انتخاب صفحه

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات

اضطراب و افسردگی از رایج ترین پدیده های هیجانی هستند که انسان از آنها رنج می¬برد (لطفی افشار، قاسم زاده، عشایری و گیلانی،1377). آنچه انسان را در درک و برخورد بهتر با این پدیده ها با مشکلات بیشتری روبرو میسازد، همبودی این پدیده هاست. همبودی اضطراب و افسردگی در موقعیت های بالینی به تردیدهای بحث برانگیزی منجر شده است(تارسیا، پاور و ساناویو ،2003). در بیست و پنج سال گذشته پژوهش های مختلف از روش های مختلفی استفاده کرده¬اند تا تعیین کنند که اضطراب و افسردگی چه تفاوتهای زیربنایی با یکدیگر دارند. از طرفی با توجه به شیوع بالای این دو اختلال در جامعه و تاثیر منفی آنها بر سلامت روان و کیفیت زندگی افراد جامعه، شناخت عوامل موثر بر شکل¬گیری این اختلالات، امری ضروری تلقی می شود.
یکی از مفاهیمی که اخیرا توجه زیادی را به خود جلب کرده و به نظر می¬رسد که نقش مهمی در اختلالات یاد شده دارد، ذهن¬آگاهی است. ذهن¬آگاهی به زبان ساده به معنای آگاه بودن از افکار، اعمال، هیجانات و احساسات است و شکل خاصی از توجه محسوب می¬شود؛ به عبارت دیگر، ذهن¬آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه¬ای خاص است؛ یعنی توجه و تمرکزی که دارای این ویژگی¬ها باشد: بودن درحال حاضر، هدفمند و بدون قضاوت. این نوع توجه موجب افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح و پذیرش واقعیت حال حاضر می شود. ذهن¬آگاهی بدان معناست که شخص، آگاهی خود را از گذشته و آینده به حال حاضر معطوف کند. زمانی که فرد در حال حاضر حضور داشته باشد، واقعیت را با تمام جنبه¬های درونی و بیرونی¬اش می¬بیند و درمی¬یابد که ذهن به دلیل قضاوت و تعبیر و تفسیرهایی که انجام می¬دهد دائما درحال نشخوار و گفتگوی درونی است.
گرچه ذهن¬آگاهی از تعلیمات قدیمی شرقی نشأت گرفته است، ولی امروزه در غرب جایگاه ویژه¬ای دارد. پژوهش های انجام شده، نشان دهنده¬ی این نکته هستند که ذهن-آگاهی قویاَ در اختلالات افسردگی و اضطراب تاثیرگذار است و از این رو لازم و ضروری به نظر می رسد که نقش مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی در این اختلالات مورد بررسی قرار گیرد و تفاوتهای این مؤلفه¬ها در افراد مضطرب، افسرده و بهنجار معین گردد.
از طرفی ما در جامعه ای زندگی می¬کنیم که دین، نقش مهم و غیرقابل¬انکاری در زندگی افراد آن ایفا می¬نماید و مفاهیم دینی، پیوند گسترده و همه جانبه¬ای با زندگی مردم دارد. یکی از مفاهیمی که در دین مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته، مفهوم صبر است. بشر امروز در دنیایی به سر می¬برد که از رویدادهای استرس¬زای گوناگون اجتماعی، محیطی، شغلی، خانوادگی و . . . رنج می¬برد؛ این در حالی است که رفاه حاصل از پیشرفت فناوری، افزایش روحیه¬ی راحت¬طلبی و کاهش ظرفیت تحمل را در او موجب شده است. در چنین شرایطی، برخورداری از ویژگی صبر، توان درونی انسان را ارتقاء می¬بخشد؛ زیرا خویشتن داری مستلزم مدیریت و مهار احساسات است و افراد خویشتن¬دار از ثبات هیجانی بیشتری برخوردار خواهند بود. این امر، کارایی آنان را در حیطه¬های گوناگون زندگی افزایش می¬دهد (نوری،1387). در دین، فرد صبور، فردی است اهل گذشت که در هنگام مصایب و مشکلات خداوند را به یاد می¬آورد، در کارها مقاومت بیشتری دارد، هنگام بیماری خویشتن¬داری خود را از دست نمی¬دهد و در برابر نیازهای فیزیولوژیک، خودکنترلی بیشتری نشان می¬دهد.
با توجه به تعاریفی که در متون دینی برای مفهوم صبر مطرح شده، جالب به نظر می¬رسد که مؤلفه¬های این مفهوم را در افراد مضطرب و افسرده مورد مقایسه قرار دهیم و تفاوت آن با افراد بهنجار را بررسی نماییم.

1-2- بیان مسأله
قرن هاست که افسردگی به عنوان یک مشکل روانی در زندگی افراد شناخته شده است (کاپلان و سادوک،2003). این اختلال یکی از شایع¬ترین بیماری¬های ناتوان¬کننده در کشورهای مختلف است (نوحی،1998؛ به نقل از فلاح و همکاران، 1386). اختلال افسردگی در واقع بیماری گسترده و آسیب¬زایی است که می¬تواند هر فردی از هر نژاد و قشری را مبتلا سازد (کاپلان و سادوک،2003) و از جمله شایع¬ترین اختلالات روانی است و به عنوان یک مشکل بهداشتی و جهانی در تمامی فرهنگ¬ها خودنمایی می¬کند (فلاح و همکاران،1386).
همچنین اضطراب نیز یکی از شایع¬ترین اختلالات روانی محسوب می¬شود. اگرچه عقیده بر این است که اضطراب کم برای حیات و زندگی روزمره لازم است، اما اضطراب زیاد نیز زیان¬های جدی بر جسم، روان، روابط اجتماعی، حرفه و تحصیلات وارد می¬آورد و فرد را از دارا بودن یک سلامت کیفی قابل قبول در زندگی محروم می-نماید (کاتزلینک و کنت ،2001).
با توجه به شیوع بالای این دو اختلال واثرات منفی آن بر افراد و جامعه، پژوهش در زمینه¬ی علل و عوامل دخیل در آنها ضروری به نظر می¬رسد.
یکی از مفاهیمی که امروزه، پژوهش¬های زیادی درباره¬ی آن صورت می¬پذیرد، مفهوم ذهن¬آگاهی است. ذهن¬آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه¬ای خاص، هدفمند و خالی از قضاوت است (کابات زین ،1990). ذهن¬آگاهی یعنی بودن در لحظه با هر آنچه اکنون هست، بدون قضاوت و بدون اظهارنظر درباره¬ی آنچه اتفاق می¬افتد؛ یعنی تجربه-ی واقعیت محض بدون توضیح (سگال، تیزدیل و ویلیامز ،2002). اساس ذهن¬آگاهی از تمرین¬های مراقبه¬ی شرقی گرفته شده است که ظرفیت توجه و آگاهی پیگیر و هوشمندانه را (که فراتر از فکر است) افزایش می¬دهد. ذهن¬آگاهی را می¬توان به عنوان یک شیوه « بودن» یا یک شیوه «فهمیدن» توصیف کرد که مستلزم درک احساسات شخصی است (بائر ،2003؛ به نقل از کاویانی،1387).
در سال 1990، کابات زین مسأله¬ی ذهن¬آگاهی را مورد توجه قرار داد و درمانی را بر اساس آن ابداع نمود. بعدها دانشمندان بسیار دیگری این درمان را برای اختلالات روانی مختلف به کار برده و اثربخشی آن را گزارش نمودند. امروزه ذهن¬آگاهی به عنوان یک صفت روانی، مورد پژوهش قرار گرفته است و پنج مؤلفه برای آن تعریف شده است. این مؤلفه¬ها عبارتند از: مشاهده ، عمل توأم با آگاهی ، عدم قضاوت ، توصیف و عدم واکنش پذیری .
با توجه به اینکه درمان شناختی مبتنی بر ذهن¬آگاهی در درمان افسردگی و اضطراب مؤثر بوده است، ما در این پژوهش برآنیم تا مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی را به عنوان یک صفت در افراد مضطرب، افسرده و بهنجار مورد مقایسه قرار دهیم تا نقش آنها در شکل¬گیری این اختلالات معین گردد.
ازطرفی در کشورما که اساس حکومت بر دین و احکام فراگیر آن استوار است و مذهب نقش عمده و غیرقابل¬انکاری در زندگی مردم ایفا می¬نماید، پیدا کردن رابطه میان مفاهیم دینی و مفاهیم روانشناسی، امری ضروری به نظر می¬رسد.

1-1-مقدمه…………………………………………………………………….2
1-2-بیان مسأله………………………………………………………………4
1-3-اهداف پژوهش………………………………………………………….6
1-4-ضرورت و اهمیت پژوهش……………………………………………….6
1-5-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها………………………………….8
1-5-1-افسردگی……………………………………………………………..8
1-5-1-1-تعریف مفهومی…………………………………………………….8
1-5-1-2-تعریف عملیاتی…………………………………………………….8
1-5-2-اضطراب……………………………………………………………….8
1-5-2-1-تعریف مفهومی……………………………………………………8
1-5-2-2-تعریف عملیاتی……………………………………………………9
1-5-3-مؤلفه¬های ذهن-آگاهی…………………………………………..9
1-5-3-1-تعریف مفهومی…………………………………………………..9
1-5-3-2-تعریف عملیاتی…………………………………………………..10
1-5-4-مؤلفه¬های صبر……………………………………………………10
1-5-4-1-تعریف مفهومی…………………………………………………..10

1-5-4-2-تعریف عملیاتی………………………………………………….11

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: چهارچوب نظری و پیشینه پژوهش

در بین افرادی که بخاطر مشکلات روانشناختی کمک می¬طلبند، افسردگی مشکل شایعی است. دو ویژگی اختصاصی افسردگی عبارتند از: خلق ناشاد (افسردگی، غم، اندوه، ناامیدی، ناراحتی یا نگرانی) و فقدان علاقه و لذت (در تقریباً همه فعالیتهای عادی و سرگرمی¬های فرد). تشخیص افسردگی مستلزم وجود دست کم یکی از این دو ویژگی است؛ بعلاوه دست کم چهار مورد از رفتارها یا احساسات زیر باید وجود داشته باشد: کم-اشتهایی یا تغییر وزن، اشکال در خوابیدن، فقدان نیرو، آشفتگی روانی ـ حرکتی یا افزایش کندی پاسخ، خستگی یا فقدان انرژی، سرزنش خود یا احساس گناه نابجا، شکایاتی از ناتوانی در تفکر بطور روشن یا تمرکز حواس، و افکار دائمی مرگ یا خودکشی یا آرزوی مردن (ساراسون و ساراسون،1383).
نظریه¬های مختلفی درباره علت افسردگی وجود دارد. نظریه¬های زیستی فرض می¬کنند که علت افسردگی در ژنها یا در بعضی بدکارکردی¬های فیزیولوژیایی نهفته است که احتمال دارد اساس وراثتی داشته یا نداشته باشد. اگرچه عوامل ژنتیکی بسیاری در افسردگی مهم به نظر می¬رسند، مکانیسم دقیق اینکه چطور افسردگی به ارث برده می¬شود روشن نیست. همچنین طبق فرضیه مونوآمین، فقدان نورآدرنالین یا سروتونین یک عامل علّی در افسردگی است. گیرنده¬ها ممکن است شدیداً حساس باشند، باعث شوند بدن سطوح پایینی از مونوآمین¬ها را تولید کند یا افسردگی ممکن است ناشی از ضعف در نظم سیستم انتقال¬دهنده عصبی باشد.
نظریات روان¬پویشی افسردگی بر احساسات ناهشیار و واکنشها به شرایط جدید بر پایه آنچه قبلاً در زندگی رخ داده است تأکید می¬کنند. نظریات یادگیری فرض می¬کنند که افسردگی به فقدان تقویت وابسته است. نظریات شناختی افسردگی بر این عقیده مبتنی هستند که تجارب یکسان ممکن است دو فرد را بطور کاملا متفاوت تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا آنها درباره موقعیتها، شناخت¬های متفاوتی دارند. بر طبق گفته بک (1982) ، افسردگی به بهترین نحوی می¬تواند به عنوان مثلث شناختی از افکار منفی در مورد خود و موقعیت و آینده توصیف شود.
افرادی که افسرده هستند به نظر می¬رسد در کنترل محیط خود احساس درماندگی می-کنند. آنها به عنوان نتیجه¬ای از موقعیت¬هایی که قبلا با آن مواجه شده¬اند ممکن است یاد بگیرند که ناتوان باشند. این مفهوم به درماندگی آموخته شده مصطلح گشته است (ساراسون و ساراسون، 1383).

2-1-2- اضطراب منتشر
اضطراب معمولا به عنوان احساس پراکنده و مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف می¬شود. شخص مضطرب به خصوص در مورد خطرات ناشناخته بسیار نگران است. علاوه بر آن، فرد مضطرب ترکیبی از علائم زیر را نشان می¬دهد: تپش قلب، تنگی نفس، اسهال، بی¬اشتهایی، سستی، سرگیجه، تعریق، بی¬خوابی، تکرر ادرار و لرزش. در حالیکه افراد وحشت¬زده به راحتی می¬توانند بگویند از چه می¬ترسند، افراد دچار اختلالات اضطراب از علل ترسشان آگاهی ندارند.
در اختلال اضطراب منتشر، اضطراب حداقل یک ماه (و معمولا بیشتر) باقی می¬ماند و به تجارب اخیر زندگی فرد مربوط نیست. اختلال اضطراب منتشر چهار نشانه دارد: تنش حرکتی، فعالیت بیش از حد دستگاه خودمختار، ترس از آینده و گوش بزنگی زیاد.
بر اساس دیدگاه روان¬پویشی، علل اختلال اضطراب منتشر، رویدادهای درون¬روانی و انگیزه¬های ناخودآگاه هستند. در واقع دفاع¬های فرد برای کنترل یا حبس اضطراب کافی نیست. نظریه¬پردازان یادگیری معتقدند که علائم اختلال اضطراب منتشر به همان طریقی که دیگر رفتارها یاد گرفته می¬شوند، یاد گرفته شده¬اند. در دیدگاه شناختی اعتقاد بر این است که اضطراب نتیجه¬ی افکار و عقاید غلط، غیرواقعی و غیرمنطقی و خصوصا اغراق درباره خطرات موجود در موقعیت است (ساراسون و ساراسون،1383)

2-1-3- تفاوتهای بین افسردگی و اضطراب
همپوشی قابل ملاحظه¬ای بین افسردگی و اضطراب وجود دارد، بطوریکه اغلب بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر، افسرده هستند و بیماران افسرده نیز غالبا مضطربند. به علاوه حتی موارد خالص هر دو اختلال، خصوصیات بسیار مشابهی در زمینه خودپنداره تحقیرشده، پیش¬بینی¬های منفی و سوگیری منفی در ارزیابی تجارب رایج، نشان می¬دهند. اما تفاوتهای بین دو گروه، ماهیت خاص هر اختلال را روشن می-سازد:
1-ارزیابی¬های منفی در افسردگی، گسترده، کلی و فراگیر هستند؛ ولی در اضطراب، گزینشی و خاص می¬باشند، همه¬ی سطوح را دربرنمی¬گیرند و نسبت به عوامل مثبت بی توجه نیستند.
2-بیمار اضطرابی، چشم¬اندازهایی برای آینده می¬بیند و از نظر ارادی تسلیم نشده است. بیمار افسرده، آینده را سیاه می¬بیند و باور دارد که یک رابطه اساسی را از دست داده یا شکست خورده و از نظر ارادی تسلیم شده است.
3-شخص اضطرابی، شکست¬ها یا اشتباهاتش را بطور مطلق به عنوان یک کانون فساد در مرکز شخصیتش یا به عنوان محملی برای بیزاری از خویش نمی¬بیند. اما بیمار افسرده، اشتباهاتش را به این صورت تفسیر می¬کند که بطور کلی معیوب و نامناسب است و شکست¬هایش غیرقابل جبرانند.
4-بیمار اضطرابی در ارزیابی¬های منفی¬اش نامطمئن و دودل است، ولی شخص افسرده، مطلق¬نگر است.
5-بیمار اضطرابی پیش¬بینی می¬کند که در روابطش با دیگران، در اهداف و مقاصدش، در توانایی انطباق با مشکلات، در عملکرد مناسب و در سلامت و بقایش اشکال به وجود خواهد آمد. شخص افسرده، افسوس می¬خورد که منبع کسب رضایتش را از دست داده، از رابطه با افراد مهم محروم گردیده و در اهدافش دچار شکست شده.
6-شخص افسرده دارای یک دید کلی است مبنی بر اینکه هیچ چیز بر وفق مرادش نیست و به همین دلیل احساس تأثر و غمگینی می¬کند (بک، 1383؛ به نقل از کهدویی،1384).

2-1-4- ذهن آگاهی
2-1-4-1- ریشه های تاریخی ذهن آگاهی
از لحاظ تاریخی، ذهن¬آگاهی بیشتر با جنبش¬های معنوی مرتبط می¬گردد تا جریانهای اصلی روانشناسی. ذهن¬آگاهی، تکنیک اصلی مورد استفاده در مراقبه بودایی است که ریشه در آیین مذکور دارد. آیین بودایی در هند و توسط سیدار تاگوتاما بودا که رهبری مذهبی بود، 500 سال قبل از میلاد و در واکنش به رنج افراد فقیر، بیمار، مسن و در حال احتضار پایه¬گذاری شد. طبق نظریه چهار حقیقت عالی، وجود مملو از رنج است که این رنج، نتیجه¬ی گرایش خودکار به وابستگی است، طریقه¬ی خاتمه¬دهی به این رنج در پیش گرفتن طریقت هشتگانه می¬باشد. بودا در طریق هشتگانه به بیان روش¬های رسیدن به نیروانا ، یعنی آزادی از ناراحتی پرداخته است که مشتمل بر درک فلسفه بودیسم است و پیروی از آن، پایبندی به اصول اخلاقی مربوط به گفتار، کردار، پیشه، منضبط کردن ذهن و مراقبه می¬باشد. این طریق هشتگانه، افراد را قادر می¬سازد تا بطور کامل به تجربه زندگی بپردازند، درعین حال گرایش و وابستگی خود به پدیده ها را کاهش دهند (کومار ،2002).
پس از مرگ بودا در سال 483 قبل از میلاد، آیین بودایی همچنان کم رونق باقی می-ماند، تا اینکه امپراطور موریان یعنی آسوکا در قرن سوم قبل از میلاد به این آیین گرایش پیدا نمود. با گسترش بودیسم به نقاط دیگر آسیا، این آیین بر اساس تعابیر مختلف به عمل آمده از تعالیم بودا به فرق مختلف تبدیل شد و دو فرقه اصلی «بودیسم تراوادا» و «بودیسم ماهایانا» ظهور یافت. بودائیان تراوادا به شکلی محتاطانه به تعبیر تعالیم بودا پرداخته و بر آزادی فرد بر اساس تلاش¬های خودش تمرکز نمودند و اساسا به مراقبه و تمرکز و یک زندگی صومعه¬ای جدای از جامعه تأکید ورزیدند. در بودیسم ماهایانا، تعبیر آزادانه¬تری از تعالیم بودا به عمل آمده که برای افراد بیشتری جذابیت دارد. در این فرقه، ماهایانا، بر رهایی از طریق یک زندگی نیکوکارانه و شفقت ورزی تأکید می¬شود. با آنکه بودیسم تراوادا در سریلانکا، تایلند، برمه و بودیسم ماهایانا در مغولستان، تبت، ژاپن، کره، ویتنام و نپال گسترش یافته است لیکن فرقه دوم، ماهایانا، به دلیل ارائه تعبیر آزادانه¬تری از تعالیم بودا از اقبال بیشتری برخوردار شده است. در حدود 150 سال بعد از میلاد با شروع تجارت بین هند و چین، ایده¬ها و آیین-های فرقه ماهایانا به چین نیز راه پیدا نموده است ( دایره المعارف بریتانیکا،2003؛ به نقل از کاویانی،حاتمی و جواهری،1387).
بین سال های 550 و 600 پس از میلاد، آیین بودیسم توسط میسیونرهای فرستاده شده از سوی پادشاه کره به ژاپن نیز راه پیدا کرد و تا پایان قرن هشتم، فرقه¬های بودایی زیادی ایجاد گشته و رشد نمود. «ذن بودیسم» که یک فرقه بودیسم ماهایانا بود، در قرن نهم و توسط بودائیان چینی فرقه «چان» به ژاپن معرفی شد و در حدود 1200 سال بعد از میلاد از رواج برخوردار شد. «ذن» معادل ژاپنی «چان» می¬باشد که تقریبا به معنای «مراقبه» ترجمه شده است. ذن بودیسم بر نگرش عدم وابستگی، مراقبه به منظور افزایش آگاهی و تمرکز بر زمان حال تأکید دارد که ثمره آن حالت آزادی روانی از رنج می¬باشد. مراقبه بودایی بیش از همه از طریق ذن بودیسم ژاپنی به غرب معرفی گردید. مهاجران آسیایی که در قرن نوزدهم به آمریکا مهاجرت نمودند، شروع به بنیان نهادن جوامع و معابد نمودند. با این وجود هنگامیکه ذن به ایالات متحده رسید، تاثیر آن بسیار محدود بود. اگرچه ذن بودیسم در سال 1893 در کنفرانس جهانی شیکاگو معرفی شد، همچنان تاثیر کمی بر فرهنگ آمریکایی بر جای گذارد (کارداسیوتو ،2005).

2-1-مبانی نظری………………………………………………………….13
2-1-1-افسردگی…………………………………………………………..13
2-1-2-اضطراب منتشر……………………………………………………14
2-1-3-تفاوتهای بین افسردگی و اضطراب………………………………15
2-1-4-ذهن-آگاهی………………………………………………………..16
2-1-4-1-ریشه¬های تاریخی ذهن-آگاهی…………………………….16
2-1-4-2-انتقال ذهن¬آگاهی به روانشناسی…………………………18
2-1-4-3-ذهن¬آگاهی در روانشناسی بالینی:موج سوم رفتاردرمانی……………………………………………………………….21
2-1-4-3-1-موج اول رفتاردرمانی………………………………………..21
2-1-4-3-2-موج دوم رفتاردرمانی……………………………………….22
2-1-4-3-3-موج سوم رفتاردرمانی………………………………………23
2-1-4-3-3-1-مداخلات مبتنی بر آموزش ذهن-آگاهی………………..24
2-1-4-3-3-2-مداخلاتی که ذهن¬آگاهی مؤلفه کلیدی آنهاست……26
2-1-4-4-تعاریف ذهن-آگاهی……………………………………………29
2-1-4-5-مفهوم¬سازی ذهن¬آگاهی در روانشناسی بالینی…………………………………………………………………….31
2-1-4-6-رابطه ذهن¬آگاهی با مراقبه…………………………………36
2-1-4-7-سازه¬های مرتبط با ذهن-آگاهی……………………………38
2-1-4-7-1-شیوه¬های پردازشگری ذهنی…………………………..38
2-1-4-7-2-اشکال هشیاری رفلکسی………………………………..40

2-1-4-8-رابطه بین ذهن¬آگاهی، شناخت ضمنی و آشکار………..43
2-1-5-مبانی نظری صبر…………………………………………………46
2-1-5-1-مفهوم صبر………………………………………………………46
2-1-5-2-انواع صبر………………………………………………………..49
2-1-5-3-رابطه صبر با مفاهیم مشابه………………………………….50
2-1-5-4-صبر در عرفان اسلامی…………………………………………51
2-1-5-5-مفهوم صبر در قرآن……………………………………………..53
2-1-5-6-زمینه¬های صبر در قرآن………………………………………55
2-1-5-7-صبر و سایر مفاهیم در قرآن…………………………………..59
2-1-5-8-نشانگان صبر……………………………………………………60
2-1-5-9-پیامدهای صبر………………………………………………….63
2-1-5-10-صبر در روانشناسی………………………………………….65
2-1-5-11-کارکردهای صبر………………………………………………66
2-1-5-12-پایه¬های روانشناختی صبر…………………………………69
2-2-پیشینه پژوهش……………………………………………………..75
2-2-1-ذهن-آگاهی……………………………………………………….75
2-2-2-صبر…………………………………………………………………78
2-3-سؤالات پژوهش……………………………………………………..79

فصل سوم: روش و ابزارهای پژوهش

فصل سوم با توصیف جامعه آماری و روش نمونه¬گیری آغاز خواهد شد. در این فصل پس از توصیف ابزارهای پژوهش، شاخص¬های روایی و پایایی این ابزارها گزارش می¬شود و در نهایت به چگونگی اجرا و روش¬های آماری به¬کاربسته شده برای تجزیه و تحلیل داده¬های پژوهش اشاره خواهد شد.

3-2- جامعه آماری، نمونه و روش نمونه¬گیری
جامعه آماری شامل بیماران مضطرب و افسرده مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مطب دو تن از روانپزشکان بود. منظور از بیماران مضطرب و افسرده، افرادی هستند که ازعلایم این اختلالات رنج می¬برند و سبب مراجعه آنان و استمداد کمک از مراکز درمان روانشناختی شده است و در زمان انجام پژوهش، تشخیص اختلال اضطراب منتشر و افسردگی اساسی را دریافت کرده باشند.
در این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد؛ بدین صورت که سه گروه30 نفری شامل بیماران افسرده، مضطرب و بهنجار با یکدیگر بر حسب متغیرهای سن، جنسیت،فقدان بیماری جسمی و عدم ابتلا به سایر بیماریهای روانی همتاسازی شدند. گروه¬های بالینی از میان مراجعه کنندگان به مراکز فوق¬الذکر انتخاب گشتند. ملاک انتخاب آزمودنی¬ها عبارت بودند از:
1- تشخیص روانپزشک مرکز مبنی بر اصلی بودن اختلال اضطرابی یا افسردگی.
2- مصاحبه بالینی توسط پژوهشگر با بیماران بر اساس ملاک های DSMIV.
3- اجرای پرسشنامه های افسردگی بک و اضطراب اشپیلبرگر که این دو پرسشنامه به عنوان ابزارهای مکمل به کار رفته و هر دو پرسشنامه بر روی هر سه گروه یعنی اضطرابی، افسرده و کنترل اجرا می گردد.
ملاک های خروج از نمونه عبارت بود از: ابتلا به هرگونه بیماری جسمی، ابتلا به سایر اختلالات روانی، سابقه بستری شدن در بیمارستان روانی، سن بالای 50 سال.
هنگام استفاده از پرسشنامه¬ها ملاک تشخیصی این بوده است که بیماران افسرده در پرسشنامه افسردگی نمره بالا کسب کنند و در پرسشنامه اضطراب، نمره پایین و بالعکس بیماران اضطرابی در پرسشنامه اضطراب نمره بالا و در پرسشنامه افسردگی نمره پایین کسب نمایند.ملاک انتخاب گروه بهنجار، نداشتن سابقه بیماری روانی و عدم کسب نمره بالا در دو پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر و افسردگی بک بود.

آزمون افسردگی بک، توسط بک در سال 1961 ساخته شد. این مقیاس شامل 21 سوال می باشد که محتوای 15 سوال، مرتبط با علایم روانشناختی و 6سوال مرتبط با علایم جسمانی است. همه سوالات بر اساس مقیاس لیکرت(0-3) شدت اختلال را ارزیابی می کنند. نمره¬ی کل فرد از طریق جمع نمرات کلیه سوالات در دامنه 0تا63 حاصل می¬شود. براساس پیشنهاد بک، نمره 0-9 فقدان افسردگی،10-18 افسردگی خفیف تا متوسط،19-29 افسردگی متوسط تا شدید و 30تا63 نشانگر افسردگی شدید است (کاویانی و همکاران،1380؛به نقل از کهدویی،1384). بک و همکاران(1988) روایی همزمان این مقیاس را 79/0 و پایایی بازآزمایی آن را69/0 گزارش کرده اند (به نقل از گودرزی،1381).
همچنین در پژوهشی که توسط حسینی(1380) صورت گرفت ضریب پایایی به روش آلفای کرونباخ 69/0 به دست آمد. گودرزی(1380) پایایی این پرسشنامه رااز طریق ضریب همسانی درونی برحسب آلفای کرونباخ 84/0 گزارش نموده است.

3-3-2- پرسشنامه اضطراب پنهان و آشکار اشپیلبرگر
این پرسشنامه در سال 1983 توسط اشپیلبرگر ساخته شد. این پرسشنامه شامل 40 سوال می¬باشد که 20 سوال آن به بررسی اضطراب آشکار و 20 سوال آن به بررسی اضطراب پنهان می¬پردازد. سوالات مرتبط با مقیاس اضطراب آشکار دارای 4 گزینه «خیلی کم»،«کم»،«زیاد»و«خیلی زیاد»و سوالات مرتبط با مقیاس اضطراب پنهان دارای 4 گزینه«تقریبا هرگز»،«گاهی اوقات»،«بیشتر اوقات» و«تقریبا همیشه» می-باشد. به هرکدام از عبارات آزمون، براساس پاسخ داده شده وزنی بین 1تا4 تخصیص می¬یابد. برای به دست آوردن نمره¬ی فرد درهر کدام از دو مقیاس، مجموع نمرات20 عبارت هر مقیاس محاسبه می گردد. بنابراین نمرات هر کدام از دو مقیاس در دامنه 20-80 قرار می گیرد.
مهرام (1372 )مطالعه¬ای جهت استاندارد¬سازی آزمون اشپیل برگر انجام داد. پایایی آزمون از طریق روش دونیمه کردن برابر با 94/0 به دست آمد.
روایی همزمان این آزمون برابر با 83/0 محاسبه گردیده است (به نقل از کهدویی،1384).

3-3-3- پرسشنامه صبر
این پرسشنامه با استفاده از مؤلفه¬های قرآنی و روایتی صبر توسط خرمایی (1388)تهیه شده است و این عبارتها در قالب 25 گویه قرار می¬گیرند . این پرسشنامه به سنجش مؤلفه های صبر شامل شکیبایی، رضایت، استقامت، متعالی شدن و درنگ می¬پردازد.
برای تعیین روایی و پایایی، این مقیاس بر روی 350 دانشجوی دانشگاه شیراز اجرا شد و سپس به روش تحلیل عاملی با استفاده از مولفه¬های اصلی با چرخش واریماکس استفاده شد ( خرمایی ،1388 ) .
برای نمره گذاری از مقیاس لیکرت استفاده شده است .
3-3-3-1- روایی پرسشنامه: برای تعیین روایی سازه این ابزار از تحلیل عاملی به روش مؤلفه¬های اصلی همراه با چرخش واریماکس استفاده شد. نتایج تحلیل عوامل نشان داده است که عامل متعالی شدن با ارزش ویژه 93/ 3 توضیح دهنده 71/ 15 درصد واریانس کل است. عامل شکیبایی با ارزش ویژه 80/ 2 مقدار 21/11 درصد واریانس کل را توضیح می دهد. عامل رضایت با ارزش ویژه 34/2 توضیح دهنده 38/9 درصد واریانس کل است . عامل استقامت با ارزش ویژه 97/1 مقدار 88/7 درصد واریانس کل را توضیح می¬دهد و در نهایت عامل درنگ با ارزش ویژه 93/1 توضیح¬دهنده 72/7 درصد واریانس کل بوده است . پنج عامل صبر در مجموع 52 درصد واریانس کل نمونه را توضیح داده است.
نتایج تحلیل عاملی وجود 5 عامل را به عنوان مولفه¬های صبر آشکار می¬کند : عامل اول « متعالی شدن » نام گرفته و گویه¬های 25، 12 ،9 ،16 ،19 ،14 ،15 و23 این مقیاس این مؤلفه را مورد سنجش قرار می¬دهد .
عامل دوم « شکیبایی » نام گرفته وگویه¬های شماره 6، 4، 1، 20، 22، 2 و 24 مقیاس ، این عامل را مورد سنجش قرار می¬دهد .

3-1-مقدمه……………………………………………………………81
3-2-جامعه آماری، نمونه و روش نمونه-گیری……………………81

3-2-1-داده¬های توصیفی نمونه…………………………………82
3-3-ابزارهای پژوهش………………………………………………84
3-3-1-آزمون افسردگی بک………………………………………..84
3-3-2-آزمون اضطراب پنهان و آشکار اشپیلبرگر…………………84
3-3-3-پرسشنامه صبر…………………………………………….85
3-3-3-1-روایی پرسشنامه……………………………………….85
3-3-3-2-پایایی پرسشنامه……………………………………….86
3-3-4-پرسشنامه پنج مؤلفه ذهن-آگاهی……………………..87
3-3-4-1-روایی پرسشنامه……………………………………….87
3-3-4-2-پایایی پرسشنامه………………………………………91
3-4-روش اجرا……………………………………………………..92
3-5-روش آماری……………………………………………………92

فصل چهارم: یافته¬ها

این فصل برای سهولت بیشتر در دستیابی به یافته¬های پژوهش و پیگیری سؤال¬های مورد بررسی به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول که بیشتر دربرگیرنده یافته¬های توصیفی پژوهش است، به بررسی خصوصیات جمعیت¬شناختی شرکت¬کنندگان در پژوهش و مقایسه¬ی آنها در متغیرهای جنس، سن و تحصیلات پرداخته شده است. در بخش دوم که یافته¬های اصلی پژوهش را شامل می¬شود و بیشتر دربرگیرنده آمار استنباطی است، به بررسی و مقایسه عملکرد سه گروه شرکت¬کننده در پژوهش در زمینه مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی و صبر پرداخته می¬شود. به منظور نظم بخشیدن به این بررسی¬ها و آسان¬تر شدن بررسی سؤالات پژوهش، نتایج مربوط به هر سؤال بطور جداگانه ذکر گردیده است.

4-1-مقدمه……………………………………………………………………94
4-2-یافته¬های توصیفی………………………………………………….95
4-2-1-یافته¬های توصیفی مربوط به مؤلفه¬های ذهن-آگاهی……..95
4-2-2-یافته¬های توصیفی مربوط به مؤلفه¬های صبر……………….96
4-3-آمار استنباطی………………………………………………………..97
4-3-1-یافته¬های مربوط به سؤال اول………………………………….97
4-3-2-یافته¬های مربوط به سؤال دوم………………………………….102

فصل پنجم: بحث و نتیجه¬گیری

هدف نخست این پژوهش، مقایسه¬ی مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی در سه گروه افسرده، مضطرب و بهنجار بوده است. هدف دوم این پژوهش عبارت بود از مقایسه¬ی مؤلفه¬های صبر در میان افراد افسرده، مضطرب و بهنجار. برای دستیابی به این اهداف، دو پرسش مطرح شد: اول: آیا تفاوت معناداری در مؤلفه¬های ذهن-آگاهی در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار وجود دارد؟ و دوم: آیا تفاوت معناداری در مؤلفه¬های صبر در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار وجود دارد؟ برای پاسخگویی به پرسش¬های پژوهش، پرسشنامه¬ها توسط افراد افسرده، مضطرب و بهنجار تکمیل گردید و اطلاعات آنها توسط نرم¬افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و یافته¬های حاصل در فصل چهار به تفصیل بیان گردید. در این فصل با طرح مجدد سؤالات پژوهش و با عنایت به فصل¬های گذشته به تفسیر و بحث و نتیجه¬گیری از یافته¬های پژوهش اقدام خواهد شد و در انتهای فصل، محدودیت¬ها و پیشنهادهای پژوهش مطرح خواهد گردید.

5-2- بحث و نتیجه¬گیری در مورد یافته¬های سؤال اول پژوهش
سؤال اول پژوهش این بود که:
“آیا تفاوت معناداری در مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار وجود دارد؟”
یافته¬های پژوهش نشان می¬دهند که مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار متفاوت است؛ البته این تفاوت بیشتر میان افراد بهنجار با افراد افسرده و مضطرب وجود دارد و تفاوتها میان افراد افسرده و مضطرب در بیشتر مؤلفه¬ها معنادار نیست. این نتیجه با نتایج پژوهش¬های والش، بالینت، اسمولیرا و مادسن (2008)، ون¬هرینگن و همکاران (2009)، وی، کرسول، ایزنبرگر و لیبرمن (2010)، بلاچر، کرافورد، کارمودی، روزنتهال و اوکن (2011) و برنهوفر، دوگان و گریفیث (2011) همخوانی دارد. برای تصریح بیشتر موضوع، هر یک از مؤلفه¬ها را بطور جداگانه مورد بررسی قرار می¬دهیم.
افراد بهنجار در مؤلفه¬ی مشاهده ( داشتن توجه دقیق به پدیده¬ها و محرکهای درونی و بیرونی) نمرات بالاتری نسبت به افراد افسرده به دست می¬آورند. افراد افسرده، افرادی هستند غمگین و درخودفرورفته که مدام درگیر افکار ناراحت¬کننده و نشخوارهای فکری خود هستند و ارتباط چندانی با محیط اطراف خود برقرار نمی¬کنند. این افراد احتمالا توجهی به ریزش آب روی بدن خود در حمام، وزش باد، تابش خورشید، آواز پرندگان و امثال این پدیده¬ها ندارند و طبیعی به نظر می¬رسد که افراد بهنجار در این مؤلفه بهتر از افراد افسرده عمل کنند؛ چون اکثر افراد بهنجار بالاخره در زمانهایی متوجه محیط افراد خود شده و با آن ارتباط برقرار می¬کنند.
همچنین نمرات افراد بهنجار در مؤلفه مشاهده از افراد مضطرب نیز بالاتر است. افراد مضطرب، افرادی هستند بسیار نگران آینده و تهدیدهای احتمالی آن. آنها بر اساس دیدگاه شناختی نسبت به محرکهای تهدیدآمیز، سوگیری توجه دارند (ترنر و بیدل، 2004؛ به نقل از توزنده¬جانی، 1387). شاید به همین دلیل توجه آنها نسبت به سایر محرکها که لزوما تهدیدآمیز نیستند و در این پژوهش مدنظر ما هستند کمتر از افراد بهنجار است که این سوگیری توجه را نداشته و بنابراین ظرفیت توجهشان به محرکهای اطراف بالاتر است.

5-1-مقدمه…………………………………………………………………108

5-2-بحث و نتیجه¬گیری در مورد سؤال اول پژوهش…………………108
5-3-بحث و نتیجه¬گیری در مورد سؤال دوم پژوهش…………………112
5-4-محدودیت-ها…………………………………………………………114
5-5-پیشنهادات…………………………………………………………….114
منابع فارسی………………………………………………………………..116
منابع لاتین…………………………………………………………………..121
پرسشنامه پنج مؤلفه ذهن-آگاهی………………………………………135
پرسشنامه صبر…………………………………………………………….137
پرسشنامه افسردگی بک………………………………………………..139
پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان اشپیلبرگر…………………………144
چکیده به زبان انگلیسی………………………………………………….146

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فهرست جدول¬ها

جدول(3-1)توزیع گروه نمونه بر حسب سن………………………………82
جدول(3-2)توزیع گروه نمونه برحسب متغیر جنسیت……………………83
جدول(3-3)توزیع گروه نمونه برحسب متغیر تحصیلات……………………83
جدول(3-4)ضرایب پایایی مؤلفه¬های صبر……………………………….86
جدول(3-5)نتایج تحلیل عوامل پرسشنامه پنج مؤلفه ذهن¬آگاهی به روش مؤلفه-های اصلی با چرخش واریماکس………………………………………………………..89
جدول(3-6)ضرایب پایایی مؤلفه¬های ذهن-آگاهی…………………….91
جدول(4-1)میانگین و انحراف معیار پنج مؤلفه ذهن¬آگاهی در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار…………………………………………………………………………..95
جدول(4-2)میانگین و انحراف معیار مؤلفه¬های صبر در افراد افسرده، مضطرب و بهنجار………………………………………………………………………….96
جدول(4-3)نتایج آزمونMANOVA مربوط به مؤلفه¬های ذهن-آگاهی….97
جدول(4-4)نتایج مربوط به آزمون تحلیل واریانس تفاوت مؤلفه¬های ذهن¬آگاهی بین گروه¬های افسرده، مضطرب و بهنجار…………………………………….98
جدول(4-5)نتایج آزمون تعقیبی توکی مربوط به مؤلفه مشاهده………..98
جدول(4-6)نتایج آزمون تعقیبی توکی مربوط به مؤلفه توصیف……………99
جدول(4-7)نتایج آزمون تعقیبی توکی مربوط به مؤلفه عمل توأم آگاهی….100
جدول(4-8)نتایج آزمون تعقیبی توکی مربوط به مؤلفه عدم قضاوت………..100
جدول(4-9)نتایج آزمون تعقیبی توکی مربوط به مؤلفه عدم واکنش……….101

جدول(4-10)نتایج آزمونMANOVA مربوط به مؤلفه¬های صبر…………….102
جدول(4-11)نتایج آزمون تحلیل واریانس تفاوت مؤلفه¬های صبر بین گروه¬های افسرده، مضطرب و بهنجار…………………………………………………………………103
جدول(4-12)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه شکیبایی……………………103
جدول(4-13)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه رضایت………………………104
جدول(4-14)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه استقامت…………………..104
جدول(4-15)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه درنگ………………………..105
جدول(4-16)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه متعالی شدن……………….106

ABSTRACT

The goals of this study included compare of facets of mindfulness and patience in patients with major depression disorder, generalized anxiety disorder and normal individuals.The design of this study was causal-comparative. The statistical study population included all patients with depression or anxiety referred to counseling center of Mashhad university of medical sciences at May-September 2011.The samples of study included 30 patients with MDD, 30 patients with GAD and 30 normal individuals.The method of sampling was available sampling.The tools that use in study included Beck Depression Inventory, Spielberger State-Trait Anxiety Inventory, Five Facet of Mindfulness Questionnaire and Patience Questionnaire. The data was analyzed by MANOVA and Hoc Tukey test. The results show that there are significant differences in facets of mindfulness and patience among depressed, anxious and normal individuals (P<0/0001).



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان