انتخاب صفحه

مقدمه

کتاب مجمع البحرین طریحی کتابی  با رویکرد تفسیری وغیرتفسیری ا ست، که با توجه به تخصص وتبحر طریحی در علوم مختلف نگاشته شده است. مولفه­ ها ی این کتاب از جمله واژگان غریب القرآن وحدیث و عنصر حدیث گزاری در ذیل واژگان قرآنی از گزینش وگزارش حدیثی گرفته تاتحلیل آنهاتابع رویکرد تفسیری وغیر تفسیری است.

طریحی به­سان بسیاری از مفسران دیگراز روایات اسلامی برای تبیین مصداق های مقصود بر خی آیات بهره گرفته است.واژه قرآنی راذکر می کند؛ سپس آیاتی که واژه مورد نظر درآن به کار رفته رابیان می­دارد، ودرآخر به بیان­احادیث روی می­آورد.این پژوهش می کوشد،تا زوایایی از کوشش طریحی در روش شناسی استفاده از احادیث را بکاود،که از نوعی تمایز وخصوصیت بر خوردار است.برای تحقیق در خصوص بعد روش شناسی اول باید بعد لغوی این کتاب رامد نظر قرار داد،وسپس رویکرد ونقش احادیث در ذیل واژگان قرآنی مورد توجه قرار گیرد. منظور از روش شناسی طریحی در بکار گیری روایات در واقع بیان کار کردها و رویکرد حدیثی وی است.

این پژوهش که درسه فصل آمده است. درفصل اول، به مفهوم شناسی پروژه پرداخته شده است؛ فصل دوم به بیان­ احادیث غیرتفسیری می­پردازد،که این احادیث خود در دوقسمت احادیث بر اساس اشتقاق لفظ واحادیث بر اساس جناس لفظ طرح ومورد پژوهش قرار گرفته­اند، فصل سوم به بیان احادیثی می پردازد،که تفسیری هستند و به منظور توضیح وتبیین  وتفسیرواژگان قرآنی بیان شده­اند.در فصل دوم وسوم واژگان ابتدا در نگاه طریحی­ بیان گردیده­اند؛وسپس  آیه وحدیث شاهد مثال طرح  گردیده است  ودر ذیل آنها نظر دیگر لغت شناسان ومفسرین بیان شده است. در آخر به بیان نتیجه گیری از این پرو ژه تحقیقاتی و نتایج و پیشنهادات پرداخته شده است. با روشن شدن کار کرد های حدیثی وروش شناسی طریحی در واقع می توان به تفسیری وغیر تفسیری بودن این احادیث پی برد؛و هم چنین  با ارتباط معنایی  این احادیث با آیات آورده شده در صدر آنها می توان به چنین نتیجه ای دست یافت.

با روشن شدن روش شناسی طریحی، تفسیری یا غیر تفسیری بودن این احادیث درکتاب مجمع البحرین، این­کتاب علاوه بریک کتاب غریب القرآن ولغوی به عنوان یک منبع تقسیری دردسترس پژوهشگران می تواند قرار بگیرد.به عنوان نمونه یکی از کتاب های معانی القرآن که به عنوان یک مکتب  لغوی در روش تفسیر قرآن بکار رفته است، کتاب معانی القران فراء بغوی است ایشان در روش  تفسیری خود از تفاسیر روایی واهل لغت بهره گرفته است.

با روشن شدن روش شناسی کتاب مجمع البحرین، و آورده شدن واژگان از نظر معنا های  مختلف در آیات  پراکنده در سوره ها و تفسیر آنهابه وسیله بیان احادیث تفسیری و احادیث غیر تفسیری  که درارتباط با آیه نیستند،دسترسی به تحقیق های علمی پژوهشی برای اندیشمندان سهل وآسان خواهد شد.

فهرست مطالب

مقدمه……………………………………………………………………………… 2-1

کلیات تحقیق………………………………………………………………………. 6-3

1-بیان مسأله………………………………………………………………………… 3

2-اهمیت و ضرورت تحقیق………………………………………………………….. 4

3-سوال های تحقیق………………………………………………………………… 4

4-فرضیه ها…………………………………………………………………………… 5

5-اهداف تحقیق………………………………………………………………………. 5

6-پیشینه تحقیق……………………………………………………………………… 5

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل اول – مفهوم شناسی و معرفی اجمالی فخرالدین طریحی.

فخرالدین­الدین طریحی المسیلمی،ابن بن محمدعلی بن احمدبن طریح الرماحی النجفی،مشهور به طریحی،درروزجمعه در سال979  درمحله آل طریح در نجف اشرف به دنیا آمد،وپدرومادرش اسم وی را فخرالدین نامیدند،به امید اینکه  سبب  فخردین باشد،اودانشمند لغوی وسرشناس فقیه ومحدث گران قدر شیعه است.[1]او را طریحی گویند،چرا که منسوب به شیخ طریح بن خفاجی است،واو را مسلمی گویند چرا که منسوب به  خاندان بنی مسلم،یکی ازطوایف بنی اسد است.[2]طریحی که ازخاندان طریحی برخاسته است،ازمشهور ترین خاندان های ریشه دار علمی شیعه است.یکی از نویسندگان میسحی به نام اب انستاس ماری کرملی،درباره آل طریح این چنین می نویسد:«آل طریح از تبارعلم،فضل وادب،وتقوا درنجف وازقدیمی ترین ومشهورترین وریشه دار ترین خانواده ها درمجد وشرف است،زمانی که رجال علم واصلاح رابه شمرند خاندانی معروف تر از آنان در نجف نیست».[3]

1-1-2-زهد وتقوا

به گفته نویسندگان­وعلما طریحی ازعابدترین وزاهدترین عالم زمان خود بود؛در کتاب ریاض­العلماآمده است،که«وی­عابدترین وباتقواترین اهل زمان خود بود،ودر تقوای وی همین بس که لباسی را که با نخ ابریشم دوخته شده بود،به تن نمی­کرد بلکه لباس­های اورا بانخ پنبه­ا ی می­دوختند».[4]هم چنین آمده است،که  طریحی عالم فاضل،محدث باتقوا،زاهد،فقیه، شاعر،ازعابد ترین و باتقواترین اهل زمان خود بود.[5]مولف ریاض العلما براین باوراست،که درسال 1080ق،طریحی در ماه مبارک رمضان معتکف شده بود،ومولف در مسجد کوفه با وی دیداری داشته است.[6]

1-1-3-مشایخ وشاگردان وی

مولف درریحانه الادب براین باوراست،که طریحی بایکی دو واسطه ازشیخ بهایی روایت نموده است،وخودش­ازمشایخ روایت پسرخودش صفی الدین وعلامه مجلسی و هاشم بحرانی می باشد.[7]طریحی به واسطه محمد بن حسام المشرقی، از شیخ بهایی روایت کرده است.[8]پسرش صفی الدین شرحی برمجمع البحرین وملحقاتش به نام حواشی المجمع  نوشته است،وهم چنین شرحی بر کتاب  رساله فخریه  به نام الریاض الزهریه  نوشته است.[9]

1-1-4-آثار مولف

طریحی آثار فراوانی دارد،ازجمله در قرآن وحدیث مانند کتاب مجمع البحرین المنتخب فی جمع المرائی و الخطب وکتاب غریب الحدیث،که آن را قبل ازکتاب مجمع البحرین تالیف کرد.[10]

مولف مراقد­المعارف براین باوراست­، که مهم­ترین کتاب­های طریحی مجمع البحرین در لغت،وکتاب­هایی در فقه وتفسیراست،واز دیگر آثار طریحی المنتخب و فخریه درفقه وجامع المقال درحدیث ودرایه و رجال است.[11]از دیگرآثار طریحی الاحتجاج فی مسائل الاحتیاج،الاربعون حدیثا،ایضاح الحساب،جامعه الفوائد،الاثنی عشریه فی اثنی عشرمبحثا فی مباحث اصول الفقه،تحفه الواد عقال الشارد،شرح اثنی عشریه صاحب معالم،غریب القرآن،غریب الحدیث للخاصه،فوائدالاصول است.[12]طریحی آثارفراوانی دارد،مخاطبین برای آشنایی با دیگر کتاب های طریحی، به مقدمه مجمع البحرین مراجعه کنند.

1-1-5-وفات طریحی

 مولف آورده است،که طریحی درسال1085هجری درشهررماحیه­ی مدینه وفات یافت وجنازه اش به نجف منتقل شد،مرقد وی درمحله براق شهر نجف است.[13]

رماحیه به تشدید میم شهری از عراق عرب است.[14]

1-2-کتاب مجمع البحرین

کتاب­مجمع­البحرین،کتابی­غریب­القرآن­ولغوی­درشش­جلد­نگاشته­شده  است،ساختارکتاب به این گونه است، که با مقدمه تحقیقی درباره شرح حال اساتیدوآثار علمی طریحی آغاز شده است،متن کتاب به سبک صحاح اللغه جوهری مرتب شده است.

مولف­ درسال 1079 ق به نگارش­کتاب مجمع البحرین پرداخت، وی درابتدای کتاب انگیزه­ی خود را از نگارش آن این طور بیان می­دارد،که «من دیدم درشرح روایات واحادیث  منسوب به غیر معصومین واهل بیت­رسول­خدا(صلی­الله علیه وآله)و اجمعین،کتاب های متعددی نگاشته شده است، واز میان اصحاب وعلمای بزرگ نیزکتابی مستقل در شرح اخباروروایات معصومین(علیه­السلام)نگاشته نشده است لذا بر آن شدم تادر شرح سخنان واحادیث اهل بیت (علیه السلام)این کتاب را به نگارش درآورم،من دراین کتاب واژهای غریب وناآشنای قرآنی را نیز برآن افزودم تااز کتاب وسنت به همراه هم بهره مندشویم.».[15]مولف احتمالاً نام کتاب خود را از آیه سوره کهف گرفته است،چرا که دو دریای قرآن وحدیث رادرکنارهم جمع کرده است؛آیه عبارت است از:«وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُباً»(کهف/60)«و (به یاد آر)وقتى که موسى به شاگردش(یوشع که وصى و خلیفه او بود.) گفت:من دست از طلب برندارم تا به مجمع­البحرین (به محل برخورد دو دریا) برسم،یا سالها عمردرطلب بگذرانم».درمجمع­البحرین طریحی درمورد معنای هرواژه ابتدا شواهدقرآنی راذکرکرده،و وجوه معنایی یک کلمه رادرکاربرد های مختلف تبیین کرده است،وسپس درذیل  آیات­ احادیثی را ذکر کرده است؛بیشتر احادیث ذکرشده درکتاب مجمع البحرین بدون ذکر سند واحادیث به شکل قسمتی از کل حدیث آورده شده اند،طریحی بیشتر آن قسمت حدیث را ذکر کرده که به صوردت شاهد مثال مدنظرش بوده است.واژگان درمجمع­البحرین براساس نظام قافیه و براساس ریشه کلمات  مرتب شده­اند، برطبق­این نظام ابتدادرمرتبه اول،حرف پایانی کلمه سپس حرف نخست ودرآخر حرف میانی کلمه مد نظر است،وهر یک از حروف الفبا رادر عنوان کتابی مستقل بیان کرده است.مولف ریاض العلما آورده است،که این کتاب بهترین کتاب درجمع بین غریب­القرآن وغریب­الحدیث است،وهیچ کس از امامیه قبل از وی این تالیف را نداشته است،وی این کتاب را در کنارحرم امام رضا(علیه­السلام) نوشته است.[16]هم چنین مولف درطبقات­ اعلام­الشیعه براین باور است،که طریحی مجمع البحرین را درسال 1079ق نوشته است.[17]

1-3-مفهوم روش

روش به معنای رفتن،عمل کردن،راهرو است،و روش شناسی به معنای معرفت، شناخت است.[18]روش به معنای چگونگی انجام دادن یک کار،چگونگی رفتار یک شخص،درمورد معین است.[19]هم چنین روش به معنای طرز،طریقه،قاعده، قانون،راه ،اسلوب،سبک،رفتار است.[20]

1-4- کتاب غریب القرآن

غریب القرآن مصطلحی است مرتبط با مفردات ومعنی شناسی واژه های قرآن،وهمواره یکی از دانش های زیر مجموعه ی علوم قرآنی  به شمار می آمده است،در تعریف این دانش باید گفت،دانش غریب القرآن دانشی است که به شرح وتبیین معنای کلماتی از قرآن که برای مردم نامانوس است،می پردازد،نهضت غریب القرآن نویسی از سده دوم هجری آغاز وتا زمان حاضر نیز ادامه دارد.[21]

-5-1-جناس

جناس همانندی دولفظ درگفتارو ناهمانندی آنها درمعنا است،جناس دونوع است، لفظی ومعنوی،جناس لفظی،خود دو نوع است،جناس تام وجناس غیرتام،جناس تام آن است که دو لفظ متجانس در چهار نوع اتحاد دارند،نوع حروف،عدد حروف،هیات هایی که پدیده حر کت ها وسکون ها است،تر تیب حروف.[22]جناس غیرتام آن است،که دو لفظ متجانس دریکی یابیشتر از یکی درچهارچیز در جناس تام با هم اختلاف دارند،وآن­اختلاف یا به افزایش یک حرف دراول کلمه یا وسط،یا آخر کلمه است.[23]دراین پژوهش،فقط به بررسی جناس لفظی درمجمع البحرین پرداخته شده است، وهم چنین دربررسی جناس به جناس تام وغیرتام اشاره نشده است،وفقط این مطلب بیان شده است،که کلمه جناس دارد،یا اینکه جناس ندارد،واز نوع دیگرمحسنات لفظی ماننداشتقاق است.

1-5-2-اشتقاق

اشتقاق به عنوان یک­عمل عبارت است،از اینکه ازیک لفظ­کلمات دیگری­که در ترکیب حروف با آن لفظ اصلی تناسب دارند،گرفته شود،تا برمعنایی متناسب با لفظ اصل دلالت کند.[24]در بحث بیان اشتقاق دراین پژوهش فقط به این مطلب اشاره شده است،که واژه در حدیث از نوع اشتقاق هست یانه،و انواع اشتقاق  مطرح نشده است،به دلیل این که موضوع این پژوهش روش شناسی مجمع البحرین است،واز بیان جزئیات خودداری شده است.

1-6-روایات تفسیری

در تفسیر روایی که معروف به تفسیر اثری است،تفسیر قرآن با روایاتی است که از پیامبر(صلی­الله­علیه­وآله)وائمه(علیه­السلام)صادر شده­اند،و ازامتیازات آن می­توان به کشف وتبیین مراد الهی آگاهی از بطون وتاویل آیات نام برد.[25]

مولف آورده است،که پس ازآیات قرآن کریم روایات معصومین،مهم ترین منبع تفسیر به شمار می­آید،منبع بودن سخن معصوم در توضیح و تبیین کتاب خدا هم زمان با نزول قرآن مطرح بوده است.[26]

1-7-روایات غیر تفسیری

روایاتی هستند،که درصدد تفسیرآیه نیستند،بلکه کلام وسخنان حکمت آمیزمعصوم هستند،که درموارد مختلف آنان برای مخاطبین خود بیان داشته اند.

مفهوم شناسی و معرفی اجمالی فخرالدین طریحی……………………………. 8

1-1-معرفی اجمالی فخرالدین طریحی……………………………………………… 8

1-1- 1-ولادت طریحی……………………………………………………………….. 8

1-1-2-زهد وتقوا ………………………………………………………………………..8

1-1-3-مشایخ وشاگردان وی……………………………………………………….. 9

1-1-4-آثار مولف………………………………………………………………………. 9

1-1-5-وفات طریحی………………………………………………………………… 10.

1-2-کتاب مجمع البحرین……………………………………………………………. 10

1-3-مفهوم روش………………………………………………………………………. 12

1-4- کتاب غریب القرآن……………………………………………………………… 12

1-5-محسنات لفظی…………………………………………………………………. 12

1-5-1-جناس…………………………………………………………………………. 12

1-5-2-اشتقاق……………………………………………………………………….. 13

1-6-روایات تفسیری………………………………………………………………… 13

1-7-روایات غیر تفسیری.. ………………………………………………………….14

فصل دوم:احادیث غیرتفسیری

دراین فصل احادیثی مورد نقدوپژوهش قرار گرفته اند،که در صدد تفسیر آیه نیستند،وطریحی آنها رابراساس اشتقاق لفظ و جناس لفظی بیان کرده است؛ هم چنین متذکرمی­شوم که، با توجه به موضوع این پروژه تحقیقاتی که روش شناسی بکار گیری روایات درکتاب مجمع البحرین است، فقط به اصل روش اشاره شده است، واز بیان جزئیات  روش­خوداری­شده است، هم چنین تعداد در انتخاب این احادیث گزینشی بوده است واگربرخی واژگان­تکرارشده اند، این کاملاً گزینشی بوده واحادیث آنها نیز، با حدیث قبلی فرق دارد.درآوردن برخی احادیث باتوجه به این که متن حدیثی شاهد مثال، در قسمتی از یک حدیث طویل بوده، فقط آن قسمت از حدیث آورده شده است، که به عنوان شاهد مثال است، ودراین احادیث از آوردن سند حدیثی، به دلیل طویل بودن سند حدیثی خوداری شده است.احادیث غیرتفسیری دراین فصل­دردو عنوان1- احادیث براساس اشتقاق لفظ و2-احادیث بر اساس جناس لفظی بیان شده اند، که به شرح ذیل می باشند.

2-1-1-ادا

مولف بر این باور است، که واژه ادا به معنی دادن وپرداختن ورساندن است.[1] آیه­ی آورده شده دراین قسمت عبارت است، از:«وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُم‏» (بقره /178)« و با [رعایت‏] احسان[خونبها را]به­ او بپردازد؛این[حکم‏]تخفیف­و رحمتى­از پروردگار شماست.» حدیثی که در ذیل آیه­ی بالا آمده است، عبارت است از: وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)‏ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا کَانَ فِی آخِرِ یَوْمٍ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْآخِرَهِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَ وُلْدُهُ وَ عَمَلُهُ فَیَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ وَ یَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّی کُنْتُ عَلَیْکَ لَحَرِیصاً شَحِیحاً فَمَا ذَا عِنْدَکَ فَیَقُولُ خُذْ مِنِّی کَفَنَکَ فَیَلْتَفِتُ إِلَى وُلْدِهِ فَیَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّی کُنْتُ لَکُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّی کُنْتُ عَلَیْکُمْ لَمُحَامِیاً فَمَا ذَا عِنْدَکُمْ فَیَقُولُونَ نُؤَدِّیکَ إِلَى حُفْرَتِکَ وَ نُوَارِیکَ فِیهَا فَیَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ فَیَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّکَ کُنْتَ عَلَیَّ لَثَقِیلًا وَ إِنِّی کُنْتُ فِیکَ لَزَاهِداً فَمَا ذَا عِنْدَکَ فَیَقُولُ أَنَا قَرِینُکَ فِی قَبْرِکَ وَ یَوْمِ حَشْرِکَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّک‏[2] امیر المومنین (علیه السّلام) فرمود: هنگامى که بنده در آخرین روز زندگیش دردنیا و نخستین روز از آخرت قرار می گیرد، مال او و فرزند او و عملش در برابر او ممثّل و مجسّم مى‏شود؛پس روى به مال خود کرده میگوید: سوگند به خدا من در طلب تو حریص و آزمند بودم و بر صرف تو بسیار بخل می ورزیدم، حال تو چه دارى که مرا در این سفر به کار آید؟ مال جواب می دهد؛ کفنت را از من برگیر، بعد متوجه فرزندانش مى‏شود، و می گوید: به خدا قسم­ من­دوستدارشمابودم­ومن­بودم که،از شما پشتیبانى می کردم اکنون نزد شماچیست؟که دستگیر من باشدو با من چه همراهى توانید کرد؟آنان به او پاسخ می­دهند: ما فقط می- توانیم تو را به گورت رسانده وآنجا دفن کنیم، آنگاه به عمل خویش روى می کند،ومی گوید: به خدا قسم که تو بر من سخت گرانبار بودى و من به تو بی رغبت بوده، و از تو روى می- گرداندم اکنون تو چه همراه من میکنى؟ و عمل به او پاسخ می دهد: من در گورت و در آن روز که محشور خواهى شد با تو همنشین و همراه خواهم بود، تا من و تو  بر پروردگارت هر دو عرضه شویم.صاحب جوامع الجامع این طور بیان می دارد، که قاتل در صورت امکان بدون سهل انگاری ومعطلی دیه­را بدهد.[3] علامه براین باوراست،که دیه را باید بدون معطلی وآزار و اذیت وبه خوبی پرداختن داد.[4]در مطالب بالا این نکته به خوبی روشن می شود،که حدیث آورده شده درصددبیان تفسیر­آیه نیست، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است.آیه در موردپرداخت دیه بحث می- کندوحدیث در مورد رساندن بدن میت، به سوی قبر بحث می­کند.

2-1-2-ثوی

 واژه ثوی که،که به معنای مقام و جایگاه است[5]. آیه آورده شده دراین قسمت عبارت است، از «النَّارُ مَثْواکُمْ خالِدینَ فیها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیمٌ» (انعام/ 128)«جایگاه شما آتش است؛درآن ماندگار خواهید بود،مگرآنچه­راخدا­بخواهد [که خود تخفیف دهد]؛ آرى پروردگار تو حکیم داناست.» حدیث عبارت است، از:عن جابر بن عبد الله قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) إذا حمل عدو الله إلى قبره نادى حملته أ لا تسمعون یا إخوتاه أنی أشکو إلیکم ما وقع فی أخوکم الشقی إن عدو الله خدعنی و أوردنی ثم لم یصدرنی و أقسم لی أنه ناصح لی فغشنی و أشکو إلیکم دنیا غرتنی حتى إذا اطمأننت إلیها صرعتنی و أشکو إلیکم أخلاء الهوى منونی ثم تبرءوا منی و خذلونی و أشکو إلیکم أولادا حمیت عنهم و آثرتهم على نفسی فأکلوا مالی و أسلمونی و أشکو إلیکم مالا منعت فیه حق الله فکان وباله علی و کان نفعه لغیری و أشکو إلیکم دارا أنفقت علیها حریبتی فصار سکانها غیری و أشکو إلیکم طول الثوى فی قبری ینادی أنا بیت الدود أنا بیت الظلمه و الوحشه و الضیق یا إخوتاه فاحبسونی ما استطعتم و احذروا مثل ما لقیت فإنی قد بشرت بالنار و الذل و الصغار و غضب العزیز الجبار وا حسرتى على ما فرطت فی جنب الله و یا طول عویلاه فما لی من شفیع یطاع و لا صدیق یرحمنی فلو أن لی کره فأکون من المؤمنین[6].علامه براین نظراست،که کلمه مثوی اسم مکان است،به معنای­محل­­استقامت­با استقرار است،” النَّارُ مَثْواکُمْ “به معنای این است،که آتش محل اقامتی برای شما است، که درآن استقرار خواهید داشت.[7]  در حدیث بالا بابیان ویژگی های قبر می­خواهد، این مطلب رابرساندکه، ثوی جایگاهی است،که­محل­استقرار است،چرا که ویژگی­های آن رابیان کرده است،که اهمیت آن را برساند؛ این اهمیت و ویژگی ها با مفهوم استقرار آن معنا پیدا می­کند،این حدیث از باب اشتقاق لفظ بیان شده است و در صددتفسیر آیه نیست.

 2-1-احادیث براساس اشتقاق لفظ…………………………………………. 51-16

2-1-1-ادا……………………………………………………………………………. 16

2-1-2-ثوی…………………………………………………………………………… 18

2-1-3-خبا ……………………………………………………………………………..19

2-1-4-خزا …………………………………………………………………………….20

2-1-5-خسا………………………………………………………………………….. 21

2-1-6-خوا …………………………………………………………………………….22

2-1-7-دحا……………………………………………………………………………. 24.

2-1-8-رعا…………………………………………………………………………….. 25

2-1-9-رقا ……………………………………………………………………………..25

2-1-10-غشا………………………………………………………………………… 26

2-1-11-تبب…………………………………………………………………………. 27

2-1-12-حسب……………………………………………………………………… 28

2-1-13-رحب………………………………………………………………………. 29

2-1-14-ثجج………………………………………………………………………. 30

2-1-15-وهج………………………………………………………………………. 31

2-1-16-أود………………………………………………………………………… 32

2-1-17-برد………………………………………………………………………… 33

2-1-18-حصد……………………………………………………………………… 34

2-1-19-حید……………………………………………………………………….. 35

3-13-سحت……………………………………………………………………… 97

3-14-توب………………………………………………………………………… 98

3-15-رسخ………………………………………………………………………. 100

3-16-دبر………………………………………………………………………… 101

3-17-شجر………………………………………………………………………. 102

3-18 -ترب……………………………………………………………………….. 104

3-19-نکث………………………………………………………………………… 104

3-20-قصد……………………………………………………………………….. 105

3-21-وقذ………………………………………………………………………… 106

نتایج و پیشنهادات………………………………………………………… 125-124

منابع ومآخذ…………………………………………………………………. 132-126

 

Abstract

Charib –AlQuran is a knowledge  which explain and specify the meaning  of Quran  words that is strange and  un Familiar to  omnibus  of people  who thought about. The book of Majma  Al bahrain is  considerable  turn  to  been gharib Al Quran and turn to Qurans  words and Cabalas which for ghather  togheter .  Fakhr Al dine Toraihi  is a Eminent Person in  cabala  knowledge  and Rejal  knowledge  and Quran research. he  is a Jurisconsult ،cabalamon and  also eleven  centurys  erudite .This  research  is about manner of  him and  his approach  of  interaction  with  news  and ،narratives in majma  Al bahrains Book. Some strong  points in Toraihis  manner is inclouding:to say ،narratives contans  elaborate  and  specify  and  annotate  on Quran .he  pay attention to literaly wellnesses  of Quran.  Generally  in cabala his attempt is to  mention  between  differ ،narratives  verities under the verses turn to his  galance  to literally wellnesses of Quran and cabala .Such  points  of place  of  interaction can mention type of his galence to cabala eighter  construable or imconstruable  and  ،narratives    which are without  resourses. Such cases  that can  be  named as  criticism of  this book  is not mention the resourse  of cabalas  that  be  used  in  specifys Qurans  words .this research  ratherly  revise  this   mistake as saying resourse of that cabalas. Sometiom  he brings some  cabalas under the  verse that exepct  literally pon can not mention a relation about that.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان