انتخاب صفحه

 فهرست مطالب

فصل اول: کلیات

نیروی انسانی، تأسیسات زیربنایی و مدیریت کارآمد در کنار منابع طبیعی زیرساخت­های توسعه پایدار جوامع را تشکیل می­دهند. منابع طبیعی بعنوان هدایای خدادادی نقشی بی بدیل در پروسه تولید ایفا می­کنند. کامیابی و رفاه روزافزون آدمی در پرتو علم و تکنولوژی پرشتاب او پیوسته همگام نیاز روزافزای انسان­ها به مواد اولیه و روش­های بهینه بهره­برداری از آن­ها بوده است. محیط پیرامونی از دیرباز تنها منبع پر سخاوت تامین مواد اولیه مورد نیاز انسان­ها بوده و می­باشد که درگذرگاه رشد جوامع بشری همواره کانون توجه دانش­های پایه بوده است. انقلاب صنعتی و عصر مدرن ره آوردی چون صنعتی شدن و شهرنشینی را با خود به همراه آورد و به تبع آن گریزی باقی نماند جز یافتن منابع نوین مواد اولیه و ابداع، پیشرفت و بهینه سازی روش­های کشف، استخراج و فرآوری مواد طبیعی (سیلیسیان، 1386).مطالعات باستان شناسی و تاریخی نشان می دهد که شناخت و کاربرد آهن، تاریخ شش هزار ساله دارد. آشنایی آدمی با آهن به صورت تصادفی بوده است. چگالی بالا، سختی و پایداری آهن بر ویژگی های دو فلز طبیعی مورد استفاده در آن زمان یعنی طلا و مس برتری داشت و بدین ترتیب این فلز ارزشی والاتر از دو فلز مذکور پیدا نمود. بر اساس مطالعات باستان شناسی حدود 800 سال پیش از میلاد، آهن در ایران به کار می­رفته است. برخی از پژوهشگران معتقدند ریشه لغوی کلمه آهن از آسن، که در اوستا به معنی آهن می­باشد،گرفته شده است که آن هم از واژه آسمن به معنی آسمان مشتق شده است. آهن از نخستین مواد اولیه فلزی بود که در ابتدا تنها به عنوان زیورآلات و ابزارهای سبک شکار و جنگ مورد استفاده قرار می­گرفت اما با توجه به ویژگی­ها و قابلیت­هایش و نیز فراوانی نسبیش چنان جایگاهی در مصنوعات بشری یافت که گاهی عصر تمدن را با عصر آهن همزاد می­دانند. عصر آهن به دوره ای اطلاق می­شود که ابزار و سلاح­های مفرغی جای خود را به ابزار آهنی دادند. با گذر زمان با وجود تغییرات بسیاری که زنجیره­های مختلف صنعت به خود دیده­اند، هیچگاه آهن جایگاه خود را بعنوان فلزی مادر و استراتژیک از دست نداده است. ایران در قرون و اعصار گذشته، از جهت آشنایی با نحوه بدست آوردن فولاد همسطح و همتراز دیگر جوامع و تمدن­های بزرگ بود، اما در سه قرن اخیر به لحاظ سیطره کشورهای غربی و پیشرفت سریع آنان و اضمحلال داخلی، در زمره واردکنندگان محصولات فلزی قرار گرفت. ایجاد کارخانه ذوب آهن که مادر صنایع محسوب می­شد به عنوان یک آمار ملی از دوره قاجاریه مطرح بود که سرانجام در سال 44 به تصویب مجلس رسید و عملیاتی شد. فولاد مبارکه اصفهان بعنوان بزرگترین مجتمع صنعتی کشور در کنار ذوب آهن اصفهان خط مقدم جبهه صنعت کشور را شکل داده­اند و اکنون با عملیاتی شدن فازهای توسعه این مجتمع­ها و احداث سایر کارخانجات فولاد و نیز افزایش جهانی قیمت فلزات بیش از پیش تأمین مواد اولیه مورد نیاز خصوصاً سنگ آهن مناسب ، ضروری می­باشد.ایران از دیرباز کشوری غنی از مواد معدنی بوده است که همواره در جای جای آن کانسارها و معادن مختلفی مورد اکتشاف یا در حال استخراج قرار گرفته است. با توجه به صنعت و نوع نیاز کشور گاهی عناصری نسبت به عناصر دیگر دارای اهمیت بیشتر بوده­اند، به طوری که حتی پایه صنعت کشوری را به خود اختصاص می­داده­اند. در این زمینه فعالیت­های اکتشافی و استخراجی زیادی صورت گرفته، که منجر به اکتشاف اندیس­ها و کانسارهای با ذخایر مختلف گردیده است، به همین علت مناطقی که از لحاظ برخی فلزات مستعدتر بوده­اند، همواره مورد توجه بیشتری قرار داشته­اند. یکی از این مناطق بسیار مستعد که دربرگیرنده بسیاری از مواد معدنی بالاخص آهن می­باشد، پهنه دگرگونی سنندج_سیرجان می­باشد. این پهنه دگرگونی همواره از لحاظ مواد معدنی مورد توجه معدن­کاران و مکتشفین معدنی قرار داشته است به طوری که در حال حاظر در نقاط مختلف این پهنه، اندیس­ها و کانسارهای فلزی و غیرفلزی زیادی دیده می­شود که می­توان این پهنه را یکی از قطب­های معدنی کشور به شمار آورد. در حال حاظر این پهنه را قطب دوم کانسارهای آهن در کشور محسوب می­کنند.

 1-2- کلیاتی در مورد آهن

آهن، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی باFe  و عدد اتمی 26 نشان داده می­شود. آهن فلزی است که در گروه 8 و در دوره 4 جدول تناوبی قرار دارد. علامت Fe وکلماتی مثل فروس[1] از کلمه لاتین فروم[2] گرفته شده است. اولین نشانه­های استفاده از آهن به زمان سومریان و مصریان برمی­گردد که تقریباً 4000 سال قبل از میلاد با آهن کشف شده از شهاب سنگ­ها اقلام کوچکی مثل سرنیزه و زیورآلات می­ساختند. از 2000 تا 3000 سال قبل از میلاد مسیح، تعداد فزاینده­ای از اشیاء ساخته شده با آهن مذاب (فقدان نیکل، این محصولات را از آهن شهاب سنگی متمایز می­کند) در بین النهرین، آسیای صغیر و مصر به چشم می­خورد؛ اما ظاهراً تنها در تشریفات از آهن استفاده می­شد و آهن فلزی گرانبها حتی با ارزش همتراز طلا به حساب می­آمد. از 1600 تا 1200 قبل از میلاد در خاورمیانه بطور روزافزون از این فلز استفاده می­شد، اما جایگزین کاربرد برنز در آن زمان نشد (سیلیسیان، 1386).از 1000 تا 1200 سال قبل از میلاد مسیح در خاورمیانه یک جابجایی سریع در تبدیل ابزار و سلاح­های برنزی به آهنی صورت گرفت. عامل مهم در این جابجایی، آغاز ناگهانی تکنولوژی­های پیشرفته کار با آهن نبود، بلکه عامل اصلی، مختل شدن تأمین قلع بود. این دوره جابجایی که در نقاط مختلفی از جهان رخ داد، دوره­ای از تمدن به نام عصر آهن را بوجود آورد. همزمان با جایگزینی آهن به جای برنز، فرآیند کربوریزاسیون کشف شد که بوسیله آن به آهن، کربن اضافه می­کردند. آهن را بصورت اسفنجی که مخلوطی از آهن و سرباره به همراه مقداری کربن یا کاربید است بازیافت می­کردند، سپس سرباره آن را با چکش کاری جدا نموده و محتوی کربن را اکسیده می­کردند تا بدین طریق آهن نرم تولید کنند.مردم خاورمیانه دریافتند که با حرارت دادن طولانی مدت آهن نرم در لایه­ای از ذغال و آب دادن در آب یا روغن می­توان محصولی بسیار محکم تر بدست آورد. محصول حاصله که دارای سطح فولادی است، از برنزی که قبلاً کاربرد داشت محکم تر و مقاوم تر بود.آهن یکی از رایج ترین عناصر زمین است که تقریباً 5 % پوسته زمین را تشکیل می­دهد. آهن عمدتاً از سنگ معدن استخراج می­گردد. این فلز را بوسیله روش کاهش با کربن که عنصری واکنش پذیر است، جدا می­کنند. این عمل در کوره بلند در دمای تقریباً 2000 درجه سانتیگراد انجام می­پذیرد.برای تهیه آهن عنصری، باید ناخالصی­های آن با روش کاهش شیمیایی از بین برود. آهن برای تولید فولاد بکار می­رود که عنصر نیست، بلکه یک آلیاژ و مخلوطی است از فلزات متفاوت (و البته تعدادی غیر فلز بخصوص کربن). هسته اتم­های آهن دارای بیشترین نیروی همگیر در هر نوکلئون هستند بنابراین آهن با روش همجوشی، سنگین ترین و با روش شکافت اتمی، سبکترین عنصری است که بصورت گرمازایی تولید می­شود.

معمولترین حالات اکسیداسیون آهن عبارتند از:

  • حالت فروس Fe2+
  • حالت فریک Fe3+
  • حالت فریل Fe4+که با تعدادی آنزیم (مثلاً پیروکسیدازها) پایدار شده است.

آهن بطور طبیعی دارای چهار ایزوتوپ پایدار Fe-54, Fe-56, Fe-57, Fe-58 می­باشند. فراوانی نسبی ایزوتوپ­های آهن در طبیعت تقریباً, Fe-58 3/0%  Fe-54 8/5%, Fe-56 7/91%, Fe-57 2/2% است.

آهن چهارمین عنصر از نظر فراوانی در پوسته به شمار می­آید، در حالیکه ذخایر آهن دارای 25 تا 65 درصد آهن هستند. بنابراین طبیعت برای ساختن ذخایر آهن چندان سختی نباید انجام دهد. کانسارهای آهن مهمی بوسیله فرایندهای رسوبی، گرمابی، آذرین بوجود آمده اند.تمرکز آهن در این نهشته­ها تا حدودی به این اصل وابسته است که آهن در طبیعت به سه حالت یافت می­شود. در هسته زمین آهن بطور آزاد یافت می­شود، اما بیشترین آهن پوسته به یکی از دو حالت فرو (Fe2+) یا فریک (Fe3+) حضور دارد. کانی­های رایج آهن مانند هماتیت و گوئتیت دارای آهن فریک بوده و در حضور اکسیژن زیاد نیز پایدار هستند. در حالی که کانی­هایی مانند مگنتیت و سیدریت دارای آهن فرو بوده و در محیط های کم اکسیژن احیاکننده تر پایدارترند. کانی رایج آهن یعنی پیریت نیز برای تشکیل به محیط­های کم اکسیژن نیاز دارد اما به خاطر مشکلات ناشی از گوگرد این کانی برای تولید آهن استخراج نمی­شود. به طور کلی وقتی یک کانی آهن دار دچار هوازدگی می­شود، اگر آهن آن در حالت فرو باشد به صورت محلول منتقل می­شود، اما اگر در حالت فریک باشد به حالت گوئتیت رسوب می­کند.

1-1- مقدمه………………………………………………………………………. 1

1-2- کلیات آهن………………………………………………………………….. 2

1-3- پراکندگی کانسارهای آهن…………………………………………………7

1-4- کانی شناسی آهن…………………………………………………….. 11

1-5- کانیهای عمده کانسنگ ساز آهن…………………………………….. 14

1-6- موقعیت جغرافیایی و راههای دسترسی منطقه…………………… 16

1-7- مطالعه پیشینیان……………………………………………………….. 16

1-8- اهداف پژوهش…………………………………………………………… 16

1-9- اهمیت و ارزش تحقیق…………………………………………………. 16

1-10- کاربرد نتایج تحقیق……………………………………………………. 17

1-11- روش مطالعه…………………………………………………………… 17

1-12- وضعیت آب و هوایی و اجتماعی………………………………………17

1-13- آب و هوا و پوشش گیاهی…………………………………………….17.

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: زمین شناسی

اشتوکلین(1968)[1] ضمن معرفی پهنه سنندج _ سیرجان، اختصاصات آن را بگونه زیر عنوان می­کند:پهنه سنندج _ سیرجان در شمال خاوری راندگی اصلی زاگرس قرار دارد و بر پایه ویژگی­های مورفولوژی، جزئی از سیستم زاگرس به شمار می­ آید. رژیم رسوبگذاری و ساختار پهنه سنندج _ سیرجان مشابه ایران مرکزی است و تمام ناپیوستگی­های اصلی مزوزوئیک و ترشیری موجود در ایران مرکزی و شمال ایران در این پهنه نیز شناخته شده اند که برخی از آن­ها در زاگرس وجود ندارند. تفاوت پهنه سنندج _ سیرجان از ایران مرکزی را با روند ساختمانی زاگرس می توان در نبود ولکانیسم ترشیری و توسعه کمتر سازندهای ترشیری عنوان کرد. اشتوکلین در مقاله (1968) سنگ­های نفوذی (دیوریتی و گرانیتی) ژوراسیک پایانی و ترشیری در پهنه سنندج _ سیرجان را بسیاری با اهمیت دانسته و آن را مشابه ایران مرکزی عنوان کرده و تأیید می کند که این پلوتونیسم در زاگرس وجود ندارد. به علاوه وی تأکید می کند که دگرگونی مزوزوئیک بخش­های مهمی از هر دو زون ایران مرکزی و پهنه سنندج _ سیرجان را متأثر کرده است. واقعیت این است که سنگ­های نفوذی مزوزوئیک به خصوص کرتاسه _ پالئوسن، در زون سنندج _ سیرجان از ایران مرکزی نمود بیشتری دارد. همچنین سنگ­های متامورفیک متعلق به مزوزوئیک که در فاز سیمرین میانی و پسین متامورف شده اند، در زون سنندج _ سیرجان نسبت به ایران مرکزی نمود بیشتری دارند.افتخارنژاد (1359) بخش شمال باختری پهنه سنندج _ سیرجان را با نام ارومیه _ همدان نامگذاری کرده و معتقد است، این بخش تحت تأثیر فاز کوهزایی سیمرین پیشین در تریاس پسین از بخش زاگرس و سلطانیه _ میشو تفکیک می­شود. بربریان و کینگ (1981)[2] پهنه سنندج _ سیرجان را به عنوان یک کمربند باریک داخل کراتونی در طول پالئوزوییک و یک حاشیه فعال قاره ای در طول مزوزوئیک معرفی می نماید. ایشان این پهنه را حاشیه جنوب باختری خرده صفحه ایرانی دانسته و محل اقیانوس تتیس جوان (اقیانوسی که ایران را از گندوانا جدا نموده است) را در جنوب این کمربند عنوان نموده و زمان تشکیل این اقیانوس را به 240 میلیون سال قبل(تریاس میانی) نسبت داده اند.

افتخارنژاد بر اساس برداشت­ها و مطالعات بعدی (1375) این زون را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرده است که بخش جنوبی، از گلپایگان تا سیرجان با آثار کوهزایی پرکامبرین و تریاس میانی و وجود توده­های نفوذی مانند گرانیت­های حاجی آباد، اقلید، سیرجان و توده­های بازی اسفندقه مشخص می شود و بخش شمالی آن که همدان _ ارومیه خوانده می شود، با عملکرد فازهای مهم کوهزایی سیمرین تریاس پسین مشخص می شود.

2-2- ولکانیسم پهنه سنندج _ سیرجان

پهنه سنندج _ سیرجان از لحاظ ولکانیسم در ائوسن نسبتاً آرام بوده است. در پایان این دوره فاز کوهزایی پیرنه در ایران مرکزی و پهنه سنندج _ سیرجان اثر کرده و باعث بالا آمدن پی سنگ پرکامبرین شده است. در طی فاز کوهزایی ائو _ الیگوسن توده­های بازیک نظیر گابروی خرزهره و پنجوین نفوذ کرده اند. پس از فاز کوهزایی استرین و پاسادنین، در کواترنر یک فاز کششی در بیشتر نقاط ایران وجود داشته است. ولکانیسم کواترنر در منطقه تکاب _ قروه در پهنه سنندج _ سیرجان احتمالاً نتیجه فاز کششی کواترنر می­باشد. در طول زمان تریاس _ ژوراسیک همراه با برخورد پالئوتتیس، پوسته اقیانوسی پالئوتتیس شروع به فرورانش به زیر اوراسیا کرده است، که باعث رخداد دگرگونی سیمرین پسین در جنوب غرب پهنه سنندج _ سیرجان (همزمان با جایگزینی توده­های نفوذی درون این پهنه) در ژوراسیک شده است. سرانجام بسته شدن نئوتتیس، برخورد ایران مرکزی و غربی در آغاز نئوژن اتفاق افتاده است(خلجی و همکاران، 1386).

2-3- چینه شناسی پهنه سنندج _ سیرجان

پهنه سنندج _ سیرجان دارای یک پی سنگ دگرگونی متعلق به پرکامبرین می­باشد که در بسیاری از نقاط به صورت یک هورست بالا آمده است. به نظر می­رسد که این پی سنگ، در زمان پرکامبرین دچار چین خوردگی­های مختلف و متناوب با دوره­های فرسایشی شده باشد و در میان توده­های نفوذی مافیک، فلسیک و حدواسط قرار گرفته باشد، این پهنه از نظر ساختمانی و تاریخچه رسوب گذاری و همچنین رخدادهای تکتونیکی و فعالیت توده­های نفوذی به ویژه از دوره پرمین به بعد تا حدودی شبیه ایران مرکزی می­باشد. به عقیده اشتوکلین پهنه سنندج _ سیرجان مانند زاگرس، از اردویسین تا پرمین از آب خارج بوده و در پرمین به تدریج به زیر آب فرو رفته است (خزائی، 1389).بر اثر فاز فشارشی که در اواخر تریاس رخ داده است، در حاشیه غربی ایران و در پهنه سنندج _ سیرجان چین خوردگی اتفاق افتاده است. در ژوراسیک تحتانی مجدداً آب بر روی منطقه پیشروی نموده و باعث ته نشینی رسوبات تخریبی بر روی رسوبات چین خورده پرمو _ تریاس شده است. پس از کوهزایی سیمرین پیشین، فعالیت آتشفشانی آندزیتی در پهنه سنندج _ سیرجان شروع شده است. همچنین پویش­های ماگمایی درونی و بیرونی حکایت از پویایی فرایندهای فشارشی این زمان دارد که بسیاری از پژوهشگران آن­ها را به فرورانش پوسته اقیانوسی نئوتتیس نسبت می­دهند. در کرتاسه تحتانی جنبش­های تکتونیکی فعال (فاز لارامید) در پهنه سنندج _ سیرجان باعث در هم آمیختگی رسوبات و روراندگی شدید شده و توده افیولیت _ رادیولاریت در نوار زاگرس مرتفع استقرار یافته است. در نتیجه این فاز تکتونیکی لبه جنوب غربی بلوک ایران که شامل پهنهسنندج _ سیرجان می­باشد، از آب خارج شده و در بسیاری از نقاط این پهنه و پهنه ایران مرکزی، چین خوردگی رخ داده است (خزائی، 1389).

2-4- واحدهای رسوبی:

تشکیلات رسوبی که محدوده اکتشافی را در برگرفته­اند عمدتاً با روند شمالی غربی _ جنوب شرقی و همچنین شرقی _ غربی متعلق به کرتاسه از دوران مزوزوئیک می­باشند که مورفولوژی و نمای آن­ها آشکارا از ساخت چینه­ها و گسله­های هم جهت با روند خود رسوبات پیروی می­نماید و شیب توپوگرافی در رخنمون­های سنگی از خیلی ملایم تا نزدیک به قائم تغییر می­یابد. شایان ذکر است که برخی رودخانه­ها و آبراهه­های اصلی دارای جهتی عمود بر ساختارهای چینه ای و روند عمومی ناحیه ای هستند.

شمای کلی محدوده اکتشافی به شکل ناودیسی از تشکیلات رسوبی کرتاسه است که این ناودیس با امتداد محور تقریبا شرقی-غربی بر روی شیل و ماسه سنگ­های متعلق به تریاس سازند نایبند قرار گرفته­اند (سیلیسیان، 1386). واحدهای تشکیل دهنده این تشکیلات به ترتیب توالی شکل گیری به شرح ذیل است (شکل 2-1 موقعیت جغرافیایی و راه­های دسترسی به محدوده مورد مطالعه و شکل2-2 نقشه زمین شناسی 1:25000 منطقه).

2-1-: زمین شناسی عمومی منطقه………………………………………….. 19

2-2- ولکانیسم پهنه سنندج _ سیرجان………………………………………..20

2-3- چینه شناسی پهنه سنندج _ سیرجان………………………………… 20

2-4- واحدهای رسوبی…………………………………………………………. 21

2-5-1- کرتاسه…………………………………………………………………. 23

2-5- 2- پالئوژن…………………………………………………………………… 24

2-5-2-1- پلیوسن _ کواترنری………………………………………………….. 24

2-6- زمین ساخت منطقه………………………………………………………. 26

2-7- تکتونیک منطقه……………………………………………………………. 27

2-8- گسلها ……………………………………………………………………….28

2-9- زمین ریخت شناسی منطقه……………………………………………. 28

2-10- زمین شناسی اقتصادی………………………………………………… 29

فصل سوم: سنجش از دور

بطور کلی سنجش از دور را میتوان فناوری کسب اطلاعات و تصویربرداری از زمین با استفاده از تجهیزات هوانوردی مثل هواپیما، بالن یا تجهیزات فضایی مثل ماهواره دانست . سنجش از دور دانشی است که با اندازه­گیری  اشعه الکترومغناطیس حاصل از انعکاس نور خورشید  از یک شیء و با  مشاهده آن از فاصله دور و بدون تماس فیزیکی با آن، می‌توانداطلاعات ارزنده­ای را ارایه نماید.  با استفاده از این اطلاعات در مراحل بعدی و با تجزیه و تحلیل آنها،  می‌توان نتایج مفیدی را  از آن شیءاستخراج کرد. امروزه  از تکنیک­های دور سنجی در جهان استفاده­های زیادی می‌شود که یکی از کاربرد‌های مهم آن در اکتشاف ذخایر معدنی می باشد. تکنیک­های دورسنجی امکان شناسائی و اکتشاف مقدماتی یک محدوده وسیع را با دقت و سرعت  بالا و هزینه کم میسر می­سازد. اطلاعات با ارزشی که از تصاویر ماهواره ای در کمترین زمان ممکن نسبت به دیگر روشهای اخذ اطلاعات زمین شناسی و اکتشافی حاصل می شود، اهمیت استفاده از این روش در اکتشاف کانسارها را بیش از پیش آشکار ساخته است. داده های ماهواره­ای بصورت رقومی برداشت می‌شوند و این مساله امکان اعمال برخی روش‌های ریاضی و تکنیک های پردازش را به ما می‌دهد.با استفاده از تکنیک های پردازش داده­های ماهواره­ای می‌توان عوارض تصویر را واضح و کارائی تصویر حاصله را زیاد کرد. دراکتشاف ذخایر معدنی از روش­های مختلف آشکارسازی برای تفکیک و تشخیص شواهد کنترل کننده کانی سازی (تیپ سنگ شناسی ، ساختارهای زمین شناسی و آلتراسیون و …) استفاده می‌گردد.

مزایای استفاده از داده های ماهواره ای عبارتند از:

  • میدان دید گسترده و فرا منطقه ای
  • پوشش تکراری تصاویر از نواحی معین با فاصله زمانی مشخص
  • چند باندی بودن داده های ماهواره
  • توانایی بارز سازی و فراهم نمودن تصاویر رنگی جهت انجام مهمترین کارهای صحرایی از قبیل تعیین موقعیت زون های آلتراسیون و تعیین موقعیت قرار گیری و مسیر یابی
  • توانایی تلفیق سنجش از دور (RS) و سیستم اطلاعات جغرافیا یی (G.I.S.)
  • تهیه نقشه های مو ضوعی مورد نیاز کاربران خاص و تسهیل تهیه نقشه ها و روز آمد نمودن آنها
  • امکان نقشه برداری زمین ساختاری و سنگ شناسی

 از این رو می توان گفت که داده های ماهواره ای به علت در دسترس بودن آنها و دقت و سرعت بالا در امر تجزیه وتحلیل داده ها و کاهش هزینه های ناشی از آن به طور چشمگیری در امر اکتشاف معادن و ساختار های زیر سطحی موثر بوده است .

  • در فعالیت های زمین شناسی ، از مزایای مطالعه تصاویر ماهواره ای یک منطقه قبل از اجرای کار صحرائی در آن منطقه می توان به موارد ذیل اشاره کرد :
  • مناطقی که مطالعه جزئیات روی زمین یا کنترل صحرایی دارای اهمیت بیشتری خواهد بود را می توان مورد توجه قرار داد.
  • مطالعه تصاویر ماهواره ای سبب آشنایی افراد با جغرافیای ناحیه شده و میتواند در انتخاب محل و مسیر کمک شایانی نماید.
  • استفاده از تصاویر ماهواره ای بعلت دید بسیار وسیع (نسبت به عکسهای هوائی) این اجازه را به مفسر میدهد که همبستگی بین عوارض مختلف زمین شناسی ناحیه را تعیین کند.
  • مطالعه و پردازش داده های ماهواره ای در تشخیص عوارضی نظیر نوع سنگ ، کنتاکتها، ساختارهای خطی و حلقوی ، توده های نفوذی ، آلتراسیون ها و غیره امکانات زیادی را در اختیار زمین شناس قرار میدهد. تشخیص این عوارض می تواند بطور مستقیم یا غیر مستقیم در اکتشاف منطقه ای ذخایر معدنی مثمر ثمر باشند.
  • در دورسنجی دو فرآیند اساسی ، شامل اخذ داده ها و تجزیه و تحلیل داده ها می باشد. تجزیه و تحلیل کننده با کمک داده هایی که توسط سنجنده جمع آوری شده اطلاعات مربوط به نوع، میزان، موقعیت و شرایط منابع مختلف زمین را استخراج می نماید، سپس این اطلاعات (بصورت نقشه ها ، جداول چاپی یا فایل‌های کامپیوتری) با لایه های دیگر اطلاعات که می توانند مثلاً شامل داده های ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی آن منطقه باشد ، در یک سیستم اطلاعات جغرافیایی ادغام شده و برای استفاده کاربران آماده شود.

 3-2- سامانه ی ماهواره های سنجش از دور

امروزه از تکنیک های دور سنجی در جهان استفاده های فراوانی می شود که یکی از کاربرد های مهم آن در اکتشاف ذخایر معدنی می باشد . اجرای سنجش از دور نیازمند عملکرد عضوهای مهمی چون سنجنده ها و ماهواره ها است. اندازه گیری و ثبت خصوصیات فیزیکی و شیمیایی جو و سطح زمین از فاصله دور به وسیله ابزارهای ویژه ای بنام سنجنده[1]انجام می گیرد که بر روی سکوهای مختلف مانند ماهواره‌ها و هواپیماها نصب می‌شوند . ماهواره لندست[2] یکی از ماهواره هائی است که جهت مطالعه منابع زمینی در چند سال اخیر بیش از سایر ماهواره ها مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده جهانی اطلاعات سنجش از دور ابتدا توسط ماهواره لندست در سال 1972 آغاز شد. این تحقیقات که با استفاده از قسمتهای مختلف طیف الکترومغناطیس صورت گرفته باعث افزایش کارایی زمین‌شناسان در زمینه پژوهش‌های معدنی گردیده است

 لندست‌­های 1 و 2 و 3 به ترتیب در تاریخ‌های 1/5/1351 و 31/4/54 و 14/12/56 به فضا پرتاب شدند. طراحی آنها به گونه ای بوده است که هر روز کره زمین را در یک مدار قطبی با ارتفاع حدود Km 900 دور زده و در نتیجه قسمت اعظم کره زمین را با 251 گردش ماهواره مورد تصویربرداری قرار دهند . با از کار افتادن لندست‌­های 1 و 2 و 3 لندست های 4 و 5 در تاریخ‌های 25/4/61 و 10/12/62، به فضا پرتاب و در ارتفاع  Km700 از سطح زمین قرار گرفتند و در نتیجه کره زمین را با 233 گردش پوشش میدادند . ماهواره لندست 4 در سال 1993 از کار افتاد . اخیراً ‌نیز لندست‌های 6 و 7 به فضا پرتاب شده‌اند . ماهواره لندست 7 آخرین ماهواره از سری ماهواره های لندست است که تاکنون به فضا پرتاب شده است . لندست 7 در سال 1999 به فضا پرتاب شد . این ماهواره دارای جرم تقریبی 2200 کیلوگرم است و در مداری خورشید آهنگ با ارتفاع 705 کیلومتر و زاویه ی میل 2/98 درجه به دور زمین می گردد . ماهواره لندست 7 ، با دوره ی چرخش 16 روزه (233 مدار بر دور ) ، در 10 صبح از استوا می گذرد .

3-3- سنجنده ASTER

پرتوسنج حرارتی تابشی و بازتابشی فضابرد پیشرفته و یک دوربین دیجیتالی بزرگ است که در سال 1999 با همکاری ناسا و ژاپن ، در مدار زمین قرار گرفت و توسط ماهواره ای بنام Terra که به اندازه یک اتوبوس کوچک است حمل می‌شود . فاصله آن از زمین 705 کیلومتر ، گردش آن بصورت قطبی- قطبی است و از ساعت 10:30 به وقت محلی و تقریباً هر 100 دقیقه از عرض استوا عبور می‌کند. این دوربین توانایی گرفتن 600 عکس با قدرت تفکیک بالا در یک روز را دارد. هر عکس، منطقه‌ای به وسعت 60×60 کیلومتر را پوشش می‌دهد که اندازه هر پیکسل آن برای باندهای 3-1 ، 15 متر است . تفاوت عمده این دوربین با دوربین های عکاسی این است که اولاً ، برای هر رنگ (یا دقیق تر، هر محدوده طول موج یا باند) یک تصویر مجزا ایجاد می‌شود ، چرا که دارای 14 باند بوده و 14 تصویر مختلف می‌تواند ایجاد کند . استر 14 باند دارد که دامنه ی طول موجی 52/0 تا 65/11 میکرون را در سه محدوده ی طیفی VNIR، SWIR ،TIR پوشش می دهد، Aster دارای سه لنز است که به نام تلسکوپ نیز نامیده می‌شود: VNIR، SWIR ،TIR . هر کدام از آنها برای یک بخش متفاوت طیفی در نظر گرفته شده‌اند.

الف ) محدوده ی طیفی مرئی و مادون قرمز نزدیک (VNIR) :در این محدوده که شامل دامنه ی طول موجی 52/0 تا 86/0 میکرون می شود ، سه باند وجود دارد . قدرت تفکیک فضایی در باندها در این محدوده 15 متر و پوشش نهایی در جهت عمود به وسیله ی نقطه (قابلیت نقطه ای) 232 کیلومتر معادل 24± درجه و عرض پیمایش 60 کیلومتر است .

 ب ) محدوده طیفی مادون قرمز طول موج کوتاه (SWIR) :در این محدوده ، برداشت در دامنه طول موجی 6/1 تا 43/2 میکرون و در شش باند صورت می گیرد . قدرت تفکیک فضایی باند های این محدوده 30 متر و پوشش نهایی در جهت عمود بوسیله ی نقطه (قابلیت نقطه ای) ، 55/8± درجه است .

3-1- مقدمه…………………………………………………………………………….30

3-2- سامانه ی ماهواره­های سنجش از دور……………………………………….31

3-4- انواع روش­های پردازش ماهواره ای…………………………………………….33

3-4-1- ترکیب رنگی کاذب……………………………………………………………..33

3-4-2- نسبت باندی…………………………………………………………………….34

3-4-3- روش کمترین مربعات رگرسیون شده(LS-Fit)……………………………….36

فصل چهارم: بافت و دگرسانی

مطالعه و بررسی و بافت کانی­ها و کانه­ها، مجموعه اطلاعات ارزشمندی از داده­های ژنتیکی را به دست می دهد که می توان با توجه به این داده­ها به شرایط و نحوه تشکیل ماده معدنی پی برد. علاوه بر آن آگاهی در مورد بافت­های ماده معدنی، اندازه ذرات و نحوه قرارگیری ماده معدنی در ارتباط با سنگ درونگیر، از مسائلی است که به فرآوری و کانه آرایی کانسار کمک می کند. همخوانی بافت­های معدنی با ساخت­های رسوبی و لایه بندی و یا بالعکس ناهمخوانی این دو در درک و فهم زایشی کانسار سین ژنتیک و اپی ژنتیک بسیار موثر است و حتی در تصمیم گیری و استخراج نقش اصلی و اساسی دارد. در این فصل ابتدا به بررسی بافت در انواع کانه­های آهن اشاره داشته و سپس به بررسی بافت و پاراژنز کانی و کانه­ها خواهیم پرداخت.

4-2- بافت در انواع کانسارهای آهن

این کانسارها ر خصوصیاتی از قبیل کانی شناسی، پاراژنز، توالی پاراژنز، بافت و ساخت با یکدیگر متفاوتند.

4-2-1-بافت مربوط به کانسارهای اکسیدی آهن _ تیتانیوم همراه با سنگ­های آذرین

در این کانسارها کانه­های آهن _ تیتانیوم (5/0-1) سانتیمتر به صورت دانه­های مگنتیت _ تیتانیوم دار همراه با ایلمنیت آهندار و یا بدون آن یافت می شود. دانه­ها ممکن است تک کانیایی باشند؛ اما ناآمیختگی­های[1] اولواسپینل[2] در امتداد سطح (100) و یا ایلمنیت در امتداد سطح (111) مربوط به مگنتیت میزبان نیز معمول است. هماتیت به صورت دانه­های منفرد، به صورت حاشیه ای و یا ورقه ای در درون مگنتیت و ایلمنیت یافت می شود. ایلمنیت به صورت ماکل­های تیغه ای کاملاً توسعه یافته و مشخص با کانی­های همراه دیده می شود.

الف _ بافت مربوط به کانسارهای آهن باتلاقی[3]

این کانسارها از کانی­های گوئتیت، لیمونیت، سیدریت، کربنات­ها و ویویانیت[4] (Fe3(PO4)2,8H2O) تشکیل شده اند. گوئتیت که در بسیاری از کانسارهای آهن باتلاقی کانی اصلی می باشد دارای بافت االیتی و پیزولیتی (1 -10.میلیمتر) است.

این دانه­ها پس از چسبیدن تشکیل دیسکت­هایی به ضخامت 3 الی 30 سانتیمتر می دهند و این دیسکت­ها به نوبه خود تشکیل نوارها و یا عدسی­هایی از توده معدنی را می دهند. نوع دیگری از این کانسارها همراه با مقداری کربنات و فسفات به شکل لیمونیت خاکی است.

ب _ بافت مربوط به کانسار آیرون استون[5]

کانی­های تشکیل دهنده این کانسارها شاموزیت، هماتیت، لیمونیت یا گوئتیت، سیدریت و به میزان کمی مگنتیت، پیریت، گلوکوفان و گرینالیت می باشد. در نمونه­های دستی رخنمون این کانسارها به صورت ماسه سنگ­های خاکی یا قرمز رنگ و یا قهوه ای متمایل به قرمز می باشند. کانسنگ مربوط به این کانسارها در زیر میکروسکوپ به صورت دانه­های االیتی، پیزولیتی و ساچمه مانند است. بسیاری از این دانه­ها در اطراف ذرات ماسه سنگ، فسیل یا مواد معدنی ته نشین شده اند.

ج _ بافت مربوط به کانسارهای آهن نواری[6]این کانسارها همانطور که از نامشان پیداست دارای نواربندی متناوبی از لایه­های سیلیسی و اکسیدی می باشند. در این کانسارها آهن عمدتاً به صورت مگنتیت و هماتیت می باشد؛ اما به صورت کربنات، سیلیکات (گرینالیت، مینه سوتائیت، استیپنوملان) و سولفور (پیریت و پیروتیت) نیز یافت می شود. در رخساره اکسیدی دو نوع اصلی تشخیص داده شده است که عبارتنداز هماتیت و چرت نواری و مگنتیت و چرت نواری. در گروه اول هماتیت ممکن است به صورت االیت با پیزولیت به صورت لایه­های نازک و یا صفحه­هایی که به موازات لایه بندی قرار دارند، ظاهر شوند. گروه دوم تنوع بیشتری را نشان می دهد. در این گروه فازهای کربناتی، سیلیکاتی نیز غالباً موجود است. در این گروه مگنتیت به صورت انتشاری تا توده­های موازی از مگنتیت شکل دار و تقریباً شکل دار، ظاهر می شود. رخساره کربناتی دارای نوارهایی از چرت و کربنات است که ممکن است به تناوب لایه بندی شامل سیلیکات، مگنتیت، چرت یا کربنات و پیریت تبدیل شود.رخساره سولفوری همراه با چرت نیست بلکه همراه با شیل­های زغالدار است که در آن دانه­های ریز پیریت دارای شکل بلورین ظاهر می گردد.

4-1- مقدمه…………………………………………………………………………….. 39

4-2- بافت کانیها در انواع کانسارهای آهن………………………………………….. 39

4-2-1-بافت مربوط به کانسارهای اکسیدی آهن _ تیتانیوم همراه با سنگهای آذرین. 39

4-2-2- بافت مربوط به کانسارهای آهن رسوبی………………………………….. 40

4-2-3- بافت مربوط به کانسار آهن اسکارن………………………………………… 40

4-3- بافت مشاهده شده در محدوده اندیس مورد مطالعه………………………… 41

4-4- سنگ میزبان منطقه…………………………………………………………….. 47

4-5- نتیجه گیری……………………………………………………………………… 48

4-6- دگرسانی……………………………………………………………………… 56

4-6-1- عوامل موثر بر دگرسانی هیدروترمالی………………………………….. 56

4-6-2- دگرسانی سیلیسی……………………………………………………. 57

4-6-3- دگرسانی کربناتی……………………………………………………….. 57

فصل پنجم: کانی شناسی

در این فصل کانی شناسی و ارتباط ژنتیکی کانی­ها مورد بررسی قرار می گیرد. مطالعه کانی­ها توسط روش­های میکروسکوپی و مطالعه مقاطع صیقلی انجام شده است. هماتیت مهمترین کانه تشکیل دهنده توده معدنی است و به مقدار کمتر نیز گوئتیت وجود دارد. کلسیت و کوارتز مهمترین کانه­های باطله در این کانسار هستند.

5-2- هماتیت Fe2O3:

هماتیت دارای سیستم تبلور هگزاگونال و رنگ سفید تا خاکستری با ته رنگ متمایل به آبی است و دارای چند رنگی بازتابی ضعیف می باشد. عمدتاً در بخش­های نزدیک سطح و مناطق کانی سازی شده دارای رخنمون بوده و همچنین در محل­هایی که در اثر حرکات تکتونیکی دچار شکستگی شده اند به طور گسترده حضور دارد. مقدار هماتیت در اعماق زیاد بسیار ناچیز است. هماتیت اغلب به صورت ثانویه بوده و از اکسیداسیون منیتیت به وجود آمده اند. هماتیت­هایی که به صورت اولیه بوجود می آیند در بخش­هایی تشکیل می شوند که فوگاسیته اکسیژن بالا باشد (Forster & Jafarzadeh,1994). برای تشکیل هماتیت در قسمت­های فوقانی کانسار حضور اکسیژن ضروری است، به عبارت دیگر باید فوگاسیته اکسیژن افزایش پیدا کند. برای این امر یک منبع خارجی لازم است تا این میزان زیاد اکسیژن را فراهم کند و محتمل ترین منبع اکسیژن آب­های جوی است که در اثر چرخش آب­های جوی در قسمت­های بالایی کانسار باعث اکسیده شدن قسمت فوقانی کانسار شده است  (Haynes et al,1995).

 5-3-گوئتیت FeO(OH):

گوئتیت دارای رنگ سفید تا خاکستری با ته رنگ متمایل به آبی و دارای بازتابش داخلی فراوان است (زرد متمایل به قهوه ای تا قهوه ای متمایل به قرمز است). این کانی در نواحی اکسیده کانسار (زون هماتیت دار) مشاهده می شود و در اثر هوازدگی و آبگیری اکسیدها و سولفیدهای آهن تشکیل شده است. گوئتیت اغلب فضاهای خالی و خلل و فرج­های موجود در سنگ را پر کرده اند و همین امر سبب سخت تر شدن ناحیه اکسیدان (بخش هماتیتی) شده است. اثرات تشکیل هیدروکسیدهای آهن در نمونه­های دستی به رنگ تیره و قهوه ای دیده می شود. انحلال و اکسیداسیون کانی­های سولفیدی در زون اکسیدان و قسمت­های کم عمق باعث خارج شدن یون گوگرد از محیط و باقی ماندن هیدروکسیدهای آهن شده است. لوینسون (1994) واکنش­های معمول برای تشکیل گوئتیت از سولفیدهای آهن را به صورت زیر شرح داده است:

5-1- مقدمه…………………………………………………………………….. 59

5-2- هماتیت Fe2O3: ا………………………………………………………….59

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل ششم: ژئوشیمی

6-1- مقدمه…………………………………………………………………… 65

6-2-ژئوشیمی آهن و منگنز………………………………………………… 66

6-3- ژئوشیمی منگنز و آهن در محیطهای رسوبی………………………. 66

6-4- ژئوشیمی منگنز و آهن در شرایط ماگمایی…………………………. 68

 

Abstract

Meymeh Fe-Mn deposit is located in South_West of Meymeh. This research concern on the study, geochemistry and genesis of Fe Mineralization in this area. The 11 Samples are taken for ICP_OES analysis. The amount of magmatophil elements like P(0.0061-0.01), Ti(0.0073-0.03) and V(4-19) show the origine of magmatic type of the deposit. Using the V versus Ti, Ni versus Co, V versus/Ni+Co and V ersus Ni+V it have been shown the sedimentary origin considering. All data and comparison with known Fe deposits of the world the sedimentary origine of Fe-Mn deposit of Meymeh is established. The main ore mineral of the area is hematite which is occurred as dispersed outcropps as outstanding topographic features. Fe mineralization is occurred in Orbitolina_bearing recrystallized limestone mainly as hematite and goetite. Limonite and magnetite are scarce. Study of alteration zones have been shown silicis, carbonatized and their transion zones. Silicic zone is occurred as veins and veinlets in carbonate units. Carbonatization is occurred as calcite veinlets as stockwork & replacement bodies During five stage the host limeston finally transformed to silicified zone. This is occurred as coarsegrained quartz(veinsilicification). Sourrounding the fine grained quartz of the matrix(pervasive silicification). Development of undoluse extinction in carbonats is evidesnce of tectonic activity. Regarding to high content of Mn in ore the pyrolusite is seen as bloded crystals in association with quartez. Pyrolusite is formed as dehydration of manganite. During this transformation contraction cracks is developed in the pyrolusite crystallls. The relict of pyrite is occupied by goetite wholly or partially. Brecciation is occurred after Fe mineralization because of stress induced on the mineralized area. The stress also provid canals for fluid flow responsible for carbonatization and Silicification too.

 



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان