فهرست مطالب

چکیده……………………………………………………………………………. 1

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

-فصل اول – کلیات پژوهش

در طول تاریخ بشر شناخت انسان همواره یکی از بحث برانگیزترین مسایل بوده است. هر نظریه‏ای شخصیت انسان را به دلیل پیچیده بودنش به گونه‏ای خاص بررسی کرده است.
“شخصیت هر فرد همان الگوی کلی یا همسازی ساختمان بدنی، رفتار، علاقه‏ها، استعداد‏ها، توانایی‏ها، گرایش‏‏‏ها و صفات دیگر اوست. بدین ترتیب، می‏توان گفت که منظور از شخصیت، مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است” (مان ، 1961، ترجمه ساعتچی، 1356 به نقل از کریمی، 1388).
در این میان دیدگاه روان‏کاوی نه تنها به نظریه پردازی درباره انسان و جامعه پرداخت بلکه در عمق آن فلسفه‏ای نیز برای زندگی نهفته است. ‏این دیدگاه تلاش بسیاری نموده تا کلیت انسان را مورد بررسی قرار دهد. مبدع نظریه روان‏کاوی “زیگموند فروید “ می‏‏باشد.
فروید کسی بود که توانست افکار متقدمان خود را که به صورت پراکند‏های اظهار داشته بودند در نظمی هماهنگ و جامع ارایه دهد و از آن استفاده‏‏های نظری و عملی ببرد. ریشه افکار فروید را می‏توان در برخی از عقاید کلی که درطی چندین هزار سال مبنای همه افکار غربی بوده است یافت و هم می‏توان آن را در برخی از اکتشافات خاص قرن نوزدهم جستجو کرد (شفیع‏آبادی، 1388).
این نظریه به منظور شناخت انگیزه‏‏های درونی و عمیق رفتار و اختلال‏‏های روانی است که پس از تجزیه و تحلیل، انسان را برای غلبه بر این اختلال‏ها یاری می‏دهد و یا ‏این که رفتار انسان را به نحو شایسته‏ای تبیین می‏‏کند (شفیلد ، 1964، به نقل از شفیع‏آبادی، 1388).
نظریه ساختاری فروید شخصیت را به سه قسمت نهاد ، من و فرامن تقسیم بندی می‏کند. او معتقد بود اگر سه بخش شخصیت به گونه‏ای هماهنگ با یکدیگر عمل ننمایند و در صورتی که میان آنها تعارض و کشمکش پدید آید، نتیجه‏ای جز اختلال شخصیت و ناراحتی روانی نخواهد داشت (برنر ، 2006).
پس از فروید برخی از روان‏شناسان بر روی اصطلاحات فروید کار کرده و آنها را شرح و بسط دادند. اولین حاصل این شرح و بسط پدیدآیی نظریه‏ای به نام “روان‏شناسی من” شد.
روان‏شناسی خود از دل قسمتی از روان‏تحلیل‏گری که علاقه به جمع‏آوری سخت‏گیرانه اختلال‏‏های شخصیت و دیگر اشکال مقاومت‏‏های درمانی در آسیب‏شناسی روانی بود، بیرون آمد (گلدبرگ ، 1990؛ کو‏هات ، 1971 به نقل از میلون ، لرنر و وینر ، 2003). اولین فردی که وسیع‏ترین چارچوب شناخته شده از روان‏شناسی خود را توصیف کرد هینز کو‏هات (1971، 1977) بود (میلون، لرنر و وینر، 2003).
پس از فروید (1933)، کو‏هات به افراد با عنوان موضوع‏های مجزا اشاره می‏‏کرد، اگر چه او تا حد زیادی نظریه فروید را تغییر داد از جمله عدم تاکید بر تمایز‏های جنسیتی و سلطه‏جویانه (بانای و همکاران و 2005).
براساس گفته کو‏هات (1971، 1977، 1984)، “خود (که با عنوان یک فرایند یا مجموعه ‏‏در نظر گرفته می‏‏شود که تجربه ذهنی را سازماندهی می‏‏کند) ماهیت اصلی وجود روان‏شناسی خود را تشکیل می‏دهد و شامل حس‏‏ها ، احساسات ، افکار و نگرش‏‏های فرد نسبت به خودش و دنیای پیرامونش می‏‏شود”. در حالیکه فروید ضمیر فرد را به عنوان قسمتی از وجود افراد در نظر می‏‏گیرد (تا حدی همانند دیدگاه ویلیام جونز در مورد “من”) اما کو‏هات مفهوم فرد را به عنوان محور اصلی شخصیت (ایگل ، 1984) مانند نظریه جیمز در مورد “من” در نظر می‏‏گیرد. به عبارت دیگر کو‏هات “خود” را به عنوان یک نیروی روان‏شناسی در نظر می‏‏گرفت که به توصیف پیشرفت شخصیت بالغ و سالم و همچنین شکل‏گیری بیماری‏‏های شخصیتی می‏‏پردازد. کو‏هات (1966 و b1978) به ارایه یک خط پیشبردی سالم عشق و علاقه به خود پرداخت که به سمت ایجاد ساختار منسجم فردی، ایجاد حس هویت، ارزش، معنا و عملکرد اجرایی حرکت می‏‏کند و به‏ ترویج ایجاد شخصیت واقعی افراد می‏‏پردازد (استعداد‏های اصلی و مهارت‏‏های اکتسابی). این فرضیه تاکید بیش از‏ انداز‏ه‏ای بر انسجام و پیوستگی فردی و خلاقیت و ایجاد شخصیت واقعی فرد دارد. بر اساس گفته کو‏هات (1971)، عشق و علاقه به خود از اول زندگی فعال می‏‏باشد و شرط لازم برای عملکرد مناسب شخصیت می‏‏باشد (بانای و همکاران، 2005).
ویژگی‏های زیر مجموعه “خود” در افراد متفاوت فرق می‏کند و بنابراین افراد به لحاظ شخصیتی دارای تفاوت‏‏های فردی هستند. این تفاوت‏ها می‏توانند نه تنها مسیر تحصیلی، شغلی، عاطفی و دیگر زمینه‏‏های زندگی انسانها را تحت‏الشعاع قرار دهند بلکه می‏توانند سبب انتخاب زمینه‏ای خاص در هر کدام از این مسیر‏ها شوند. به عنوان مثال در زمینه انتخاب شغل یکی از نظریه‏پردازانی که به اهمیت تیپ‏های شخصیتی در انتخاب شغل اشاره می‏کند، ‏‏هالند است (شفیع‏آبادی، 1387).
‏هالند نظریه‏ی خود را بر مبنای دو اصل مهم استوار نموده است؛ 1)انتخاب شغل و حرفه به نوع شخصیت فرد بستگی دارد و راهی برای ابراز وجو فرد به حساب می‏ آید، 2)انتخاب شغل و حرفه رابطه‏ی مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد. هالند به این نکته نیز معتقد است که افرادی که خودشناسی بیشتری دارند در مقایسه با کسانی که خودشناسی کمتری دارند انتخاب‏‏های بهتری را انجام می‏دهند. وی خودشناسی را، توانایی فرد برای شناسایی استعداد‏های بالقوه در محیط اجتماعی، می‏داند. او تاثیر تجربیات دوران کودکی، نحوه‏ی تربیت کودک و فشار‏های اجتماعی را نیز در تعیین ترجیح‏‏های شغلی، نوع شخصیت و خودشناسی مهم ارزیابی می‏نماید (شفیع‏آبادی، 1387).
با شناخت این مطلب می‏توانیم بگوییم که هر فردی در هر شغلی که قرار دارد، دارای ویژگی‏‏های شخصیتی خاصی می‏باشد. به عبارت دیگر به زبانی ساده‏تر “خود” اشخاص در هر زمینه شغلی و حتی در همان زمینه نیز با یکدیگر متفاوت است.
به عنوان مثال تمرین‏‏های روان‏درمانی مدل خاصی از شیوه زندگی را بنا می‏کند که در شخصیت و نقش حرفه‏ای فرد به صورت مکمل ایفای نقش می‏کنند. تعداد کمی از حرفه‏‏ها هستند که بین شغل و نقش فرد یا به عبارتی بین زندگی شخصی و زندگی حرفه‏ای حد و مرزی قایل نیستند. تمامی توانایی‏‏ها در مشاهده، درک، حس و تشخیص به طور همزمان می‏توانند در ارتباط با مراجعین، خانواده و دوستان مفید باشند (کاتلر ، 2010).
از طرفی ویژگی‏‏های فرهنگ جهانی و اثرات آن بر هویت‏یابی پیامد‏هایی ویژه به همراه دارد که عبارتند از: هویت دو فرهنگی و آشفتگی هویت، فرهنگ‏‏های خودگزیده، تاخیر در پذیرش نقش‏‏های بزرگسالی، هویت مجازی، و هویت مصرفی، سپس چالش‏‏هایی که مواجهه با فرهنگ جهانی پیش روی مشاوران و روان‏شناسان قرار داده است. بنابراین در این زمان بیشتر از گذشته، لزوم ارتقای انعطاف‏پذیری و اتخاذ دیدگاهی گسترده‏تر به مسال رشدی به‏ویژه هویت‏یابی، برخورد منطقی با پیچیدگی مشکلات پدید آمده و لزوم بکارگیری رویکرد‏ها و راهبرد‏های متفاوت، احساس می‏شود (محسن‏زاده، شهرآرای، 1387).
پس می‏توان نتیجه گرفت هرچه میزان مولفه‏‏های شخصیتی درمان‏گر (یا مشاور) سالم‏تر باشد کارآمدی و تاثیر مثبت‏تری در محیط پیرامونی خود خواهد داشت، چه این محیط اتاق مشاوره باشد و چه در بین خانواده درمان‏گر.
شرتزر و استون (1974) مشاوران کارآمد و غیر کارآمد را در زمینه تجربه، نوع رابطه و عوامل شخصیتی از یکدیگر تفکیک می‏کنند (کاویانی و همکاران، 1381).
شفیع‏آبادی (1370) با مطالعه روی 190 دانشجو در مورد اینکه مشاور چه ویژگی‏هایی باید داشته باشد، نشان داد که غیر از تعهد (73 مورد)، علاقه به مشاوره (61 مورد)، رازداری (30 مورد) و نظم در کار (18 مورد) در حرفه مشاوره از اهمیت به سزایی برخوردار است لذا بدیهی است که مشاور باید در زمینه مشاوره، تجربه علمی و عملی داشته باشد (احمدی، 1387).
اما در گستره‏ای به پهناوری شخصیت یک انسان کدام مولفه می‏تواند در پرسشنامه “رشد خود” جای گیرد؟ برای پاسخ به این سوال و در این پژوهش مولفه‏‏هایی از شخصیت یک مشاور موفق و کارآمد انتخاب شده‏اند که این مولفه‏‏ها هم در جهت “رشد خود” است و هم بلوغ و سلامت جامعه نمونه را پوشش می‏دهد.
در زمینه ساخت ابزاری برای سنجش “نیاز‏‏های خود” و بر مبنای نظریه کو‏هات در غرب پژوهشی توسط بانای، می‏کولینسر و شاور (2005) انجام شده و طی آن پرسشنامه‏ای با سه محور بزرگ‏نمایی، آرمان‏سازی و ارتباط نفس هنجار شده است. این آزمون تنها از زوایه نیازها به “خود” می‏‏نگرد.
ترول و همکاران (2008) در پژوهشی بر روی 46 کارآموز روان‏شناسی، پزشکی، مددکاری اجتماعی و آموزشی و با استفاده از آزمون GHQ و با هدف بررسی رشد سلامت روان در افرادی که مشغول به کار حرفه‏ای هستند گزارش کرد که کارآموزانی که دیدگاه نسبتاً متفاوتی نسبت به توانایی خود در محیط کاری دارند، این دیدگاه به آنها کمک می‏کند که تنش‏های هیجانی‏شان را بهتر شناخته و در زندگی حرفه‏ای‏اشان موثرتر، متفکرتر و حساس‏تر عمل کنند. همچنین آنها در مقایسه با دیگر افراد آمادگی بیشتری در محیط کار داشته و فردیت باروری دارند.
بنابه مطالب ذکر شده لزوم تدوین و هنجاریابی این پرسشنامه برای جامعه مورد هدف می‏‏نماید.

1-1-مقدمه………………………………………………………………………… 3
1-2-بیان مساله…………………………………………………………………… 6
1-3-هدف‌‏‏‏های پژوهش…………………………………………………………… 7
1-4-اهمیت موضوع پژوهش…………………………………………………….. 7
1-5-پرسش‌‏‏‏های پژوهش………………………………………………………… 8
1-6-تعریف واژه‌‏‏‏ها و اصطلاحات………………………………………………….. 8

-فصل دوم – ادبیات پژوهش

به راستى انسان کیست؟ و چه کسى را مى‏توان انسان نامید؟ آیا آفریده‏اى با این همه گوناگونى و دگرگونى را مى‏توان تعریف کرد؟ آیا انسان فطرت و سرشت ثابت و از پیش تعیین شده‏اى دارد؟
در پاسخ به این سوال‏ها ثَبات و تعریف پذیرى طبیعت و ماهیت انسان اهمیت دو چندانى پیدا می‏کند، زیرا گلوگاه و گردنه اصلى در میان پرسش‏‏هاى به میان آمده به شمار مى‏آید. در این باره پاره‏اى از اومانیست‏هاى دوره رُنسانس به روشنى ابراز مى‏داشتند: انسان هیچ طبیعت و فطرت ثابت و ویژه‏اى ندارد. این گفته برابر همان نظریه اگزیستانسیالیست‏ها در قرن بیستم است که مى‏گویند: همه موجودات ماهیت دارند اما انسان ماهیت ندارد. انسان وجود دارد و وجود او مقدم بر ماهیت اوست. معناى ساده این سخن این است که تمام آفریدگان هویت و سرشت تعریف شده و ثابتى دارند و تنها انسان است که هیچ ماهیت روشنى ندارد (سایت حوزه).
در چشم‏انداز تاریخ تمدن بشری نیز، موضوع شناخت انسان و ابعاد مربوط به او همیشه به عنوان سوالی اساسی مطرح بوده و از دوران یونان باستان، سقراط حکیم با گفته معروف “خود را بشناس، زیرا زندگی آزمون نشده ارزش زیستن ندارد” (دانیلز ، 1992، ترجمه فصیح،1380)؛ در مقابل سوفسطاییان که شناخت واقعیت را ممکن نمی‏دانستند، با روشی معتدل و بیانی استوار و مطمئن، انسانها را به تامل در نفس خویشتن دعوت می‏کرد تا در درون خود گوهر الهی را کشف کنند، و از نو آن عقل ربانی که جهان را روشن ساخته است را نیز، در ضمیر خویش نیز مشاهده کنند (طالب زاده، 1379، به نقل از اژه‏ای، 1380).
یکی از بحث برانگیز‏ترین سازه‏هایی که پیرامون شناخت انسان توصیف شده است، شخصیت می‏‏باشد.
2-1-2-شخصیت
در روان‌شناسی، شخصیت این گونه، تعریف می‏‏‏‌شود: “شخصیت مجموعه تفکیک‏ناپذیر آن خصایص بدنی و نفسانی است که شناخته دوستان نزدیک شخص یا به عبارت دیگر، آن نقاب یا ماسکی است که فرد برای سازش با محیط، که در حقیقت نوعی بازیگری در صحنه زندگی است، به چهره خود نهاده است” (ایزدی، 1351، به نقل از کریمی‏، 1388).
اولین نظریه‏ای که به لحاظ تاریخی شخصیت را ساختاربندی کرده است، نظریه روان‏کاوی فروید می‏باشد.
2-1-3-نظام شخصیت از دیدگاه فروید
فروید در سال 1923 با تعریف مفاهیم نهاد، من و فرامن که به جنبه‏‏‏های مختلف کنش فرد اطلاق می‏‏‏‏شود، الگوی سازمان یافته‏ای از نظریه روان‏کاوی به وجود آورد. در واقع‏ این مفاهیم اولین کار‏‏های بزرگ نظریه‏ای فروید بودند. این مفاهیم یک توصیف از ذهن و کارکرد‏‏های آن را ارایه می‏‏‏‏کند که در اولین نگاه تازه و انقلابی به نظر می‏‏‏‏رسند و تمام نوشته‏‏‏های روان‏تحلیل‏گران از آن تاریخ به بعد، حداقل از نظر واژه‏شناسی به آنها‏ اشاره دارد.
با تعریف فروید نهاد سیستم ابتدایی شخصیت است و هنگام تولد شخص سراپا نهاد است. نهاد منبع اصلی انرژی و جایگاه غرایز است. نهاد بی نظم و کور، پرتوقع و مضر است. نهاد که طبق اصل لذت عمل می‏کند، (اصلی که هدف آن کاستن از تنش، اجتناب از درد و کسب لذت است)، غیر منطقی و غیر اخلاقی است و برای ارضاء نیاز‏‏های غریزی برانگیخته می‏‏‏‏شود. نهاد فکر نمی‏کند بلکه فقط “می‏‏‏‏خواهد” یا “عمل می‏کند”. نهاد عمدتاً ناهشیار و یا خارج از آگاهی است (فیست و فیست ، 2005، ترجمه سید محمدی، 1388). در مقابل آن فرامن نماینده درونی شده ارزش‏های سنتی، کمال مطلوب‏ها و معیارهای اخلاقی جامعه است. به صورتی که توسط والدین برای فرد (کودک) تفسیر شده و از طریق نظام تشویق و تنبیهی که نسبت به کودک اعمال شده، تقویت گردیده است. فرامن برای کمال تلاش می‏کند (نوردبی و هال ، 1974، ترجمه ‏پژوه و دولتی، 1381). در ادامه به تعریف “من” می پردازیم.
2-1-3-1-من
با بررسی سیر مطالعاتی فروید بر روی “من” متوجه می‏‏‏‏شویم که او طی سه مرحله مفهوم “من” را مورد بررسی قرار داده است. در ابتدا فروید “من” را با حداقل وضوح به عنوان عاملی قابل مبادله با شخصیت خود فرد یا “خود” معرفی می‏کند. در این دید، “من” همراه با فرایند خود که “عملکرد‏‏های دفاعی ” است معرفی شده است. در واقع در این دید “من” به عنوان عامل جلوگیری کننده از ورود خاطرات دردآور به آگاهی مفهوم پردازی شده است. در دید دوم، فروید جنبه اصلی عملکرد “من” را مشخص کرد: فرایند ثانویه (باور‏‏ها و‏ ایده‏‏‏های عقلانی-هشیار)، اصل واقعیت و سرکوبی . در دید سوم که با مقدمه فروید از “مدل ساختاری” آغاز شد، “من” را به عنوان یک سیستم مرتبط با نهاد (تکانشی و با ‏ایده‏‏‏های غیر عقلانی) و فرامن (هشیار)، معرفی نمود. در‏ این دیدگاه “من” یک بخش از سازمان سه گانه شخصیت است. با این کار فروید در واقع “من” را به عنوان نمایند‏‏ه‏ای فعال، با علاقه‏ها مستقل خودش نسبت به پاسخ دهی به فشار‏‏های روانی دیگر (تضاد‏ها، ضوابط اخلاقی، پاسخ به دیگران) معرفی می‏کند. من با دنیای بیرونی واقعیت تماس دارد. من به عنوان “پلیس راهنمایی” بین غرایز و محیط اطراف میانجی می‏‏‏‏شود، هشیاری را کنترل می‏کند و سانسورچی است. من طبق اصل واقعیت عمل می‏کند، تفکر منطقی انجام می‏دهد و اعمال را برای ارضاء کردن نیاز‏‏ها برنامه ریزی می‏کند (فیست و فیست، 2005، ترجمه سید محمدی، 1388).
از دیدگاه روان کاوی فروید دیدگاه‏‏های بسیاری منشعب شدند. یکی از آنها “روان‏شناسی من” می‏باشد.

2-1-بخش اول – بررسی خود…………………………………………………… 11
2-1-1-شناخت انسان……………………………………………………………. 11
2-1-2-شخصیت…………………………………………………………………… 11
2-1-3-نظام شخصیت از دیدگاه فروید…………………………………………… 11
2-1-3-1-من……………………………………………………………………….. 12
2-1-4-روان‏شناسی من…………………………………………………………… 13
2-1-4-1-جین لوینگر………………………………………………………………. 13
2-1-5-روان‏شناسی خود………………………………………………………….. 14
2-1-6-تاریخچه مطالعه خود………………………………………………………. 14
2-1-7-مفهوم خود…………………………………………………………………. 17
2-1-8-تعریف خود…………………………………………………………………. 17
2-1-9-خود از دیدگاه‏های متفاوت………………………………………………. 17
2-1-9-1-ویلیام جیمز (1910-1842)……………………………………………. 17
2-1-9-2-ویلیام مک دوگال (1938-1871)………………………………………. 18
2-1-9-3-کارل گوستاو یونگ (1961-1875)…………………………………….. 18
2-1-9-4-هری سالیوان (1949-1892)………………………………………….. 20
2-1-9-5-گوردن آلپورت (1967-1897) ……………………………………………20
2-1-9-6-کارل راجرز (1987-1902)………………………………………………. 20
2-1-9-7-هینز کو‏هات (1981-1913)……………………………………………… 21
2-1-9-8-دیوید پ. آزوبل (2008-1918)…………………………………………… 21
2-1-9-9-بوبان چاندرا ماهاپاترا (معاصر)…………………………………………… 22
2-1-10-مقایسه زیرساخت‏‏‏های خود به عنوان موضوع و خود به عنوان کارگزار یا عامل ………………………………………………………………………………………….22
2-1-11-ارتباط‏های همسو و غیرهمسو مفهوم “خود” با “من”…………………. 23
2-1-12-تفاوت‏‏‏های “روان‏شناسی خود” با “روان‏شناسی من”…………………….. 23
2-1-13-بررسی پایه روان‏شناسی-عصبی خود…………………………………… 25
2-2-بخش دوم – مشاور و مشاوره………………………………………………… 26
2-2-1-مقدمه…………………………………………………………………………. 26
2-2-2-تعریف مشاوره………………………………………………………………. 26
2-2-3-خصوصیات و ویژگی‌‏‏های مشاور…………………………………………… 27
2-2-4-مشاور در فرایند مشاوره…………………………………………………… 29
2-2-5-خصوصیات مشاور موفق…………………………………………………… 29
2-2-6-رشد فردی مشاور………………………………………………………….. 30
2-3-بخش سوم – خانه سلامت وابسته به شهرداری…………………………. 33
2-4-بخش چهارم – آزمون‏های مرتبط با موضوع ……………………………………34
2-5-بخش پنجم – آزمون سازی……………………………………………………. 34
2-5-1-مقدمه……………………………………………………………………….. 34
2-5-2-تعریف اندازه‏گیری…………………………………………………………… 34
2-5-3-آزمون………………………………………………………………………….. 34
2-5-4-پایایی…………………………………………………………………………. 35
2-5-5-روش‏های تعیین پایایی………………………………………………………. 35
2-5-5-1-روش بازآزمایی……………………………………………………………. 35
2-5-5-2-همسانی درونی…………………………………………………………. 35
2-5-6-روایی………………………………………………………………………… 35
2-5-6-1-روایی محتوایی…………………………………………………………… 36
2-5-6-2-روایی محتوایی منطقی………………………………………………… 36
2-5-6-3-روایی سازه………………………………………………………………. 36
2-5-7-تجزیه و تحلیل سوال‏ها آزمون ………………………………………………36
2-5-8-تحلیل عاملی………………………………………………………………. 36
2-5-9-هنجاریابی ………………………………………………………………….37
2-5-10-نکات اساسی در اجرا و نمره‏گذاری آزمون‏ها…………………………. 37
2-6-پیشینه‏های پژوهش ………………………………………………………..37
2-6-1-پیشینه‏های پژوهش در داخل کشور ……………………………………37
2-6-2پیشینه‏های پژوهش در خارج از کشور………………………………….. 38

-فصل سوم – روش پژوهش.

پژوهش حاضر در صدد تدوین و هنجاریابی ‏ میزان “رشد خود” مشاوران و روان‏شناسان سازمان نظام روان‏شناسی استان تهران، و از نوع پژوهش “توسعه‏ای” بوده است.
3-2-جامعه آماری
در ابتدای فرایند انتخاب جامعه آماری تلاش بر آن شد تا پرسشنامه روی نمونه‏ای از مشاوران سازمان نظام روان‏شناسی انجام گیرد. پس از پخش فرم اولیه سوال‏‏‏ها به منظور دست یافتن به پایایی اولیه سوال‏‏ها و پس از تعیین روایی منطقی و روایی صوری، متاسفانه تنها 4% از پرسشنامه‏‏ها بازگشت داشتند، بنابراین تصمیم بر آن شد تا از میان شرکت‏‏ها، سازمان‏‏ها، و نهادهای دولتی و یا غیر دولتی که درون مجموعه خود مشاور و روان‏شناس دارند، به صورت قرعه کشی یکی از آنها انتخاب شده و کار هنجاریابی روی آن مجموعه که به عنوان نمونه انتخاب شده‏اند، انجام شود.
در این قرعه کشی شهرداری تهران به عنوان سازمانی که جمعی از مشاوران و روان‏شناسان در آن مشغول به کار هستند، به صورت تصادفی انتخاب شده و کار هنجاریابی شروع شد.
بنابر این جامعه آماری این پژوهش شامل مشاوران و روان‏شناسانی بوده است که در زمان انجام پژوهش زیر مجموعه‏ای از خانه‏های سلامت وابسته به تمامی مناطق 22 گانه شهرداری تهران بوده و حداقل مدرک آنها کارشناسی‌ارشد در رشته مشاوره و روان‏شناسی (تمامی گرایش‏ها) و مشغول به فعالیت مشاوره بوده‏اند. کل تعداد نمونه در زمان انجام پژوهش 273 نفر بودند.
3-3-روش نمونه‏گیری
روش نمونه‏گیری در این پژوهش از نوع نمونه‌گیری تصادفی ساده بدون جایگذاری بوده است. حجم کل مشاوران و روان شناسانی که در این سازمان مشغول به فعالیت بودند 273 نفر بود.
3-4-ابزار پژوهش
ابزار اندازه‏گیری پرسشنامه مداد و کاغذی محقق ساخته بوده است.
نتایج کلی این بخش نشان داد که آزمون 101 سوالی از روایی، پایایی و ساختار عاملی مناسبی برخوردار است و در نتیجه فرم نهایی پرسشنامه 72 سوالی استنتاج شد.
3-5-روش نمره‏گذاری
هر سوال شامل هفت گزینه بود: “بسیار موافق/درست، موافق/درست، کمی‏ موافق/درست، بدون نظر/بی تفاوت، کمی‏ مخالف/نادرست، مخالف/نادرست، بسیار مخالف/نادرست”.
در سوال‏هایی که مستقیم نمره‏گذاری شدند، نمره‏گذاری از سیستم یک تا هفت پیروی کرد و به منظور اجتناب از آمایه پاسخ، نمره‏گذاری برخی از سوال‏ها به صورت معکوس انجام شد.
3-6-شیوه ساخت پرسشنامه
کل فرایند ساخت پرسشنامه به 3 بخش تقسیم شد: 1)تدوین پرسشنامه مقدماتی. 2)آزمودن پرسشنامه. 3)سنجش روایی، پایایی، و هنجار آزمون نهایی.
در این فصل به شرح بخش اول که مراحل تدوین پرسشنامه است، پرداخته می‏شود و دو بخش دیگر در فصل چهار به صورت مفصل مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
3-6-1-تدوین پرسشنامه مقدماتی
رسیدن به محتوای پرسشنامه از طریق توافق بین دانشی که معرف مجموعه “خود” است و هدف‏های پرسشنامه به ساخت سوال‏های اولیه مبادرت ورزیده شد.
3-6-2-گام اول (روایی محتوایی منطقی)
به منظور دست‏یابی به روایی محتوایی منطقی منابع داخلی و خارجی در حوزه نظریه کوهات مورد مطالعه قرار گرفت. در این گام صفت‏های مورد اندازه‏گیری به طور دقیق تعریف شده و اجزای تشکیل دهنده آنها به طوری مشخص شد که کلیه بخش‏های حیطه مورد اندازه‏گیری را بپوشاند. پس از جمع‏بندی، نه مولفه‏ استخراج گردید.
3-6-3-گام دوم (روایی محتوایی صوری)
برای دست‏یابی به روایی محتوایی صوری از پیشنهاد و انتقاد هفت استاد مجرب و متخصص و همین طور دانشجویان رشته مشاوره و روان‏شناسی در این زمینه استفاده شد و تغییرات لازم در فرم اولیه اعمال گردید. به منظور بالا بردن انگیزه پاسخدهی آزمودنی‏‏ها چیدمان و شکل ظاهری آزمون نیز مورد بازنگری قرار گرفت.

3-1-مقدمه……………………………………………………………………….. 41
3-2-جامعه آماری………………………………………………………………… 41
3-3-روش نمونه‏گیری…………………………………………………………….. 41
3-4-ابزار پژوهش…………………………………………………………………. 41
3-5-روش نمره‏گذاری……………………………………………………………. 41
3-6-شیوه ساخت پرسشنامه…………………………………………………. 42
3-6-1-تدوین پرسشنامه مقدماتی……………………………………………… 42
3-6-2-گام اول (روایی محتوایی منطقی)……………………………………… 42
3-6-3-گام دوم (روایی محتوایی صوری)………………………………………. 42
3-6-4-گام سوم (پایایی اولیه)…………………………………………………. 42
3-6-5-گام چهارم (روش تحلیل عاملی لوپ)………………………………….. 42
3-6-6-گام پنجم (پایایی به روش بازآزمایی)…………………………………… 43
3-6-7-گام ششم (روایی ملاک)………………………………………………. 43
3-7-روش‏های تجزیه و تحلیل داده‌‏‏‏ها……………………………………………. 43
3-7-1آمار توصیفی……………………………………………………………….. 43
3-7-2-آمار استنباطی……………………………………………………………. 43
4

-فصل چهارم – یافته‏‏‏‏های پژوهش

45
4-2-آزمودن پرسشنامه (101 سوالی)………………………………………… 46
4-2-1-بررسی توصیفی داده‏ها………………………………………………… 46
4-2-2-بررسی استنباطی و تحلیل روان‏سنجی داده‏ها……………………… 48
4-2-2-1-روایی ملاکی…………………………………………………………… 48
4-2-2-2-همسانی درونی……………………………………………………… 49
4-2-2-3-پایایی به روش دو نیمه کردن………………………………………… 49
4-2-2-4-ساختار عاملی………………………………………………………… 50
4-3-سنجش فرم نهایی پرسشنامه (72 سوالی)…………………………… 56
4-3-2-ضریب پایایی پرسشنامه نهایی……………………………………….. 56
4-3-3-ضریب پایایی پرسشنامه به تفکیک عامل‏‏‏ها…………………………… 57
4-3-4-پایایی به روش دو نیمه کردن…………………………………………… 57
4-3-6-جدول هنجاری برای هر دو جنس……………………………………… 62

-فصل پنجم – بحث و نتیجه‏گیری

5-1-خلاصه یافته‏های پژوهش…………………………………………………… 64
5-1-1-سوال اول …………………………………………………………………..64
5-1-2-سوال دوم………………………………………………………………….. 64
5-1-3-سوال سوم ………………………………………………………………..65
5-1-4-سوال چهارم……………………………………………………………… 66
5-1-5-سوال پنجم………………………………………………………………. 66
5-1-6-سوال ششم……………………………………………………………. 66
5-2-محدودیت‌‏‏‏های پژوهش……………………………………………………. 67
5-3-پیشنهاد‌‏‏‏های پژوهش ……………………………………………………..67
5-3-1-پیشنهاد‌‏‏‏های کاربردی…………………………………………………. 67
5-3-2-پیشنهاد‌‏‏‏های پژوهشی……………………………………………….. 67
6-منابع…………………………………………………………………………… 69
6-1-منابع فارسی…………………………………………………………….. 70
6-2منابع لاتین………………………………………………………………… 72
7-پیوست‏ها ……………………………………………………………………..74
7-1-ویژگی‏های جامعه شناختی…………………………………………….. 75
7-2-نمونه پرسشنامه نهایی……………………………………………….. 76
7-3-روش تحلیل لوپ در مرحله مقدماتی شیوه ساخت پرسشنامه…. 77
7-4- شاخص‏های آماری اولیه با اجرای تحلیل مولفه‏های اصلی و پس از چرخش واریماکس واریماکس………………………………………………………………………. 81

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فهرست جدول‏‏‏ها

جدول2- 1-ساخت های خود به عنوان موضوع و عامل …………………………23
جدول2- 2-دیدگاه‏های نظریه‏های شغلی درباره “رشد و عملکرد مشاور”…… 32

جدول3- 1-ضریب‏های پایایی پرسشنامه “رشد خود” (فرم اولیه 165 سوالی). 42

جدول4- 1-خلاصه‏ای از تدوین پرسشنامه مقدماتی (165 سوالی)………….. 46
جدول4- 2-توزیع فراوانی، درصد و درصد تراکمی گروه نمونه بر حسب جنسیت………………………………………………………………………………. 46
جدول4- 3-توزیع فراوانی، درصد و درصد تراکمی گروه نمونه بر حسب رشته تحصیلی……………………………………………………………………………… 47
جدول4- 4-ماتریس همبستگی بین مولفه‏ها…………………………………… .48
جدول4- 5-میزان اشتراک مولفه‏های اصلی…………………………………….. 49
جدول4- 6-خلاصه توصیفی سوال‏ها…………………………………………….., 49
جدول4- 7-پایایی از روش دو نیمه کردن…………………………………………. 50
جدول4- 8-اندازه شاخص KMO و آزمون کرویت بارتلت ماتریس همبستگی سوال‏ها……………………………………………………………………………….. 50
جدول4- 9-شاخص‏های آماری اولیه با اجرای تحلیل مولفه‏های اصلی و پس از چرخش واریماکس …………………………………………………………………………….51
جدول4- 10-میزان درصد تبیین شده توسط هر عامل …………………………..52
جدول4- 11-تشخیص عامل‏ها به وسیله چرخش واریماکس……………………. 53
جدول4- 12-نام و شماره سوال مولفه‏ها…………………………………………. 56
جدول4- 13-ضریب‏های پایایی پرسشنامه “رشد خود” (فرم نهایی 72 سوالی). 56
جدول4- 14-ضریب‏های پایایی پرسشنامه به تفکیک مولفه‏ها……………………..57
جدول4- 15-خلاصه توصیفی سوال‏ها……………………………………………….. 57
جدول4- 16-پایایی از روش دو نیمه کردن…………………………………………… 58
جدول4- 17-مقایسه میانگین و انحراف استاندارد نمره های عامل‏های هفت گانه پرسشنامه “رشد خود”…………………………………………………………………………… 59
جدول4- 18-آزمون آماری T مستقل برای دو گروه بر حسب جنسیت………….60

 

Abstract
Titlee: Codification and Normalization of Self-Development Questionnaire and its Psychometric Traits.
Objective: This study is a research development and standardization in order to develop a questionnaire “to grow” and determine its psychometric properties have been conducted. The study population of all of Tehran consultants and psychologists are randomly without the insertion of the companies, organizations, and governmental institutions or NGOs within their collections and consulting psychologist have to draw the sample was selected and all the counselors and psychologists affiliated with the health council houses in Tehran province (22 regions) and sample size equal to 273 people were at the time of study. This questionnaire has 101 questions divided into seven Likert scale includes components “attitude, sense of physical, identity style, virtue and manners forces, values, feelings and thoughts” are. After implementing the questionnaire answer sheets and remove partial, information 258 (214 females and 31 males) were analyzed and obtained the required norm. Validity of the structure, logical validity, face validity, loop analysis, the two halves making questionnaires and factor analysis using principal component analysis and varimax rotation in order to access valid, reliable questionnaire was used resulting in seven factor was extracted from the questionnaires. Total methods for validity and reliability of the questionnaire was used to conclude that the reliability coefficient was acceptable and desirable. The validity of the test was proven. Between men and women in this questionnaire was not significant. Well was determined based on research results that the situation between the dominant group opinion sample is operating



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

250,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید

خرید فایل word

قیمت35000تومان

350,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید

.