and Buprenorphine Entry criteria included :having history of opium and sap abuse, being male, not having serious psychiatric disorders, age range of 18-50 years and not getting IQ of less than 85 in Wechsler Verbal Subscales for Adults Test. Working Memory Test, Verbal Memory Test, Visual Memory Test and Attention Test (go / no go) were implemented on participants of Methadone treatment group (95 individuals) and Buprenorphine treatment group (61 individuals). Data were analyzed using multivariate variance analysis model. Results showed participants of the group receiving Buprenorphine treatment are superior than participants of the group receiving Methadone in case of working memory and verbal memory. Thus, it can be concluded that Buprenorphine is more effective on cognitive functions compared to Methadone.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان