انتخاب صفحه

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات تحقیق 

تاریخ ادبی، علمی، اجتماعی یا سیاسی هر ملتی، تنها زمانی می‏تواند به شیوه‏ای کاملاً عینی به‏ نگارش درآید که بر مآخذ اصلی تکیه داشته باشد و بی­تردید یکی از سرچشمه­های این مآخذ اصلی، نسخه­های خطی است که آیینه فرهنگ و ادبیات ملت­ها محسوب می­شوند. احیای نسخه­های خطی یکی از وظایف مهم و مؤثر علاقه­مندان فرهنگ و تمدن ایران و پژوهشگران و متخصصان زبان و ادبیات فارسی است. مجموعه­های نسخ خطی فارسی و عربی که در کتابخانه­های بزرگ ملّی و عمومی شبه قاره نگهداری می­شود، از بزرگ­ترین سرمایه­های فرهنگی و تاریخی جهان اسلام است و بعضی از این نسخه­ها از لحاظ قدمت و اهمیت علمی، ادبی و تاریخی و یا از لحاظ تصاویر، تذهیب­کاری و خطاطی در نوع خود در شمار نفیس­ترین آثار قرار دارند.

هنگامۀ عشق و کارنامۀ عشق، دو اثر داستانی آنندرام مخلص، از جملۀ این آثار است که با تصحیح و شناساندن آنها، می­توان گامی هرچند کوچک در مسیر معرفی گنجینه­های گران­سنگ ادب پارسی برداشت.

1-3- پرسش­های تحقیق

  1. ویژگی­های بارز سبکی نثر مؤلف در این دو اثر چیست؟
  2. چه ارتباطی بین داستان هنگامۀ عشق و داستان پدماوت اثر ملک محمد جائسی وجود دارد؟
  3. تصحیح انجام شده قبلی کارنامۀ عشق چقدر قابل اعتماد است؟

  1-4- فرضیه­های تحقیق

  1. بهره­گیری از اشعار فارسی خود و دیگر شاعران در جای­جای داستان، استفادۀ فراوان از اصطلاحات نسخه­پردازی، خط، نقاشی و کتابت در توصیف­ها، به­کاربردن عبارات وصفی بلند، ساخت اسامی مرکّب، استفاده از واژه­های هندی و بهره­گیری بسیار از صنایع لفظی و معنوی از ویژگی­های بارز نثر هنگامۀ عشق و کارنامۀ عشق است.
  2. با مقایسۀ گزارش این دو داستان، درمی­یابیم که هنگامۀ عشق نمی­تواند ترجمه­ای از پدماوت اثر ملک محمد جائسی باشد و گمان می­رود داستان دیگری از ملک محمد بوده، یا با احتمالی نسبتاً ضعیف، مخلص در داستان پدماوت، دخل و تصرّف فراوانی کرده و تغییراتی اساسی در آن داده، یا از آنجا که مخلص داستان را از دیگری شنیده و بر اساس آن هنگامۀ عشق را به نگارش درآورده، ممکن است روایتگر داستان، در آن تغییراتی داده باشد. از این روی، هنگامۀ عشق را نمی­توان ترجمه­ای از پدماوت دانست و اشتباه اشاره­کنندگان به این موضوع شاید عدم دقّت در بیان مخلص در مقدمۀ هنگامۀ عشق و نیز مقایسه نکردن این دو داستان باشد.
  3. با توجه به اینکه مصحّحان کارنامۀ عشق فقط از دو نسخه استفاده کرده­اند و همچنین با وجود افتادگی در آغاز و پایان یکی از نسخ و نیز متأخّر بودن نسخۀ اساس، اشکالات فراوان در تصحیح آن به چشم می­خورد. از این رو ضرورت تصحیح دوباره با استفاده از نسخه­ای قدیمی­تر و دقیق­تر، احساس گردید.

1-5- پیشینۀ تحقیق

نسخۀ هنگامۀ عشق تا کنون تصحیح و چاپ نشده است. کارنامۀ عشق، یک بار با استفاده از دو نسخه کتابخانۀ دانشگاه همدرد کراچی و کتابخانۀ مرکزی دانشگاه پنجاب لاهور، توسط محمداقبال شاهد و محمد صابر در سال 2007 م. تصحیح و توسط دانشگاه پنجاب لاهور چاپ شده که با توجه به افتادگی در آغاز و پایان نسخۀ کراچی و نیز متأخّر بودن نسخۀ اساس(پنجاب)، اشکالات فراوان در تصحیح آن به چشم می­خورد، به همین دلیل با استفاده از نسخۀ قدیمی­تر، کامل­تر و دقیق­تر کتابخانۀ انجمن ترقی اردو دهلی، دوباره به تصحیح این اثر اقدام گردید.

1-6- اهداف تحقیق

  1. تصحیح منقح این دو اثر داستانی.
  2. معرفی و شناساندن شاعر و نویسندۀ کمتر شناخته شده، آنندرام مخلص و آثار وی.
  3. آگاهی از ویژگی­های سبکی نثر مؤلف.
  4. مقایسۀ داستان هنگامۀ عشق و داستان معروف پدماوت و بررسی ارتباط بین این دو اثر.

1-7- روش تحقیق

در تصحیح این دو اثر، تلاش شده با مقایسۀ چند نسخه از متون مورد نظر و مقابلۀ آنها و تحقیقات کتابخانه­ای و گردآوری اطلاعات لازم و دسته­بندی آنها، به تصحیح این دو کتاب پرداخته شود. در این کار، ضمن پیروی از شیوۀ تصحیح انتقادی، از متن دیگر نسخه­ها نیز غفلت نشده و متن کاملی از این آثار ارائه گردیده است.

1
1-1- عنوان تحقیق …………………………………………………………………………………….. 2
1-2- بیان مسئله و ضرورت آن …………………………………………………………………. 2
1-3- پرسش­های تحقیق …………………………………………………………………………… 2
1-4- فرضیه­های تحقیق …………………………………………………………………………… 3
1-5- پیشینۀ تحقیق ………………………………………………………………………………….. 3
1-6- اهداف تحقیق ……………………………………………………………………………………. 4
1-7- روش تحقیق ……………………………………………………………………………………… 4

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: مبانی نظری تحقیق

وجه تسمیۀ نسخه یا سبب خواندن کتاب خطی به نام نسخه، این بوده است که چون کاتب بر اساس رونویسی از کتاب، رونویسی دیگر فراهم آورده، رونویس جدید، کاتب (یا خوانندۀ آن) را از رونویس مأخوذ بی­نیاز می­داشته است و چون رونویس جدید (یا نسخۀ نوشته شدۀ جدید) نسخۀ قبلی یا رونویس مأخوذ را نسخ و ازاله می­کرده است، از این رو به آن نسخه می­گفته­اند که مأخوذ از واژۀ نسخ به معنای زدودن و زایل کردن است(مایل هروی، 1380: 26). البته در تعریفی کلّی­تر، «نسخه عبارت است از هر دست­نوشته­ای که دارای ساختار ظاهری کتاب باشد»(صفری آق­قلعه، 1389: 3).در تعریف تصحیح متن آمده: «به حاصل آوردن نسخه­ای از اثری که بر اساس عرض دادن و مقابله کردن نسخه­های خطی معتبر و موثّق آن اثر فراهم آمده باشد، طوری که نسخۀ مذکور چه از جهت مفهوم و معنی و چه از بابت لفظ و صورت، عین نسخه­ای باشد که مؤلف عرضه داشته است و یا لااقل هیئتی داشته باشد که مؤلف اثر را به مانند آن و یا نزدیک به آن فراهم آورده است»(جویا، 1378: 13-14).مصحّح، ویراستار علمی متن و یا انشاءکننده و نویسندۀ آن نیست؛ یعنی اگر در یک متن کهن نادرستی­های محتوایی وجود داشته باشد که از خود مؤلف و پدیدآورندۀ متن سر زده است، مصحّح حق ندارد در آن متن تصرف کند و آن مطلب را صحیح گرداند. همچنین نمی­تواند در انشاء و نگارش متن با پدیدآورندۀ اصلی شریک شود و به دلخواه خویش در پاره­ای الفاظ و عبارات نویسندۀ اصلی دخالت نماید.تصحیح متن، به دست آوردن متنی است که به متن اصلی نویسنده از همه نزدیک­تر باشد. مصحح در قبال متن، نه ویراستار علمی است و نه منشی و نویسنده، بلکه امینی است که می­کوشد غبار تصرفات کاتبان و اهل ازمنۀ پیش را از چهرۀ اثر بزداید و بر مبنای دریافتی که از حیات و روزگار و زبان و باورهای نویسندۀ اثر دارد، در چارچوب ضوابط علمی و احتیاطات امانتدارانه، متنی مطابق یا همانند آنچه مؤلف تسوید کرده است، ارائه دهد.(جویا، 1378: 13) «هدف و غایت نقد و تصحیح متون ادبی آن است که از روی نسخ خطی موجود، نسخۀ اصلی‏ یا قریب به اصل یک اثر را احیا و مرتّب و مدوّن کنند و آن را به صورتی عرضه دارند که خوانندۀ اهل‏ تحقیق بتواند یقین و اطمینان حاصل کند که اگر اصل یک اثر را در دست ندارد، نسخه­ای از آن را دارد که به صورت اصلی و شکلی که مصنّف و مؤلّف اصل نوشته است به نهایت درجه نزدیک است»(زرین­کوب،1371: 27).

2-2- اهمیت و ضرورت تصحیح متون

در طول روزگاران و در کشاکش­ زمان، معمولاً نسخۀ اصلی نوشته­های پیشینیان مفقود گردیده یا از میان رفته است و غالباً آنچه به دست ما رسیده، یک یا چند نسخه از نسخه­هایی است که کاتبان مختلف در اعصار گوناگون کتابت کرده­اند؛ ولی این نسخه­ها معمولاً به طور کامل یکسان نیستند و در بعضی موارد با نوشتۀ اصلی پدیدآورنده تفاوت دارند.

کاتبان که معمولاً در یک پایه از دانش و دقّت و حوصله نبوده­اند، گاه سهل­انگاری کرده­اند، دچار بدخوانی شده­اند یا حتّی به عمد در متن کتاب تصرف نموده­اند. صاحبان نسخه­ها نیز به اقتضای فهم و پسند خویش کاهش و افزایش­هایی در متن پدید می­آورده­اند و تصحیحی می‌کرده­اند که احیاناً عین تغلیط بوده است. اقتضائات سیاسی، اجتماعی و مذهبی و گوناگونی ذوق­ها و پسندها هر یک تغییرها و تبدیل­هایی را به هنگام کتابت یا پس از آن، موجّه جلوه می­داده و افزون بر آن بی­دقتی و بی­امانتی برخی کاتبان سبب می­شده است در آنچه می­نویسند از نسخۀ اصل خود پیروی نکنند.

شیوۀ کهن رایج در کتابت نسخه­ها موجب می­شد که با هر بار استنساخ از روی نسخه­ها، نادرستی­هایی به نسخه­های بعدی افزوده شود. این نادرستی­ها بدین دلیل بود که با هر بار استنساخ، بدخوانی یا افتادگی­هایی به نسخۀ تازه­تر منتقل می­گشت. گاهی نیز به دلایل فکری و عقیدتی، برخی کاتبان به دستکاری متن می­پرداختند. به همین دلیل از همان روزگاران، برای جلوگیری از ورود نادرستی به نسخه­ها روش­هایی را در پیش گرفته بودند که از آن با عنوان عمومی تصحیح نسخه یاد می­کنیم(صفری آق قلعه، 1389: 19).

نسخه­های خطی، از مهم­ترین و بازرترین دلایل و مدارک برای جلوه دادن هویت واقعی ملل و فرهنگ و تمدن اقوام مختلف است؛ چرا که در هر دوره، معمولاً بزرگان و دانشمندان قوم، دستی در کتابت داشتند و به دلیل مشکلات در کتابت و کمبود ابزار آن، سعی بر این بوده تا بهترین‏ تجربه‏ها و اندوخته‏ها تحریر گردد. نسخه­های خطی در هر زبان، سند هویت آن زبان و ابزار انتقال دانش و فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است. با توجه به اینکه این آثار در طی زمان با خطر دگرگونی و فراموشی روبرو هستند، ضرروی است که از طریق تصحیح، غبار فراموشی و نابودی از چهره آنها زدوده شود و به صورت مطلوب و مقبول به آیندگان عرضه گردد.

یکی از راه­های انتقال فرهنگ و دانش بشری از نسلی به نسل دیگر، آثار مکتوب است؛ از این رو دانایان هر نسلی در میان هر قومی می­کوشیدند تا آثار اسلافشان را به هیئتی صحیح و دور از تحریف و تعریف- که توسط نساخ بر اثر گذشت روزگار به آنها وارد شده است- عرضه کنند. از اینجاست که فن تصحیح متون در نزد دانایان عهد باستان امری رایج بوده است(مایل هروی، 1380: 383).

«انجام هرگونه نقد در متون ادبی، وابسته به وجود متنی درست و معتبر است؛ زیرا منتقد باید اطمینان حاصل کند که به بررسی همان اثری می­پردازد که اصالتاً از زیر دست صاحب اثر بیرون آمده است.»(امامی،1337: 103) به قول دیوید دیچز (David Daiches): «تصحیح، مقدمه­ای برای هرگونه ارزیابی انتقادی است.»(دیچز،1366: 502) تاریخ ادبی، علمی، اجتماعی یا سیاسی هر ملتی، تنها زمانی می‏تواند به شیوه‏ای کاملاً عینی به‏ نگارش درآید که بر مآخذ اصلی تکیه داشته باشد و بی­تردید یکی از سرچشمه­های این مآخذ اصلی، نسخه­های خطی است که آیینۀ­ فرهنگ و ادبیات ملت­ها محسوب می­شوند.

 

5
2-1- تعریف نسخۀ خطی و تصحیح متن ………………………………………………….. 6
2-2- اهمیت و ضرورت تصحیح متون ……………………………………………………….. 7
2-3- روش­های تصحیح متن …………………………………………………………………….. 8
2-3-1- تصحیح انتقادی ……………………………………………………………………………. 8
2-3-2- تصحیح التقاطی …………………………………………………………………………… 9
2-3-3- تصحیح بینابین …………………………………………………………………………….. 11
2-3-4- تصحیح قیاسی ……………………………………………………………………………… 11
2-4- مراحل کار تصحیح ……………………………………………………………………………. 12
2-5- روش تصحیح در این پژوهش …………………………………………………………… 13
2-6- پیشینۀ زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره ……………………………………….. 14
2-7- نثر فارسی در شبه قاره ……………………………………………………………………… 18
2-8- داستان­نویسی در هند ……………………………………………………………………….. 21
2-8-1- داستان­نویسی در هند در دورۀ سبک هندی ……………………………….. 22
2-8-2- داستان­های عاشقانه در هند ………………………………………………………… 24
2-8-3- بن­مایه­ها و خویشکاری­های داستان­های عاشقانۀ هندی …………….. 25

فصل سوم: پژوهش در احوال و آثار و سبک آنندرام  مخلص

آنندرام (Anand Ram) مخاطب به لقب رای رایان و متخلّص به «مخلص» بوده و با عناوینی چون رای رایان آنندرام مخلص، رای آنندرام مخلص و آنندرام مخلص در تذکره­های مختلف معرفی شده است. مشهورترین عنوان وی که در بیشتر تذکره­ها به آن اشاره شده، آنندرام مخلص است. خود مخلص هم در آثارش خود را همین گونه معرفی کرده است.نسبت او را بیشتر لاهوری و گاه سیالکوتی نوشته­اند که بیانگر خاستگاه و زادگاه اوست. در برخی تذکره­ها به جهت متمایز شدن او از مخلص کاشی، نسبت هندی به کار رفته است.(تهرانی، 1373: 463) در مجموعۀ نغز (تذکرۀ شعرای اردو) و تذکرۀ آثارالشعرای هنود، نام وی آنندرام دهلوی آمده است.(قاسم، 1933م: 176؛ پرشاد، 1885م: 119) البته در بیشتر منابع، نسبت کهتری یا چهتری که اشاره به قوم آنندرام دارد، به دنبال نام او آمده است(واله، 1384 :2209؛ آرزو، 1385: 124؛ آزاد، 1390: 632؛ گوپاموی، 1387: 685؛ ایمان، 1386: 637؛ نواب، 1386: 653). چهتریان(چهتری یا کهتری=کشتری) نام طبقۀ امیران و سپاهیان هند بوده که از طبقات صاحب نفوذ هند محسوب می­شدند(موسوی بجنوردی، ج2، 1374: 236).در تذکرۀ­ شبستان نام او به اشتباه، آنترام مخلص آمده است(مدرسی، 1379: 425). همچنین در تذکرۀ­ خازن­الشعرا، از وی با عنوان آنندرام اکبرآبادی یاد شده و او را از قوم کایسته دانسته(محمد میرنجان، 1386: 293) که با توجه به دیگر تذکره­ها، صحیح به نظر نمی­رسد.

3-2- زندگی­نامۀ آنندرام مخلص             

آنندرام مخلص، در روستای سودهره‌ (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) در شمال لاهور(Lahore) در منطقۀ­ پنجاب به‌ دنیا آمد. هیچ کدام از تذکره­نویسان به سال تولد او اشاره­ای نکرده­اند. در دانشنامۀ ادب فارسی در شبه قاره، سال تولد او حدود 1109ق. ذکر شده است(انوشه،1380 :2323). جرج م. جیمز، تولد او را سال 1695م. (1107ق.)(james,2010:1) و اسلم بیگ، سال 1109 یا 1111 ق. بیان کرده(موسوی طبری، 1388: 313)، در دایره­المعارف ایرانیکا سال تولد او 1111 ق. و در پاورقی تذکرۀ مخزن نکات، به نقل از سفرنامۀ مخلص، سال 1111ق. ذکر شده است(قائم چاندپوری، 1966م: 68).مخلص در دیباچه­ای که با نام پری­خانه در سال 1144ق. نوشته، به سنّ خود چنین اشاره کرده: «اکنون که بعد طی مرحلۀ سال سی و هفتم از عمر مستعار، به سرحد کهولت رسیده….»(نوشاهی، 1386: 751) وی همچنین در کتاب دیگرش مرآت­الاصطلاح  که در سال 1157 ق. تألیف شده، اشاره دارد که  45 سال را پشت سر گذاشته است. با توجه به این اشارات، تولّد مخلص را بین سال­های 1107 تا 1111 ق. می­توان دانست.

آنندرام در خانواده­ای مرفّه و اصیل پرورش یافت. تحصیلات اولیۀ خود را در لاهور یا دهلی گذراند و احتمالاً در نوجوانی به همراه پدر در دهلی ساکن شد و دوران نوجوانی و جوانی او در عهد بهادرشاه سپری شد. او از کودکی به ورق­بازی بسیار مایل بود و در آن مهارت داشت، اما با تأکید و ارشاد پدرش از آن دست کشید(سیدعبدالله،1371: 116). علاقۀ او به خط و نقاشی و جمع­آوری آثار نقاشان و خوش­نویسان، از دیگر علایق و دل­مشغولی­های وی در دورۀ نوجوانی بود و علاقۀ زیادی به جمع­آوری آثار نقاشی و خوشنویسی استادان آن روزگار داشت.مخلص در پری­خانه اشاره دارد که در دورۀ جوانی به کمند عشق زیبارویان گرفتار آمد و به جانب شعر و نثر عاشقانه التفات نمود.(نوشاهی،1385 :270) او همچنین در کتاب مرآت­الاصطلاح به علاقۀ وافر خویش به شعر چنین اشاره می­کند: «فقیر آنندرام مخلص که چون در ایام شباب، ذوق مفرطی با شعر داشتم، اکثر اوقات صرف این معنی می­گردید….»(مخلص، 1237ق: 1) او در مدت کوتاهی کتابخانۀ بزرگی از کتاب­های مختلف و دیوان­های شاعران فراهم آورد و با علاقه و اشتیاقی فراوان به مطالعه می­پرداخت، به طوری که گاه از سر شب تا طلوع آفتاب به مطالعه مشغول بود(مخلص، 1293ق: 37؛ نوشاهی، 1385: 270).مخلص در جوانی و در عهد فرخ شاه به شعر گرایش پیدا کرد و به شاگردی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی درآمد. مخلص در آثارش، همواره از استاد خویش، بیدل با احترام و اکرام فراوان یاد می­کند. برای نمونه، در چمنستان، بیدل را عارف کامل خوانده است(مخلص، 1293ق: 36).

در سال 1132ق. آنندرام مخلص، پدرش را که وکیلِ اعتمادالدوله محمدامین خان سمرقندی بود، از دست داد. از بخت بلند وی، در این زمان، اعتمادالدوله وزیرالممالک بود و در نتیجه آنندرام بلافاصله به وکالت باجناق و پسر وزیرالممالک جدید، یعنی عبدالصمدخان صوبه­دار لاهور(م.1150ق.) و قمرالدین خان(اعتمادالدوله بعدی) تعیین شد و موقعیت پدرش را در دربار دهلی حفظ کرد.

مخلص پس از درگذشت بیدل در سال 1133ق. به بهره­مندی از محضر سراج الدین علی خان آرزو که به تازگی به دهلی آمده بود، مشغول شد. مخلص که روزگارى شاگرد بیدل دهلوى بود، این بار به شاگردى خان آرزو درآمد و از قدرت و نفوذ خود براى کمک و حمایت وى استفاده کرد(آرزو، 1385: 125؛ خوشگو، 1959م: 331؛ عظیم­آبادی، 1986: 1415؛ قاسم، 1933م: 176؛ دهلوی، 1922م: 169).سراج‎الدین علی‎خان اکبرآبادی ملقب به استعدادخان و معروف به «خانِ آرزو»(1169-1099ق.) شاعر، عارف و دانشمند هندی که در سال 1132ق.(1720م.) در دهلی اقامت گزید، به خدمت آنندرام درآمد و از او منصب «جاگیر» (تیول) یافت. عبارت «خان» که در ابتدای تخلص آرزو آمده، طبق گفته برخی تذکره­نویسان به خاطر یکی از نزدیک­ترین دوستانش یعنی «آنندرام مخلص» از سوی پادشاه به او داده شده است(سیدعبدالله،1371: 117). مخلص و آرزو در سال­های دوستی و مصاحبتشان که سی سال به طول انجامید، بیشتر اوقات را با همدیگر می­گذراندند. در مقدمۀ هر دو کتاب هنگامۀ عشق و کارنامۀ عشق، مخلص از خان آرزو به عنوان یکی از همراهان و دوستان نزدیک خود یاد کرده و ابیاتی از او آورده است.

آرزو در مجمع­النفائس دربارۀ مخلص نوشته است: «رای رایان آنندرام مخلص از اعیان چهتریان است که رئیس اهل هند اند. از حسن اخلاق و آدمیت و وفایش تا  کجا نوشته آید. باعث بودن فقیر آرزو در شاهجهان آباد دهلی اخلاصِ اوست. از مدت سی سال تا الیوم سررشتۀ کمال محبت و مودّت را از دست نداده. در عنفوان جوانی اشعار خود را از نظر میرزا عبدالقادر بیدل مرحوم گذرانیده، از آن زمان، به این عاجز محشور و مربوط است. الغرض در این جزء زمان از منتخبان روزگار است.»(آرزو، 1385: 124-125) در تذکرۀ مخزن نکات از رابطۀ مخلص و خان آرزو چنین سخن رفته است: «به خدمت خان آرزو هنگامۀ موافقت گرم داشت و مشورۀ سخن نیز به خدمت ایشان می­کرد»(قائم چاندپوری، 1966م : 68).به نظر می­رسد آنندرام مخلص در کنار منصب وکالت سیف­الدوله و اعتمادالدوله، در دربار به کار منشی­گری نیز می­پرداخته است. او به دستور محمدشاه، تهنیت­نامه­ای خطاب به شاه تهماسب دوم صفوی نوشته است. ضمناً در برخی تذکره­ها به انشاء­نویسی آنندرام اشاره شده است(آرزو، 1385: 126؛ حیرت، 1968م: 80؛ خلیل بنارسی، 1385: 215).با رسیدن اعتمادالدوله قمرالدین خان به وزارت در سال 1137ق. موقعیت آنندرام مخلص هم بهتر شد و به تدریج در شمار اعیان پایتخت قرار گرفت و صاحب عمارت عالی در وکیل پوره واقع در بیرون دهلی شد. آنندرام در این دوران، روزگار را در رفاه و شادکامی به سر می­برد و در کنار اشتغال به امور درباری، به علایق خویش نیز می­پرداخت.او در سال 1144ق. به علاقۀ نوجوانی­اش برگشت و به فکر تدوین کردن نمونه­های خط و نقاشی که در دورۀ نوجوانی جمع­آوری کرده بود، افتاد و بر آن مجموعه، دیباچه­ای به نثر منشیانه و شاعرانه نگاشت و آن را پری­خانه نام نهاد. او در زمان نگارش پری­خانه، 37 سال داشت و بر اساس نوشته­اش موهایش به سپیدی گراییده بود. «اکنون که بعد طی مرحله سال سی و هفتم از عمر مستعار به سرحد کهولت رسیده و سیه­بهار شباب از موی سفید نسترن زار گردیده …»(نوشاهی، 1386: 751).مخلص در همین سال اثر داستانی کارنامۀ عشق را به نثر نگاشت و در سال 1149ق. مکاتباتی را که با دیگران داشت، با نام «رقعات مخلص» گردآوری و تدوین کرد.پس از مرگ سیف­الدوله، مخلص به وکالت پسر و جانشین او، زکریاخان رسید. در سال 1151ق. واقعۀ لشکرکشی نادر شاه افشار به هند روی داد. در منطقۀ کرنال که در مسیر پنجاب قرار دارد، دو سپاه هند و ایران رویاروی هم قرار گرفتند که با شکست هندیان همراه بود. نادرشاه پیشنهاد مصالحه را رد کرد و قرار شد هر دو پادشاه عازم دهلی شوند و وجوه نقد و اجناس مورد نظر نادرشاه به وی تقدیم گردد. دو پادشاه در روز جمعه هشتم ذی­الحجه سال 1151ق. وارد دهلی شدند. آنندرام مخلص در همین باره، رباعی زیر را سروده است:

29
3-1- نام، شهرت و تخلص …………………………………………………………………………. 30
3-2- زندگی­نامه آنندرام مخلص ………………………………………………………………… 30
3-3- خانواده و نیاکان آنندرام مخلص ………………………………………………………. 35
3-4- اوضاع سیاسی اجتماعی هند در زمان آنندرام مخلص …………………….. 37
3-5- اوضاع ادبی هند در زمان آنندرام مخلص …………………………………………. 40
3-6- جایگاه ادبی آنندرام مخلص ………………………………………………………………. 42
3-7- دیگر علائق مخلص ……………………………………………………………………………. 51
3-8- آثار آنندرام مخلص …………………………………………………………………………… 54
3-9- هنگامۀ عشق …………………………………………………………………………………….. 60
3-9-1- بررسی ارتباط هنگامۀ عشق با داستان پدماوت …………………………… 61
3-10- کارنامۀ عشق …………………………………………………………………………………… 71
3-11- ویژگی­های سبکی هنگامۀ عشق و کارنامۀ عشق ………………………….. 73
3-11-1- ویژگی­های زبانی ……………………………………………………………………….. 73
3-11-2- ویژگی­های بلاغی ………………………………………………………………………. 96
3-11-3- بیان ……………………………………………………………………………………………. 113
3-11-2- ویژگی­های فکری ……………………………………………………………………….. 118

فصل چهارم: معرفی نسخه­ها 

در برخی منابع از نسخه­ای در کتابخانۀ دیوان هند، بانکی­پور به شمارۀ PiIX,2  نیز نام برده شده است(انوشه، 1380: 2062).- نسخه­ای نفیس از کارنامۀ عشق در کتابخانه موزه بریتانیا (British Library) به شمارۀ J.38 نگهداری می­شود که بر اساس مقاله­ای که در پایگاه اینترنتی موزۀ بریتانیا آمده، توسط هرکولال(Harkulall) به تاریخ 25 صفر 1148ق. کتابت شده است. این نسخه حاوی 38 مینیاتور است که توسط هنرمند نقاشی به نام گووردهان (Govardhan) خلق شده که پنج سال به طول انجامیده است.(Roy,2013) با وجود تلاش­های انجام گرفته، امکان دسترسی به تمام صفحات این نسخه فراهم نشد، اما با به دست آوردن تعدادی از صفحات آن از طریق پایگاه اینترنتی کتابخانۀ موزه بریتانیا[1] و مقایسه با دیگر نسخ و مشاهدۀ وجود اختلاف بسیار با آنها، چنین برمی­آید که کاتب این نسخه، نثر آنندرام را بازنویسی کرده است. در این نسخه بر خلاف دیگر نسخ و منابع، از ملکه مملکت با عنوان ملکه زمانی نام برده شده است.

در ادامه، عباراتی از این نسخه با نسخۀ اساس مقایسه می­شود:

– «…به دایگان عفت­سرشت سپرد تا دقیقه­ای از دقایق پرورش مهمل نگذارند و در این امر خطیر آنچه لازمۀ جدّ و جهد است از قوّه به فعل آرند. چون ایام رضاع منقضی گشته به سنّ سبعه رسید، دبستان از قدوم فروزان نیر سپهر سعادت بیت­الشرف گردید. ادیبان صاحب هنر و اتالیقان دانشور مأمور گردیدند تا روز و شب خود را چون اقبال ملازمش گرفته، به تربیتش پردازند و بعد از فراغ درس از رسم و آیین جهانگیری و شهریاری …»(نسخۀ بریتانیا).- «…به دایگان عفت­سرشت سپرد تا دقیقه­ای از مراتب پرورش مهمل نگذارند و در این امر خطیر آنچه لازمۀ جدّ و جهد است از قوّه به فعل آرند. چون ایام رضاع منقضی گشت و به سن پنج سالگی رسید، دبستان از قدوم آن مهر سپهر سلطنت بیت­الشرف گردید. ادیبان دانشور و اتالیقان خردپرور مأمور گردیدند تا چون اقبال خود را ملازم گرفته، به تربیتش پردازند و بعد از فراغ درس، قواعد جهانگیری و شهریاری…»(مخلص، 1236ق: 11).

121
4-1- نسخه­های هنگامۀ عشق ……………………………………………………………………. 122
4-2- نسخه­های کارنامۀ عشق ……………………………………………………………………. 125
4-3- رسم­الخط نسخه­ها …………………………………………………………………………….. 132

فصل پنجم: متن نسخۀ هنگامۀ عشق 

جهانبانی، بانیِ مبانیِ جهانگیری و کشورستانی، منبع[1] عیونِ فیوضاتِ نامتناهی، مطلع انوارِ شوارقِ ظلّ­اللهی، طراز کسوتِ فرمانروایی، فص[2] خاتمِ اقلیم­گشایی، نیّرِ سمایِ[3] عظمت و جلالت، مرتقی مدارجِ نصفت و عدالت، فلک­سریرِ خورشیدافسر[4]، ماه­علمِ کواکب­لشکر، عدل­افزایِ ظلم­کاه، پادشاه آسمان­بارگاه[5]، شهسوارِ معرکۀ دشمن­سوزی و عدوگدازی، المؤید بتأیید الرّحمن خاقان ابن خاقان صاحبقران ثانی ابوالفتح ناصرالدین محمدشاه پادشاه غازی – خلد الله ملکه و سلطانه- راقم حروف به مشق محبت مصروف فقیر آنندرام مخلص را در ایام بودن دارالخلافه شاهجهان­آباد – حفظها الله تعالی عن الآفت[6] و الفساد[7]– به اتفاق یاران گرم­خون همگی[8] رنگین و موزون که عبارت است از انتخاب نسخۀ روزگار و آرایش اوراق لیل و نهار، چون گل تمام رنگ و بو سراج­الدین علی­خان آرزو، و آب و رنگ­افزایِ بهارکدۀ میرزایی، مصروف مراعات آشنایی محمد قلی­خان و چمن­آرایِ گلشن سخندانی، گلدسته­بندِ رنگینی الفاظ و معانی[9] معنی­یاب جان متخلص به شاعر، و نورچشم کامکار راو کرپا رام و قرّه­العین برخوردار رای فتح سنگه و دیّاران[10] دیگر، نام خدا یکی از دیگری[11] بهتر، اتفاق سیرچهری شاه مدار – قدّس­الله سرّه العزیز- که متصل به تالاب کشنداس مجمع رنگینی می­شود افتاد. چون موسم  بهار بود و کوه و صحرا از هجوم سبزه میناکار، گسسته­عنانی­هایِ نظاره، دادِ تماشا داد، چنانچه ورقی چند متضمّن این ماجرا در «بدایع وقایع» نگارش یافته، از آن به تفصیل احوال معلوم می­شود؛ اینجا به همین قدر اکتفا رفت تا سر رشتۀ سخن از دست نرود.[12]اری در عمل دو بهر شب که تکیه بر فرش خواب زدم، با آنکه کوفت[13] سواری کشیده شده بود،[2b] لیکن چون طبیعت، انس با مکان نداشت، خواب از خودم نمی­ربود.[14]

135

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل ششم: متن نسخۀ کارنامۀ عشق 

294

فصل هفتم: نتیجه­گیری 

405
پیوست­ها ……………………………………………………………………………………………………………… 409
– تصویر نسخه­های هنگامۀ عشق و کارنامۀ عشق ……………………………………… 410
فرهنگ واژگان ………………………………………………………………………………………………………. 431
فهرست منابع ……………………………………………………………………………………………………….. 452

Abstract:

Anand Ram Mukhlis, Persian poets and author of the 12th century AD, was born in Sodhra, Sialkot district of Lahor. He followed his master , Bidel in poetry and he was of  his best students, but we do not know in his poetry the complexity of  Bidels  poem. his prose style has been known to sobriety and Simplicit , So that He is considered as one of the best writers of the time. Hengameh-ye eshgh  is a romance story in prose, that mukhlis wrote its in 1152 AD. This book has been corrected in this Thesis with four manuscript. Karnameh-ye eshgh  is a romance story in prose, that mukhlis wrote its in 1144 AD. This book has been corrected in this Thesis with three manuscript. His prose in Hengameh-ye eshgh and Karnameh-ye eshgh is poetic and beautiful.in this Thesis, has been come Generalities about the manuscript and corrected, the Persian language and literature, Persian prose and fiction in the subcontinent, particularly devoted to the history and present of two works of fiction ” Hengameh-ye eshgh and Karnameh-ye eshgh”, Study of stylistic features of these two works, Introducing the manuscripts and their Critical correction.In the end, the vocabulary of Hindi and difficult words  of these two books was produced.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان