انتخاب صفحه

مقدمه

   بزرگترین موهبتی که خداوند متعال به بشر ارزانی داشته سخن گفتن و تکلم است .کلام محصول اندیشه و تفکر آدمی است به وسیلۀ آن فرد می تواند اندیشه ها و معانی گوناگونی را که در ذهن خود دارد به ذهن دیگری منتقل کند و این همان زبان گفتار است که برای ایجاد رابطه میان افراد جامعه به کار می رود.   اما زبان یک مورداستعمال دیگر هم دارد وآن استعمال در مقام یکی از ابزارهای هنر یعنی شاعری است. هر شاعر در هنگام بیان هنر خود حقایق و واقعیت ها راآنچنان که هستند،نمی پسندد؛ یعنی در کلام او واقعییتها تقریباً آنچنان که باید نمی شود؛ به این سبب کلامش پر از رمز است و نشانه. یکی از رویکردهای نقد ادبی،نشانه شناسی است که صبغه زبان شناسی دارد و زبان اثر ادبی،دست مایه این رویکرد به حساب می آید .   دراین تحقیق سعی برآن شده است با تکیه بر علم نشانه شناسی در قالب نظریات زبان شناس برجسته سوئدی “فردینان دوسوسور”از شاعر گرانقدر “فردوسی حکیم” مایه گرفته و گوشه ای ازآن اثر عظیمش شاهنامه را در خصوص رنگها و پوشاک رمزگشایی و نشانه یابی کند.   در این پژوهش در بخش نظری، با نشانه شناسی رنگها و پوشاک در شاهنامه و در یافت ایده ها یی مغزدار و تأثیر گذار از نمونۀ مطالعاتی “هفت خوان رستم” و تعمیم آنها در بخش عملی ،در راستای طراحی عنصری از پوشاک به نام “مانتو” که در جامعۀ ایرانی بیشتر از سایر بخشهای لباس به عنوان مد نمود میکند، سعی دارد طرحی نو از طراحی مد در این سرزمین را ارائه دهد.   این پژوهش شامل چهار فصل است که در فصل اول به کلیات تحقیق پرداخته ودر فصل دوم مبانی نظری تحقیق همچون چارچوب نظری و تعریف واژگان اصلی و فرعی را توضیح می دهد.   در فصل سوم تجزیه و تحلیل داده ها با تعریف واژگان تحلیلی و جامعۀ آماری و توصیف نمونۀ مطالعاتی صورت گرفته است . در فصل چهارم نیز به تبیین فرضیات ونتایج پرداخته و در نهایت گزارشی از کار عملی پروژه داده شده است.

 فهرست مطالب

مقدمه…………………………………………………………………………………………1

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل اول :کلیات تحقیق

پوشاک از مظاهر فرهنگ یک جامعه است و حامل پیامهایی می باشد و عناصر نشانه ای پوشاک بر نمودهای فرهنگی ،مذهبی ،ملی ،هنری و…یک جامعه دلالت دارد.  رنگ یکی از شاخصه های اصلی و مهم نشانه ای در پوشاک است .     از طرفی دیگر،ادبیات نیز دارای ویژگی ذاتی است که می توان آن را به کمک دانش های گوناگون نقد وتحلیل کرد که نشانه شناسی یکی از این دانش هاست و به دنبال دست یافتن به رابطه ها و کشف پیوند میان آنچه نویسنده آفریده وآنچه خواننده در می یابد.شاهنامه نیز یکی از بزرگترین منابع ادبی و فرهنگی این جامعه است .      چرایی وعلت این تحقیق به آن خاطر است که با طراحی مد و لباسی مواجه شویم که گویای ملیّت وتمدن غنی ایران باشد. حاوی نشانه های عمیق فرهنگی و ادبی باشد و هویت بخش ، تا وضعیت سردرگمی موجود که چالشی عظیم درپوشاک ایران است را سامان بخشد و طراحی لباس را در جامعه به وضعیتی مطلوب وایده ال برساند. مدی جدید و برگرفته از شاهنامه ورنگها و پوشاک اش، با پیشینۀ تاریخی از تاریخ پر فرهنگ این مملکت . مدی خاص و شرقی، که خصوصا ایرانی باشد و اصیل.

1-2) اهداف تحقیق

  • مطالعۀ نشانه شناسی رنگها و پوشاک در اشعار شاهنامه
  • رمز گشایی عناصر نشانه ای و آنکه نشانه ها در شاهنامه ، حاوی چه پیامی اند و به چه چیزهایی دلالت دارند
  • به کارگیری این نشانه ها والهام از آنها در طراحی لباس باهدف ایجاد ارتباط بیشتر مردم با مفاهیم و نشانه های شاهنامه،در دوره مدرن امروزی،
  • ایجادطراحی مدولباسی ایرانی که اصالتی کهن و پیشینه ای عمیق در پس آن باشد
  • شناساندن این مد ایرانی به سراسر دنیا
  • اندیشیدن نسل جدید در شاهنامه که منجر به آن میشود آنان از این متن کهن وسرشار از فرهنگ فاصله نگیرند و باادب وادبیات ایران رشد کنند.

1-3)اهمیت و ضرورت تحقیق

  هویت وماهیت هر جامعه تا حدود زیادی به وسیلۀ لباسی که توسط اعضای آن تن می کنند مشخص می شود و روشنگر بسیاری از معانی پدیدارهای اجتماعی و تاریخی در جوامع انسانی می باشد . اهمییت بسیار در انجام این تحقیق احساس شده است و انگیزه اش ،دادن ارزش واعتبار بیشتر به مد و طراحی لباسهای موجود در بازار ایران است بانگاهی به رنگها وپوشاک دراشعار شاهنامه .    این پروژه به منظور ارتباط ذهنی وعینی افراد جامعه با مفاهیم و نمادها و نشانه های هویت ساز گوشه ای از این متن غرور انگیز که بخش عظیمی از تمدن و فرهنگ غنی ایرانیان در آن نهفته است صورت میگیرد و نیز این رساله در نظر دارد از این طریق برای پوشاک ایران طرحی ارائه دهد بسیار آگاهانه،اصیل و پر محتوا.      در نتیجه از آنجا که به دلیل کمبود ژورنالهای ایرانی ، به نسبت وسعت زیاد جغرافیایی و جمعیتی کشورمان و نیز به دلیل فراوانی ژورنالهای خارجی در برابر نیاز شدیدی که همۀ انسانها به پوشاک دارند ، ضرورت انجام این تحقیق بسیار بالا به نظر میرسد و اهمیت آن در آینده ای نزدیک  با کارآمدی این طراحی ها و کابرد زیاد آن در ایران و تفاوت  بارز آن به دلیل خاص بودنش در منطقه ، مشاهده خواهد شد .

    در این پژوهش ، دادن ارزش واعتبار بیشتر به رنگها در لباس ، مَدنظر ودغدغۀ خاطر می باشد و آن طرح و رنگی را می طلبد که گویای ملیّت و تمدن ، حاوی نشانه های عمیق فرهنگی وهویت بخش باشد و وضعیت سردرگمی موجود که چالشی عظیم در پوشاک ایران است را سامان بخشد و در نهایت ، طراحی لباس را در جامعه به وضییتی مطلوب وایده آل برساند که گوشه ای از لازمۀ آن، مطالعۀ نشانه شناسی رنگها و پوشاک در اشعار شاهنامه است .     پس زمانی به ماهییت و موقعیت کنونی خود پی می بریم که به شناخت فرهنگ و هنر که لباس نیز از مظاهر این فرهنگ است دست یابیم.

 

1-1) بیان مسئله………………………………………………………………………………..4

1-2) اهداف تحقیق……………………………………………………………………………..4

1 -3) اهمیت وضرورت تحقیق………………………………………………………………….5

1-4) سوالات تحقیق …………………………………………………………………………..6

1-5) فرضیه ها…………………………………………………………………………………6

1-6) روش تحقیق………………………………………………………………………………7

1-7) پیشینۀ تحقیق………………………………………………………………………….8

فصل دوم :مبانی نظری تحقیق

 در واقع نشانه شناسی در کهن ترین روزگاران تفکر آدمی ریشه دارد و در هزارتوی تاریخ پر راز و رمزِ او پرورده شده است .  پیشینه پژوهش‌های نشانه‌شناختی به دنیای باستان بازمی‌گردد . در نوشته‌های فلسفی، منطقی، دستوری ، پزشکی ، و  معرفت‌ شناختی یونان باستان و نیز تأملات چینی ها، هندی‌ها و مسلمانان ،اشارات بسیاری به سرشت و نقش  نشانه‌ها و دلالت‌های آنها می توان یافت. این آثار را اگر  چه نمی توان به معنای دقیق و امروزین کلمه، آثاری نشانه‌شناختی خواند ، اما بی‌شک نقش برجسته‌ای در تاریخ تفکرات نشانه‌شناختی و پی ریزی دانش نشانه‌شناسی داشته‌اند، پس در واقع دانشی نیست که یک شبه به وجود آمده باشد ، بلکه ریشه هایی عمیق و ستبر در روزگاران کهن دارد. ریشه در کوشش های کهن بقراط و جالینوس برای فهم مناسبات میان جسم و ذهن و برای ربط دادن علائم به امراض دارد. به عبارت دیگر ، یونانیان قدیم را می‌توان نخستین رهروان نشانه‌شناسى دانست ، هر چند نشانه شناسی عمری به درازای تاریخ دارد و نظریه ای نیست که به یک باره شکل گرفته باشد ، و اگر چه ریشه های آن به افلاطون و اگوستین باز می گردد ، با این حال ،رشته ایست جدید از علوم انسانی که در آغاز قرن بیستم، به طور جدی پدید آمد و در نتیجه،هنوز مشروطیت رشته های قدیمی تر همچون فلسفه را ندارد.ازجمله کسانی که پیش از آغاز نشانه شناسی به عنوان یک رشته علمی و یک حوزه مستقل اندیشه بشری ،آرایی را مطرح کرده اند، می توان از افلاطون، ارسطو، فیلسوفان رواقی، قدیسین آگوستین، و جان لاک نام برد. برای نخستین بار جان لاک اصطلاح «نشانه‌شناخت» را در سال ۱۶۹۰ در نوشتار خود با نام “رساله‌ای در زمینه قدرت درک انسان” به کار برد.

 اما، با وجودِ تاریخ غنی تفکرات نشانه‌شناختی، «نشانه‌شناسی معاصر عمدتاً  بر اساس اندیشه‌های دو متفکر یعنی فردینان دوسوسور زبان‌شناس سوئیسی، و چارلز سندرس پیرس فیلسوف و منطقی امریکایی، استوار شده است. سوسور بیشتر از منظری فنی و زبان شناسانه به این نظریه پرتو افکنده است و رویکرد نشانه شناختی اش بسیار ساده و البته کلاسیک است و پیرس رویکردی مفصل تر و منعطف تر دارد .در واقع هر دو ، میان دانش و نشانه پیوندی تازه برقرار کرده­اند و این رویکرد فکری را به قلمرو مطالعات دانشی وارد ساخته اند .» (ضیمران، 1382 :8)اما « ما ایرانیان نه تنها نقشی در تحولاتی که نشانه شناسی در سدۀ بیستم به خود دیده است  نداشته ایم ، بلکه در این زمینه با فقر و خلاء نظری عمیقی دست به گریبانیم.»(نرسیسیانس، 1391 : 10)به هر حال نشانه شناسی از دهۀ 1950 میلادی نیز همچون روش پژوهش در شناخت دلالت ها وادراک کارکردهای ارتباطی به کار رفته شده است.

2-1-2) نشانه شناسی

  نشانه شناسی رشته ایست بسیار گسترده و هیچ خوانشی از آن نمی تواند ادعای فراگیری و جامعیت داشته باشد. کوتاه ترین تعریف : «نشانه شناسی مطالعۀ نشانه هاست.» (چندلر ،1387 :19)  و کلی تر : مطالعه نشانه ها و نماد ها است .

   عامترین تعریف از اکو:« نشانه شناسی با هر چیزی که بتواند یک نشانه قلمداد شود سرو کار دارد.» و تعریف آن در دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی: «نشانه‌شناسی علمی است که به بررسی انواع نشانه‌ها، عوامل حاضر در فرایند تولید و مبادله و تعبیر آنها، و نیز قواعد حاکم بر نشانه‌ها می‌پردازد و سرشت و چگونگی ارتباط و معنا را در پدیده‌ها و نظام‌های نشانه‌ای گوناگون مطالعه می‌کند.»

    در تعریفی دیگر «نشانه شناسی مطالعه شیوه های تولید معنا در نظام های نشانه ای است که افراد برای مقاصد ارتباطی یشان به کار می گیرند. این علم سعی دارد میان پدیده های نامرتبط با هم ارتباط برقرار کند». (چندلر ،1387 :16) ودر یک نگاه کلی «نشانه شناسی یکی از بهترین روش های کارآمدی است که با ایجاد معنی ­و یا ­به تعبیر هدف و مقصود نشانه شناسی ، مطالعه نظام های نشانه ای مانند زبان ها ، رمزها ، نمادها ، نشانه های علامتی و مواردی از این دست است که با «فرایند معنی دار شدن» سر و کار دارد».(استرتیناتی، 1388 : 153)    در  باب متن و مقولۀ متون نیز می توان چنین تعریف کرد «نشانه شناسی رویکردی زبان شناسانه به متون است  رویکردی که توجه به زبان متن را در اولویت دارد . متن ترکیبی از نشانه هاست ( مثل کلمات ، تصاویر ، اصوات ، و یا اطوار) که با ارجاع به قراردادهای یک ژانر و در یک رسانۀ ارتباطی خاص ساخته و تفسیر شده است. با این همه نشانه شناسی را نمی توان یک روش شناسی مستقل تلقی کرد، اما می تواند یک روش یا رهیافت روشی باشد. (چندلر ،1387 :17). نشانه شناسی علمی است که هدف خود را « شناخت و تحلیل نشانه ها و نمادها چه آنها که به صورت زبان گفتاری یا نوشتاری در آمده­اند و چه آنهایی که صورت های غیرزبانی دارند، اعلام می کند».(فکوهی، 1383 :299)

   از طریق سیستم نشانه شناسی در می یابیم که «چگونه یک امر ذهنی به امری عینی تبدیل می شود و بالعکس. به عبارت دیگر تبدیل ذهنیت به عینیت و بر عکس ، عینیت از طریق سیستم حسی به ذهنیت تبدیل می شود. پیوندهای موجود میان جسم، ذهن و فرهنگ هنگامی که به شکل نشانه بروز می کنند که حوزه نشانه شناسی را تعریف و تعیین می کنند. با این حال این به معنی آن نیست که نشانه شناسی راجع به همه چیز است و نه فقط شامل مطالعۀ چیزهایی است که ما در مکالمات روزمره «نشانه» می نامیم ، بلکه  مطالعۀ هر چیزی است که بر چیزی دیگر اشاره دارد.   برخی نشانه ها به چیزی که نماینده آن هستند شباهت دارند ، اما جالب این است که بسیاری از نشانه ها- خواه نمادهای دیداری باشند و خواه نمادهای آوایی مثل کلمات هیچ شباهتی به مرجع خود ندارند . اولین اصل در نظام های  نشانه شناسیانه این است که آنها مترادف نیستند و ما نمی توانیم بگوییم در این نظام ها چیزی یکسان بر اساس واحدهای متفاوت وجود دارد.» (نرسیسیانس،1391 :17)

  « نشانه شناسی مدرن نشان می دهد که این علم قابل گسترش است و فراتر از آموزه های سوسور را دربر دارد .نشانه شناسی مدرن به هر چیزی که بتواند مانند نشانه عمل کند و به تولید و تبادل معنا منجر شود، توجه می کند. از این رو، نشانه ها می توانند بصری، متنی، ایماژی یا هر چیزی باشند. محمل این نشانه ها زبان است. »(همان :19)  نشانه‌شناسی با بررسی نشانه‌ها در ساخت‌های گوناگون زندگی اجتماعی بشر می‌کوشد به سه پرسش بنیادین پاسخ گوید:

  • نخست اینکه، «دنیای پیرامون ما،در حالی که،ما به‌واسطه نشانه‌ها به درک و فهم آن نائل می‌شویم، به ‌عنوان یک محیط انسانی چگونه ساخته شده است؛
  • دوم آنکه، این دنیا چگونه به کمک نظام‌های نشانه‌ای گوناگون رمزگذاری و رمزگشاییمی‌شود ،در نتیجه، چگونه به یک قلمرو فرهنگی بدل می‌گردد.
  • سوم اینکه، ما چگونه از رهگذر نشانه‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم و دست به کنش می‌زنیم تا این قلمرو را به جهان فرهنگی جمعی و مشترکی بدل کنیم .» (همان: 21)

    نشانه شناسی در صدد است جلوه های استعاری، کنایی، بصری یا نشانه ای واژه ها و مفاهیم را آشکار کند با این فرض یا اصل منطقی که چیزی در لابه لای زبان می جنبد، حرکت می کند و بر ابژه ها یا معانی دلالت دارد که متفاوت از شکل ظاهری گزاره ها یا واژه هاست. این درست است،اما همه ی ماجرا نیست ؛درست مانند ساختار روانی انسان که بخشی از آن را ناخودآگاه جهت می دهد اما بخشی از آن بی شک آگاهانه می ماند.   هدف نشانه شناسی نه رمزگشایی جهان است و نه تدوین دلالتهای مختلفی که به اشیاء، موقعیتها و پدیده های طبیعی نسبت می دهیم. پرداختن به این عرصه ها کار قوم شناس، مردم شناس، جامعه شناس، روانشناس و یا فیلسوف است . نشانه شناسی سعی دارد تا به دسته بندی های مختلفی برای نشانه ها دست یابد ؛ گونه های متفاوت نشانه ها را از نظر ویژگی و قوانین فراخور سازمان بندی و فرآیندهای خاص دلالت مشخص کند و راهگشای شناخت معنا یا معناهای اثر باشد.   نشانه شناسی می تواند یکی از رهیافت های نوین در مطالعات تاریخی باشد و به عنوان مکمل یکی از ابعاد یا مراحل تحقیق تاریخی مدّ نظر قرار می گیرد؛ روش نشانه شناختی می تواند به گره گشایی، بسترکاوی و اتصال این یافته ها به دیگر عناصر فرهنگ یا دوره ی خاص مورد مطالعه کمک کند. مخصوصاً در فرآیند گردآوری و تحلیل داده ها؛ زیرا به نظر می رسد که بخشی از داده های تاریخی به معنای خاص ، نه عام، نشانه شناختی اند و تحلیل نشانه شناختی می تواند دلالت های صریح، ضمنی یا معانی چندگانه یا استعاری آن ها را کشف کند. « بخش عمده ای از داده های تاریخی و حتی اجتماعی قطعاً ماهیت نشانه شناختی دارند . نشانه شناسی در مطالعات اجتماعیِ حال نگر بهتر پاسخ می دهد، خود به خود مباحث نظری و فلسفی را در خود می پروراند و شامل مدل های نظریست و روشی است در علوم اجتماعی ما که به هر دلیل بیش تر مورد استقبال است » (نبوی،1392: 36)

2-1  (چهارچوب نظری…………………………………………………………………….11

2-1-1) مروری برعلم نشانه شناسی………………………………………………..11

2-1-2) نشانه شناسی………………………………………………………………..12

2-1-3) نشانه شناسان……………………………………………………………….16

2-1-4) رویکرد فردینان دوسوسور……………………………………………………. 17

2-2) تعریف واژگان اصلی………………………………………………………………..21

2-2-1) نشانه…………………………………………………………………………..21

2-2-2) زبان و نشانه………………………………………………………………..23

2-2-3) نماد و نشانه………………………………………………………………..24

2-2-6) بررسی شاهنامه………………………………………………………….27

2-3) تعریف واژگان فرعی…………………………………………………………….32

2-3-1)مروری بر تطور پوشاک …………………………………………………….32

2-3-2)فرهنگ پوشش…………………………………………………………….33

فصل سوم:تجزیه وتحلیل داده های تحقیق

   «هستۀ رهیافت سوسور آن است که زبان و کلمات یا واژه های درون آن ، با واقعیت از پیش موجودِ فرازبانی انطباق صرف ندارد. بلکه زبان، واقعیت زندگی ما را در حین تجربۀ آن توسط خود ما می سازد. از دیدگاه سوسور زبان هم چون نظامی نشانه شناختی از طریق رابطه ی صرف و ساده ی نشانه های خود با واقعیت خارجی عمل نمی کند، بلکه به رابطه ی تشابه و تفاوت متکی است که بین نشانه ها برقرار است.»(چندلر1385 :30)

  در عین حال، رهیافت سوسور ساده و البته هنوز اثرگذار است و به گفتۀ وی : میتوان علمی رامتصور شد که موضوعش پژوهش تکامل نشانه ها در زندگی اجتماعی باشد. «زبان شناسی فقط بخشی از این علم نشانه شناسی است . میتوان قوانینی را که به یاری نشانه شناسی کشف میشوند در مورد زبان شناسی نیز کارا دانست.  سوسور نشانه شناسی را علم کلی برای نشانه ها در نظر گرفته که در بطن آن زبان شناسی ، پژوهش سیستماتیک زبان ،نخستین جایگاه مطالعاتی را دارد.»(سوسور،1983 :16)

3-1-2) دال و مدلول

   «از نظر سوسور، نشانه ماهیتی دوگانه دارد که یک طرف آن دال یا تصویرِ آوایی واژه است و سوی دیگر آن مدلول یا تصویر ذهنی و مفهومی آن است . او واحدهای تشکیل دهندۀ زبان را از هم تفکیک کرد و بعداز مطالعۀ نشانۀ زبانی نشانه را با دو وجه لاینفک که یک دالّ را به یک مدلول مرتبط می سازد توصیف نمود(سوسور،1378: 96) سوسور معتقد است « یک نشانه حاکی از ارجاع یک واژه به اشیایی در جهان نبوده ، بلکه آمیزش آسان گیر یک دال و یک مدلول است .»هیچ یک از این دو به تنهایی نشانه نیستند بلکه رابطه ساختاری متقابل و هم‌بسته آنها که دلالت خوانده می‌شود، نشانه را به‌وجود می‌آورد؛ «رابطه‌ای که اساساً دل‌بخواهی و قراردادی است و نه طبیعی، ضروری، و انگیخته . طبعاً رابطه بین واژه ها و معانی  نیز قراردادی اند.

  • در این نمودار پیکانها دلالت را نشان می دهند. که رابطۀ بین دال و مدلول است که رابطه­ی لازم و ملزوم است . نوعی برهم کنش میان آن دو. این خطوط کمک میکنند تا فقط به قصد تحلیل ، دال و مدلول را از هم متمایز بدانیم . «نشانه شناسی سوسوری» بر آن است که هر رابطه دلالتی یا به عبارت دیگر، رابطه دال و مدلولی در هر نشانه، «قرادادی» است. سوسور استدلال کرد که رابطه بین علامت ها و دلالت ها، قراردادی است.
  • خط چین افقی در نمودار،دو بخشی نشانه رابه طور مجزا نشان می دهد.
  • دال یک الگوی آوایی است .الگوی آوایی ای که گوش های ما قادر به شنیدن آن است، یک تصور صوتی . تصویر صوتی ، آوایی مادی نیست که جنبه فیزیکی داشته باشد ، بلکه اثر ذهنی این آواست و حواس ما نمایشی از آن را ارائه  می دهد .
  • مدلول یک مفهوم ذهنی است .یک شی نیست بلکه تصور شیء است. مفهومی که ما به آن الگوی آوایی نسبت می دهیم.
  • «دال و مدلول جدایی ناپذیرند و مانند دو روی یک کاغذ و هر دو ذهنی اند و در ذهن به هم وصل اند. یک پیوند متداعی که در آن هر یک دیگری را فعال می کند . هر دو وابسته به یکدیگرند وهیچ کدام پیش از دیگری  وجود نداشته هردو صورت اند نه ماده .به مانند سرباز در یک شطرنج که چه چوبی باشند چه از عاج،فرقی ندارد و بازهمان سرباز است.» (نرسیسیانس،1391 :30) دال و مدلول روی هم رفته نشانه زبانی را تشکیل میدهند که رابطه ای دلبخواهانه و قراردادی است. به عقیدۀ سوسور ، عامل زبان در رابطۀ دال و مدلول مؤثراست .زمان بر این رابطه تاثیر گذاشته و باعث برخی تغییرات می شود.
  • «نشانه یک کل است ودر الگوی سوسور ارجاع نشانه به یک مفهوم است نه به یک شیءو بیشتر روی نشانه نمادی تأکید دارد. سوسور نشانه را الزامی می داند ؛ به عبارت دیگر ؛ نشانه و محتوا ذهنی و قرار دادی اند. نشانه ها از نظر سوسور ، منفک و منقطع اند، یعنی خارج از فرایند زبانی اند و او در مبحث نشانه شناسی مرجع را حذف می کند و جایگاهی برای آن در نظر نمی گیرد .»(چندلر،1387 :45)

   نشانه زبانی نه یک شی را به یک نام ، بلکه یک مفهوم را به یک تصویر صوتی پیوند می دهد. نشانه زبانی محسوس است و اگر بر آن شویم آن را «مادی» بنامیم ، تنها به همین معنی و برای تقابل با وجه دیگر تداعی ، یعنی مفهوم است که معمولاً مجردتر می نماید. نشانه زبان شناسی از هر دو این عناصر تشکیل شده است و معنی آن به یک مصداق خارجی بستگی ندارد،

3-1-3) ماهیت اختیاری نشانه

   نخستین اصل نظریۀ زبانی سوسور به کیفیت بنیادین نشانه مربوط میشود.« نشانۀ زبانی،اختیاری است. ترکیب حاصل از دال و مدلول که از ذاتی اختیاری  برخوردار است. این اصل پیچیده و اسرارآمیز ، اگر درست درک شود، بنیاد درک و تحلیل زبان است.»(کالر،1390 :18)«هیچ کس منکر اصل اختیاری بودن نشانه نیست، ولی اغلب کشف یک حقیقت آسانتر از اختصاص دادن جایی شایسته به آن است.منظور سوسور از ماهیت اختیاری بودن نشانه  بسیار ساده است. هیچ رابطۀ طبیعی یا اجتناب ناپذیری میان دال و مدلول وجود ندارد.البته برای این اصل  بنیادین استثنایی نیز وجود دارد.نشانه های زبانی به دو طریق می توانند ایجاد انگیزۀ معنایی کنند؛ یعنی می توانند کمتر اختیاری باشند. »(همان :19)   بنابراین «می توان گفت که عناصر بنیادین زبانها را نشانه ها تشکیل می دهند. زبانها از فرآیندهای متنوعی برای ترکیب این نشانه ها برخوردارند، اما این مسئله تغییری در ماهیت بنیادین زبان و سازه های اولیۀ آن پدید نمی آورد.   نشانه به این دلیل اختیاری است که هیچ رابطۀ ذاتی و درونی ای میان دال و مدلول وجود ندارد.»(همان :20) اما با دقت نظر در این مطلب است که « به تدریج می توان دریافت چه واقعیات متنوع و متعددی در پس پیامدهای این حقیقت نهفته است.اهمیت مسئلۀ اختیاری بودن نشانه تنها در رابطۀ اختیاری میان دال و مدلول نیست. اگر زبان ،نوعی گنجینۀ لغات باشد؛ یعنی رشته ای از نامهایی که بر حسب اختیار انتخاب شده اند و به مجموعه ای از اشیاء یا مفاهیم متصل می شوند؛ در این صورت مفاهیم باید در تحول تاریخی زبان ثابت می ماندند،اما دال ها تغییر می کردند.»(همان :21)    اما در واقع «زبان گنجینۀ لغات نیست وبه همین دلیل ،مدلولهایش نیز مفاهیمی از پیش موجود به شمار نمی روند، بلکه مفاهیمی تغییرپذیر و اتفاقی اند که از وضعیتی به وضعیت دیگر زبان دگرگون می شوند.از آنجا که رابطۀ میان دال و مدلول اختیاریست و هیچ الزامی برای استفاده از یک دال خاص برای اطلاق به این مفهوم یا آن مفهوم وجود ندارد، هیچ تعریفی نیز برای مفهوم نمی توان قائل شد که مفهوم بر حسب آن ،مدلول یک دال معرفی شود.مدلول در پیوند با دال می تواند هر صورتی بپذیرد و هیچ هستۀ بنیادینی برای معنی وجود ندارد که معنی بر حسب آن مدلول مناسب آن دال تلقی گردد. بنابراین، این واقعیت که رابطۀ میان  دال و مدلول اختیاری است به این معنی است که ، به دلیل فقدان مفاهیم و دالهای جهانی ثابت، مدلول و دال اختیاریست.هم دال وهم مدلول موجودیت هایی صرفاً رابطه ای و افتراقی اند .رابطه ای بودن اینها به دلیل اختیاری بودنشان است؛ »(کالر،1390 :23)   «نشانه های زبانی به دو طریق می توانند ایجاد انگیزۀ معنایی کنند، یعنی می توانند کمتر اختیاری باشند. نخست ، مواردی که نام آوا نامیده می شوند و آوای دال در آنها ظاهراً شرایطی تقلیدی دارد.یعنی دال و مدلول خیلی به هم نزدیک اند.آنها هرچند قرار دادی اند ولی قرابت بین دال و مدلول آنها وجود دارد.دوم گروهی از نشانه هایند که  نماد نامیده میشوند. دال و مدلول در مورد نمادها وجود دارد و هرچند قراردادی اند ولی دال آن کاملاً خالی از مدلول آن نیست و خصوصیتی از مدلول در دال وجود دارد.    با این همه ، نشانه ها می توانند در زبانی خاص ،به شکلی دیگری نیز تا حدی ایجاد انگیزۀ معنایی کنند؛ میتوان گفت که عناصر بنیادین زبانها را نشانه ها تشکیل می دهند. زبانها از فرایند های متنوعی برای ترکیب  این نشانه ها برخوردارند،اما مسئلۀ تغییری در ماهیت بنیادین زبان  سازه های اولیۀ آن پدید نمی آورد.نشانه به این دلیل اختیاریست که هیچ رابطۀ ذاتی و درونی ای میان دال و مدلول وجود ندارد.» (سوسور1390: 20)

3-1) تعریف واژگان تحلیلی…………………………………………………………..39

3-1-1) دیدگاه فردینان دو سوسور……………………………………………….39

3-1-2) دال و مدلول………………………………………………………………..39

3-1-2)  ماهیت اختیاری نشانه……………………………………………………42

3-1-3) ابعادهمزمانی و در زمانی………………………………………………..43

3-1-4) محور همنشینی و جانشینی……………………………………………45

3-1-5) سیستم و ارزش……………………………………………………47

3-1-6) لانگ و پاورل……………………………………………………………….49

3-2)جامعۀ آماری و تحلیلی………………………………………………………..54

3-2-1) پوشاک در عهد فردوسی………………………………………………..54

3-2-2) پوشاک در شاهنامه………………………………………………………55

3-2-3) رنگ در شاهنامه………………………………………………………….60

3-3) معرفی و توصیف نمونه مطالعاتی(هفت خوان رستم)……………………65

3-2-1)خوان اول…………………………………………………………………..65

3-2-2) خوان دوم………………………………………………………………….67

3-2-3)خوان سوم…………………………………………………………………67

3 -2-4)خوان چهارم………………………………………………………………70

3-2-5)خوان پنجم………………………………………………………………..71

3-2-6)خوان ششم…………………………………………………………….72

3-2-7)خوان هفتم………………………………………………………………73

3-4)تحلیل نمونۀ مطالعاتی (جداول بررسی)………………………………….77

3-4-1) تحلیل دال و مدلول………………………………………………….77

3-4-2) تحلیل همنشینی وجانشینی……………………………………….79

3-4-3) تحلیل همزمانی ودرزمانی………………………………………….81

3-4-4) تحلیل ارزش وسیستم…………………………………………….82

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل چهارم: یافته ها ونتایج تحقیق

عناصر نشانه ای  رنگ  و پوشاک بسیار نقش تعین کننده و کلیدی در موضوعات اشعار و درک مفاهیم شاهنامه دارند . پوشاک میتواند در شاهنامه رویکردهای تاریخی و واقعیتهای اجتماعی را رمزگشایی کند؛ و رنگها می توانند مبین رازهای تمدن و رموز فرهنگ شاهنامه باشند.عناصر نشانه ای پوشاک تجریدهای عالی تر رویدادهای ماموس شاهنامه اند و گاهی می توان آنان را نوعی استنباط دانست. رنگ نیز یک مفهوم است ، که در اشعار شاهنامه ارزش های متفاوتی به خود میگیرد. خلاصه اینکه ، از آنجا که نه دال و نه مدلول هیچ کدام حاوی هستۀ بنیادینی نیستند،رنگها می توانند میزان پلیدی و گسستگی را به بهترین نحو نمود داده و در جایی دیگر میزان نیکی و خجستگی را به زیباترین حالت  نمایش دهند. عناصر نشانه ای پوشاک نیز از این قاعده مستثناء نیستند و در یک شعر گاه خواننده را به سمت شاهان و ثروت و جلال و منزلت برده و گاهی نیز او را به سوی پهلوانان وقهرمانان داستان هدایت میکند بی آنکه در این اشعار نامی از شاه یا پهلوانی برده شده باشد.

4-2) تبیین فرضیۀ دوم

  برجسته ترین شاخصه های کاربرد رنگ و پوشاک شاهنامه با رویکرد نشانه شناسی سوسور ،ارتباط دلالتی آنها در طراحی لباس و مد امروزیست .   در شاخصۀاول دال و مدلول: نشانه ای بودن عناصر پوشاک و رنگ در شاهنامه، هر نشانه را به سمت و سوی دال و مدلولی در نهادش سوق می دهد که در پی آن  دلالتی را آشکار می کند، که این دلالتها نیز بیان کنندۀ نظامیست ارزشمند و هدفمند.  در شاخصۀ دوم ارزش و سیستم : با شناخت این  نظامها و پی بردن به وجود سیستم های نشانه ای در اشعار فردوسی، به ارزش حقیقی هر نشانه در رنگ و در پوشاک شاهنامه پی برده و تاثیری که رنگها و پوشاک شاهنامه در کاربردشان به عنوان ایده در طراحی امروزی می گذارند می توانند مسئلۀ انتخاب را محتمل تر و آسان تر کنند.   در شاخصۀ سوم همنشینی و جانشینی : ماهیت و تاثیر عناصر نشانه ای رنگ و پوشاک شاهنامه، در کارگیری آنها در طراحی لباس امروزی و در قرار گرقتن در کنار پدیده های  دیگری چون طراحی های بی هدف  با رنگهای تصادفی ، افراد یک جامعه را در انتخاب بهترین لباس و رنگ  یاری  می دهد؛ بنابراین طراحی های برآمده از شاهنامه ایجاد تمایز جانشینی خواهد کرد. تلفیق رنگهای اشعار و عناصر نشانه ای پوشاک  شاهنامه و پوشاک امروزی نیز می توانند ایجاد یک زنجیره یا تمایز همنشینی کنند.

  در شاخصۀ چهارم همزمانی و درزمانی : از آنجا که نشانه هستۀ ضروری ندارد که حفظ آن الزامی  باشد، باید به مثابۀ موجودیتی رابطه ای و به لحاظ روابطش با سایر نشانه ها تعریف شود؛ و بین پوشاک امروزی ایران ، با نشانه های فرهنگی و هنری و تاریخی ایران که یک نمونۀ آن تعمیم عناصر نشانه ای رنگها و پوشاک شاهنامه در طراحی لباس ایرانیست، یک رابطۀ همزمانی ایجاد می شود که این یک رابطۀ معتبر است زیرا: روابط معتبرآنهایی اند که در مقطع زمانی خاصی حضور دارند. و برعکس ، تاثیرپذیری پوشاک ایران از پوشاک خارج از کشور که در واقع خارج از سیستم قرار دارند باعث ایجاد نوعی رابطۀ در زمانی می شود. واقعیت درزمانی در اصل جایگزینی یک صورت به جای صورتی دیگر است. که این جایگزینی فی نفسه از معنی و مفهومی برخوردار نیست و از نظر زبان بی نقش است.

4-1) تبیین فرضیۀ اول…………………………………………………………………..85

4-2) تبیین فر ضیۀ دوم………………………………………………………………….86

منابع:………………………………………………………………………………………88

 

 

Abstract

The purpose of this study is the semiotics of the color and garment in Shahnameh`s poems and its decoding and also to what the color and garment signs indicate. The importance and motivation of this study is giving value and reliability to dress designing in Iran, that in the theoretical part, by searching among colors and garment in Shahnameh, intends to offer a very intelligent, original and full of content plan for Iran`s garment in practical part in order to see in near future in Iran and in the Region because of its distinctive difference. Research methodology of this study is based on real and virtual library method with the tools like scientific websites and payroll records. Statistical society is Shahnameh`s poems and case study is Haft Khan Rostam. The method of data analysis, according to the theoretical framework of “Ferdinand de Saussure’s theories,” is descriptive – analytic. Generally, results of this study submit that the garment of this country demands the design and color that indicates the nationality and rich civilization alongside it is the deep cultural signs to improve the present situation that is a great challenge, and takes the fashion to good condition.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان