انتخاب صفحه

فهرست مطالب                                      

 فصل اول: کلیات

از جمله مسائلی که در بررسی زوایای مختلف ساختار یک زبان با آن روبرو می‌شویم عدم انطباق مکرّر صورت و معنا در موارد گوناگون است. در صورتی که از رابطه‌ی صورت و معنا تعریفی مکانیکی و یک به یک داشته باشیم، تعریف ما از ساخت‌های زبانی در موارد بسیاری دچار اشکال شده و این امر می‌تواند به ناقص جلوه یافتن تعریف ما و سردرگمی مخاطبان منجر گردد. مثلا ممکن است ساخت گذشته‌ی ساده در زبان فارسی را این گونه تعریف کنیم که گذشته‌ی ساده ساختی از فعل است که برای بیان رویدادها در زمان گذشته مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این صورت، وقتی با جمله‌ای مانند «اگر علی را دیدی، کتاب مرا از او پس بگیر» مواجه می‌شویم که در آن ساخت گذشته برای بیان رخدادی در آینده استفاده شده، تعریف ما در نظر مخاطب ناقص و مبهم می‌نماید.همین مورد یکی از نواقص دستورهای سنتی است، البته باید به این نکته نیز توجه داشت که ارتباط صورت و معنا ارتباطی سست و متزلزل نیست چرا که در این صورت امکان استفاده از زبان برای برقراری ارتباط و انتقال مفاهیم میسر نبود و از هر صورتی معانی مختلفی به دلخواه استنباط می‌شد. اما انسان‌ها هر روزه از زبان خود برای ارتباط با یکدیگر و انتقال معانی استفاده می‌کنند و در عین حال مواردی نیز هستند که بین صورت و معنا ارتباط یک به یک وجود ندارد اما باز هم ارتباط برقرار شده و انسان ها معانی مد نظر یکدیگر را در می‌یابند. انتقال معنی مد نظر گوینده به رغم عدم وجود رابطه‌ی مستقیم چگونه امکان پذیر است؟ هدف این تحقیق نیز بررسی جزئیات همین موضوع در حوزه‌ی زمان فعل فارسی است.

برای درک بهتر این موضوع باید به این نکته نیز توجه کنیم که پیام دریافتی از گوینده به طور کامل برخاسته از ساخت‌های زبانی جملات گوینده نیست بلکه پیام نهایی تحت تاثیر عوامل دیگری همچون نقش بافت و عوامل محیطی نیز قرار می‌گیرد.در حقیقت چشم پوشی از همین عوامل تعاریف دستوریان سنتی از ساخت‌های زبانی را دچار نقص و ایراد کرده است. در این تحقیق جزئیات چگونگی عدم انطباق زمان دستوری و زمان تقویمی با مثال‌هایی نشان داده شده است. البته پیش از بررسی این موضوع خود اصطلاح زمان را نیز باید مورد بازبینی قرار داد چرا که در تعاریف سنتی مقوله‌ی زمان با دیگر جنبه‌های فعل از جمله وجه و نمود آمیخته شده و درحقیت منظور از اصطلاح زمان در کتاب های دستور سنتی آمیزه ای از نمود، زمان و وجه فعل است ولی باید توجه داشته باشیم که در این جا ما قصد داریم اختلاف میان صورت و معنا را در مورد زمان مورد بررسی قرار دهیم و نه وجه و نمود بنابراین  معنی مد نظر ما در این تحقیق فقط مفهوم زمان است.در این پایان نامه خواهیم دید که ساختی مانند ساخت گذشته در زبان فارسی براساس بافت موجود می‌تواند بیان کننده‌ی زمان گذشته، حال و یا آینده باشد. چنین به نظر می‌رسد که در زبان فارسی گاهی بافت و شرایط کلام بر معنای استنباط شده از ساخت صوری فعل اثر می‌گذارد و زمانی جز زمان ارائه شده توسط ساخت فعل را به دست می‌دهد.البته همان طور که قبلا نیز اشاره شد، پیش از بررسی مفهوم زمان دستوری فعل و موضوع عدم انطباق آن با زمان تقویمی باید مفاهیمی همچون نمود، وجه، و زمان دستوری و چگونگی ادغام آن‌ها به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. در زیر این مفاهیم را یک به یک مورد بررسی قرار خواهیم داد.بر اساس فرض این تحقیق عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی در زبان فارسی را باید از دو جهت مورد بررسی قرار داد، یکی علت عدم انطباق و دیگری عامل تعیین کننده‌ی عدم انطباق برای مخاطب. در حقیقت یک جهت در ارتباط با علل و عواملی است که گوینده‌ی کلام را وا می‌دارد از ساختاری استفاده کند که زمان دستوری آن با زمان تقویمی هماهنگ نیست و جهت دیگر مرتبط با عواملی است که به مخاطب کمک می‌کند این عدم انطباق و هماهنگی را در سخن گوینده متوجه شده و درک کند. در مورد چرایی عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی دو دلیل اصلی را می‌توان ذکر کرد. یکی از آن‌ها برداشت و تفکر گوینده و دیگری کاربرد خاص ساخت یکی از زمان‌ها است.

1- 1- کلیات تحقیق…………………………………………………………………………………….. 2

1-1-1- نمود………………………………………………………………………………………………..5

1-1-2- وجه…………………………………………………………………………………………………6

1-1-3- زمان دستوری………………………………………………………………………………………7

1-2- بیان مسئله………………………………………………………………………………………….10

1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق………………………………………………………………………….11

1-4- اهداف تحقیق……………………………………………………………………………………….12

1-5- سئوالات تحقیق…………………………………………………………………………………….13

1-6- فرضیه‌های تحقیق…………………………………………………………………………………..14

1-7- روش تحقیق…………………………………………………………………………………………14

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: پیشینه تحقیق

در فصل پیش رو قصد داریم با بررسی تعدادی از آثار مرتبط با حوزه‌های زبان‌شناسی و دستورنویسی نگاهی اجمالی به دیدگاه‌های ارائه شده در مورد زمان دستوری و تقویمی بیندازیم. در این فصل دیدگاه دستورنویسان در مورد جنبه‌های فعل از جمله نمود، زمان و وجه و همچنین ارتباط آن‌ها با یکدیگر مورد ارزیابی قرار گرفته است. علاوه بر این، بر اساس تعاریف آن‌ها دیدگاه آن‌ها نسبت به تفاوت صورت و معنا و همین طور تفاوت زمان دستوری و زمان تقویمی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.در فصل حاضر با توجه به تعاریفی که  دستور نویسان فارسی از زمان ارائه می‌دهند روشن می‌شود که بیشتر آن‌ها حد و مرز مشخصی بین زمان دستوری و زمان تقویمی قائل نیستند و زمان دستوری را عین زمان تقویمی می‌دانند. البته باطنی (1357) به این موضوع اشاره کرده و آن را از جمله مشکلات دستورنویسی سنتی می‌داند. همچنین رحیمیان (1389، الف1386، ب1386) به موضوع تفاوت بین صورت و معنا اشاره می‌کند و برخلاف دیگر دستورنویسان برای مفهوم نمود ساخت های‌ صوری آن را نیز مشخص می‌کند.

 2- 2- بررسی آثار پیشین

 زبان شناسان پیشین نیز مسئله‌ی عدم تطابق زمان دستوری و تقویمی را به طور اجمالی مورد توجه قرار داده‌اند. برای نمونه باطنی (1357) موضوع یکی کردن زمان دستوری و زمان غیردستوری را از جمله مواردی می‌داند که دستوریان سنتی صورت و معنا را یکی کرده و تعاریف نارسایی ارائه داده‌اند. وی سپس با آوردن مثال‌هایی و نشان دادن عدم تطابق زمان دستوری و زمان تقویمی این موضوع را روشن می‌کند.همچنین شفایی (1363) زمان را بر دو دسته‌ی گرامری و نجومی دانسته است و زمان گرامری مفهومی نسبی و زمان نجومی را مفهومی مطلق معرفی کرده است. وی زمان گرامری را بدون واحد سنجش معرفی کرده و لحظه‌ی تکلم را آغاز سنجش زمان گرامری عنوان می‌کند. به نظر نمی‌رسد بحث شفایی در مورد زمان گرامری و زمان نجومی به ایجاد تمایز بین این دو توسط مخاطبان کمک چندانی کند.هیرمندی (1370) نیز به تمایز بین زمان دستوری و زمان غیر دستوری اشاره کرده است. وی زمان دستوری را با استفاده از دانشنامه‌ی آمریکانا تعریف نموده که تا حدودی مبهم و گنگ می‌نماید. وی زمان غیر دستوری را نیز مفهومی فلسفی و مبهم دانسته و از این رو تعریفی از زمان غیردستوری ارائه نمی‌کند.در این جا ما نگاهی به کتاب‌های دستور زبان فارسی خواهیم داشت تا نوع نگاه دستورنویسان به مقوله‌ی زمان فعل مشخص شود. با توجه به تعاریف آن‌ها از زمان فعل و چگونگی دسته بندی آن‌ها می توان چگونگی دید آن‌ها نسبت به تمایز زمان دستوری و زمان تقویمی را نیز مشخص کرد.در ابتدا می توانیم نگاهی به یکی از قدیمی ترین دستورهای فارسی داشته باشیم. قریب و همکاران (1327) فعل (کُنش) را کلمه‌ای دانسته‌اند که بر حصول معنی مصدر دلالت کند و حدوث آن از ذاتی در یکی از زمان‌های سه گانه گذشته، حال و استقبال باشد. آن‌ها فعلی که بر گذشته دلالت کند را ماضی می‌گویند مثل «پرویز رفت»، «ایران کشور بزرگ و جهانگیری بود»، «پیغمبر در عهد انوشیروان متولد گردید»، «در فتنه مغل ایران ویران شد». همچنین فعلی که بر زمان حال یا آینده دلالت کند را مضارع می‌گویند مثل «نسیم بهار می‌وزد»، «آفتاب می‌درخشد»، «ایران به مقام بزرگی دیرین خود خواهد رسید».همچنین در کتاب آن‌ها بخشی معرفی شده با عنوان حروف زاید در افعال که آن‌ها این حروف را «ب»، «ن»، «م»، «می»، «همی» بیان نموده‌اند. پنج استاد تک تک این حروف را به لحاظ تاریخی بررسی نموده‌اند و مثال‌هایی از آن‌ها را از اشعار و متون قدیمی‌تر بیان کرده‌اند. ایشان در مورد  «می» و «همی» این گونه می‌نویسند که «علامت استمرارند چه در ماضی چه در مضارع چون: میرفت همیرفت. میگوید همیگوید میگوی همیگوی» علاوه بر این، توضیحات زیادی در مورد «می» و «همی» و چگونگی به کار رفتن آن‌ها در گذشته بیان شده است.

  2-1- مقدمه……………………………………………………………………………………………… 17

2- 2- بررسی آثار پیشین………………………………………………………………………………..18

فصل سوم: تجزیه و تحلیل داده ها

در این فصل به ارائه‌ی داده‌های به دست آمده در این تحقیق و تجزیه و تحلیل آن‌ها خواهیم پرداخت. در این فصل موارد عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی به دست آمده از منابع مختلف را برخواهیم شمرد و به تجزیه و تحلیل آن‌ها خواهیم پرداخت.در این تحقیق داده‌هایی که از منابع زبانی مانند سخن افراد، کتاب، روزنامه و غیره به دست آمده‌اند به گونه‌ای تجزیه و تحلیل شده اند که برای هر یک از موارد عدم انطباق علت ایجاد عدم انطباق و عامل تعیین کننده در تشخیص این  عدم انطباق برای مخاطب مشخص شوند.در نتیجه بررسی جملات زبان فارسی 8 مورد عدم انطباق زمان دستوری و زمان تقویمی یافت شده است که 4 مورد آن ها مربوط به ساخت ماضی بوده و عبارتند از :

  • گذشته‌ی دستوری برای آینده‌ی تقویمی (جملات شرطی)
  • گذشته‌ی دستوری برای آینده‌ی تقویمی نزدیک
  • گذشته‌ی دستوری برای حال تقویمی
  • گذشته‌ی دستوری برای آینده‌ی تقویمی

4 مورد دیگر از موارد عدم اطنباق نیز در ارتباط با ساخت مضارع بوده اند که عبارتند از:

  • ساخت دستوری مضارع برای گذشته‌ی تقویمی
  • ساخت دستوری مضارع برای گذشته‌ی نزدیک تقویمی
  • ساخت مضارع و آینده برای گذشته‌ی تقویمی
  • ساخت دستوری مضارع برای آینده‌ی تقویمی
  • گذشته‌ی دستوری برای آینده‌ی تقویمی (جملات شرطی)

یکی از موارد عدم انطباق در مورد ساخت ماضی در جمله‌های شرطی دیده می‌شود. اصولا در زبان فارسی در جملات شرطی برای اشاره به آینده‌ی تقویمی که وقوع آن حتمی نیست از ساخت ماضی استفاده می‌شود. از آن جا که یکی کاربردهای ساخت ماضی در زبان فارسی اشاره به رویدادهای غیر قطعی است، در جاهای دیگری نیز می‌توان شاهد چنین کاربردی از ساخت ماضی بود. جملات زیر را مورد توجه قرار دهید:

  1. هر وقت نخواستی من خوب می‌خرم. (داش آکل، صادق هدایت)
  2. وقتی بهار را دیدید به یاد معاد باشید. (نوبهاران)
  3. بر اساس کدام قانون اگر داوطلبی در دوره‌ی فوق لیسانس یا دکترا پذیرفته شد، ثبت نام او می‌بایستی با موافقت گزینش وزارت علوم صورت بگیرد؟ (روزنامه آفتاب یزد 25/10/1392)
  4. اگر نشد هم که نشد (روزنامه آفتاب یزد 22/10/1392)
  5. اگر تفکرات پارلمان جدید همسو با دولت بود، رئیس دولت ابقا می‌شود. (روزنامه آفتاب یزد 19/10/1392)
  6. اگر آن چه ما گفتیم انجام دادند می‌شود هنر خوب و آن چه ما دلمان نخواست می‌شود هنر بد. (روزنامه آفتاب یزد 19/10/1392)

همان طور که در جملات بالا دیده می‌شود در همه‌ی آن‌ها از ساخت ماضی برای اشاره به آینده استفاده شده است. برای مثال، در جمله‌ی 1 مقصود گوینده از «هر وقت نخواستی» زمانی در آینده است که مخاطب او یعنی داش آکل ارخلق خود را نخواهد و در این صورت او حاضر است پول خوبی بابت آن بدهد اما چنین امری در آینده ممکن است اتفاق بیفتد یا اتفاق نیفتد بنابراین در مورد بالا کاربرد خاص ساخت ماضی باعث ایجاد عدم انطباق شده است چرا که یکی از کاربردهای ساخت ماضی بیان شرایط غیرواقعی و فرضی است.از این مورد نتیجه می‌گیریم زمانی که در جملات شرطی نیت گوینده این باشد که به پدیده‌ای خیالی یا فرضی اشاره کند برای اشاره به زمان تقویمی آینده از ساخت دستوری ماضی استفاده می‎کند. همچنین در این مورد چون بافت خاص جمله نوعی حالت فرض و غیرواقعی بودن را می‌رساند می‌توان این گونه گفت که بافت زبانی عامل تعیین کننده در استفاده از ساخت ماضی برای بیان زمان تقویمی آینده است.

 3-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………………..38

3-2- موارد عدم انطباق برای ساخت ماضی…………………………………………………………….39

3- 3- موارد عدم انطباق برای ساخت مضارع …………………………………………………………..46

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل چهارم: بحث و نتیجه گیری

در این فصل قصد داریم خلاصه‌ای از آن  چه تاکنون در این تحقیق گفته شد را ارائه کنیم لذا همه‌ی فصول و مطالبی که تاکنون از نظر گذشت به طور خلاصه مرور می‌شود. همچنین در این فصل قصد داریم خلاصه‌ای از چگونگی تجزیه و تحلیل داده‌ها و موارد یافت شده‌ی عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی در زبان فارسی را ارائه کنیم.علاوه بر این، قصد داریم در بخش «بحث و نتیجه گیری» به نتیجه گیری از یافته‌های خود بپردازیم و سوالاتی را که در فصل اول مطرح شدند تشریح کرده و پس از نقد و بررسی سعی کرده‌ایم پاسخ درخوری به آن‌ها بدهیم. علاوه براین در بخش «محدودیت‌های تحقیق» مهمترین محدودیت‌ها و موانع پیش روی این تحقیق را بیان کرده‌ایم. البته باید توجه داشت که محدودیت‌ها و موانع بخش جدایی ناپذیر هر تحقیقی هستند. پس از ارائه ی خلاصه ای از کل تحقیق، بررسی نتایج، پاسخ گویی به سوالات فصل یک و بیان محدودیت‌ها در پایان پایان نامه بر اساس یافته‌ها و تجارب کسب شده در این پایان‌نامه پیشنهادهایی در ارتباط با موضوع صورت و معنا به دستورنویسان ارائه شده است.

 2- 4- خلاصه‌ی تحقیق

در این تحقیق به دنبال آن بودیم که موضوع عدم انطباق صورت و معنا را که از دیرباز برای دستورهای سنتی مشکل ساز بوده است در حوزه‌ی زمان دستوری فعل مورد بررسی قرار دهیم. نکته‌ای که در آغاز به آن اشاره شد این بود که درصورت ارائه شدن تعریفی میکانیکی از رابطه‌ی صورت و معنا، تعاریف ما از ساخت‌های زبانی ناقص و مبهم خواهد بود که این امر می‌تواند به سردرگمی مخاطبان تعاریف ما منجر گردد. به عنوان نمونه ممکن است گذشته ساده را به عنوان فعلی که برای بیان رویدادها در زمان گذشته تقویمی مورد استفاده قرار می‌گیرد، تعریف کنیم و آن گاه زمانی که با جمله‌ای مانند «وقتی کارم تمام شد، پسش می‌دهم» روبرو می‌شویم دچار مشکل شده و تعریف ما ناقص جلوه می‌کند. در حقیقت بسیاری از دستور نویسان سنتی نیز از همین موضوع غافل بوده‌اند و در نتیجه تعاریف آن‌ها در بسیاری از موارد کامل نبوده است.در ادامه این نکته نیز مورد توجه قرار گرفته است که از مطالب فوق نباید به این نتیجه رسید که رابطه‌ی صورت و معنا رابطه‌ای نیست که همواره نظام‌مند، یک به یک و قابل پیش بینی باشد و هر گویشوری هر جا گزینه های ساختی فراوانی بر بیان منظور خود پیش روی دارد؛ درغیر این صورت، ارتباط برقرار کردن از طریق زبان دشوار می شد.اما انسان‌ها با استفاده از زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و این بدان معنا است که بین صورت و معنا رابطه‌‌هایی وجود دارد که تحت تاثیر عوامل دیگری از جمله بافت زبانی و محیطی قرار می‌گیرد. بنابراین می‌توان این گونه برداشت کرد که پیام گرفته شده از سخنان گوینده حاصل تعامل بافت و معنا است.

در ادامه‌ی پایان نامه اصطلاح زمان نیز مورد بازبینی قرار گرفته است چرا که تعریفی که از زمان دستوری در کتاب‌های دستور سنتی ارائه شده است در حقیت آمیزه‌ای از جنبه‌های نمود، زمان و وجه دستوری است اما آن چه در این پژوهش به طور خاص مد نظر بوده زمان دستوری فعل بوده است. هرچند، با توجه به آمیخته شدن این جنبه‌ها در دستورهای سنتی برای روشن شدن موضوع مفاهیم نمود، وجه و زمان دستوری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.براساس تعریف نمود جنبه‌ای از فعل است که چگونگی انجام گرفتن فعل در بستر زمان را مشخص می‌کند. همین طور کامری (1978) نمود را در ارتباط با نوع نگاه گوینده به جنبه‌ی زمانی رویداد می‌داند. از این رو جنبه‌ی نمود در زبان فارسی دارای شش دسته‌ی نمود ساده، نمود نقلی، نمود جاری، نمود استمراری، نمود کامل جاری و نمود کامل استمراری است.پس از نمود، وجه دستوری مورد بررسی قرار گرفته است. بنا به تعریف وجه جنبه‌ای از فعل است که نوع نگرش گوینده را نسبت به سخنان خود مشخص می‌کند و بدین صورت مثلا شخصی که موضوعی را با یقین بیان می‌کند، وجه اخباری را مورد استفاده قرار می‌دهد و در صورتی که نسبت به سخنان خود دچار شک تردید باشد از وجه التزامی استفاده می‌کند.زبان فارسی دارای سه وجه اصلی اخباری، التزامی و امری بوده و علاوه بر آن یک وجه دعایی نیز وجود دارد که مربوط به ادوار گذشته زبان فارسی بوده و در زبان فارسی امروز کاربردی ندارد. البته، تعداد وجوه در زبان های مختلف متفاوت است. برای مثال، در زبان وجه شرطی وجود دارد که زبان فارسی فاقد آن است.

سومین جنبه‌ای از فعل که پس از وجه و نمود بدان پرداخته شد، زمان دستوری است. زمان دستوری، زمان رخداد عمل را مشخص می‌کند. زبان فارسی دارای سه زمان دستوری گذشته، حال و آینده است. در ادامه به این نکته نیز اشاره شد که برخی زبان فارسی را تنها دارای دو زمان گذشته و غیر گذشته می‌دانند و زمان دستوری آینده را از آن جهت که دارای ساختی ترکیبی است، زمانی مستقل به حساب نمی‌آورند.در این پایان نامه چنین اظهار شده است که این سه جنبه دارای مفاهیمی جدای از یکدیگر هستند و هر یک ساخت صوری مختص خود را دارا می‌باشند، هر چند که ممکن است ساخت های صوری آن ها دارای هم پوشانی بوده و جدا کردن آن‌ها از یکدیگر میسر نباشد. همچنین رابطه‌ی میان ساخت و صورت این جنبه ممکن است مستقیم و یک به یک نباشد. برای مثال، می‌توان معنای نمود جاری به شکلی غیر از ساخت اختصاصی آن منتقل کرد، مثلا می‌توان از عبارت «در حال» به اضافه‌ی مصدر استفاده کرد.

همچنین به این مورد نیز اشاره شده که دستوریان سنتی به تبیین این جنبه‌ها به طور کامل اقدام نکرده‌اند. برای مثال خانلری (1363) صیغه‌هایی با عنوان ماضی بعید، ماضی استمراری، مضارع التزامی و … را معرفی کرده است که در حقیقت ترکیبی از همه‌ی این جنبه ها هستند و همین طور به جنبه‌ی نمود هیچ اشاره‌ای نگشته است.همچنین در قسمت ضرورت و اهمیت تحقیق این مطلب مورد توجه قرار گرفته است که موضوع تفاوت زمان دستوری و زمان تقویمی ممکن است در ابتدا مبحثی ساده و پیش پا افتاده به نظر رسد اما با نگاهی به کتاب‌های دستور زبان متوجه می‌شویم که همین موضوع در بیشتر کتاب‌های دستور مورد بی‌توجهی قرار گرفته و بدان هیچ اشاره‌ای نشده است.در حقیقت اختلاط صورت و معنا همیشه در کتاب‌های دستور منشا مشکلات بی‌شمار بوده است و این امر مختص زبان فارسی نیز نبوده است. برای مثال همانند دستورنویسان فارسی، دستورنویسان عرب نیز با یکی کردن جنس دستوری که موضوعی زبانی است با جنس زیست شناختی که مربوط به جهان خارج است، با مشکلات زیادی روبرو شده و مجبور به ابداع عبارتی مثل مذکر مجازی، مذکر لفظی و مذکر معنوی شده‌اند،  در صورتی که اگر به سادگی اذعان می‌کردند جنس دستوری برابر مستقیم جنس زیست شناختی نیست این همه به زحمت نمی‌افتادند.البته باید این موضوع را نیز در نظر داشت که در دوران اخیر زبان شناسان بیشتر مبحث عدم تطابق صورت و معنا را مورد نقد و بررسی قرار داده و شواهد محکمی از مکانیکی نبودن رابطه‌ی صورت و معنا ارائه کرده اند، هرچند که این مطالب گاهی به دست فراموشی سپرده می‌شود و در نتیجه باید آن را به اندازه‌ای تکرار کرد که به صورت اصلی نهادینه درآید.در بخش اهداف تحقیق نیز اهداف کلی پژوهش ارائه شد که عبارت است از بررسی جزئیات عدم انطباق زمان دستوری و تقویمی در زبان فارسی. در حقیقت چنین بیان شد که این پایان نامه قصد دارد مشخص کند آیا رابطه‌ی بین زمان دستوری و زمان تقویمی رابطه‌ای مستقیم و یک به یک است و در صورتی که این رابطه مستقیم نیست و موارد عدم انطباق مشاهده می‌شود، علت این پدیده چیست و تا چه حد در زبان فارسی گسترش دارد. این اهداف را به طور خلاصه می‌توان در قالب موارد زیر بیان کرد:در این تحقیق چنین فرض شده است که موضوع عدم تطابق زمان دستوری و تقویمی را در زبان فارسی از دو منظر می‌توان بررسی کرد، یکی علت عدم انطباق و دیگری عامل تعیین کننده‌ی تشخیص عدم انطباق برای مخاطب. بدین معنا که چه علتی موجب ایجاد این عدم انطباق شده و این که مخاطبان چگونه به این عدم انطباق پی برده و معنای صحیح را درک می‌کند.

4-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………56

4-2- خلاصه‌ی تحقیق…………………………………………………………………………………………..57

4-3- خلاصه‌ی یافته‌ها…………………………………………………………………………………………..61

4- 4- نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………..64

4-5- محدودیت‌های تحقیق………………………………………………………………………………………66

4-6- پیشنهادها………………………………………………………………………………………………….67

 

Abstract

 One of the issues which has always caused problems in the traditional grammars is negligence of the fact that form and meaning are not always of one-to-one correspondence. This shortcoming has led the traditional grammarians into giving definitions which actually do not demonstrate the true facts of a language.In this piece of research, we have sought to study the difference between time and tense that is in fact a subfield of the difference between form and meaning.In this thesis, the cases of inconsistency between time and tense were discussed. Eight cases of inconsistency have been stated of which four pertain to the past structures and four belong to present structures.At the end, the issue of inconsistency between tense and time has been presented as one of the advantages of Persian language.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان