انتخاب صفحه

مقدمه

      از آن­زمان که سیاست در پی کسب، حفظ، و افزایش قدرت، خواسته و یا ناخواسته، نیروی اجتماعی را در کنار نیروی سیاسی به خدمت گرفت و قدرت معجزه­آسای نیروهای اجتماعی را مشاهده کرد، لزوم پیوند قدرت اجتماعی با قدرت سیاسی را در دستور کار قرار داد. پیوندی که نیازمند مدیریت تخصصی است زیرا ابزار اجبار و تهدید در سیاست، توانایی از قوه به فعل درآوردن پتانسیل قدرت نیروهای اجتماعی را در راستای اهداف قدرت سیاسی ندارند. اگر قدرت نظامی، هماهنگی بر محور کمیت و کیفیت تسلیحات نظامی و نیروی جسمانی سربازان در راستای اهداف قدرت است، قدرت اجتماعی، هماهنگی بر محور جذابیت و گرایش اذهان در راستای اهداف قدرت می­باشد؛ پس لزوم حضور ابزار اقناع و جذب در سیاست ضرورت می­یابد. این­گونه بود که اهدف قدرت از تسخیر سرزمین­ها به تسخیر اذهان، تغییر کاربرد داد، تغییراتی که مسیر ورود نمای جدیدی از صورت قدرت، تحت عنوان «قدرت نرم» را به حوزه­ی مطالعات علوم سیاسی و روابط بین­الملل گشود.

     از اوایل دهه­ی 1990، مقوله­ی قدرت نرم توسط جوزف نای در گفتمان لیبرالیستی مطرح شد. به عقیده­ی وی قدرت نرم، توان ایجاد جذابیت برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس است. بر این اساس جذابیت­های حاصله از قدرت نرم، با شکل­دهی محیط اقناعی، تمایل مخاطب را جهت هم­سویی با هدف قدرت برمی­انگیزد.

     با توجه به این­که حکومت اسلامی در دوره­ی زمامداری امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) به سه قاره­ی جهان، با مدیریتی عدالت­گستر نفوذ کرده بود و این انسجام شکل نمی­گیرد مگر در مدیریت قدرت نرم، لذا بررسی قدرت نرم اسلامی در حکومت امام علی(علیه­السلام) جهت آشنایی با اهداف و مؤلفه­های مدیریت قدرت نرم اسلامی، چشم­انداز جدیدی به حوزه­ی قدرت در روابط بین­الملل است.

 فهرست مطالب

مقدمه………………………………………………………………………………………..1

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل 1. کلیات و طرح تحقیق

جوزف نای، به­عنوان مؤسس واژه­ی قدرت نرم، این واژه را برای اولین بار در سال 1990 به­کار برد. وی قدرت نرم را شیوه­ای برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس می­داند. بر این پایه مهم­ترین عنصر قدرت نرم، توان ایجاد جذابیت است، جذابیت­هایی که در بازتاب ارزش­های انسان­دوستانه در فرهنگ، سیاست، و اقتصاد نهفته است. مهم­ترین ارزش انسان­دوستانه­ی جهان­شمول «عدل» است که رعایت آن، کلیه­ی ارزش­های جهان­شمول در چارچوب حقوق بشر را در برمی­گیرد، و این در حالی است که در اسلام، جایگاه «عدل» در ردیف اصول دین قرار دارد، دینی که دیانت و سیاست آن مکمل هم هستند، پس «عدالت» ارزشی زیربنایی در اسلام سیاسی است، ارزشی که نه در محوریت فرد، که در محوریت وحدانیت پروردگار قرار می­گیرد، پس خروجی­های قدرت نرم اسلامی، متفاوت از قدرت نرم غربی است، تفاوتی که فهم آن نیازمند بررسی قدرت نرم در اسلام می­باشد، و بهترین شاخص بررسی قدرت نرم اسلامی، اندیشه­ی سیاسی امام علی(علیه­السلام) است.     مطالعه­ی سیاست­های امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) اگرچه واژه­ی قدرت نرم را از لحاظ لغوی      به­دست نمی­دهد اما کاربرد آن از لحاظ شاخص­های مفهومی و رفتاری در سیاست­های ایشان       به­وضوح قابل رؤیت است. عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) بر بنای تکریم انسانیت نهاده شده است به­گونه­ای که جذابیت­های حاصله از آن، بعد از گذشت قرن­ها هنوز هم میل گرایش حول محور را ایجاد می­کند. لذا این پژوهش بر آن است که به بررسی جایگاه قدرت نرم در اندیشه­ی سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) بپردازد.

  1. سئوال اصلی

قدرت نرم چه جایگاهی در اندیشه­ی سیاسی امام علی(علیه­السلام) دارد؟

 فرضیه­ی اصلی

امام علی(علیه­السلام) با طرح موضوعاتی هم­چون دعوت، تبلیغ، نفوذ و تکریم انسانیت، جایگاهی ممتاز و تأثیرگذار برای قدرت نرم دارد.

  1. متغیرها

متغیر مستقل: اندیشه­ی سیاسی امام علی(علیه­السلام)

متغیر وابسته: قدرت نرم

  1. شاخص­های متغیر مستقل

     کتاب نهج­البلاغه تألیف سید رضی، حاوی 241 خطبه، 79 نامه، و 480 حکمت از سخنان امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام)؛ کتاب غررالحکم و دررالکلم تألیف علامه عبدالواحد تمیمی آمدی، حاوی 11000 حدیث و گفتار از سخنان امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام)؛ و کتاب معادن الحکمه فی مکاتیب­الائمه تألیف علم­الهدی محمدبن محسن فیض کاشانی، حاوی 89 نامه از امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) است. این کتب مهم­ترین منابع مستند در بازتاب شاخص­های متغیر مستقل است.     ابعاد شاخص­های متغیر مستقل، طیف وسیعی از ارزش­های عام جهان­شمول در اندیشه­ی امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) را شامل می­شود. برخی از ابعاد شاخص­های متغیر مستقل در اندیشه­ی امام علی(علیه­السلام) عبارتند از:

الف- دعوت

  • دعوت به تقوای الهی(پیروی از ارزش­ها و پرهیز از ضد ارزش­ها)
  • دعوت به یاری حق(با ایمان، عمل و گفتار)
  • دعوت به وحدت­گرایی
  • دعوت به صلح­گرایی
  • دعوت به آزاد اندیشی

ب- تبلیغ

  • اشاعه­ی توازن حقوق
  • اشاعه­ی عدالت اجتماعی
  • اشاعه­ی برابری و مساوات بشر
  • اشاعه­ی دموکراسی و مردم­سالاری دینی
  • اشاعه­ی مواسات و کمک­های بشردوستانه

ج- نفوذ

  • مهربانی با مردم
  • تواضع و فروتنی
  • تعامل مستقیم با مردم
  • خیرخواهی نسبت به مردم
  • بخشش و ایثار نسبت به مردم

د- تکریم انسانیت

  • عدالت­گستری
  • شایسته­سالاری
  • مسئولیت­پذیری
  • مساوات و برابری
  • حقوق و آزادی­های بشر
  1. شاخص­های متغیر وابسته

     توازن حقوق و عدالت اجتماعی، شاخص­های متغیر وابسته است. بازتاب این عناصر در عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) نمایانگر جایگاه ممتاز و تأثیرگذار قدرت نرم در اندیشه­ی ایشان است؛ به­عبارتی، مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام)، شاخص­های متغیر مستقل یا همان دعوت، تبلیغ، نفوذ، تکریم انسانیت، و سایر مؤلفه­های مدیریتی قدرت نرم را در ساختار توازن حقوق و در راستای اجرای عدالت اجتماعی، به سمت ساختار هرم طبقاتی جامعه سوق داده­اند که جایگاه قدرت نرم در اندیشه­ی ایشان را ممتاز و مؤثر نشان می­دهد.

  1. سوابق مربوط به پژوهش

     به­طور کلی سوابق تحقیقاتی مربوط به قدرت نرم به دو دسته­ تقسیم می­شود. دسته­ی اول مربوط به تحقیقاتی است که قدرت نرم را در گفتمان اسلامی مورد بررسی قرار داده­اند. در این زمینه پروفسور «مولانا»، نظریه پرداز مسلمان ایرانی، در کتاب «اطلاعات عالمگیر و ارتباطات جهانی»[1]، در سال 1986 میلادی در ارائه­ی تئوری و الگوی همگرایی ارتباطات، برای نخستین بار، عنوان «قدرت نرم­افزار» را در روابط بین­الملل مطرح کرد؛ در این کتاب به­طور خلاصه، موضوعاتی مانند ارزش­ها، اخلاق، و معنویت، مقاطع بحث ارتباطات بین­المللی و جهانی را تشکیل می­دهد. هدف اصلی نویسنده بررسی حوزه­ی ارتباطات در سطح میان­فردی، گروهی، سازمانی، بین­المللی و جهانی است و ابعاد فناورانه، سیاسی­اجتماعی و فرهنگی در این زمینه مورد بررسی قرار می­گیرد. مباحث مطرح شده در این کتاب، متأثر از اندیشه­ی اسلامی پروفسور مولانا است. وی ضمن نقد نظریه­های لیبرالیستی و مارکسیستی در زمینه­ی توسعه، ایده­ی نظریه­های انسانی­تر، اخلاقی­تر، سنتی­تر، ضدبلوکی­تر و متکی به خودتر را مطرح می­کند و بیان می­دارد که تحقق این ایده نیازمند تغییر جهت از ارتباط عوام­فریبانه و فناوری مدار به تعامل، گفتمان انسانی و تبادل آراء است. وی معتقد است برای رسیدن به این امر باید به­سوی اصول جهان­شمول که در جهت عزت نفس انسان­ها و استعدادهای بشری تلاش می­کنند گام برداشت.

      از دیگر آثار در این زمینه می­توان به دو کتاب «قدرت نرم و سرمایه­ی اجتماعی»[2] و «قدرت نرم، فرهنگ و امنیت»[3] نوشته­ی اصغر افتخاری و همکاران، انتشار در سال 1387، اشاره کرد. این دو کتاب، حاصل دست­آوردهای علمی همایش ملی «بسیج و قدرت نرم» است که به همت دانشگاه امام صادق(ع) و پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج در سال 1386 برگزار گردید. تلاش متولیان این همایش این بود که به­نوعی ایده­ی نیازمندی درک بومی نظریه­ی قدرت نرم در چارچوب گفتمانی بسیج را مطرح سازند. محتوای این دو کتاب، شامل مجموعه­ای از مقالات ارائه شده در این همایش است. کتاب «قدرت نرم و سرمایه­ی اجتماعی» معنا و مفهوم قدرت نرم در رویکرد تطبیقی به همراه موضوع سرمایه­ی اجتماعی و قدرت نرم را مورد بررسی قرار می­دهد. در کتاب «قدرت نرم، فرهنگ و امنیت» عموماً کارکردهای فرهنگی بسیج در عرصه­ی فعال­سازی منابع قدرت نرم، جهت مدیریت بحران­ها، به بحث گذارده شده است.     مقاله­ی «اخلاق به مثابه­ی قدرت نرم با رویکرد اسلامی»[4] نوشته­ی حسین پوراحمدی و مهدی جعفری پناه، انتشار در سال 1391، قدرت نرم را در چارچوب گفتمان اسلامی با تأکید بر عنصر «اخلاق» به­عنوان بنیاد قدرت نرم، مورد بررسی قرار می­دهد. نویسندگان در این مقاله، جذابیت قدرت نرم اسلامی را بر ابعاد اخلاقی آن مرتبط می­دانند و معتقدند که اخلاق اسلامی علاوه بر این­که       به­عنوان یک عامل ایجابی توانایی جذب دیگران را دارد، به­عنوان یک عامل سلبی نیز ظرفیت دفع نفوذ و یا هرگونه سلطه­گری را دارا می­باشد.

  1. بیان مسئله…………………………………………………………………………….3
  2. سؤال اصلی…………………………………………………………………………….4
  3. فرضیه اصلی…………………………………………………………………………..4
  4. متغیرها…………………………………………………………………………………4
  5. شاخص­های متغیر مستقل…………………………………………………………..4
  6. شاخص­های متغیر وابسته…………………………………………………………….6
  7. سوابق مربوط به پژوهش……………………………………………………………..6
  8. اهداف تحقیق………………………………………………………………………….9
  9. نوع طرح تحقیق……………………………………………………………………….9
  10. روش تحقیق و ابزار گردآوری داده­ها……………………………………………….10
  11. تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی…………………………………………………10
  12. مشکلات و تنگناهای احتمالی تحقیق…………………………………………….11
  13. سازماندهی پژوهش………………………………………………………………..11

فصل 2. چارچوب نظری

خیره شدن به سمت افق، جهت تماشای طلوع و یا غروب خورشید، جذابیتی ایجاد می­کند که مانع توجه تدریجی به زمان تغییر رنگ آسمان می­شود و مخاطب به­ناگهان خود را در عمل انجام شده می­بیند، گرایش حاصله آهسته و بی­صدا محیط را تغییر می­دهد و مخاطب را با هدف تغییر همراه می­کند؛ و این­چنین است توان تأثیرگذاری قدرت نرم در راستای منافع و اهداف قدرت، قدرتی به مراتب تأثیرگذارتر از قدرت سخت. ابزار تهدید و اجبار در قدرت سخت، هم­زمان با تأثیرگذاری در تغییر شرایط و تطبیق منافع در راستای هدف، قوه­ی پتانسیل مخالفت و انزجار در اذهان و قلوب را پرورش می­دهد، پتانسیلی که در کوچک­ترین شرایط مستعد جهت گریز از شرایط تحمیلی، از حالت قوه به فعل در می­آید و در خلاف جهت منافع قدرت حرکت می­کند؛ اما ابزار جذب و اقناع در قدرت نرم، هم­زمان با تأثیرگذاری در تغییر شرایط و تطبیق منافع در راستای هدف، قوه­ی پتانسیل همراهی و علاقه­مندی در اذهان و قلوب را پرورش می­دهد، پتانسیلی که در کوچک­ترین شرایط مستعد جهت اتصال به شرایط منتخب، از حالت قوه به فعل در می­آید و حول محور منافع قدرت حرکت می­کند.

     قابلیت اعمال غیر مستقیم قدرت نرم و توان تأثیرگذاری آن جهت نیل به اهداف، توجهات زیادی را در دهه­های اخیر به خود مبذول داشته است، اما با توجه به اختلافات بنیادی نظریه­ی قدرت نرم نای که بر اساس مبانی سکولاریستی و لیبرال دموکراسی بنا شده، با گفتمان اسلامی که بر اساس مبانی اعتقادی توحیدی است، پژوهش حاضر با بررسی جایگاه قدرت نرم در اندیشه­ی سیاسی امام علی(علیه­السلام)، چارچوب نظری قدرت نرم نای را جهت قیاس و نه تطبیق مورد استفاده قرار می­د­هد.

  1. گذر قدرت از وجه سخت افزاری به نرم افزاری

     در اروپا از سال 1648 و به استناد دریافت­های ماکیاول دریافته شد که واحد خاصی برای تأمین امنیت باید ایجاد شود. ماکیاول تأسیس آن را به­عهده­ی شهریار گذاشت بدون آن­که نامی برای آن حک کند. هابز وظیفه­ی نام­گذاری و تعیین تکلیف در این خصوص را به­عهده گرفت. وی ضمن تأکید بر یافته­ی ماکیاول مبنی بر این­که کارکرد دولت تأمین امنیت از طریق قدرت است، نام آن­را لویاتان گذاشت، تا تجلی قدرت باشد(سیف­زاده،1385،ص159).

     به مقتضای قراردادهای اجتماعی لاک، روسو، منتسکیو، و …، سیطره­ی لویاتانی دولت بر زندگی انسانی فروهشته شد. زمان­های بسیار سپری شد تا زمینه برای نوعی قرارداد اجتماعی هر چند نابرابر از طریق جامعه­ی ملل و سازمان ملل در صحنه­ی خارجی فراهم شود(همان،ص195).

     با شروع جنگ جهانی اول، تقریباً کل سرزمین­های مورد ادعای استعمارگران، تسخیر شده و مقاومت­های نظامی مردم بومی در هم شکسته شده بود. در سال 1914 حدود 85 درصد کل سطح کره­ی زمین زیر سلطه­ی استعمارگران قرار داشت. کنترل اقتصادی، سیاسی، و یا ایجاد دولت­های استعماری سراسر جهان را فرا گرفته بود. در این دوره علاوه بر حاکمیت مستقیم بر مستعمرات، سایر ابزار سلطه به صورت ایجاد حوزه­های نفوذ، و قراردادهای تجاری دارای امتیازات ویژه به­کار گرفته شد. در این میان تحمیل خواست استعمارگران از طریق اعمال قراردادهای مقید کننده­ی تجاری و سیاسی به دولت­های دریافت کننده­ی وام نیز شدت گرفت(الهی،1383،ص22).

     در جنگ جهانی اول، آمریکا نظاره­گر جنگ مستعمراتی شد و بعد از جنگ نیز شیوه­ی سلطه از طریق نفوذ را انتخاب کرد و در واقع امپریالیسم غیر رسمی را پایه گذاشت. تحت لوای شعارهای لیبرالیسم، آمریکا توانست نه تنها در سیاست بلکه در اقتصاد جهان در دهه­ی 1920 وضعیت شاخص و برتری را به­دست آورد. شرکت­های چندملیتی این کشور با برخورداری از توان تکنولوژی و مالی به سرعت شروع به انحصار درآوردن بخش­های مختلف اقتصادی و بازارهای جهانی نمودند و بدین ترتیب امکان مقابله­ی سایر کشورهای امپریالیستی علیه خود را کاهش دادند. طی سال­های جنگ جهانی دوم، آمریکا باز هم فرصتی به­دست آورد تا با افزایش تولید، سلطه­ی بیشتر بر بازارهای جهانی به­دست آورد(همان،صص54-53).

      هنگامی­که حمله­ی فاشیست­ها در سال­های اولیه­ی شروع جنگ دوم با موفقیت همراه شد، متفقین برای نجات خود به شعارهای مردم­فریب رو آوردند. آن­ها چنین تبلیغ می­نمودند که برای دفاع از آزادی، دموکراسی، و تمدن غربی می­جنگند. با توسل به همین شعارها بود که موفق شدند میلیون­ها نفر از مردم مستعمرات را به جبهه­های جنگ علیه فاشیست­ها گسیل دارند و منابع مادی این سرزمین­ها را برای ادامه­ی نبرد استثمار نمایند. هر چند گفته می­شود که جنگ جهانی دوم، مرگ سیستم مستعمره­داری را با خود به همراه آورد و در واقعیت نیز این سخن صحیح به­نظر می­آید، اما امپریالیسم با چهره­ای دیگر، هم­چنان به استثمار ملل جهان ادامه داد. این استثمار، دیگر از طریق اعمال سلطه و تصرف مستقیم حق حاکمیت بر ملل و کشورهای دیگر انجام نگرفت، بلکه از راه­های گوناگون و در بسیاری موارد، نامرئی این سلطه اعمال شد و استثمار انجام گرفت. بارزترین جنبه­های این چهره­ی جدید امپریالیسم در بخش­های سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی تجلی نمود و آن­چه مربوط به بخش نظامی می­شد بیشتر مبتنی بر بعد سه­گانه­ی فوق بود تا به­عنوان حمله­ی نظامی مستقیم و تصرف سرزمین­ها(همان،صص26-25).

     از جنگ دوم جهانی به بعد، سهم امپریالیسم اقتصادی و فرهنگی در فعالیت­های وسیع بین­المللی دولت­ها، افزایش یافته است. این مسئله دو علت دارد. از یک سو امپریالیسم نظامی گسترده و آشکار، دیگر ابزاری عقلانی در سیاست خارجی محسوب نمی­شود زیرا متضمن پذیرش خطر نابودی خود در یک جنگ هسته­ای است. از سوی دیگر، تجزیه­ی امپراتوری­های مستعمراتی به تعداد زیادی دولت ضعیف، که بسیاری از آن­ها باید برای بقای خود به کمک خارجی متکی باشند، برای دولت­های امپریالیستی فرصت­های جدید فراهم می­کند تا قدرت خود را از طریق ابزار اقتصادی و فرهنگی توسعه دهند(مورگنتا،1389،ص119).

     توسیدید، یکی از اولین مطالعات موردی ثبت شده، در مورد درک و ارتباطات قدرت در سیاست جهانی را عرضه می­دارد که از آن­زمان، به­نام گفتمان «ملیان» شناخته شده است. گزارش توسیدید از گفت­وگوی «ملیان» نشان می­دهد که تقریباً از زمان ثبت سیاست جهانی، این منبع ویژه از قدرت، مورد سوء استفاده قرار گرفته است. در طول جریان بحث، آتنی­ها در مطالب و لحن کلام،     پرخاش­گرند و با آگاهی از قدرت برتر خود و مأموریت به دقت طراحی شده- که باید «ملیان»ها را به تسلیم بدون قید و شرط متقاعد کنند- غیر قابل انعطاف هستند، و اعتراض «ملیان»ها را با اعلام «منافع شخصی» و «عملی بودن» به هیچ نمی­پذیرند. «ملیان»ها عقب مانده، مردد از اظهار قابلیت­های خود، در عوض به «عدالت» و «انصاف» و به آگاهی از منفعت متقابل، متوسل می­شوند. بنابراین ارتباطات سیاست قدرت، به طور جدایی ناپذیری به ارتباطات توانایی­ها و منافع متصل است. امروزه ایالات متحده در نقش آتنی­های جدید ظاهر شده است و دنیای در حال توسعه نمایان­گر منفردین و مجموعه­ای از «ملیان» ها است. ایالات متحده در روابط خود با دنیای در حال توسعه مانند قدرت­های بزرگ قرن نوزدهم، برای تهیه دستور جلسه اصرار می­ورزد، و از موقعیت کشوری که برتری آن مشهود است اقدام می­کند. ایالات متحده از اصرار خود منصرف نمی­شود، جهان در حال توسعه برای منافع خویش این دستور جلسه را می­پذیرد. در هیچ زمان دیگری به غیر از زمان اوج جنگ سرد، جهان سوم با جزیره­ی «ملیان»ها قابل مقایسه نبود. اقتصاد و تسلیحات نظامی، فقط دو نیروی اعمال فشار بودند. ایالات متحده در آن­زمان به مثابه­ی رهبر حرکت­های مردم به ارزش تبلیغات برای مقاصد ارتباطات سیاست قدرت پی برد. در حال حاضر نقش قهرمانه­ی ایالات متحده در گسترش       مردم­سالاری، خصوصی­سازی و غیره است. چیزی که باعث وجه تمایز سیاست بین­المللی در اواخر قرن بیستم از قرن نوزدهم می­شود این است که زمینه­ی مورد نزاع از جغرافیا و مظاهر مادی به مسائل فرهنگی و اجتماعی- اقتصادی، تغییر جهت داده است(مولانا،1383، صص29-28).

     به موازات تحول صورت گرفته در اشکال سخت افزاری قدرت، یعنی کاهش غلبه و فراگیری اهرم نظامی، و ارتقاء مقبولیت اهرم اقتصادی، شاهد رونمایی نوع بدیعی از اعمال قدرت با ماهیتی نرم افزارانه هستیم که اهمیت فوق­العاده و روز افزونی در عرصه­ی معادلات بین­المللی یافته است. کنار رفتن سایه­ی سنگین تفسیر رئالیستی جنگ سردی از قدرت، این مجال را برای برخی متفکران و صاحب­نظران روابط بین­الملل فراهم ساخت تا به شیوه­های دیگری برای نفوذ گذاری و تحمیل اندیشه بیاندیشند. اینان به سطح زیرین سکه­ی قدرت توجه کردند که ذاتی ناپیدا و غیر ملموس دارد و متکی بر ابزارهای سرکوب­گرانه­ی سخت افزاری نیست، بلکه از طریق غیر مستقیم اعمال می­گردد و رفتارهای مخاطبین را بدون کاربرد زور آشکار جهت می­دهد. طلایه دار مطالعات نرم­افزاری قدرت را باید «جوزف نای»، پژوهشگر آمریکایی متعلق به رهیافت نئولیبرالیسم، دانست که اصطلاح قدرت نرم را نخستین بار وارد ادبیات روابط بین­الملل نمود و کوشید تا تأثیر عوامل غیر سخت افزاری نظیر فرهنگ را به­عنوان اهرم­های نرم مولد قدرت، در قالب یک طبقه بندی مستقل مورد بررسی قرار دهد(سعیدی،1389،ص89).

مقدمه………………………………………………………………………………………..15

  1. گذر قدرت از وجه سخت­افزاری به نرم­افزاری……………………………………….16
  2. مفهوم قدرت نرم……………………………………………………………………..19
  3. منابع قدرت نرم………………………………………………………………………21
  4. کاربرد قدرت نرم در گفتمان لیبرالیستی…………………………………………..23
  5. کاربرد قدرت نرم در گفتمان اسلامی……………………………………………..31

   جمع­بندی…………………………………………………………………………………32

فصل 3. مدیریت قدرت نرم در انزوای سیاسی امام علی(علیه­السلام).

     مدیریت قدرت نرم، کاربرد ارزش­های عام جهان­شمول در قدرت سیاسی است، به­گونه­ای که رفتار قدرت در تمامی ابعاد آن( نظامی، اقتصادی، اجتماعی، توسعه و فن­آوری)، آیینه­ی تمام نمای ارزش­ها باشد. مؤلفه­هایی هم­چون دعوت، تبلیغ، نفوذ، تکریم انسانیت، صداقت، عمل­گرایی، تواضع، ایثار، انصاف، و … مؤلفه­های مدیریت قدرت نرم هستند، بهره­برداری صحیح از این مؤلفه­ها، حقانیت، جذابیت، مشروعیت، مقبولیت، اعتبار، اعتماد، و سایر شاخص­های قدرت نرم را در سطح اجتماع نمایان می­کند.

     امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) بعد از رحلت پیامبر(صلی­الله­علیه­وآله)، با توجه به شرایط مکانی و زمانی، مدت بیست­وپنج سال را در انزوای سیاسی گذراندند، و این در حالی است که شاخص­های قدرت نرم در سیاست انزوای ایشان بعد از گذشت هزار و چهارصد سال، هنوز هم نمایان است؛ حقانیت، جذابیت، مشروعیت، مقبولیت، رضایت، اعتبار، و اعتماد نسبت به سیاست انزوای امام علی(علیه­السلام) در گلوگاه تاریخ حبس نشد و فرای زمان و مکان در حرکت است. لذا بررسی مؤلفه­های مدیریت قدرت نرم در انزوای سیاسی امام علی(علیه­السلام) ضرورت می­یابد؛ اما با توجه به این­که منابع قدرت نرم در ارتباط با حوزه­ی اجتماعی به رفتار قدرت تبدیل می­شوند و حضور قدرت نرم در حوزه­ی سیاسی به معنای تطبیق اهداف سیاسی با هنجارها و ارزش­های اجتماعی است، لذا قبل از پرداختن به موضوع اصلی، اهدافقدرت نرم در اهداف حکومت اسلامی

     در حالی­که در طول تاریخ، افراد به انگیزه­ی توسعه­ی قدرت و ثروت، دست به جنایات هولناکی زده و با خون­ریزی­های بسیار و زیر پا گذاشتن حقوق انسان­ها، خود را بر گردن مردم سوار کرده­اند و اساس حکومت­شان به تهدید و ایجاد هراس در دل مردم، و استکبار و خودمحوری بوده است و از تملق­گویی و ستایش بی­اساس دیگران لذت می­بردند و خود را محور و سرچشمه­ی هر قانونی    می­دیدند و همه را به اطاعت از خواسته­ها و هواهای نفسانی خود فرا می­خواندند؛ امام علی(علیه­السلام) به شکل زیبایی انگیزه­ی مقدس و الهی خود را در نظر بیان می­کنند و در عمل و حکومت خود به آن پایبند است. انگیزه­ی آن حضرت در حکومت یک انگیزه­ی صد در صد انسانی و الهی است(اسکندری،1380،ص101).

     اصول اخلاقی به­عنوان یک اصل لایتغیر در اهداف حکومت اسلامی پذیرفته شده است که این امر موجب برجسته­شدن وجه نرم­افزاری در اهداف حکومت اسلامی است. بازتاب رفتار سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) در تطبیق با اهداف حکومت، مهم­ترین سند گویای فلسفه­ی قدرت در حکومت اسلامی است. امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) می­فرمایند:

     ای مردم رنگارنگ، و دل­های پریشان و پراکنده، که بدن­هایشان حاضر و عقل­هایشان از آن­ها غایب و دور است! من شما را به سوی حق می­کشانم، اما چونان بزغاله­هایی که از غرش شیر فرار کنند می­گریزید! هیهات که با شما بتوانم تاریکی را از چهره­ی عدالت بزدایم، و کجی­ها را که در راه حق راه یافته، راست نمایم.

     خدایا تو می­دانی که جنگ و درگیری ما، برای به­دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود، بلکه      می­خواستیم نشانه­های حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم، و در سرزمین­های تو اصلاح را ظاهر کنیم، تا بندگان ستم­دیده­ات در امن و امان زندگی کنند، و قوانین و مقررات فراموش شده­ی تو بار دیگر اجرا گردد.

     خدایا! من نخستین کسی هستم که به تو روی آورد، و دعوت تو را شنید و اجابت کرد؛ در نماز، کسی از من جز رسول خدا(صلی­الله­علیه­وآله) پیشی نگرفت؛ همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت­ها و احکام مسلمین، ولایت و رهبری یابد، و امامت مسلمین را عهده­دار شود، تا در اموال آن­ها حریص گردد؛ و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند؛ و ستم­کار نیز نمی­تواند رهبر مردم باشد، که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند؛ و نه کسی که در تقسیم بیت­المال عدالت ندارد، زیرا در اموال و ثروت آنان حیف­ومیل می­کند و گروهی را بر گروهی مقدم می­دارد؛ و رشوه­خوار در قضاوت نمی­تواند امام باشد، زیرا برای داوری با رشوه­گرفتن، حقوق مردم را پایمال، و حق را به صاحبان آن نمی­رساند؛ و آن کس که سنت پیامبر(صلی­الله­علیه­وآله) را ضایع می­کند، لیاقت رهبری ندارد، زیرا که امت اسلامی را به هلاکت می­کشاند(نهج­البلاغه،خطبه131،ص175).

     با توجه به فرمایشات امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) هدف غایی حکومت اسلامی، توازن حقوق در راستای اشاعه­ی عدالت اجتماعی است که این هدف، تأمین کننده­ی منافع ملی و جهانی اسلام در راستای برقراری صلح و امنیت جهانی است. امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) در راستای نیل به اهداف، ایدئولوژی ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم را در دستور کار قرار می­دهند که این ایدئولوژی در راهبرد مدیریتی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق قابل تحقق است.

     امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) شخصیت رهبران را در برون­دادهای سیاسی مؤثر قلمداد می­کنند لذا شخصیت رهبران باید مطابق با اهداف سیاست باشد. اگر هدف سیاسی برپایی حقوق و اجرای عدالت است شخصیت رهبر باید نماد حق­محوری و عدالت­گستری باشد در غیر این­صورت جایگاه قدرت، محل انشعاب ظلم و ستم و ناحقی می­شود و ماهیت ارزشی اهداف در جایگاه گفتاری و ذهنی راکد می­ماند. پیامدهای رفتار سیاسی در اسلام عصاره­ای از اصول عقیدتی­سیاسی است و همین امر موجب تطبیق روش و محتوای سیاست­ها با پیام­های ارزشی می­شود. مورگنتا می­گوید:

     فرد ممکن است بگوید، «بگذار عدالت، حتی به بهای هلاکت جهانیان اجرا شود»، اما دولت حق ندارد به نام کسانی که تحت حمایت آن هستند چنین چیزی را عنوان کند. فرد و دولت، هر دو، باید در مورد رفتار سیاسی بر اساس مبانی عام اخلاقی(مانند آزادی) داوری کنند. مع هذا، با وجودی­که فرد از نظر اخلاقی این حق را دارد که در دفاع از این مبانی اخلاقی، جان خود را فدا کند، دولت حق ندارد اجازه دهد قباحت اخلاقی عملی چون تجاوز به حریم آزادی، راه رفتار سیاسی موفق را که خود ملهم از اصل بقای ملی است، سد کند. اخلاق سیاسی بدون دوراندیشی و حزم(یعنی بدون توجه به پیامدهای سیاسی رفتار ظاهراً اخلاقی) وجود ندارد. بنابراین واقع­گرایی در سیاست، حزم و دوراندیشی یعنی سنجش پیامدهای رفتارهای مختلف سیاسی را برترین فضیلت می­داند(مورگنتا، 1389،ص19).

     حزم و دوراندیشی رفتار سیاسی برترین فضیلت است اما توجیه تجاوز به حریم آزادی در  قاعده­ی بقا، کوته­اندیشی سیاسی است. قاعده­ی بقا در فقدان اصول اخلاقی، به مسیر فنای  امپراتوری­های روم و هخامنشیان و یا اتریش و عثمانی ختم می­شود. دولت حق ندارد جهانیان را فدای بقای انحصارگرایی و منفعت­محوری خود کند. قاعده­ی بقای دولت، با پشتوانه­ی وحدت ملت استمرار می­یابد، و وحدت ملت در عدالت­گستری دولت بازتولید می­شود. نای می­گوید:

   مقدمه………………………………………………………………………………….35

  1. قدرت نرم در اهداف حکومت اسلامی………………………………………….36
  2. هزینه­فایده در ارزش­های سیاسی……………………………………………..39
  3. ارزش­های سیاسی در تعلیق راهبرد عدالت اجتماعی………………………42
  4. ارتقاء قدرت نرم در سیاست تعامل امام علی(علیه­السلام)…………………..45
  5. نهادینه­سازی فرهنگ سیاسی در سازش تاکتیکی امام علی(علیه­السلام)…………………………………………………………………………….51

جمع­بندی…………………………………………………………………………..56

فصل 4. مدیریت قدرت نرم در حکومت امام علی(علیه­السلام)

اسلام سیاسی، واژه­ای که چندی است خوراک تبلیغات رسانه­های غربی شده، و آن را مترادف با ترور و تروریسم می­دانند؛ واژه­ای بحران­زا که مدافعان حقوق بشر را بر آن داشته است تا اسلام ستیزی را در دستور کار قرار دهند و ارابه­های نمادین خود را بر محوریت اسلام ستیزی بچرخانند و با هر چرخش آن، کودکان، زنان، و مردانی بی­گناه، با نام حقوق بشر، به جرم مسلمان بودن و یا زیستن در کشوری اسلامی، قربانی شوند. با اذعان به در اختیار داشتن منابع قدرت نرم به اشاعه­ی ارزش­های خود می­پردازند، ارزش­هایی که پوشش ارزش دارند ولی در حقیقت، نوعی استثمار است. اشاعه­ی این ارزش­ها، در حقیقت استعمار نوین است. واژه­ی استعمار به معنای آباد کردن بود، ولی آن­قدر با پوشش استعمار، استثمار کردند که این پوشش از هم پاشید و استعمار مترادف شد با عمل آن، یعنی استثمار. آن­گاه که هویت واژه­ی استعمار فاش شد، آن را در پوشش قیمومت قرار دادند، ولی قیمومت هم ظرفیت فشار استثمار را نداشت و از هم پوکید، پوشش­های جدید و باز هم   جدید­تری ایجاد شد از طرح مارشال­ها گرفته تا اشاعه­ی دموکراسی. و امروز جدیدترین پوشش، مبارزه با تروریسم، واژه­ای که از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار است، چون معنای آن در آباد کردن و یا سرپرستی خلاصه نمی­شود و گمان نمی­رود در کوتاه مدت از هم پوکیده شود. مبارزه با تروریسم یعنی اجرای حقوق بشر، ایجاد آرامش و امنیت؛ البته حقوق بشر و امنیت در چارچوب ارزش­های لیبرال دموکراسی، یعنی حامیان حقوق بشر، و در راستای مبارزه با اسلام سیاسی، یعنی ناقضان حقوق بشر! پوشش مبارزه با تروریسم، حامل منافع مدافعان حقوق بشر است و جایی گسترده نمی­شود مگر این­که حق­ها بلعیده شود تا بشری که آن­ها فقط در وجود خود می­بینند به انحصار سلب حقوق برسد و این­جا تازه شروع حقوق بشر به سبک لیبرال دموکراسی است.

     هنگامی­که آبی گوارا از دل کوه می­جوشد، در مسیر خود بوستان­ها را آبیاری می­کند، به گلستان­ها طراوت می­بخشد و تشنگان زیادی را سیراب می­کند؛ اما اگر آبراهه­ای انحرافی در مسیر آب گشوده شود این آب گوارا با ناخالصی­های زیادی در هم می­آمیزد، ناخالصی­هایی که زلالی آب را محو    می­کنند و چه بسا نوشیدن آن مفید که نه بلکه مضر باشد. بسی ساده­انگاری است که کسی با دیدن این آب آلوده، بگوید آب مضر است؛ بلکه برای شناخت از حقیقت آب باید به سرچشمه­ی آن رجوع کرد و از ابتدا به آن نگریست و بعد نتیجه­گیری کرد که آب مفید است، طراوت بخش است، زندگی بخش است؛ آبی که مضر است آب نیست، مایعی است آلوده در پوشش آب. و این است حکایت اسلام سیاسی و محققان لیبرال دموکراسی، که چه زود نتیجه­گیری می­کنند و ندای آزادی و حقوق بشر سر می­دهند، آزادی و حقوق بشری که به معنای تام کلمه، اسلام سیاسی اصیل، نه تنها منادی بلکه اعمال کننده­ی آن است.

     چشمه­ی زلال و حقیقت وجودی اسلام سیاسی در دل حکومت علوی نهفته است. حکومتی که مبانی نظری آن را در دل سیاست­­های عملی حاکمیت امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) باید جست­وجو کرد؛ یعنی صدای عمل­گرایی آن به مراتب رساتر از صدای شعارپردازی است. و این است رمز ماندگاری آن بعد از هزار و چهارصد سال در قلوب و اذهان مردمان. حکومت علوی عوام­پروری می­کند نه عوام­فریبی، تربیت می­کند نه تبلیغ، استقلال­بخش است نه استثمارگر. در ذیل، مدیریت قدرت نرم در اندیشه­ی سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) با توجه به رفتار سیاسی ایشان در مدت پنج سال زمامداری حکومت اسلامی، مورد بررسی قرار می­گیرد.

مقدمه………………………………………………………………………………………59

  1. اعتبارمندی قدرت سیاسی………………………………………………………60
  2. انسجام روحیه­ی ملی در الگوسازی رهبران…………………………………..63
  3. ارزش­های سیاسی در حکومت اسلامی……………………………………….67
  4. راهبرد ارتباطی در فرایند دیپلماسی عمومی…………………………………70
  5. عدالت اقتصادی؛ زیربنای عدالت اجتماعی…………………………………..73
  6. بازتاب عدالت اجتماعی در رفتار سیاسی امام علی(علیه­السلام)………….77
  7. راهبرد وحدت­گرایی در مدیریت افکار عمومی…………………………………85
  8. تنظیم الویت­ها در مدیریت قدرت هوشمند…………………………………….90
  9. عنصر جذابیت در ارزش­های عام جهان­شمول………………………………..106
  10. ماندگاری نتایج قدرت نرم در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام)…….127

جمع­بندی…………………………………………………………………………..140

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل 5. قدرت نرم در تئوری حکومت امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام).

.

مقدمه………………………………………………………………………………………143

  1. جایگاه توازن حقوق و عدالت اجتماعی در قدرت نرم………………………..143
  2. ساختار توازن حقوق…………………………………………………………….148
  3. ثبات سیاسی؛ تداوم ساختار توازن حقوق…………………………………..155
  4. مدیریت عناصر قدرت­ساز در ساختار توازن حقوق…………………………….158

4- 1. کاریزمای رهبر در ساختار توازن حقوق………………………………….161

4- 2. مدیریت افکار عمومی در ساختار توازن حقوق………………………….165

4- 3. توازن حقوق در ساختار نظامی…………………………………………..175

4- 4. توازن حقوق در ساختار قضایی……………………………………………181

4- 5. توازن حقوق در ساختار اجرایی……………………………………………184

4- 6. توازن حقوق در ساختار اقتصادی……………………………………….187

4- 7. کیفیت دیپلماسی در ساختار توازن حقوق………………………….191

4- 8. کیفیت تجارت در ساختار توازن حقوق………………………………….196

4- 9. کمک­های بشردوستانه در ساختار توازن حقوق……………………….198

4- 10. عملکردهای سیاسی در ساختار توازن حقوق………………………203

جمع­بندی……………………………………………………………………………216

نتیجه­گیری…………………………………………………………………………….218

فهرست منابع…………………………………………………………………………225

 

Abstract

The presented paper studies the status of theoretical and practical foundations of soft power in political thoughts of Imam Ali (pbuh), referring to his strategic and operational policies. Since the idea of soft power, which was first raised by Joseph Nye in liberalism, is interpreted and analyzed based on the principles of secularism, so the components for the realization of soft power in the Islamic state are analyzed according to Imam Ali’s approach, regarding him as the embodiment of the book of Allah and Sunnah of the Prophet (pbuh). The results of this discussion show the distinctive aspects between the Western soft power and the Islamic Soft power.     Factors such as attractiveness, legality, legitimacy, credibility, modeling, etc. are the indexes of  soft  power. These indexes are the reflections of management components like invitation, promotion, influence, respect for human rights, freedom, justice, humanitarian aids, etc. that entered the public domain from the political realm. The terminology and words used for the indexes of soft power and its management components are the same in Islam and the West. What differentiates between the Islamic soft power and Western soft power is its essence which comes from two separate sets of thoughts, God-centered thoughts in Islam and secular thoughts in the West, and in the process of turning the power sources to the power behavior. And in passing through two different channels of basic persuasion of the public or its side persuasion, it forms two different political output behaviour. In other words, the political output behavior or the policies applied are the reflection of the goals of soft power management in Islam and the West. Adapting management components with the political functions defines the distinction between soft power management goals in Islam and the West.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان