فهرست مطالب

1 فصل اول؛ کلیات پژوهش

مقدمه
برنامه های درسی هرکشورعامل مهمی درنظام آموزش و پرورش آن کشورمحسوب می شوند. تصمیمات برنامه ریزان درسی درخلاء صورت نمی گیرد، بلکه این تصمیمات در محیط جامعه و برای جامعه اتخاذ می شود. بنابراین جامعه همواره نقشی اساسی در تصمیم گیریهای برنامه های درسی داشته است. از آنجایی که جامعه در حال تغییر روزافزون است، تغییرات آن وارتباط آن با مدارس تاثیرفزاینده ای را دربرنامه های درسی به خصوص برنامه درسی دوره متوسطه خواهد داشت. در پرتو آموزش و پرورش یک جامعه عامه مردم می توانند به سمت فرهنگ غنی تر و توسعه حرکت کنند. امروزه جوامع به سرعت درحال تغییر و دگرگونی هستند. و به تبع این تغییرات وظایف افراد و کارکردهای آنان نیزدر جامعه تغییر پیدا می کند. دراین شرایط متغیر این مدارس هستند که باید دانش آموزان را برای ایفای نقش موثردرجامعه آماده کنند. وآنچه که دراین میان می تواند نقش عمده ای در ایجاد سازگاری با تغییرات درافراد وپرورش آنها به عنوان شهروندانی آگاه ومسئول ودارای مهارتهای گوناگون داشته باشد وجود رابطه متقابل بین جامعه و مدرسه مخصوصا در برنامه درسی دوره متوسطه است.

بیان مساله
برنامه ی درسی بعنوان قلب فعالیت های آموزش و پرورش، از مهم ترین عناصری است که مستلزم تحول متناسب با شرایط جدید است. وباید طوری طراحی شودکه از یک سو افراد را برای ایفای نقش به عنوان یک عنصرفعال در جامعه یاری دهند و از سوی دیگرهمگام باتغییرات اجتماعی به مسائل و مشکلات پیش روی فرد بپردازد ودرعین حالی که از جامعه تاثیر می پذرد خودنیز عامل تغییر باشد به عبارت دیگر برنامه درسی نباید فقط حاصل توسعه باشد طوری که عاملان برنامه درسی در تغییرات اجتماعی عملا هیچ تاثیری نداشته باشندبلکه برنامه درسی باید قلب توسعه نیز باشدبه گونه ای که اگردر هر بخشی از جامعه از جمله بخشهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی کمبودی باشد از طریق برنامه درسی آن کمبود برطرف شود و این میسرنمی شود مگراینکه بین مدرسه و جامعه ارتباطات تعاملی و متقابل باشد. درباره اهمیت این ارتباط اورنشتاین و هانکینس(1373) معتقدند : هر بحث درباره برنامه درسی بایستی مسائل اجتماعی به ویژه ارتباط بین مدارس و جامعه و تاثیر آنها بر تصمیمات برنامه درسی را مورد توجه قرار دهد. هوشیاری اجتماعی برای متخصصان و تدوین کنندگان برنامه درسی یک اصل است، تصمیمات برنامه درسی در جامعه ای پیچیده از طریق درخواست هایی که به وسیله جامعه مطرح و از صافی ها گذشته و به مدارس منتقل می شوند، انجام می گردد.(ترجمه:خلیلی شورینی1373)
با توجه به مطالب ذکرشده و باتوجه به نقش سازنده و بارورکننده برنامه درسی در توسعه جامعه، پژوهش حاضر با توجه به کمبود پژوهش های صورت گرفته در این رابطه و همچنین عدم انسجام بررسی های صورت گرفته در خصوص مبانی اجتماعی برنامه درسی دوره متوسطه به بررسی رابطه متقابل بین جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه می پردازد. تاکید بر برنامه درسی دوره متوسطه به دلیل اهمیت این دوره هم به لحاظ ویژگی های روانشناختی دانش آموزان این دوره است که مایل به برقراری ارتباط با جامعه ودرگیرشدن در زندگی اجتماعی هستندو هم به لحاظ انتظاراتی است که خانواده و جامعه از افراد این حیطه سنی دارند و هم اینکه دوره متوسطه از لحاظ اقتصادی و تامین منابع انسانی برای به گردش در آوردن چرخه اقتصادی کشور رابطه تنگاتنگی با جامعه دارد. در واقع در این دوره است که باید انواع مهارتهای زندگی و زمینه یادگیری مادام العمر در افراد به وجود بیاید تا بتوانند برای ایفای نقشهای بزرگسالی و وظایف خود در جامعه آمادگی لازم را کسب کنند .در این پژوهش برای رسیدن به اهداف پژوهش از روش کیفی استفاده می کنیم.

اهمیت و ضرورت پژوهش
برنامه های درسی به عنوان جزئی از نظام کلان آموزش و پرورش تحت تأثیر تحولات جامعه قرار داردو از آن به عنوان قلب توسعه جوامع یادمی شود.مدارس نهادهای اجتماعی هستند که باید سعی کنند خود نیز عامل تغییر باشند و همگام با تغییرات اجتماعی متحول گردند. مدارس نمی توانند نسبت به نیازهای ضروری جامعه بی اعتنا باشند.جامعه در حال تغییر و دگرگونی است و فرهنگ ها دیگر وابسته به مکان نیستند. تغییراتی که به لحاظ اجتماعی و تکنولوژیکی به وجود آمده است باعث برخورد فرهنگ ها با یکدیگر می شود. واینگونه است که دیگر تنها وظیفه مدرسه نمی تواند انتقال فرهنگ باشد. با توجه به نقش مدارس در جوامع امروزی بررسی رابطه متقابل جامعه و مدرسه بسیارمهم است. زیرا اگر قرار است نیازهای جامعه تحقق پیدا کند و همچنین دانش آموختگان مدارس در جامعه نقش موثری ایفا کنند و جامعه آنها را بپذیرد و همچنین اگر می خواهیم مدارس در تغییرات اجتماعی ایفای نقش کنند وجود این رابطه امری اجتناب ناپذیر است. از این رو ضروریست رابطه بین جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه از دیدگاه صاحب نظران و تجارب کشورهای دیگربا توجه به شرایط کنونی جامعه ما بررسی شودتا ضمن مشخص شدن این موضوع راهکارهایی مفیدی نیز در اختیار مربیان و عاملان برنامه درسی قرار بگیرد.
در سالهای اخیر اکثر علمای آموزش و پرورش و صاحب نظران از نظام آموزشی به ویژه از برنامه های درسی و آموزشی به شدت انتقادکرده اند. آنان بر این باورند که برنامه های درسی و آموزشی متناسب با زندگی و نیازهای کودکان و جوانان و جامعه تهیه و تنظیم نشده است به عبارت دیگر محتوا و برنامه های آموزش و پرورش نه تنها با نیازهای اجتماعی و شناختی کودکان و جوانان هماهنگ نیستند بلکه بدون توجه به پیشرفت دانش به ویژه در زمینه های اجتماعی، علوم و تکنولوژی بیشتر روی مطالب و موضوع هایی تاکید می کنند که در شرف کهنگی و منسوخ شدن است و مطابق نیازهای آتی و آنی اجتماعی و فرهنگی و فردی نیستند. (غلامی فرد،1381)
پژوهش حاضر اطلاعاتی را پیرامون شرایط جامعه کنونی ما، وظایف مدرسه، وظایف و کارکردهای جامعه و اهمیت برنامه های درسی ارائه می دهد. و همچنین در رابطه با مولفه های مبانی اجتماعی مطرح شده در برنامه درسی ملی اطلاعاتی را عرضه می کند که در مقایسه با مبانی اجتماعی برنامه درسی دوره متوسطه برای مسئولان تعلیم و تربیت راهگشا خواهد بود. پژوهش حاضر یک چارچوب مفهومی را در خصوص مبانی اجتماعی برنامه درسی دوره متوسطه ارائه می دهد.مولفه های مطرح شده در این چارچوب در هنگام تدوین برنامه درسی دوره متوسطه می تواند راهگشای برنامه ریزان درسی برای توجه هر چه بیشتر به شراط جامعه کنونی ما در ارائه برنامه ریزی های واقع بینانه باشد. این پژوهش همچنین مدارس را متوجه این امر می سازد که از آموزش امور کهنه و منسوخ که به درد زندگی حال حاضرافراد نمی¬خورد اجتناب کنند و در واقع به مربیان و عاملان تربیتی کمک می کند که احتیاجات و ضروریات جامعه کنونی را درک کرده و از دوباره کاریها و هدر رفتن نیروی انسانی جلوگیری کنند.

2 مقدمه…………………………………………………………………….. 2
3 بیان مسأله………………………………………………………………. 2
4 ضرورت و اهميت………………………………………………………… 3
5 اهداف پژوهش…………………………………………………………… 4
8 سؤالات پژوهش…………………………………………………………. 5
11 تعریف واژه¬ها و متغیرهای پژوهش……………………………….. 5

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم؛ مبانی نظری و پیشینه‌ی پژوهش

همان¬طور که ذکر شد، هدف پژوهش حاضر، “بررسی رابطه تعاملی جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه از دیدگاه صاحب نظران و تجارب بین الملل ” است. از این‌رو فصل دومِ پژوهش حاضر، در دو بخش ارائه شده است: بخش اول، مربوط به ادبیات پژوهش بوده و به بررسی مفهومِ برنامه درسی، ماهیت و ویژگی‌ها، رویکردها و اهمیت آن، و تبعات و نیز مروری بر دیدگاه های نوین پرداخته‌ شده است. سپس به مبانی برنامه ریزی درسی پرداخته شده و از مبانی فلسفی، روانشناختی، اجتماعی، مبانی دینی و دانشی به طور کلی بحث شده و در ادامه به طور اختصاصی راجع به مبانی اجتماعی برنامه ریزی درسی بحث شده است. در ادامه ابعاد اجتماعی برنامه درسی مطرح و به رابطه متقابلجامعه و مدرسه پرداخته شده است.سپس برنامه درسی دو کشور ژاپن و انگلستان به صورت تطبیقی بررسی شده و ازاین بررسی تطبیقی نتیجه¬گیری شده و در نهایت مبانی اجتماعی دوره متوسطه مطرح و با نتیجه گیری از این بحث این بخش به پایان رسیده است.
بخش دوم، مربوط به پژوهش‌های انجام گرفته در راستای پژوهش پيش‌رو است، که در دو قسمت ارائه شده است. قسمت اول: به پژوهش‌های صورت گرفته درباره‌ی رابطه تعاملی جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه، در داخل کشور می‌پردازد؛ و قسمت دوم، مربوط به تحقیقاتی است که در سایر کشورها انجام گرفته است.

1. برنامه درسی

• مفهوم، ماهیت و دیدگاه های نوین برنامه درسی
دوران تعریف رشته برنامه درسی به عنوان فن تهیه برنامه درسی برای مدارس و نیز تلقی از متخصص یا کارشناس برنامه درسی به عنوان یک تکنسین که در راستای سازوکار برنامه درسی فعالیت می¬کند، به سر آمده است و دورانی آغاز شده است که در آن بر فهم، درک و مطالعه ابعاد پیچیده برنامه درسی تاکید می شود. البته بکارگیری واژه فهم و درک یا مطالعه برنامه درسی به معنای آن نیست که با برنامه ریزی درسی یا تغییر برنامه درسی مخالفت شود بلکه برعکس اساساً فهم برنامه درسی برای تغییر بهینه برنامه درسی است. مفهوم برنامه درسی امروزه با پیچیدگی فزونتری همراه شده است و برنامه درسی مشتمل بر قلمروهای مختلف تاریخ، تغییر، تدوین، پژوهش، نظریه و … است که برنامه درسی تنها یک قلمرو آن است(فتحی،1386ص5).در حال حاضر در دنیا از واژه برنامه ریزی درسی استفاده نمی شود بلکه به جای آن از واژه برنامه درسی استفاده می شود. وامروزه دغدغه اصلی برنامه درسی فقط آماده سازی برنامه برای مدارس نیست. ما در دنیای متفاوتی با گذشته زندگی می کنیم و آن چه که در این دوران اهمیت پیدا کرده است رابطه بین برنامه درسی با جامعه پیرامون است. واین بدان معنی است که دغدغه اصلی دوران حاضر فهم پدیده برنامه درسی و مسائل و رویدادهایی است که با آن مرتبط است(همان،1386).به همین منظور لازم است که مفهوم برنامه درسی را بیش از پیش درک کرده و به ماهیت آن با دقت و حساسیت افزونتری پرداخته شود.از برنامه درسی تعاریف متعددی ارائه شده است که چند نمونه از آنها در ادامه ارائه شده است.

• مفهوم برنامه ریزی درسی
از یک جهت، وظیفه ی تعریف مفهوم برنامه ریز درسی احتمالا سخت ترین کار است، چون واژه ی برنامه ریزی درسی، از زمانی که این رشته شکل گرفته، با معانی کاملا متفاوتی به کار رفته است. با این وجود، برنامه ریزی درسی می¬تواند تجویزی یا توصیفی و یا هر دو باشد. تعاریف تجویزی برای ما آنچه را که «باید» اتفاق بیوفتد فراهم می کند، و اغلب به صورت یک طرح، یا یک برنامه ی خیالی و یا نوعی دیدگاه ماهرانه از آنچه که لازم است اتفاق بیوفتد، را دربر می گیرند. مشابه برنامه¬های درسی تجویزی، نسخه های دارویی هستندکه داروخانه¬ها برای بیماران پیچیده اند؛ در حقیقت ما نمی¬دانیم چه تعداد از این نسخه¬ها توسط بیماران به خوبی دنبال می-شوند.بهترین تخمین این است که بیشتر آنها دنبال نمی شوند. این موضوع، به خوبی صدق می¬کند با برنامه ی درسی تجویز شده برای مدارسی که معلم، مانند بیمار، در نهایت تصمیم می¬گیرد که آیا از نسخه برنامه¬درسی پیروی شود یا نه. در اصل طراح، پیشنهاد می دهد، معلم ترتیب کارها را می دهد.(Glatthorn, 2005)
کلمه برنامه درسی معادل واژه انگلیسی curriculum است.که این واژه ریشه لاتین دارد و به معنی فاصله دور و مقدار راهی است که باید طی شود تا فرد به هدف برسد. رونالد دال در تعریف برنامه درسی اشاره می کند که برنامه مدرسه عبارتست از: محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از طریق آن یادگیرندگان تحت نظارت مدرسه، معلومات و شیوه درک و فهم را به دست می¬آورند یا مهارت ها را فرا می¬گیرند و یا نگرش و ارزش-گذاری یا نظام ارزشی خود را تغییر می¬دهند.(یار محمدیان،1386ص18)
هیس و پارکی (1993-صص2-3)برنامه درسی را کلیه تجربیات کسب شده توسط هر یک از فراگیران در طول یک برنامه آموزشی که هدف آن تحقق اهداف کلی و جزئی مربوط است می دانند. این تجربیات بر اساس چارچوبی از تئوری و تحقیق با رویه های حرفه ای گذشته و حال برنامه ریزی می شوند.منظور از عبارت چارچوب تئوری و تحقیقی یا رویه های حرفه ای گذشته و حال این است که بودن یا نبودن این چارچوب نظری کیفیت برنامه درسی را تعیین می کند. کلیه افرادی که در برنامه ریزی شرکت می کنند باید مفاهیمی چون نیروهای اجتماعی, مراحل رشد و تکامل انسان، دانش و شناخت را دقیقاً درک کنند.

21 مقدمه……………………………………………………………………. 8
23 1. برنامه درسی……………………………………………………….. 9
24 مفهوم، ماهیت و دیدگاه‌های نوین برنامه درسی…………………… 9
25 مفهوم برنامه درسی………………………………………………….. 9
26 تحولات مفهوم برنامه درسی…………………………………………. 10
27 انواع برنامه‌های درسی ………………………………………………..11
28 • برنامه درسی به عنوان فرصت¬های طرح¬ریزی شده برای یادگیری…………………………………………………………………….. 12
29 • برداشت¬های متضاد از علم برنامه درسی……………………… 13
31 مفهوم رویکرد برنامه درسی و انواع آن…………………………….. 13
32 • رویکردهای علمی و فنی………………………………………….. 13
33 • رویکردهای غیرعلمی-غیرفنی………………………………….. 14
34 برنامه درسی نوظهور………………………………………………… 16
35 2. مبانی برنامه‌ریزی درسی……………………………………….. 17
36 مبانی فلسفی برنامه¬ریزی درسی…………………………….. 17
37 مبانی اجتماعی فرهنگی برنامه¬ریزی درسی………………… 18
38 مبانی روانشناختی برنامه¬ریزی درسی………………………. 18
39 • مبانی دانشی برنامه¬ریزی درسی …………………………..19
40 • مبانی دینی برنامه¬ریزی درسی……………………………. 19
41 3. مبانی اجتماعی………………………………………………. 20
42 تغییر و برنامه¬درسی……………………………………………. 21
43 جامعه به عنوان منبع تغییر………………………………………. 21
44 • مدرسه به عنوان منبع تغییر …………………………………..22
45 • دانش به عنوان منبعی برای تغییر…………………………… 22
46 برنامه¬ریزی درسی بر مبنای تغییرات و تحولات اجتماعی… 22
47 • جامعه، مسایل و نیازهای آن………………………………. 23
48 4. رابطه مدرسه و جامعه…………………………………….. 27
49 • تعریف، ابعاد و ماهیت فرهنگ……………………………. 28
50 • استانداردها و واکنشهای فرهنگی مبنای یکدیگر ………29
51 • مدیریت تفاوتها ……………………………………………..30
52 جامعه پذیری…………………………………………………. 31
53 محرومیتها و فشارها در انسجام اجتماعی……………….. 32
53  نقش آموزش و پرورش……………………………………. 33
54 • اصلاحات آموزشی در زمینه¬های تحول سریع سیاسی و اقتصادی…………………………………………………………… 33
55 نیاز به تحول الگوها ……………………………………………34
56 اصلاح برنامه¬ریزی درسی و مهارتهای زندگی…………. 34
57 • چهارچوب تعهدات خانواده در آموزش و پرورش……….. 36
58 • بررسی مفهوم”مشارکت¬ها”………………………… 38
59 نقش “جامعه” در روابط مدرسه-جامعه………………… 38
60 • یادگیری جامعه محور……………………………………. 40
61  نتایج برنامه¬درسی مبتنی بر جامعه …………………41
62  چرا ارتباطات جامعه محور مهم است…………………..41
63  ارتباطاتی که از طریق جامعه به مدرسه سود می رساند …………………………………………………………………….42
64  ارتباطاتی که از طریق مدرسه به جامعه سود می رساند…………………………………………………………… 42
65 هزینه¬های اقتصادی تحصیل ناکافی…………………… 43
66  هزینه¬های مدنی تحصیل ناکافی………………….. 43
67  یافته¬های نهایی-مشارکت¬های جامعه………….. 44
68  نکات کلیدی در ساخت مشارکت¬های موثر مدرسه و جامعه …………………………………………………………………..45
69 • ماهیت و هدف ارتباطات مدرسه-جامعه…………….. 45
70  منافعی برای مدارس درگیر روابط مدرسه-جامعه… 45
71  منافعی برای جوامع درگیر روابط مدرسه- جامعه …46
72 • جامعه به عنوان برنامه درسی…………………….. 46
73 5. مبانی اجتماعی دوره متوسطه………………….. 47
74 • تجارب بین¬الملل…………………………………… 49
75  ژاپن…………………………………………………. 50
76  انگلستان…………………………………………… 52
77  نتیجه مقایسه برنامه¬درسی دو کشور ژاپن و انگلستان………………………………………………….. 53
78 • آسیب شناسی بعد اجتماعی فرهنگی در برنامه درسی…………………………………………………….. 54
80 • قسمت اول: پژوهش¬های صورت گرفته در داخل کشور………………………………………………………. 56
81 • قسمت دوم: پژوهش¬های صورت گرفته در خارج از کشور ……………………………………………………………….57

فصل سوم؛ روش تحقیق

برنامه ریزی درسی به عنوان یکی از رشته های علمی که امروزه گسترش قابل توجهی یافته است مستلزم پژوهش است. به عبارتی برنامه ریزان درسی به منظور تدوین و تولید برنامه درسی ملزم به اتخاذ تصمیم هایی در خصوص فعالیتهای مرتبط با برنامه درسی هستند. این تصمیم گیری ها باید منطقی، آگاهانه و عملی باشد. به همین دلیل باید بر پایه اصول، معیارها و ضوابط معتبری استوار گردند. یکی از طرق دستیابی به چنین اصول و معیارهایی پژوهش های انجام شده در خصوص برنامه ریزی درسی است. در واقع پژوهش برنامه درسی با مجموعه ای از فعالیتهای عملی در ارتباط است که کانون توجه آنها شکل گرفتن، ابراز نمودن، توجیه کردن و اجرای برنامه های درسی است.(شورت، ترجمه مهر محمدی و همکاران، 1387ص11) پژوهش حاضر نیز درصدد است رابطه تعاملی جامعه و مدرسه را در برنامه درسی دوره متوسطه از منظر صاحب نظران و تجارب بین الملل بررسی کند.
در این فصل ابتدا به بررسی روش پژوهش، اهداف و سوالهای پژوهش، جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه، روش و ابزار جمع آوری اطلاعات همراه با تعیین روایی و پایایی آنها و سپس به روشهای تجزیه و تحلیل آماری می پردازیم.

روش شناسی پژوهش
نوع روش پژوهش با توجه به اینکه هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه تعاملی مدرسه و جامعه در برنامه¬درسی دوره متوسطه است یک پژوهش تببینی است؛ اما از این لحاظ که پژوهش حاضر در صدد تدوین چارچوب مفهومی در رابطه با مبانی اجتماعی برنامه درسی دوره متوسطه است ، از این نظر پژوهشی کاربردی است و از آنجا که در این پژوهش برای پاسخ به سوال¬ها صرفا از داده¬های کیفی استفاده می¬شود از نوع کیفی است. پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل محتوا می¬باشد. هدف تحلیل محتوا به دست آوردن شناخت و بینشی نو از اطلاعات به دست آمده است. در روش تحلیل محتوا واحدهای اطلاعاتی در پاسخ به هر سوال مشخص می¬شوند؛ این واحدها می-تواند لغت، عبارت وپاراگراف باشند. برای تحلیل داده¬های مصاحبه باید از الگو¬های تحلیل محتوا استفاده کرد از این رو در پژوهش حاضر از شیوه کدگذاری نظریه زمینه¬ای استفاده شده است. نمودار زیر نوع شناسی پژوهش حاضر را نشان می¬دهد.

2-3- نمودار روش شناسی تحقیق
در ادامه روش نظریه زمینه ای و شیوه کدگذاری در این روش به منظور مشخص شدن شیوه تجزیه تحلیل داده ها و هم چنین آشنایی بیشتر دانشجویان با این شیوه به صورت تفصیلی توضیح داده شده است.
نظریه زمینه¬ای
نظریه زمینه ای عبارت است از آنچه که به طور استقرایی از مطالعه پدیده ای به دست آید و نمایانگر آن پدیده است. به عبارت دیگر آن را باید کشف کرد، کامل نمود، و به طور
آزمایشی از طریق گردآوری منظم اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده هایی که از آن پدیده نشات گرفته است اثبات نمود. بنابراین، گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل در یک رابطه متقابل با یکدیگر قرار دارند. در نظریه زمینه¬ای تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری صورت می گیرد؛ که انواع آن در ادامه توضیح داده شده است.
کدگذاری باز
کدگذاری باز بخشی از تجزیه و تحلیل است که به صورت مشخص به نامگذاری و مقوله بندی پدیده ها از راه بررسی دقیق داده ها می پردازد. در ضمن کدگذاری باز، داده ها به بخش های مجزا خرد می شوند و برای به دست آوردن مشابهت ها و تفاوت ها با دقت بررسی می شوند. کدگذاری باز روندی است که در آن مفاهیم شناسایی می شوند، و بر حسب خصوصیات و ابعادشان گسترش می یابند. روش های تحلیل اساسی که از طریق آن این کار انجام می شود عبارت است از: سوال کردن درباره داده ها، مقایسه موارد، حوادث و دیگر حالت های پدیده ها برای کسب مشابهت ها و تفاوت ها. حوادث و موارد مشابه طبقه بندی می شوند و برچسبی می گیرند تا مقولات را بسازند. (استراس و کوربین، 1385)
همچنین محمد پور کدگذاری باز را اینگونه تعریف کرده است: مفهوم بندی و مقوله بندی تکه هایی از داده ها به وسیله یک نام، عنوان یا برچسبهایی که به طور همزمان هر قطعه از داده ها را تلخیص و تشریح می کند. کدها نشان می دهد که شما چطور داده ها را جهت آغاز تحلیل آنها انتخاب کرده، جدا نموده و دسته بندی کرده اید. به بیان دیگر کدگذاری باز عملیات جداسازی داده ها و الصاق مفاهیم اولیه به داده های خام گفته می شود.(محمدپور،1389ص 368)کد گذاری باز دارای دو مرحله است:
1. کدبندی اولیه : شامل مفهوم یا کد است. کلمه ای که به گروه یا طبقه ای از اشیا، رویدادها و کنش هایی الصاق می شود که در برخی ویژگیهای عمومی مشترک هستند.
2. کدبندی متمرکز: عبارت است از استفاده از معنادارترین یا فراوان ترین کدهای اولیه برای غربال کردن و تقلیل میزان زیادی از کدهای ایجاد شده در مرحله کدگذاری باز اولیه است.(همان)

84 مقدمه…………………………………………………… 61
85 روش¬ شناسی پژوهش……………………………… 61
86 نظریه زمینه¬ای……………………………………….. 62
87 کدگذاری باز……………………………………………… 62
88 کدگذاری محوری……………………………………….. 63
89 کدگذاری انتخابی………………………………………. 64
90 جامعه آماری……………………………………………. 64
91 روش نمونه گیری و حجم نمونه……………………… 64
92 روش وابزار جمع آوری اطلاعات………………………. 65
93 اعتبار(روایی) مصاحبه………………………………… 66
94 قابلیت اطمینان و انتقال پذیری پژوهش……………. 66
95 روش تجزیه و تحلیل داده¬ها………………………… 66

فصل چهارم؛ تجزیه و تحلیل داده‌ها

مقدمه
با توجه به هدف تحقیق، در پژوهش حاضر برای تجزیه و تحلیل داده¬های به دست آمده از نظریه زمینه¬ای استفاده شده است.خود طراحان نظریه زمینه ای معتقدند که: نظریه زمینه¬ای بیش از آنچه روش تحقیق باشد روشی برای تجزیه و تحلیل داده هاست. در نظریه زمینه¬ای تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری صورت می گیرد؛ درپژوهش حاضر داده¬های حاصل از مصاحبه به صورت پاراگراف به پاراگراف تحلیل شده و ابتدا کدهای باز به دست آمده و سپس مفاهیم از کدهای باز حاصل شده¬اند وسپس در مرحله بعدی مفاهیم به مقوله هایی تبدیل و سپس مقوله ها بهم متصل شده و به گونه ای دیگر با هم ارتباط پیدا کرده¬اند و در نهایت مقوله هسته انتخاب شده است.(استراس ، 1390) در این فصل برای تجزیه و تحلیل یافته های مربوط به پژوهش از روش زمینه¬ای بهره گرفته شده است.

سوال اول پژوهش
جامعه چه تاثیری در فضای روانی اجتماعی مدرسه می تواند داشته باشد؟
همان¬طور که بیان شد در فرایندکدگذاری، واحد تحلیل مفهوم است. داده¬های حاصل از مصاحبه سوال اول در مرحله کدگذاری باز به صورت پاراگراف به پاراگراف تحلیل و کدگذاری شده است و سپس با انجام مقایسه و پرسش سوالاتی مربوط به ایده مطرح شده در آن پاراگراف به ایده¬های مشابه، برچسب واحدی زده شد. در برخی موارد، دو پاراگراف در مورد ایده واحدی بوده¬است که در این راستا به صورت پاراگرافی مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده¬ها به این نحو انجام گرفته است که مصاحبه اول مبنای تجزیه و تحلیل مصاحبه-های بعدی قرار بوده، به طوری که جهت و مسیر کلی مصاحبه¬های بعدی را مشخص نماید. چون در مرحله اول پژوهش،محقق قطعاً نمی دانسته چه مواردی مربوط و کدام نامربوط هستند به این ترتیب تمام مصاحبه به دقت گوش داده شده و سپس پیاده سازی شده و سعی بر آن بوده است که تمام پاراگراف¬ها بررسی شود. اما به مرور زمان و پیشرفت پژوهش از این امر کاسته و مسیر اصلی مشخص شده و فقط داده¬های مربوط ارائه شده است.
و اما داده¬های مربوط به سوال اول پژوهش به صورت پاراگرافی بررسی شد و حاصل آن در جدول زیر ارائه شده؛ برای آگاهی بیشتر خوانند با شیوه تحلیل داده های مربوط به سوال اول به ذکر نمونه ای پرداخته شده است.
نمونه شماره (1) در پاسخ به سوال اول اینگونه جواب دادند که:
“جامعه مجموعه ای از نهادهای مختلف است برخی از این نهادها به عنوان نهادهای اجتماعی مطرح می شوند مثل مدرسه مثل خانواده که در عین حالی که به عنوان یک نهاد تربیتی مطرح هستند به عنوان نهاد اجتماعی هم مطرح اند. بنابراین جامعه مجموعه ای از نهادهاست و در بین آنها نهادهای تربیتی و اجتماعی جایگاه خاص خود را دارند. و در مجموع همه این نهادها بر روی هم اثر می ذارن و از هم تاثیر می پذیرن. یعنی یک رابطه دوسویه یک تعامل گسترده ای میان این نهادها وجود دارد. بنابراین در پاسخ این سوال می شد گفت که: کلیه نهادهایی که جامعه را تشکیل می دهند اعم از نهادهای تاریخی، اجتماعی ، سیاسی نهاد اقتصادی دینی همه اینها می تونه به نوعی روی مدرسه تاثیر بذاره. کما اینکه شما مشاهده می کنید یک تصمیم گیری سیاسی در مجلس که منجر به یک قانون می شه می تونه نظام آموزشی و مدرسه را متحول بکنه. مثلا همین مصوبات اخیر راجع به تعداد سالهای تحصیلی و دوره ها شکل گرفته یه دفه دوره ابتدایی را از 5 سال می کنه 6 سال راهنمایی را حذف می کنه سیکل اول و دوم را جایگزین آن می کند خب این یک تصمیم سیاسی است که روی فضای مدرسه اثر می ذاره شما مشاهده می کنید اگر جامعه قدرتمند باشه، توسعه یافته باشه به هر حال می تونه امکانات و تجهیزات خوبی را در مدرسه فراهم بکنه که مدرسه بتونه موفق تر عمل کنه. وقتی که جامعه توسعه یافتگی اش کمتر باشه قطعا نمی تونه نظام آموزشیش رو در سطح جامعه پوشش بده خب این تاثیرات فضای روانی اجتماعی مدرسه رو متاثر می کنه.”
پاراگراف اول که پر رنگ تر نشان داده شده شامل کلیاتی درباره جامعه است و از آنجایی که مربوط به اوایل پژوهش است تمام متن مصاحبه ذکر شده؛و ادامه پاسخ به دو پاراگراف تقسیم شده و مفهوم¬پردازی بر روی آن¬ها صورت گرفته¬است. از پاراگراف اول”بنابراین در پاسخ این سوال می شد گفت که: کلیه نهادهایی که جامعه را تشکیل می دهند اعم از نهادهای تاریخی,اجتماعی , سیاسی نهاد اقتصادی دینی همه اینها می تونه به نوعی روی مدرسه تاثیر بذاره. کما اینکه شما مشاهده می کنید یک تصمیم گیری سیاسی در مجلس که منجر به یک قانون می شه می تونه نظام آموزشی و مدرسه را متحول بکنه. مثلا همین مصوبات اخیر راجع به تعداد سالهای تحصیلی و دوره ها شکل گرفته یه دفه دوره ابتدایی را از 5 سال می کنه 6 سال راهنمایی را حذف می کنه سیکل اول و دوم را جایگزین آن می کند خب این یک تصمیم سیاسی است که روی فضای مدرسه اثر می ذاره” کد باز (تصمیمات سیاسی) استنباط شد و از پاراگراف دوم “شما مشاهده می کنید اگر جامعه قدرتمند باشه, توسعه یافته باشه به هر حال می تونه امکانات و تجهیزات خوبی را در مدرسه فراهم بکنه که مدرسه بتونه موفق تر عمل کنه. وقتی که جامعه توسعه یافتگی اش کمتر باشه قطعا نمی تونه نظام آموزشیش رو در سطح جامعه پوشش بده خب این تاثیرات فضای روانی اجتماعی مدرسه رو متاثر می کنه.” کد باز (بسترسازی مناسب) استنباط شد. ذکر این نکته لازم است که گاه در ضمن بررسی متن مصاحبه محقق با مفهومی مواجه شده که آن مفهوم خود گویای مطلب بوده است این مفاهیم که استراس آن¬ها را کد زنده می نامد مورد استفاده محقق نیز واقع شده است. مثلا در پاراگراف اول لفظ تصمیم سیاسی مطرح شده که به توضیح قانون افزایش تعداد سالهای تحصیلی می پردازد و محقق نیز برای تحلیل این پاراگراف، کد زنده تصمیمات سیاسی را برگزیده است.

97 مقدمه……………………………………………………. 75
98 سوال اول پژوهش ………………………………………76
99 • کشف مقوله…………………………………………… 81
100 • استخراج مفاهیم از کدهای باز……………………. 82
101 • تبدیل مفاهیم به مقوله¬ها……………………….. 83
102 • نظام اجتماعی………………………………………. 84
103 • مسایل سیاسی-اجتماعی……………………….. 84
104 • مناسبات فرهنگی………………………………….. 84
105 سوال دوم پژوهش…………………………………… 86
106 • استخراج مفاهیم از کدهای باز……………………. 90
107 • تبدیل مفاهیم به مقوله¬ها…………………………91
108 • معلم به عنوان عامل تغییر …………………………91
109 • معلم به عنوان ابزار انتقال………………………….. 91
110 سوال سوم پژوهش…………………………………… 93
111 • استخراج مفاهیم از کدهای باز…………………….. 96
112 • تبدیل مفاهیم به مقوله……………………………¬ 97
113 • ارتباط پویای جامعه و برنامه¬درسی ……………..97
114 سوال چهارم پژوهش………………………………… 98
115 • استخراج مفاهیم از کدهای باز………………….. 100
116 • تبدیل مفاهیم به مقوله………………………….. 100
117 • زمینه ساز ثبات……………………………………. 100
118 سوال پنجم پژوهش………………………………… 102
119 • استخراج مفاهیم از کدهای باز………………….. 105
120 • تبدیل مفاهیم به مقوله………………………….. 106
121 • تاثیر بالقوه………………………………………… 107
122 • تاثیر بالفعل……………………………………….. 107
123 سوال ششم پژوهش…………………………….. 108
124 • استخراج مفاهیم از کدهای باز …………………111
125 • تبدیل مفاهیم به مقوله …………………………111
126 • بسترساز حل مشکل………………………….. 112
127 • بستر ساز ایجاد مشکل……………………….. 112
128 • کدگذاری محوری……………………………….. 114
129 • مقوله محوری………………………………….. 115
130 • مقوله شرایطی…………………………………. 116
131 • تعاملات یا کنش/ کنش متقابل…………………. 119
132 • پیامدها………………………………………….. 121

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم؛ نتیجه گیری و پیشنهادات

در فصل چهارم با استفاده از روش تحلیل محتوا به شیوه کدگذاری نظریه زمینه¬ای داده¬های حاصل از مصاحبه¬ها تحلیل شد و مفاهیم و مقوله¬های مرتبط با آن¬ها مشخص گردید. در این فصل با انجام بررسی مجدد و فرایند رفت و برگشت مجدد بین مفاهیم و مقولات ارتباط بین آن¬ها در قالب یک چهارچوب مفهومی ارائه خواهد شد. چهارچوب مفهومی، بر مجموعه مفاهیم و موضوع¬های عمده مورد مطالعه تمرکز دارد و آن¬ها را در قالب یک نظام منسجم و مرتبط معنایی به همدیگر پیوند می¬دهد (ریچی و لوئیس،2005). در پژوهش حاضر از رویکر نظریه زمینه¬ای برای تدوین چهارچوب مفهومی استفاده شده است.
با جمع¬بندی و نتیجه¬گیری کلی از یافته¬ها، پیشنهادها در دو بخش پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی ارائه شده است، که این پیشنهادها پایان بخش این فصل است.

برای شش سوال پژوهش حاضر یازده مقوله علی، زمینه¬ای، مداخله¬گر، محوری¬ راهبردها و پیامدها به دست آمد که برای هر سوال این مقوله¬ها در ادامه ارائه شده است.
1. به نظر شما جامعه چه تاثیری در فضای روانی اجتماعی مدرسه می تواند داشته باشد؟
نظام اجتماعی
نظام اجتماعی ارزشها و انتظاراتی داردکه آنها را به مدرسه القا می¬کند مثل تاکید بر مهارت پروری و یا ارزش مسئولیت پذیری؛ و فضای روانی اجتماعی مدرسه تحت تاثیر این ارزشها و انتظارارت قرار می¬گیرد. ارزش¬ها اصلی ترین عنصر نظام اجتماعی هستند. وقتی که صحبت از ارزش می¬شود مسلما برداشت مثبتی از آن در ذهن مدنظر است. ارزشها و انتظاراتی که نظام اجتماعی دارد حاکی از این است که یک پدید در جامعه از امیتاز مثبتی برخوردار است و به پیروی از آن مدرسه نیز تحت تاثیر این ارزش¬ها و انتظارات قرار می¬گیرد اما از بعد دیگر وقتی که بخواهیم از جنبه منفی به یک پدیده نگاه کنیم می¬گوییم ارزشش را از دست داده یا یک ضد ارزش است. بنابراین ارزشها و انتظارات مثبت و منفی در نظام اجتماعی مطرح هستند و قضاوت¬های افراد بر پایه این ارزش¬هاست. بدین ترتیب بسته به نوع ارزشها و انتظارات ساختار و بافت جامعه شکل می¬¬¬گیرد و از همین رو جامعه دارای روحیه¬ی خاصی می¬شود.به طبع مدرسه نیز که در خدمت جامعه است تحت تاثیر روحیه¬ی جامعه قرار گرفته و فضای روانی اجتماعی آن متاثر از نظام اجتماعی خواهد بود.حائز اهمیت است که ساختار فیزیکی مدرسه که متاثر از بافت جامعه است به شدت بر فضای روانی اجتماعی مدرسه تاثیرگذار است.
مسائل سیاسی اجتماعی
هر جامعه¬ای بسته به بافت و ساختارش با مسائلی درگیر است که خواسته یا ناخواسته فضای روانی اجتماعی نهادهای آن از جمله مدرسه را تحت تاثیر قرار می دهد.از اینجاست که نحوه برخورد با این مسائل در فضایی مثل مدرسه باعث پیدایش یک ارزش جدید یا ضد ارزش می¬شود. در واقع روش پرداختن به این مسائل در مدرسه بسیار در برداشت مثبت و منفی از این مسائل موثر است. مسائل اجتماعی سیاسی مطرح در جامعه به فراخور اهمیت آن برای دولت و مردم در اولین سازمانی که بیشترین تاثیر را می¬گذارد مدرسه است. مسائلی مانند: خلیج فارس، انرژی هسته¬ای، ماهواره و … که در جامعه ما مطرح است در مدرسه به آنها پرداخته می شود و فضای روانی اجتماعی آن را متاثر می¬سازد. اینکه چه فضای روانی اجتماعی در رابطه با این مسائل در مدرسه شکل می¬گیرد بستگی به این دارد جامعه چگونه این مسائل را مطرح می کند و همچنین مدرسه چگونه به آن میپردازد.

134 مقدمه………………………………………………….. 124
135 تفسیر یافته های مرتبط به سوالات………………… 125
136 سوال اول ……………………………………………….125.
137 • نظام اجتماعی………………………………………. 125
138 • مسائل سیاسی اجتماعی……………………….. 125
139 • مناسبات فرهنگی…………………………………… 126
140 سوال دوم………………………………………………..127
141 • معلم عامل تغییر……………………………………… 127
142 • معلم ابزار انتقال…………………………………….. 127
143 سوال سوم…………………………………………….. 128
144 • ارتباط پویای جامعه و برنامه¬درسی…………….. 128
145 سوال چهارم………………………………………….. 129
146 • زمینه ساز ثبات…………………………………….. 129
147 سوال پنجم……………………………………………. 130
148 • تاثیر بالقوه…………………………………………… 130
149 • تاثیر بالفعل…………………………………………. 130
150 سوال ششم……………………………………….. 132
151 • بستر ساز حل مشکل…………………………. 132
152 • بستر ساز ایجاد مشکل………………………… 132
153 نتیجه¬گیری……………………………………….. 137
154 پیشنهادهای کاربردی………………………………. 141
155 پیشنهادهای پژوهشی…………………………….. 141
156 محدودیتهای پژوهش……………………………….. 142
158 فهرست منابع فارسی……………………………… 143
159 فهرست منابع انگلیسی……………………………..145

 

Abstract
This research is aimed to examine interactive relationship between family and society in secondary school curriculum that is done based on experts’ perspectives and international experiences. In addition, it could be considered as qualitative research in terms of method, explanatory research in terms of purpose and basic research in terms of nature. Population size has been considered all faculty members of Allameh Tabatabee, Shahid Beheshti, Tehran, Tarbeiat Moalem and Shahid Rajaee universities. Snowball sampling has been used according to research purpose. In this regard, 14 faculty members were interviewed by semi-structured interviews. Moreover, Grounded theory has been applied in order to data analysis. It is worth to mention that 11 categories and 6 questions, which are clearly specified for each question, have obtained from interviews data. Finally, results show developing a coherent social foundation of secondary school curriculum is apparently a vital requirement for today’s society in order to make applicable knowledge and coordination with reality of student life. Resulted concepts and issues could be beneficial for providing realistic plans of secondary schools by curriculum planners in order to make more attention to the current situation of our society



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان

.