مقدمه

ارزش مفهوم جدیدي نیست و از بدو خلقت بشر استفاده می شده است. ارسطو بیش از 2000 سال قبلاز هفت دسته ارزش نام برده است:

ارزش اقتصادي، ارزشمعنوي، ارزش زیبایی، ارزش اجتماعی، ارزش سیاسی، ارزش مذهبی و ارزشقضایی. یکی از مشکلات، معانی مختلفی است که براي ((ارزش))وجود دارد. یک نقطه نظر این است کهارزش با کمک مقایسه جلوه می یابد. مسلما یکی از پرکاربردترین معانی براي ارزش همان ارزش اقتصادياست که بیشتر با واحد پول بیان می شود. هر چند که انواع مختلفی براي ارزش می توان قایل شد؛ مهندسیارزش در بیشتر موارد با ارزش اقتصادي سر و کار دارد . برخی از صاحب نظران چهار نوع مهم از ارزشاقتصادي را مطرح می کنند: ارزش هزینه اي ،ارزش تعویض ،ارزش احترام و ارزش استفاده[1].

مهندسی ارزش بیشتر توجه خود را علاوه بر ((چگونه به مقصد رسیدن)) روي ((مقصدي که باید برسیم))معطوف می دارد و با کمک یک سیستم انسانی (و نه ماشینی) غیر پیچیده، با روشی سیستماتیک قلبمسئله را با رویکردي کارکردگرا و مقصودگرا تشریح می کند. لذا در مهندسی ارزش نباید در دام تفکرمحدود، مانند صرفا اجراي یک سیستم کامپیوتري و پایبندي شدید به جزئیات پیچیده، گرفتار شد بلکه بایدبا انعطاف پذیري به کارکرد یا مقصود نهایی نشانه رفت و در این مسیر از هر روشی که یاري گر باشد استفادهکرد. بعضی از افراد به صورت ذاتی بدون اینکه از ((مهندسی ارزش)) آگاهی داشته باشند فرآیندي مشابه را

به کار می گیرند. مسلما قابلیت درونی دیگر افراد با آگاهی و به کار گیري مهندسی ارزش افزایش خواهدیافت و گروه اول را نیز در نایل شدن به اهداف به صورت موثر و کارا یاري می دهد[2].

به طور کلی، مسائلی که بشر با آنها سرو کار دارد و به دو گونه اساسسی تقسیم می شوند که عبارتند ازمسائل بسته و مسائل باز.

مسائل بسته با تحلیل قابل حل هستند. به عنوان مثال، اگر اتومبیل شما روشن نشود با یک تحلیل وبررسی فنی عوامل درگیر متوجه خواهید شد که احتمالا سیستم برق اتومبیل مشکل پیدا کرده است. راهحل این گونه مسائل با تحلیل موضوع، قابل دسترسی است. مسائل باز به مسائلی گفته می شود که براي حلآنها یک راه حل مشخص وجود ندارد این گونه مسائل با خلاقیت حل می شوند. به عنوان مثال اگر موضوعمسئله چگونگی دفع خطر سیلاب براي یک ناحیه باشد چندین راه حل و شاید بی نهایت طرح را می توانبراي آن پیشنهاد کرد. ساختن سد، استفاده از سیستم هاي هشدار دهنده سیلاب، عدم استفاده از زمینهایی که در معرض خطر قرار دارند و. …

در این میان راه حل هاي کلی اي هستند که هر کدام چندین طرح را پیش می کشند. مثلا اگر تصمیمبه ساخت سد باشد سد انواع گوناگون دارد که انتخاب بهینه آن خود مستلزم تفکر و تدبر است. یعنی یک راهحل مطلق براي رفع مشکل وجود ندارد بلکه بی نهایت راهکار قابل خلق است که همواره با خلاقیت می توانچگونگی و کیفیت راه حل ها را تحت تاثیر قرار داد و حتی راهکارهاي نوین آفرید. مهندسی ارزش براي حل این قبیل مسائل به دلیل خلاقیت گرا بودن این روش قدرت خود را هویدا می سازد.

فهرست مطالب

 

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………… 1

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………… 2

فصل اول………………………………………………………………………………………… 4

1-1) روند توسعه مهندسی ارزش………………………………………………………………………………… 5

1- 2) مفاهیم اساسی در مهندسی ارزش……………………………………………………………………… 8

1-2- 1) ارزش…………………………………………………………………………………………………………. 8

1-2- 2) کارکرد………………………………………………………………………………………………………… 14

1- 3) رابطه کیفیت و ارزش………………………………………………………………………………………….. 15

فصل دوم……………………………………………………………………………………….. 31

فصل دوم: رویکرد مهندس ارزش و منافع آن………………………………………………………………………… 32

2- 1) یک کار بهتر همیشه قابل انجام است……………………………………………………………………….. 32

2- 2) انواع مسائل قابل حل با استفاده از مهندسی ارزش……………………………………………………….. 34

2- 3) تبعات جانبی و قابلیت هاي مهندسی ارزش در صرفه جویی……………………………………………….. 37

2-3- 1) نیکداشت منابع………………………………………………………………………………………………… 39

2-3- 2) منافع اعضاي گروه……………………………………………………………………………………………… 41

2-3- 3) منافع مدیریت……………………………………………………………………………………………………. 42

2- 4) تمرکز……………………………………………………………………………………………………………….. 42

2-4- 1) مشتري گرا………………………………………………………………………………………………………. 42

2-4- 2) کارکرد گرا………………………………………………………………………………………………………… 43

2- 5) منافع مهم انجام مطالعات ارزش………………………………………………………………………………… 44

2- 5) مهندسی ارزش در پروژه ها…………………………………………………………………………………….. 45

2- 6) دامنه کاربرد مهندسی ارزش……………………………………………………………………………………. 48

2- 7) جایگاه مهندسی ارزش در پروژه………………………………………………………………………………… 50

2- 8) مهندسی ارزش در مدیریت پروژه……………………………………………………………………………….. 53

فصل سوم……………………………………………………………………………………….. 55

3- 1) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………. 56

3- 2) اندازه گیري ارزش……………………………………………………………………………………………….. 56

3- 2-1) شناخت سیستم و اجزاي تشکیل دهنده آن…………………………………………………………….. 57

3-2- 2) آنالیز نیاز و تعیین عملکرد اجزا……………………………………………………………………………… 58

3-3) تعیین ارزش اجزاي سیستم…………………………………………………………………………………… 59

3-3- 1) تعیین اهمیت اجزا…………………………………………………………………………………………… 59

3-3- 2) تعیین هزینه اجزا…………………………………………………………………………………………….. 60

3-3- 3) تعیین شاخص ارزش…………………………………………………………………………………………. 60

3-3- 3) تکنیک هاي اندازه گیري ارزش……………………………………………………………………………… 61

3-4) انتخاب مرجع براي بهبود………………………………………………………………………………………… 63

3-4- 1) هدف از بهبود…………………………………………………………………………………………………. 63

3-4- 2) اقلام جهت بهبود………………………………………………………………………………………………. 64

3-5) تشریح اندازه گیري ارزش مشتري……………………………………………………………………………… 66

فصل چهارم………………………………………………………………………………………. 70

4-1) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………….. 71

4-2) مهندسی ارزش و معدن…………………………………………………………………………………………… 72

4-3) گزارش کار گروه مهندسی ارزش ، نماسازي تونل بزرگراه رسالت…………………………………………… 72

4-3- 1)مقدمه…………………………………………………………………………………………………………….. 72

4-3- 2)گزارش کار………………………………………………………………………………………………………… 73

4-4) پروژه قطار شهري اصفهان…………………………………………………………………………………………. 80

4-4- 1) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………. 80

4-4- 2) چکیده طرح و هدف از مطالعه…………………………………………………………………………………. 80

4-4- 3) برنامه مطالعه……………………………………………………………………………………………………. 80

4-4- 4) ایده پردازي………………………………………………………………………………………………………. 82

4-4- 5) ارزیابی ایده ها………………………………………………………………………………………………….. 83

4-4- 6) توسعه ایده ها…………………………………………………………………………………………………. 84

4-4- 7) هزینه یابی ایده ها……………………………………………………………………………………………… 84

فهرست منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………… 86

 

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………… 87

فهرست شکل ها

شکل41: ارزیابیکیفیگزینههاينماسازيدرتونلرسالت…………………………………………………………………….٧٨

شکل42: محاسبهشاخصارزشبههزینه………………………………………………………………………………….٧٩

شکل43: ماتریساجزايکارکردهزینهسازهتونل……………………………………………………………………………٨٢

شکل44: ماتریسارزیابیایدهها………………………………………………………………………………………………٨٣

شکل45: نماییکلیازهندسهتونل……………………………………………………………………………………………٨٤

شکل46: نماییازهندسهتونلهمراهحفاريدرقسمتفوقانی………………………………………………………………..٨٥

 

فصل اول : روند توسعه و مفاهیم اساسی

1-1) روند توسعه مهندسی ارزش

در اواخر جنگ جهانی دوم ، معاونت خرید شرکت جنرال الکتریک با مطالعه مشکلات طرح هاي زمانجنگ مشاهده کرد که بعضی از طرح ها و عناصر جایگزین که به علت کمبود مواد و قطعات، مورد استفادهقرار نگرفته بودند ، کارایی بهتري با قیمت کمتر نشان دادند؛ لذا در سال 1947 پیگیري این موضوع برايبهبود کارایی تولیدات شرکت به مدیر خرید شرکت جنرال الکتریک، لورنس مایلز1 (1985 – 1904) واگذارشد.[2]

وي با بهره گیري از روش هاي مختلف، در نهایت روش جدیدي با رویکردي کارکرد گرا به نام تحلیلارزش پیشنهاد نمود که اعمال این تفکر موجب صرفه جویی و بهبود کارایی قابل توجه در تولیدات شرکتگردید. در پی آن ، شرکت هاي خصوصی و سازمان هاي دولتی شروع به استفاده از این روش نمودند.

مایلز با توجه به کمبود قطعات در زمان جنگ بررسی خود را با طرح سوالاتی نظیر سوالات زیر وجستجوي پاسخ مناسب براي آن ها شروع کرد:

چرا محصولات و مصنوعات مورد استفاده در زمان جنگ پر هزینه هستند؟آیا تمام این هزینه ها براي تامین آنها ضروري است؟چه مقدار از بودجه بیهوده تلف می شود؟ارزش واقعی مصنوعات و تولیدات چقدر است؟

وي در پاسخ به سوالات فوق دریافت در حالت اضطراري، استفاده اجباري از روش ها، رویه ها، مصالح،مواد و فنون دیگري غیر از آنچه جاري و متداول است موجب کاهش هزینه می گردد ضمن این کهکارکردهاي مورد نیاز به نحو مطلوب برآورده می شوند و حتی در بسیاري از موارد کاهش هزینه باعث بهبودکارایی است. همچنین، سابقه کار پربار گذشته و ارتباط تنگاتنگ مایلز، به عنوان مهندس طراح در شرکتجنرال الکتریک، با طرح و تولید، یکی از عوامل بود که موجب آگاهی و تعمق وي در مورد هزینه تولید شدهبود .

1 – Lawrance D. Miles

در طول جنگ جهانی دوم ، کمبود قطعات و مواد، بسیاري از شرکت ها را تحت فشار قرار داده بود . مایلزمسئول یافتن یا تامین بسیاري از این مواد و قطعات شده بود، پیگیري تامین قطعات و مواد و همچنین توجهشدید به عمل یا کاري که از هر قطعه انتظار می رود، باعث ایجاد یک بصیرت نو ظهور شد. مایلز، به مرورزمان به این پرسش رسید: » چه کارکردي باید انجام گیرد؟» بعدها با همین بینش، وقتی که مایلز مدیرخرید و تدارکات شرکت جنرال الکتریک شد( 1994) ، تبلور این که » من چه کارکردي را ریداري میکنم ؟ « به جاي » چه ماده اي یا قطعه اي خریداري می کنم؟ « با شدت بیشتر ، قوت گرفت و مفهومتحلیل کارکرد شکل گرفت. این مفهوم پایه و اساس مهندسی ارزش (تحلیل ارزش یا … ) به حساب می آید.

او دریافت و تاکید کرد که رویکرد سنتی موجب می شود که اسیر طرح موجود نشویم و نو اندیشیسرکوب گردد. همچنین تاکید کرد که تمرکز روي کارکردها موجب ایجاد آزادي اندیشه و تفکرد براي نایلشدن به راه حل هاي بهتر می شود. شکافتن اولیه موضوع با تحقیقات موشکافانه و استخراج جزئیات وگامهاي مربوط به یک روش جدید با فنون و ابزارهاي فوق العاده قوي، توسط وي انجام د. مایلز این روش ،تکنیک یا رویکرد جدید را تحت عنوان » تحلیل ارزش « به جهان صنعت عرضه داشت. بدین ترتیب

مهندسی ارزش در دهه هاي 1940 و 1950 میلادي در زمینه طراحی محصولات صنعتی به کار گرفته شد .بعدها، مهندسی ارزش در زمینه هاي وسیعی از جمله پروژه هاي عمرانی با موفقیت قابل توجه در کاهشهزینه و بهبود کیفیت به کار گرفته شد.

در سال 1954 دایره کشتی هاي نیروي دریایی اولین مجموعه از سازمان دفاع آمریکا بود که برنامهتحلیل ارزش را به صورت رسمی شروع کرد و آن را » مهندسی ارزش « نامید تا تاکیدي بر جنبه مهندسیدایره مذکور باشد. در سال 1956 یگان توپخانه ارتش آمریکا در بخشی از برنامه آموزشی خود مهندسیارزش را گنجاند. در سال 1961 نیروي هوایی آمریکا مهندسی ارزش را به کار گرفت. استفاده از مهندسیارزش در یگان مهندسی ارتش و دایره بنادر نیروي دریایی آمریکا در طی 10 ال حدود 200 میلیون دلارصرفه جویی در پی داشت.

در سال 1969 سازمان ناسا  مطالعه رسمی مهندسی ارزش و آموزش آن را شروع کرد. اداره ترابريآمریکا دستور العمل هایی منتشر کرد تا موجب انگیزه در بکارگیري مهندسی ارزش شود. تقریبا در سال هايحدود 1965 که در آن دستور العمل بند سهیم بودن پیمانکار در صرفه جویی هاي ناشی از پیشنهاد هايکارا و موثر به شرایط قرار دادها اضافه گشت، زمینه تشویق و بکارگیري مهندسی ارزش در این حرفه را مهیاساخت. اوایل دهه هفتاد میلادي ، دورانی بود که شرکت هاي مدیریت ساخت در حال شکل گیري بودند وخیلی از آنها مشتاق بکارگیري مهندسی ارزش در فاز طراحی بودند. تا آن سال ها، قابلیت فوق العاده این

روش در دوره طراحی درك نشده بود.

تا سال 1972، صنعت ساختمان تمایل کمی به بکارگیري مهندسی ارزش نشان می داد. در دوازدهمینکنفرانس سالانه انجمن مهندسی ارزش آمریکا بر روي کاربرد مهندسی ارزش در پروژه هاي عمرانی تاکیدشد. در آن سال جمع کثیري از مهندسان ساختمان و معمار براي آشنایی هر چه بیشتر با مهندسی ارزشدعوت شدند. اولین دستاوردهاي مهندسی ارزش در پروژه هاي ساخت و ساز توسط سازمان خدمات عمومیآمریکا (2) و همچنین سازمان حفاظت محیط زیست آن کشور تجربه شد و آموزش و آشنایی مهندسینطراح، پیمانکاران، معماران و … با برگزاري سمینارها و کارگاه ها توسعه یافت. هم اکنون استفاده از مهندسی

ارزش در بخش هاي صنعتی، عمرانی، کشاورزي و مدیریتی و … در بسیاري از کشورها توسعه یافته است کهانجمن مهندسی ارزش آمریکا در تاریخ 22 اکتبر 1959 در کشور آمریکا تاسیس شد که از اهداف اینانجمن توسعه مهندسی ارزش و درك بهتر مفاهیم مربوط به مندسی ارزش است. امروزه اعضاي این انجمنگستره اي وسیع از مدیران، اندیشمندان، استادان، طراحان، تجار و شرکت هاي تولید و خدمات و … را شاملمی شود.

انجمن مذکور در سال 1973 برنامه خاصی را براي اعطاي مدارك صلاحیت به متخصصین واجد شرایطدر زمینه مهندسی ارزش تدارك دیده که موجب نوعی استاندارد سازي در انجام مهندسی ارزش شد. این مدارك بلافاصله توسط دولت مرکزي آمریکا به رسمیت شناخته شد و در قرار دادهاي خدمات مهندسیارزش به کار گرفته شد. این مدارك که از اعتبار جهانی خوبی برخوردار است پس از دوره هاي آموزشی وامتحان و رعایت دیگر ضوابط انجمن مهندسی ارزش آمریکا صادر می شود. مدارك تایید صلاحیت مشابهیتوسط انجمن هاي مهندسی ارزش در برخی از کشورهاي دیگر نیز صادر می شود.

انجمن مهندسی ارزش ایران با تلاش تعدادي از متخصصین دانشگاهی و صنعت با مشارکت متخصصینمجرب و علاقه مند پس از طی مراحل قانونی در سال 1381 تاسیس و شروع به فعالیت نمود. از اهدافانجمن، توسعه مهندسی ارزش و بکارگیري آن در پروژه هاي صنعتی، عمرانی، تولیدي و خدماتی و … بهمنظور استفاده بهینه از منابع کشور براي رشد و توسعه سریع تر آن است که با برگزاري همایش ها، انتشارنشریات، برگزاري دوره هاي آموزشی و مشابه آن به این موضوع می پردازد .

12) مفاهیم اساسی در مهندسی ارزش

ارزش مفهوم جدیدي نیست و از بدو خلقت بشر استفاده می شده است. ارسطو بیش از 2000 سال قبلاز هفت دسته ارزش نام برده است[2] :ارزش اقتصادي، ارزشمعنوي، ارزش زیبایی، ارزش اجتماعی، ارزش سیاسی، ارزش مذهبی و ارزشقضایی. یکی از مشکلات، معانی مختلفی است که براي ((ارزش))وجود دارد. یک نقطه نظر این است کهارزش با کمک مقایسه جلوه می یابد. مسلما یکی از پرکاربردترین معانی براي ارزش همان ارزش اقتصادياست که بیشتر با واحد پول بیان می شود. هر چند که انواع مختلفی براي ارزش می توان قایل شد؛ مهندسیارزش در بیشتر موارد با ارزش اقتصادي سر و کار دارد . برخی از صاحب نظران چهار نوع مهم ا ارزشاقتصادي را مطرح می کنند: ارزش هزینه اي ،ارزش تعویض ،ارزش احترام و ارزش استفاده.ارزش استفادهمشخصاتی که موجب کارایی و استفاده عملیاتی می شود. در اکثر مواقع، توانمندي یک محصول، پروژه،کالا و … براي انجام یک یا چند عمل فیزیکی، موجب ایجاد این نوع ارزش می شود. مثلا براي یکخودنویس، نوشتن کلمات یا ایجاد اثر جوهر بر روي صفحه ، نمایانگر این نوع ارزش است.

ارزش تکریم و احتراممشخصاتی که موجب افزایش خواست و علایق مشتري براي داشتن محصول میشود. این نوع ارزش

رابطه تنگاتنگی با ایجاد زیبایی، جذابیت، پرستیژ، اعتبار، احترام، ظاهر آرایی و … دارد به گونه اي که دربسیاري از موارد در صورت عدم وجود این نوع از ارزش در محصول، پروژه، کالا و … خریدار یا استفاده کنندهتمایل کمتري براي استفاده یا خرید دارد. مسلما زیبایی یک خودنویس و گاهی ایجاد پرستیژ براي صاحبخودنویس، به خودي خود نوعی ارزش (ارزش احترام یا تکریم) را القاء می کند و آگاهانه یا ناآگاهانه خریداررا در زمان خرید تحت تاثیر قرار می دهد.

ارزش تعویض

کیفیت یا مشخصاتی که ما را قادر به تعویض یک چیز (یک آیتم) با چیز دیگري می کند. در اغلب اوقاتمنظور از تعویض همان تبادل پول در ازاي کالا (قیمت محصول) است. بنابر این قیمت محصول به عنوانارزش تعویض قلمداد می شود. در دوران بشر اولیه، انجام معامله پایاپاي ، انعکاس نوعی ارزش تعویض برايطرفین بود.

ارزش هزینه اي

ارزش هزینه اي مقدار پولی است که براي تولید یک محصول نیاز است. هزینه مواد، نیروي انسانی وتجهیزات و ماشین آلات و هزینه هاي دیگر که براي تولید لازم است، از اهم مواد محسوب می شود[1].با در نظر گرفتن پول به عنوان واسطه تعویض، ارزش تعویض می تواند به وسیله چیزهاي دیگري نیزبیان شود. به عبارت دیگر در یک معامله پایاپاي، یک متاع می تواند با شیء دیگر تعویض گردد که تداعیارزش تعویض را خواهد داشت. ارزش احترام موجب محبوبیت یک محصول یا خدمت می شود، مثل کارهايهنري و لوازم تزئینی و … این قبیل موارد به دلیل آداب اجتماعی یا زیبایی یا کمیاب بودن ارزش پیدا میکند

فصل دوم : رویکرد مهندس ارزش و منافع آن
21) یک کار بهتر همیشه قابل انجام است

مهندسی ارزش بیشتر توجه خود را علاوه بر ((چگونه به مقصد رسیدن)) روي ((مقصدي که باید برسیم))معطوف می دارد و با کمک یک سیستم انسانی (و نه ماشینی) غیر پیچیده، با روشی سیستماتیک قلبمسئله را با رویکردي کارکردگرا و مقصودگرا تشریح می کند. لذا در مهندسی ارزش نباید در دام تفکرمحدود، مانند صرفا اجراي یک سیستم کامپیوتري و پایبندي شدید به جزئیات پیچیده، گرفتار شد بلکه بایدبا انعطاف پذیري به کارکرد یا مقصود نهایی نشانه رفت و در این مسیر از هر روشی که یاري گر باشد استفادهکرد. بعضی از افراد به صورت ذاتی بدون اینکه از ((مهندسی ارزش)) آگاهی داشته باشند فرآیندي مشابه را

به کار می گیرند. مسلما قابلیت درونی دیگر افراد با آگاهی و به کار گیري مهندسی ارزش افزایش خواهدیافت و گروه اول را نیز در نایل شدن به اهداف به صورت موثر و کارا یاري می دهد[2].

کارلوس فالون بیان می دارد که فقط دانستن این که هزینه یک محصول یا کالا چقدر است ،5 درصدصرفه جویی را می تواند به همراه داشته باشد و تغییر در مواد و مصالح حداکثر 10 درصد صرفه جویی بهدنبال دارد، در حالی که یافتن یک راهکار برتر می تواند 30 درصد صرفه جویی و حتی بیشتر ار به ارمغانبیاورد.نگاهی به صنعت سایر کشورها نشان می دهد که امروزه تفاوت بین برنده اول و دوم در یک مسابقه یارقابت حرفه اي خیلی ناچیز است و در عین حال فوق العاده پر اهمیت است. از ((خوب)) بودن تا ((عالی))بودن فقط یک پله فاصله است ولی پیمودن این پله به مراتب دشوارتر از پیمودن فاصله دو پله ((ضعیف))

بودن و ((خوب)) بودن است.انسان ها در نهاد خود از تغییر استقبال نمی کنند. حتی انسان هاي منطق گرا تغییراتی را که ستلزمآموزش ها و زمان طولانی باشد، نمی پسندند. همچنین نزدیکی و در تماس بودن با مسئله یا طرح موجبمی شود که درك برخی از ابعاد مسئله دشوار شود.

در بکارگیري تحلیل کارکرد، طبیعت انسانی باید مورد نظر باشد. تحلیل کارکرد، زمان و آموزش کافیرا طلب می کند.در پرسش هاي چرا – چگونه، انسان ها به سوال “چگونه” رغبت دارند زیرا به دنبال راه حل تخصصیهستند، ولی در جواب به سوال ((چرا)) احساس خوبی ندارند و معمولا پریشان و رنجور می شوند. در جواببه همین سوال، بعید نیست افراد احساس کنند که تصمیمات آنها زیر سوال یا زیر ذره بین قرار گرفته است .توجه به مباحث فوق الذکر براي غلبه بر موانع مفید است. این نکته در مهندسی ارزش مورد توجه است .((اگر مهندسی ارزش مورد قبول یک سیستم واقع شود و با شکیبایی تعقیب شود آنگاه قابلیت آن به

عنوان ابزاري قدرتمند براي حل مسئله به اثبات می رسد)).اعمال مهندسی ارزش ما را در به کارگیري راهکارها و گزینه هاي بهتر و مواد و مصالح جایگزین، فرآیندهاي جدیدتر و توانمندي هاي متخصصان و منابع یاري می دهد. به طور عاد با به کارگیري مهندسی ارزش ،حدود 15 تا 25 درصد (و حتی بیشتر) از هزینه هاي تولید یک کارخانه غیر ضروري تشخیص داده میشود

بدون این که ارزش هاي مورد نظر مشتري کاهش یابد. با ترکیب بهینه ایده ها، فرآیندها، مصالح و مفاهیمطراحی ممکن است تا حدود 75 درصد هزینه ها غیر ضروري تشخیص داده شوند. تاکید می شود کهشناسایی و حذف این هزینه هاي غیر ضروري کار ساده اي نیست)).

22) انواع مسائل قابل حل با استفاده از مهندسی ارزش

به طور کلی، مسائلی که بشر با آنها سرو کار دارد و به دو گونه اساسسی تقسیم می شوند که عبارتند از

مسائل بسته و مسائل باز.

مسائل بسته با تحلیل قابل حل هستند. به عنوان مثال، اگر اتومبیل شما روشن نشود با یک تحلیل وبررسی فنی عوامل درگیر متوجه خواهید شد که احتمالا سیستم برق اتومبیل مشکل پیدا کرده است. راهحل این گونه مسائل با تحلیل موضوع، قابل دسترسی است. مسائل باز به مسائلی گفته می شود که براي حلآنها یک راه حل مشخص وجود ندارد این گونه مسائل با خلاقیت حل می شوند. به عنوان مثال اگر موضوعمسئله چگونگی دفع خطر سیلاب براي یک ناحیه باشد چندین راه حل و شاید بی نهایت طرح را می توانبراي آن پیشنهاد کرد. ساختن سد، استفاده از سستم هاي هشدار دهنده سیلاب، عدم استفاده از زمینهایی که در معرض خطر قرار دارند و. …

در این میان راه حل هاي کلی اي هستند که هر کدام چندین طرح را پیش می کشند. مثلا اگر تصمیمبه ساخت سد باشد سد انواع گوناگون دارد که انتخاب بهینه آن خود مستلزم تفکر و تدبر است. یعنی یک راهحل مطلق براي رفع مشکل وجود ندارد بلکه بی نهایت راهکار قابل خلق است که همواره با خلاقیت می توانچگونگی و کیفیت راه حل ها را تحت تاثیر قرار داد و حتی راهکارهاي نوین آفرید. مهندسی ارزش براي حلاین قبیل مسائل به دلیل خلاقیت گرا بودن این روش قدرت خود را هویدا می سازد.

هر طرحی داراي هزینه هاي غیر ضروري است. هر طرحی می تواند به حالت بهتري ارتقاءیابد. حتیاختراعات ادیسون به وسیله دیگران توسعه پیدا کرد. طراحی پروژه هاي ساخت و ساز و طرح هاي زیر بناییداراي پیچیدگی و مستلزم زمان، هزینه و اهکارهاي گوناگون است. طراح همیشه تحت فشار است تا طرحیقابل اعتماد و قابل اجرا ارائه دهد.کار تیم مهندسی ارزش راحت تر از کار طراح است زیرا نوعی بازنگري محسوب می شود که در آندیدگاهی جداي از طراحی حاکم است. به همین دلیل خیلی از صاحب نظران اعتقاد دارند که اعضاي تیممهندسی ارزش نباید در طراحی اولیه آن شرکت داشته باشند. بعضی از دلایل وجود ارزش ضعیف می تواندکمبود زمان، کمبود اطلاعات، کمبود ایده، درك نادرست از نیازها و واقعیات، عادات، تمایلات انسانی ،

سیاست ها، کمبود درآمد، شرایطی موقتی که به طور غیر عمدي دائمی شده باشند، کمبود انگیزه و … باشد .

نتایج موفق یک مطالعه مهندسی ارزش ممکن است این توهم را به وجود آورد که طراحان، کم کاريکرده اند و اگر کار به درستی انجام شده بود نباید امکان صرفه جویی در هزینه یا زمان و … وجود می داشت ،همچنین این تفکر که ((یک راه حل درست مطلق)) وجود دارد، که اگر از آن تبعیت شود امکان هیچ بهبوددیگري وجود ندارد، باید از اذهان پاك شود. این گونه دیدگه ما را از ایجاد تفکر خلاق و خلق راهکارهايجدید باز می دارد. در حقیقت فلسفه مهندسی ارزش تمام توهمات فوق الذکر را در هم می شکند و ادعا میکند که هر کار واقعی هر چقدر که بهینه و دقیق انجام شده باشد باز هم امکان بهبود دارد، هر چند این

بهبود چشمگیر نباشد.اصولا، طبیعت مهندسی ارزش با ماهیت کار طراحی اختلاف بنیادي دارد. طراح، با در نظر گرفتن آیین

نامه ها، عرف جاري، صلاح و قضاوت مهندسی به صورت کاملا منطقی اقدام به طراحی می کند. مهندسیارزش به دلیل تجهیز به عنصر خلاقیت (به عنوان یکی از مهمترین عوامل) و بکارگیري سایر ویژگی هايکلیدي اقدام به تحلیل و شناسایی راه حل هاي نوین می کند که حتی ممکن است به عنوان یک روش یاراهکار جدید در آینده حرفه اي مورد استفاده وسیع قرار گیرد.

گاهی طراحان پروژه ها ادعا می نند که مهندسی ارزش را عملا در کار خود اعمال کرده اند، دقت شودکه دخالت دادن مفهوم ارزش در طراحی مهندسی و بکارگیري تکنیک مهندسی ارزش کلا متفاوت است ،بنابراین طراحی و مهندسی خوب با مهندسی ارزش به یک معنی نیست. مطالعات مهندسی ارزش و ماهیت آن طبق تعریف از ماهیت تیم طراحی و اهداف آن متفاوت است. مهندسان طراح ممکن است ارزش را درطراحی در نظر داشته باشند، ولی مهندسی ارزش، فرآیند تعریف شده اي است که فعالیت آن از فعالیتطراحان متمایز است.

متاسفانه یکی از دیدگاه ها در مورد مهندسی ارزش این است که بیان می شود مهندسی ارزش دارايعکس العمل منفی و ستیز گرایانه است، در حالی که فلسفه مهندسی ارزش این است که با کمک خلاقیت وکار تیمی تنگاتنگ ارزش پروژه را بهبود بخشد و عقیده بر این است که اگر پروژه اي توسط بهترین طراحانو با بیشترین دقت انجام شود هیچگاه نمی توان ادعا کرد که به بهترین ارزش دست پیدا کرده ایم و همیشهمی توان در ارزش بهبود پدید آورد. به دلیل اینکه بالطبع نمی توان معیاري فراگیر و عملی را براي دركارزش بهینه در طول مدت طراحی شناسایی کرد، لذا مشاوران طراحی هیچگاه قارد به تشخیص حصول به

ارزش بهینه نیستند. ایشان وظیفه خود را طبق قوانین جاري انجام می دهند.


مقطع : کارشناسی ارشد

دانلود بخشی از روشهای افزايش عمر ساختمانهای عمومی و تاثير آن در صرفه جويی اقتصاد ملی ﴿ با طراحی نمونه موردی در تهران﴾