انتخاب صفحه

 فهرست مطالب

فصل اول

قارچ ها به عنوان یک عامل مشخص و فزاینده مرگ و میر در انسان و حیوانات به شمار می‌روند. اخیراً این عوامل به عنوان علل عفونت های فرصت طلب با سیر شدید، به خصوص در موارد دچار ضعف ایمنی شناخته شده اند. از آنجایی که پیش آگهی حالات فوق وخیم می‌باشد تشخیص سریع و درمان این عفونت ها ضروری می‌باشد. این امر مهم به همکاری آزمایشگاه و پزشک و دامپزشک بستگی خواهد داشت. در حقیقت روش های آزمایشگاهی، اطلاعاتی را فراهم می‌آورد که کلینیسین را قادر به اثبات یک تشخیص بالینی با عامل قارچی یا رد یک عفونت قارچی می‌نماید. لذا تشخیص بررسی عفونت قارچی بستگی به ترکیب یافته های آزمایشگاهی و بالینی دارد.   درمان های نوین بر مبنای تشخیص صحیح می‌باشد. هنوز هم این واقعیت که لگرون قارچ شناس بیان داشت وجود دارد: زمانی که ما بیماری را تشخیص نمی‌دهیم آن را بیماری قارچی می‌نامیم در واقع گاهی اوقات بیماری های جلدی و احشایی به عنوان عفونت های قارچی جدی بیان می‌شوند. (به صرف اینکه تظاهر بالینی مشابهی دارند) و بالعکس گاهی اوقات عفونت های شدید قارچی اشتباهاً به عنوان بیماری های جلدی معمولی، نادیده گرفته می‌شوند.   یکی از اندام های حسی که حیوانات را از محیط خارج مطلع می‌سازد دستگاه بینایی است. طیف گسترده ای از باکتری‌ها و قارچ‌ها در سطح چشم حیوانات سالم یافت می‌شود. این ارگانیسم‌ها با مصرف مواد مغذی ، اشغال فضای سطحی و نیز تولید مواد مهار کننده (آنتی بیوتیک‌های پلی پپتیدی)از رشد ارگانیسم‌های پاتوژن فرصت طلب در لایه‌های سطحی چشم جلوگیری به عمل می‌آورند. پلک‌ها، لیزوزیم، بتالیزین، لاکتوفرین، ایمنوگلوبولین‌های ترشحی و لوکوسیت‌های موجود در Preocular tear film از دیگر عوامل محافظت کننده سطح چشم می‌باشند. اما مهم‌ترین و موثرترین سد در برابر عفونت ارگانیسم‌های فرصت طلب، اپی‌تلیوم قدامی قرنیه می‌باشد به همین دلیل است که اکثر بیماری‌های عفونی قرنیه پس از وارد آوردن ضربه به سطح چشم و تخریب اپی‌تلیوم آن اتفاق می‌افتد.   از این رو در این تحقیق سعی بر آن شده است که با معرفی قارچ‌های جدا شده از 41 جفت چشم گاو هلشتاین، چگونگی امکان پاتوژن شدن آنها و یا مهیا نمودن محیط جهت رشد سایر میکروارگانیسم‌ها ، روابط احتمالی بین سن، جنس، چپ یا راست بودن چشم با نوع قارچ‌های جدا شده، موثرترین انتخاب پادزیستی در مواجه با افتالمیت‌های قارچی چشم گاو هلشتاین را در اختیار خواننده محترم قرار دهد.   در انتها بر خود لازم می‌دارم از راهنمایی‌های دلسوزانه و عالمانه استاد ارجمندم جناب آقای دکتر عبدالله عراقی سوره که تجربیات خود را صمیمانه در اختیار بنده قرار دادند و در مراحل شکل‌گیری این تحقیق همراه و همفکر اینجانب بودند، کمال تشکر و قدردانی را به عمل آورم.

1-1-مقدمه……………………………………………………………………………….. 2

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم

ناحیه چشم شامل اعضای بینایی یعنی کره چشم و اعضای فرعی آن است حدود آن به شرح ذیل است.در قسمت داخلی پیشانی، در قسمت خارجی ناحیه جوشی، در عقب گیجگاه، در جلو ناحیه صورت، کره چشم + اعضای فرعی مختلف یعنی عضلات، اعصاب و رگها و دستگاه اشک و حفره حفاظتی به نام کاسه چشم[1] قرار گرفته‌اند.به صورت یک بوقی است که قاعده اش بطرف جلو و خارج برگشته و راسش بطرف عقب و داخل می‌باشد و نسبت به کره چشمی‌که در آن جای می‌گیرد و ظرفیت آن 5/2 برابر کره چشم می‌باشد. محور بزرگ این حفره از پائین به بالا و از داخل به خارج و از عقب به جلو مورب می‌باشد.طول این محور 8 تا 9 سانتی متر و با سطح میانی بک زاویه 68 تا 70 درجه تشکیل می‌دهد. که به طرف جلو باز می‌باشد.

2-3-1- حفره چشم علاوه بر کره چشم محتوی اعضای ذیل است:

1ـ عصب بینایی 2ـ عضله ‌های محرکه چشم 3ـ غدد اشکی 4ـ رگ‌ها 5ـ اعصاب 6- بالش چربی که در بین این اعضا قرار دارد.

کره چشم و اعضای آن در حفره چشم به وسیله یک غشایی به نام کپسول تنون[2] معروف است اتصال دارد که در اسب کپسول تنون مانند انسان به طور کامل قرار ندارد و فقط به صورت یک ورقه غشایی واضح موجود است که از جدار حدقه‌ای در روی ‌ عضله ها و از آنجا در روی کره چشم تا خورده است این ورقه در عقب از یک بالش  چربی گودی حدقه‌ای پوشیده شده است.

که به آن خیلی چسبیده است و یک حفره مجازی بزرگی را محدود می‌سازد که تا اتصال  عضله ‌های مستقیم  چشم در روی چشم گسترده شده است .

2-3-2- کره چشم

عبارت از یک کره میان خالی است که از اجتماع یک قطعه قدامی‌و یک قطعه خلفی حاصل شده است. قطعه‌ی قدامی شفاف است و ثلث قدامی ‌کره چشم را تشکیل می‌دهد و قطعه خلفی که صدفی رنگ بوده و در عقب مسطح است و کمی ‌در داخل و پائین انتهای خلفی محور طولی  آن مستقیم به وسیله عصب باصره امتداد می‌یابد.کره چشم در مرکز حفره حدقه قرار گرفته و به وسیله اعضای فرعی مختلفه در درون یک بالش چربی فراوان نگهداری می‌شود. محور کره چشم با محور حدقه به نسبت قابل ملاحظه‌ای تباعد داشته و با یکدیگر زاویه 110 درجه را تشکیل می‌دهند .

2-3-3- ساختمان کره چشم

مشتمل بر پرده‌هایی است که پهلوی هم قرار گرفته و یک حفره را محدود می‌سازد که در داخل آن محیطهای چشم قرار دارند پرده‌های چشم سه عدد می‌باشند. (شکل 1-1):

1ـ پرده خارجی که لیفی و حامی‌بوده و پرده صلیبیه و قرنیه را تشکیل می‌دهد.

2ـ پرده میانی، عضله ‌ای ـ رگی که نقش آن اساسا برای تغذیه کره چشم بوده و شامل مشیمیه[3] و  منطقه‌ای مژه‌ای[4] و عبنیه[5] می‌باشد.

3ـ پرده داخلی که عصبی بوده و مستقیما به عصب باصره اتصال دارد و به اشعه نورانی حساس بوده عبارت از شبکیه است. محیط‌های چشم نیز 3 عدد می‌باشند یک محیط قدامی‌که مایع بوده عبارتست از مایع زلالیه و یک محیط واسطه‌ای که جامد بوده و عدسی را تشکیل می‌دهد و یک محیط خلفی که خمیری شکل بوده و جسم زجاجیه است .

2-3-4- قرنیه[6]

در حدود  لایه فیبروزی را تشکیل داده و به طور جلو بر آمده می‌باشد. در ترکیب قرنیه نوع خاصی از بافت همبند سخت به شکل ورقه یا لایه‌های متعدد وجود دارد. به علت وجود یک آرایش دقیقی در الیاف قرنیه به نظر می‌رسد که شفاف بودن قرنیه نه تنها یک ویژگی ساختمانی است بلکه یک پدیده فیزیولوژیکی بوده و وابسته به تداوم پمپاژ مایع بینابینی است که از اطراف اپیتلیوم خلفی صورت می‌پذیرد (Brooks, 2003 Andrew et al., 2003).بدنه اصلی اپیتلیوم خلفی با صلبیه ادامه می‌یابد و به وسیله لایه‌های اپیتلیوم و غشاء‌های حاشیه‌ای خلفی و قدامی‌پوشیده می‌شود. لایه‌ی اپیتلیوم قدامی‌با اپیتلیوم ملتحمه مداومت می‌یابد. در حالی که لایه‌ی اپیتلیوم خلفی با سطح قدامی‌عنبیه در زاویه‌ی عنبیه‌ای ـ قرنیه‌ای[7] یکی می‌شود و فاقد عروق خونی است و مواد غذایی برای سلول‌های آن یا از طریق عروق موجود در شیار صلبیه‌ای ـ قرنیه‌ای وارد پارین می‌گرد و یا این که از طریق ترشحات اشکی و زلالیه به سطوح قرنیه حمل می‌شوند (Barnett et al., 1995).سطح قرنیه به علت جود پایانه‌های آزاد عصبی در نزدیکی اپیتلیوم قدامی‌آن بسیار حساس می‌باشد. این پایانه‌های عصبی از اعصاب مژگانی طویل که خود شاخه‌ای از عصب باصره‌ای می‌باشند هستند.

آکسون‌های این اعصاب تشکیل رشته‌های آوران بازتاب قرنیه‌ای[8] را می‌دهند که به هنگام وجود تماس با قرنیه سبب بسته شدن پلک‌ها می‌گردند. در قسمت‌های بعدی در مورد قرنیه بیشتر توضیح خواهیم داد (Brooks, 2003 ; Andrew et al., 2003).

2-3-5- اعضای فرعی کره چشم

عبارتند از: پلکها،  عضله ‌ها و یک دستگاه مرطوب کننده و رگها و اعصاب.

2-3-5-1-پلکهای چشم[9]

پلکها به صورت دو پرده متحرک هستند که در جلوی کره چشم قرار گرفته و چشم را حمایت می‌کنند پلکها به تعداد 2 عدد می‌باشند.

A ـ پلک بالایی

B ـ پلک پایینی

که این دو به یکدیگر به وسیله دو گوشه اتصال یافته‌اند و سطح خارجی آنها محدب بوده و از پوستی پوشیده شده است که دارای چینهای عرضی است و سطح داخلی مقعر و صاف وگلی رنگ و از مخاط ملتحمه مفروش شده‌اند. در روی هر یک از موهای زبری وجود دارند که به مژگان موسومند.

مژگان بالایی فراوانتر و درازتر از مژگان پایینی می‌باشند .

دو گوشه چشم یکی داخلی و دیگری خارجی است. گوشه داخلی به علت مجاورت بابینی بنام زاویه انفی چشم نامیده می‌شود و گوشه خارجی بعلت نزدیک بودنش با شقیقه بنام زاویه شقیقه‌ای چشم موسوم می‌باشد. زاویه انفی گرد بوده و در آن یک برجستگی کوچکی دیده می‌شود که به کارانکول اشکی موسوم است. زاویه شقیقه‌ای بشکل زاویه حاده است .

ساختمان پلک شامل قسمت‌های ذیل است:

تارو پود، غده‌ها، پوشش‌ها، عضله ، رگها و اعصاب

الف ـ تاروپود: شامل یک غشاء لیفی در جلو است که تارس نامیده می‌شود.

1ـ غشاء لیفی که اسکلت حقیقی پلک‌ها بوده و در اطراف حدقه چشم اتصال یافته و بطرف لبه آزاد پلک‌ها امتداد دارد.

2ـ تارس جسمی‌مقاوم و نسبتا کلفتی است که در ضخامت قوس پلک‌ها جای دارد و باعث سختی این قوس می‌شود.

ب ـ غده‌های پلک به تعداد 20 تا 30 عدد بوده و بنام غده‌های میبومیرن معروفند. مجاری تخلیه آنها در روی لبه آزاد پلکها در قاعده مژگان باز شده و در آنجا ماده متشرحه منتهی ماده در می‌گردد این ماده متشرحه که به نام قی چشم موسوم است  چرب و زرد رنگ می‌باشد. این بیماری‌های آماسی چشم فراوان تر و غلیظ می‌گردد در این حالت چشم را قی دار می‌نماید .

ج ـ پوشش‌ها یکی در خارج و دیگری در داخل قرار دارند.

1ـ خارجی که از پوست تشکیل شده است معمولا به رنگ تیره است موهایی که آنرا پوشانده‌اند هر قدر به لبه آزاد نزدیکتر می‌شوند نرمتر می‌گردند.

2ـ داخلی که از مخاطی تشکیل شده و موسوم به ملتحمه در قسمت لبه آزاد به پوست امتداد می‌یابد این غشاء به رنگ سفید اندکی گلی رنگ بوده و مانند تمام مخاطها شامل یک جدار رگ دار یک اپی تلیوم مخاط مفروش است .د ـ مژگان چشم را در مقابل نور و اجسام خارجی حمایت می‌کند و در پلک بالایی قویتر و طویلتر و زیادتر از پلک پایینی می‌باشد و در قاعده‌‌های آنها مانندسایر موهای بدن دو غده چربی مشاهده می‌شود .

2-3-6- ملتحمه[10]

ملتحمه غشای مخاطی است که سطح داخلی پلک‌ها را و هر دو سطح پلک سوم را پوشانده است. منشاء ملتحمه از لایه اکتودرمی‌پلک‌ها است. همچنین ملتحمه بافت خود مرطوبی است که به پلکها تکیه داده و این مرطوبیت آن به خاطر توزیع مداوم مایع اشکی است و چون اپیتلیال آن غیر شاخی است نبایستی در معرض خشکی قرار گیرد. در حالت طبیعی ملتحمه ظاهر مرطوب، درخشان، نیمه شفاف و خوش رنگ دارد (Brooks, 2003 ; Andrew et al., 2003).ملتحمه به سه قسمت کره چشمی، پلکی (تارسال) و پلک سوم تقسیم می‌شود ملتحمه کره چشمی‌سطح قدامی‌صلبیه و لیمبوس را پوشانده است و به صورت شل به دیواره کره چشم متصل شده است.ملتحمه کره چشمی‌در فورنیکس‌ها اتصال ضعیفی به دیواره کره چشمی‌دارد و چند بار چین می‌خورد. این امر حرکت چشم را امکان پذیر می‌سازد و سطح ترشحی ملتحمه را وسعت می‌بخشد. ملتحمه پلکی، سطح داخلی پلک‌ها و ورودی قرنیه را پوشانده است، ملتحمه پلکی از پیاز ملتحمه‌ای شروع و فورنیکس ختم می‌شود. اپیتلیوم پیاز ملتحمه از اپیتلیوم قرنیه جدا است. در ملتحمه تعدادی سلول جامی‌شکل داریم که کار آنها تولید موکوس است و توزیع این سلولها در فورنیکس فراوانتر از سایر قسمتهاست. محققین عقیده دارند که وجود سلول‌های جامی‌ملتحمه به همراه سایر ترشحات ورقه اشکی از، از بین رفتن سلولهای اپیتلیال جلوگیری می‌کنند (Barnett, 1995).ملتحمه بافتی است مخاطی و لایه اپیتلیالی آن در قسمت خارجی سنگفرشی مطبق غیر شاخی است و در قسمت‌های داخلی استوانه‌ای یا مکعبی مطبق است .استرومای ملتحمه به یک لایه آدنوئید (سطحی) و یک لایه فیبروزی (عمقی) تقسیم می‌شود. لایه آدنوئید حاوی بافت لنفوئیدی است و در برخی از نواحی ممکن است حاوی ساختمانهای (فولیکول مانند) نیز باشد. لایه فیبروزی از بافت همبندی که به لایه تارسالی اتصال می‌یابد ساخته می‌شود.غدد اشکی فرعی که از نظر ساختمان و عملکرد مشابه غدد اشکی هستند در استروما جای دارند.شرائین ملتحمه ای، از شرائین مژگانی قدامی‌و پلکی مشتق می‌شوند. لنفاتیکهای ملتحمه و در لایه‌های سطحی و عمقی آرایش می‌یابند و با ملحق شدن به لنفاتیکهای پلکها، یک شبکه لنفاتیک غنی را تشکیل می‌دهند و تامین عصبی ملتحمه توسط شاخه‌ای از عصب زوج پنجم می‌باشد.فضای موجود بین ملتحمه‌ی پلکی و کره چشمی‌را کیسه‌ی ملتحمه‌ای می‌نامند، این کیسه در بالا و پایین به فورنیکس ملتحمه‌ای ختم می‌شود (Barnett, 1995).

 

2-1- اهداف تحقیق………………………………………………………………………. 5

2-2- پیشینه‌ی تحقیق………………………………………………………………………5

2-3- آناتومی ‌ساختمان چشم………………………………………………………….. 5

2-3-1- حفره چشم علاوه بر کره چشم محتوی اعضای ذیل است………………….: 6

2-3-2- کره چشم………………………………………………………………………….. 6

2-3-3- ساختمان کره چشم.. …………………………………………………………….6

2-3-4- قرنیه………………………………………………………………………………… 7

2-3-5- اعضای فرعی کره چشم………………………………………………………… 8

2-3-5-1-پلکهای چشم………………………………………………………………….. 8.

2-3-6- ملتحمه…………………………………………………………………………….. 9

2-4- فلور طبیعی بدن……………………………………………………………………. 11

2-4-1- نقش فلور نرمال………………………………………………………………….. 11

2-4-2- قارچ شناسی……………………………………………………………………. 12

2-5-ساختمان قارچ‌ها……………………………………………………………………… 13.

2-5-1- منظره ظاهری پرگنه‌های قارچی……………………………………………….. 13

2-5-1-1-شکل مخمری:…………………………………………………………………. 14

2-5-1-2-شکل رشته‌ای:………………………………………………………………… 14

2-5-1-3-شکل مخمری (بیماری زا)…………………………………………………… 15

2-5-1-4-شکل رشته‌ای (غیر بیماری زا) ………………………………………………15.

2-5-2- تکثیر و تولید مثل قارچ‌ها ……………………………………………………….15..

2-5-2-1-تولید مثل جنسی……………………………………………………………: 15

2-5-2-2-تولید مثل غیر جنسی……………………………………………………….. 16

2-6- قارچ‌های مشاهده شده…………………………………………………………..: 18

2-6-1- آسپرژیلوس………………………………………………………………………. 18

2-6-2- پنیسیلیوم……………………………………………………………………….. 19

2-6-3- اسکوپولاریوپسیس……………………………………………………………… 20

2-6-4-رودوترولا. …………………………………………………………………………..21

فصل سوم

  طرز تهیه محیط سابرودکستروز آگار با توجه به توصیه کارخانه سازنده به این ترتیب می‌باشد که 65 گرم از پودر محیط را با 1000 میلی لیتر از آب مقطر مخلوط کرده و در تماس مستقیم با حرارت قرار داده می‌شود و بعد از اینکه شفافیت مطلوب خود را دریافت نمود در داخل اتوکلاو به درجه حرارت 121 درجه سانتی گراد و با فشار 15 پوند به مدت 15 دقیقه قرار داده می‌شود و همان طوری که توصیه شده است برای اینکه پودر در محیط در حین نگهداری کیفیت خود را از دست ندهد بایستی در یک مکان خشک و خنک به دور از نور نگهداری شود.

  3-3-1- محیط کشت سابرودکستروز آگار

  بسته به حجم نمونه‌ای که از ملتحمه گاو ها اخذ گردیده است و با توجه به توصیه کارخانه سازنده ، محیط کشت آزمایشگاهی به روش زیر تهیه گردید.  ابتدا پودر به میزان لازم توسط ترازوی دیجیتالی اندازه گیری شده و با آب مقطر داخل یک بالن ریخته می‌شود . بعد از اینکه محلول حاوی محیط ، شفافیت خود را به دست آورد در داخل اتوکلاو گذاشته می‌شود (121 درجه– 15 پوند– 15 دقیقه). در نهایت در درون پلیت ها ریخته شد. بعد از انعقاد محلول در داخل پلیتها محیط کشت سابرودکستروز آگار آماده گردید. لازم به ذکر است تمام مراحل فوق در کنار شعله صورت گرفت.

  3-3-2- کشت در محیط سابرودکستروز آگار

   برای هر نمونه تهیه شده از هر چشم یک پلیت در نظر گرفته شد. این کار باید در کنار شعله و با استفاده از دستکش های استریل صورت گیرد. زیرا امکان پخش آلودگی از محیط انتقالی به اطراف وجود دارد. لذا این مرحله با احتیاط مضاعف و در کنار شعله صورت گرفت. برای کشت ، سواپ با ملایمت روی سطح محیط کشت به صورت یکنواخت کشیده شد و این در حالی است که نباید هیچ گونه فشار دست بر روی محیط وارد شود (محیط خراش بر ندارد).

  بعد از کشت درب تمام پلیت ها توسط چسپ پارافیلم به شکل کاملاً محکم بسته شد و به مدت دو هفته در داخل انکوباتور در دمای 28 درجه سانتی گراد به طور وارونه قرار داده شد تا قارچ ها به صورت کامل رشد کنند.

  3-4- نمونه برداری حیوانات

  برای انجام تحقیق حاضر در تاریخ 15/5/1392 به کشتارگاه واقع در شهرستان ارومیه جهت نمونه برداری مراجعه شد. از تعداد 82 مورد کیسه ملتحمه چشم 41 گاو هلشتاین نمونه گیری به عمل آمد. برای انجام این کار ، با استفاده از دماغ گیر گاو مقید می‌شد و پس از آرام شدن ، چشم حیوان از لحاظ وجود ضایعاتی همچون سرخی ملتحمه ، ریزش اشک ، عروقی شدن و کدورت قرنیه مورد مشاهده قرار می‌گرفت و در صورت عدم وجود مشکل ، نمونه گیری به عمل می‌آمد. بدین منظور سواپ‌های استریل که روز قبل در آزمایشگاه میکروبیولوژی تهیه شده بودند به درون کیسه ملتحمه چشم پایین کشیده می‌شدند و بلافاصله درون لوله های آزمایش حاوی محیط انتقالی آب پپتونه قرار می‌گرفتند. همزمان در یک برگه مشخصات دام شامل سن ، جنس و چپ و راست بودن چشم حیوان یادداشت می‌شد. پس از اتمام نمونه گیری ، نمونه ها در کنار یخ به آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه منتقل شده و 48 ساعت در گرم خانه 37 درجه سانتی گراد نگهداری می‌شدند.

   3-5- بررسی نتایج کشت

   بعد از رشد کامل ، پرگنه های قارچی مورد بررسی قرار گرفت. قطعه‌ای از پرگنه در کنار شعله توسط آنس برداشته شده و روی لام قرار داده می‌شد (جهت تهیه لام وتمانت) و توسط لاکتو فنول کاتن بلو رنگ آمیزی می‌گردید. این در حالی است که قطعه برداشته شده توسط آنس کاملاً باز می‌گردید تا اجزای ساختمانی آن در زیر میکروسکوپ قابل رویت گردد. این کار با احتیاط کامل صورت می‌گرفت زیرا امکان دارد در حین خرد کردن به ساختمان قارچ آسیب وارد شود. بعد از آماده سازی گسترش ، توسط میکروسکوپ نوری با بزرگنمایی 10X و 40X مورد بررسی قرار گرفت.

3-6- آنالیز آماری

تجزیه‌و‌تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SAS ویرایش 2/9 انجام پذیرفت تمامی داده‌ها بر اساس سطح احتمال پنج درصد (05/0>P) مورد بررسی قرار گرفتند.برای تعیین تفاوت فراوانی جدایه ها در گروه سنی مختلف و جنس ها از آزمون من ویتنی و در مواردی که تعداد جدایه ها کم بود از آزمون دقیق فیشر استفاده گردید .برای تعیین همبستگی بین میزان جداسازی قارچ ها و سن گاوها از آزمون همبستگی کندال تاو استفاده شد.

3-1- مواد و وسایل مورد نیاز………………………………………………………….: 25

3-2- محیط انتقالی……………………………………………………………………… 26

3-2-1- محیط پپتون واتر……………………………………………………………….: 26

3-3- ترکیبات محیط سابرودکستروز آگار :…………………………………………… 26

3-3-1- محیط کشت سابرودکستروز آگار……………………………………………. 27

3-3-2- کشت در محیط سابرودکستروز آگار………………………………………… 27

3-4- نمونه برداری حیوانات… …………………………………………………………27

3-5- بررسی نتایج کشت………………………………………………………….. 28

فصل چهارم

تحقیق حاضر بر روی 41 گاو سالم انجام گرفت. در کل از 27 چشم (93/32% درصد ) ، تعداد 34 جدایه (6گونه ) شناسایی گردید.فراوانی قارچ های رشته ای به ترتیب زیر می باشدآسپرژیلوس (75/43%)، کورولاریا(75/18%)، پنی سیلیوم (62/15%)،  پزودوآلشریا (62/15%)، فوزاریوم (12/3%) و اسکوپولاریوپسیس (12/3%).از 24 راس گاو مثبت برای کشت قارچی ، تعداد 3 راس (32/7 درصد) برای هر دو چشم مثبت بودند و تعداد 16 راس (39 درصد) فقط برای چشم راست مثبت بودند و تعداد 11 راس (8/26درصد) فقط برای چشم چپ مثبت بودند و تعداد 17 راس (5/41 درصد) برای هر دو چشم منفی بودند.نتایج کشت از 41 راس گاو و 82 چشم ، تعداد 24 چشم (3/29 درصد) واجد یک گونه قارچی بودند و تعداد 3 چشم (7/3 درصد) واجد دو گونه قارچی و تعداد 55 چشم (1/67 درصد) برای کشت قارچی استریل بودند.

4-2-جنس

در تحقیق حاضر 25 راس (61 درصد ) از گاو ها مربوط به جنس نر بودند و 16 راس (39 درصد ) مربوط به جنس ماده بودند از کل جدایه های حاصل از چشم گاو ها ،19 جدایه (9/55 درصد ) مربوط به جنس نر و 15 جدایه (1/44 درصد ) مربوط به جنس ماده بودند. 10 راس از گاوهای نر (4/24 درصد ) و7 راس از گاو های ماده (1/17 درصد ) فاقد جدایه های قارچی بودند.

4-3-چشم

تعداد 20 جدایه (8/58درصد ) مربوط به چشم راست بودند و تعداد 14 جدایه (2/41 درصد ) مربوط به چشم چپ بودند. 25 چشم راست  (5/30 درصد ) و 30 چشم چپ (6/36 درصد ) از نظر حضور قارچ استریل بودند.

4-4-نتایج آماری

براساس آزمون مربع کای و در مواردی آزمون دقیق فیشر فراوانی جداسازی اسپرژیلوس فومیگاتوس در گاو های گروه سنی بالای یکسال از فراوانی معنی داری برخوردار بود (022/0P=)براساس همین آزمون ها فراوانی پنیسلیوم نیز در همین گروه سنی از فراوانی معنی داری برخوردار بود (024/0P=)تنها قارچی که در گروه های جنسی تفاوت آماری معنی داری نشان داد قارچ پزودوآلشریا با فراوانی معنی دار در گاو های نر بود (049/0P=).

4-1- نتایج…………………………………………………………………………. 30

4-2-جنس………………………………………………………………………… 30

4-3-چشم……………………………………………………………………….. 30

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم

فلور قارچی سطح چشم در اکثر حیوانات اهلی مورد بررسی قرار گرفته است (Samuelson et al, 1984).در مطالعه حاضر09/56% از گاوهای تحت مطالعه برای یک  یا هر دو چشم خود واجد کشت مثبت قارچی بودند. در مطالعه انجام شده بر روی 25 راس گاو توسط  Samuelson  و همکاران، 100% گاوها برای کشت قارچی چشم ها مثبت بودند. در مطالعه مشابه در ایران بر روی گاو ها در فصل زمستان، 23% گاوها مثبت بودند (نوری، 1391).  فلور قارچی سطح چشم حیوانات به شدت متاثر از محیط اطراف دام بوده و تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله فصل سال، نواحی جغرافیایی، مدیریت، بستر، غذا و مداخله های درمانی تغییر      می یابد . (Samuelson et al, 1984). فراوان ترین قارچ‌هایی که در مطالعه Samuelson و همکاران از سطح چشم گاوهای سالم گزارش گردیده است کلادوسپوریوم  و پنی سیلیوم بود. در مطالعه Sgorbini و همکاران نیز قارچ های کلادوسپوریوم و پنی سیلیوم  فراوان ترین جدایه ها از کیسه ملتحمه گاوهای سالم بود. در مطالعه حاضر بر خلاف دیگر مطالعات انجام شده در گاو ها، قارچ آسپرژیلوس از فراوانی بیشتری بر خوردار بود. آسپرژیلوس ها در مطالعات متعددی به عنوان فراوان‌ترین ارگانیسم قارچی جدا شده از  سطح چشم اسب ها و دیگر تک سمی های سالم معرفی شده است (Rosa et al., 2003 ; Gemensky-meteler,2005;  Hamor & Whelan 1999 ; Moore et al., 1988 ; Moore, 1988, Nardoni, 2007).

آسپرژیلوس ها علاوه بر چشم سالم، به عنوان یکی از جدایه های معمول در کراتومایکوز اسب‌ها  مطرح می‌باشد (Coad et al., 1985 ; Barton, 1992 ; Moore et al., 1983 ; Moore et al., l995)، به طوریکه در مواردی، فراوان ترین ارگانیسم جدا شده از کراتیت قارچی اسب‌ها  گزارش شده است (Andrew,1998, Gaarder et al., 1998 ،Coad et al., 1985). جنس آسپرژیلوس در دیگر حیوانات از جمله گاو(Elligott,2006) و گربه (Smith, 2010) نیز به عنوان عامل شایع عفونت های قارچی قرنیه معرفی شده است.علاوه بر آسپرژیلوس، قارچ‌های دیگری نظیر فوزاریوم، پنی سیلیوم، رایزوپس و تریکوسپورون، سیلیندروکارپون، اسکیتالیدیوم و مخمر تورولوپسیس از عفونت های  قرنیه اسب جدا شده اند  (McLaughlin et al., 1983).آنچه مشخص است، تمامی قارچ‌های جدا شده  از سطح چشم گاوهای سالم در این مطالعه، از  کراتومایکوز انسان و حیوانات مختلف گزارش شده اند. بنابراین با توجه به پاتوژن بودن جدایه های قارچی‌ سطح چشم گاو های‌ سالم، باید احتمال وقوع بالقوه عفونت های قارچی سطح چشم گاوها را در نظر داشت و در موارد برخورد با کرتیت های صعب العلاج که به درمان های رایج پادزیستی پاسخ مناسب ندهد احتمال وقوع کراتومایکوز را مد نظر قرار داد.

5-1-بحث و نتیجه گیری:………………………………………………………. 35

پیشنهادات……………………………………………………………………… 38

منابع……………………………………………………………………………… 39

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………. 43

 

چکیده انگلیسی

This study was aimed to identify the fungal isolates of conjunctival sac in clinically healthy crossbred Holstein cattle in Urmia, Iran. In summer of 2013, 82 swabs were taken from the conjunctival sac of both eyes of cattle (n = 41) and cultured onto saboroud dextrose agar, incubated at 28 ° C and examined for 14 days.Data analysis was done using SAS ve 9.2 and with kay square fishers exact and Kendal tav. A total of 23 cattle (56.09 %) were found to be positive for fungal growth.  Three cattle (3/23; 13.04%) were positive for both eyes. The isolated fungal genera were Aspergillus spp.( 43.75%), Curvularia spp.( 18.75%), Penicillium spp. (15.62%), Pseudallescheria spp.  (15.62%),  Fusarium spp. (3.12%) and Scopulariopsis spp. (3.12%).age and sex of cattle had significant effect on the freguency of fungal isolates (p<0/05)  . The fungal species isolated are comparable with studies performed in other countries, although differences in rate of fungal isolation  may reflect geographical differences.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان