انتخاب صفحه

فهرست مطالب
فصل اول: مقدمه

امروزه سازمان ها یکی از اصلی ترین ارکان زندگی بشری به حساب می آیند . و نقش آنها در قرن بیست و یکم بیش از پیش نمایان شده است . آدمی از ابتدا تا انتهای عمر خود به انواع سازمان ها برای رفع نیاز ها و همچنین حرکت در جهت رشد و پیشرفت نیازمند است و ناگزیر از ارتباط با سازمان ها است . یکی از سازمان هایی که امروزه مورد توجه جدی قرار گرفته است نظام آموزش عالی است . نظام آموزش عالی که یکی از نهاد های مهم اجتماعی است ، در سطوح مختلف جامعه مسئولیت تعلیم و تربیت همه جانبه افراد را بر عهده دارد و موظف به انتقال فرهنگ ، ارزش ها ، پرورش اجتماعی سیاسی ، تربیت نیروی متخصص ، حفظ وحدت اجتماعی و رشد فردی است که در نظام آموزشی در چارچوب ساختار رسمی صورت می گیرد . (طاهری زاده ، سلیمی و صالحی زاده ، 1390) از وظایف خطیر دانشگاه ها، توسعه علمی است. توسعه پایدار و همه جانبه جز بر مدار دانشگاه و نظام آموزشی پاسخگو و کارآمد، میسر نخواهد شد. توسعه انسان، محور اصلی برنامه ریزی توسعه متوازن فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. نقش دانشگاه به عنوان حافظه عقلانی و انتقادی هر جامعه، مطرح است و نمی توان نقش آن را به انتقال صرف محفوظات و اطلاعات خلاصه کرد. دانشگاه فعال و پویا فقط به انتقال و تعلیم دانش روز اکتفا نخواهد کرد، بلکه با تأکید بر پژوهش در مرزهای دانش، به تولید علم بومی یا علم و فناوری ملی نیز می پردازد.
تحولات شگرف پایان قرن بیستم و پیش بینی انقلاب های علمی، اطلاعاتی و مدیریتی در قرن بیست و یکم، مبین ابهام اساسی فرا روی بشر در مواجهه با آینده است. در دوره ای که مضاعف شدن تولید علم و دانش به کمتر از پنج سال رسیده ، مسئله ای اساسی به نام انفجار اطلاعات، تحولی عظیم و واقعیتی غیر قابل انکار است. نقش محوری دانشگاه ها و نظام آموزش عالی در شکل گیری و رهبری این تحولات، انکار ناپذیر است(سبحانی نژاد و افشار، 1388) وجود آموزش عالی برای تضمین آینده اجتماعی اقتصادی تمام کشورها امری حیاتی است. امروز رشد فناوری مستلزم نیروی کاری است که فرهیخته، انعطاف پذیر و از نظر تسلط بر فناوری توانا باشد و برای مقابله با مشکلات پیچیده جامعه و اقتصاد جهانی، آمادگی بهتری داشته باشد. دانشگاه ها بهترین تشکیلاتی هستند که با ارایه دانش و مهارتهای سطح بالا با محتوایی متناسب با نیازهای اقتصادی صلاحیت های شغلی به اشخاص می دهند و بنا به گفته کناپر و کراپلی، سکوی پرش برای ورود به بازار کار هستند. (محمدی مهر ، ملکی ، خوشدل و عباس پور، 1390)
با توجه به مطالب ذکر شده می توان گفت یکی از فاکتورهای موفقیت دانشگاه برای توسعه علمی و پاسخگویی به شرایط موجود نوآوری می باشد . نوآوری، عبارت است از تغییری معنی دار که برای بهبود خدمات و فرایند های سازمانی و ایجاد ارزشهای جدید برای ذینفعان سازمان ها صورت می گیرد و برای دست یابی به ابعاد جدید عملکرد بر رهبری سازمان تمرکز دارد. تأکید دپارتمان های حوزه تحقیق و توسعه برای نوآوری در موسسات آموزش عالی به منظور ارتقاء ارزش آموزشی برای دانشجویان و بهبود اثر بخشی تمامی فرایند های یادگیری محور و کارآیی فرایند های پشتیبان، رویه های یادگیری محور امری حیاتی و ضروری است. دانشکده ها و دانشگاه ها باید به گونه ای مدیریت و رهبری شوند که نوآوری به عنوان یک فرهنگ و بخش طبیعی فعالیت های روزانه در آمده و به عنوان دانش افزوده برای همه اعضای هیئت علمی و دانشکده مطرح شود. توانایی تسریع در انتشار و تبدیل این دانش به سرمایه که محرکی برای بهبود آموزشی می باشد، امری ضروری است. پیشبرد و هدایت حرکت نوآوری، اجرا و پیگیری اصلاحات و بهبود ها اغلب برای بسیاری از دانشکده ها و دانشگاه ها بی نهایت مشکل است. در برخی موارد، هر موسسه آموزشی ممکن است روشی ویژه به خود داشته باشد که تا اندازه ای نوآورانه است. هر دانشکده یا دانشگاه می تواند نشریات و مطالبی را منتشر کند که معرفی کننده برنامه ها و فعالیتهای جدیدی است که با هنجارهای دانشگاهی متفاوت هستند و شیوه جدیدی را (دست کم برای موسسه) ابداع می کنند و افرادی توانمند را برای هدفهای مناسب در نظر بگیرد. در هر صورت این فعالیت های جدید و دیگر تغییرات برای بسیاری از بخشها به صورت تصادفی هستند نه سیستماتیک. تعداد محدودی از مؤسسات آموزشی به کنترل خوبی بر پیامدهای حاصل از نوآوری دست یافته اند و بسیاری از موسسات آموزشی که زمان و تلاشهای قابل ملاحظه ای را صرف بهبود عملکرد خود کرده اند که اغلب به الگوی پیشین بازگشت داشته اند. پر روشن است که بسیاری از موسسات آموزشی فاقد یک چارچوب سیستماتیک هستند که به آنها اجازه بدهد تا به طور مؤثری تغییرات مدیریت و نوآوری را تشویق کنند و به نتایج مثبت و رو به افزایش حاصل از تلاشهای خود دست یابند. (شرفی،1387)
همچنین با پیچیده شدن جوامع، نیازهای فردی و اجتماعی نیز پیچیده می شوند. بدین سبب وظیفه و مسئولیت مدرسان و اساتید امروز در فرایند آموزش و تدریس نسبت به گذشته سنگین تر و پیچیده تر شده است. یکی از مؤثرترین و کارسازترین مؤلفه های نظام آموزشی عالی را اعضای هیئت علمی و اساتید دانشگاه تشکیل می دهد و عملکرد و سلوک حرفه ای آنان بیش از هر چیز در روش های تدریسشان متجلی خواهد شد. آگاهی و شناخت اساتید از اصول و روش های علمی می تواند آن ها را در کار خود موفق و مؤید سازد. امروزه کار تدریس نیز همچون مشاغل دیگر به تخصص های دیگری نیاز دارد. (طاهری زاده، 1390)
بدین منظور توجه به تدریس اساتید و مهارت های آنان می تواند نقش عمده ای در شکل گیری نوآوری دانشگاهی داشته باشد و همچنین بر روند یادگیری دانشجویان تاثیر بگذارد. چرا که تدریس و یادگیری دو وازه لازم و ملزوم هستند و مهارت در تدریس می تواند به گرایش دانشجویان نسبت به انواع یادگیری ها از جمله یادگیری مادام العمر دامن زند . ارکان اساسی در هر دانشگاه ، استاد ، دانشجو و محیط آموزشی است . مطابق دیدگاه طراحی سیستماتیک آموزشی ، استاد اصلی ترین عامل برای ایجاد موفقیت مطلوب در تحقق اهداف آموزشی می باشد . یک استاد می تواند کمبود امکانات آموزشی و نقص کتب را جبران نماید . در واقع عملکرد و ویژگی های اساتید باعث دستیابی به اهداف آموزشی و یادگیری دانشجو می گردد. نقش استاد در سازندگی افراد و جوامع از دیرباز مورد تاکید قرار گرفته است . در گزارش کمیته اروپایی یادگیری یکی از شاخص های کیفی در یادگیری مادام العمر استاد معرفی شده است. (محمدی مهر ، ملکی ، خوشدل و عباس پور، 1390)
اعضای هیات علمی مسئولیت عمده را در قبال یادگیری دانشجویان به عهده دارند و از این رو انتظار می رود که به قول سوبینسکی الهام بخش یک رنسانس آموزشی باشند . (ساکتی و پارسا ، 1386) مفاهیم یادگیری مادام العمر و شهروندی به مطالعات کومبس و همچنین لینگراد بر می گردد و پس از آن درگزارشات یونسکو در مورد یادگیری برای زیستن و یادگیری به عنوان گنج درون دنبال شده است. یادگیری در سرتاسر زندگی برای جوامع دموکراتیک لازم است. آموزش نباید به تحصیل رسمی ختم شود بلکه بزرگسالان باید به آموزش در سرتاسر زندگی خود دسترسی داشته باشند. چنین ایده ای بر مفهوم جامع یادگیری بنا شده و با کسب دانش، تجدید و استفاده از آن مرتبط است. یادگیری سراسر عمر، نه تنها به این معناست که افراد باید از فرصت های ایجاد شده توسط جامعه متنفع شوند، بلکه جوامع باید فرصت های جدیدی را برای افراد خود تدبیر نمایند. در این دیدگاه جامعه باید بر اندیشه یادگیری برای زیستن با یکدیگر که در برگیرنده توسعه درک دیگران، پیشینه و عادات آنها و ارزشهای معنوی، فرهنگی و اجتماعی است بنا شود، تا افراد، یکدیگر را با درک چگونگی مدیریت تضادها، به شیوه هوشمندانه و مسالمت آمیز، تأیید نمایند .

1-1-کلیات…………………………………………………………………….. 2
1-2- بیان مساله…………………………………………………………….. 6
1-3-ضرورت و اهمیت تحقیق…………………………………………….. 17
1-4- اهداف پژوهش………………………………………………………. 19
1-5 – سوالات تحقیق…………………………………………………… : 19
1-6- تعاریف مفهومی…………………………………………………….. 20
1-6-1 – نوآوری دانشگاهی……………………………………………… 20
1-6-1-1- بعد آموزشی………………………………………………….. 21
1-6-1-2- بعد پژوهشی…………………………………………………. 21
1-6-1-3- بعد سازمانی………………………………………………… 21
1-6-2 -مهارت اعضای هیئت علمی در کاربرد چرخه یادگیری هفت گانه………………………………………………………………………. 21
1-6-2-1- مرحله استنباط ………………………………………………22
1-6-2-2- مرحله مشارکت……………………………………………. 22
1-6-2-3- مرحله اکتشاف…………………………………………….. 22
1-6-2-4- مرحله توضیح ……………………………………………….22
1-6-2-5- مرحله بسط یادگیری…………………………………….. 23
1-6-2-6- مرحله ارزیابی…………………………………………….. 23
1-6-2-7- مرحله توسعه یادگیری…………………………………… 23
1-6-3-یادگیری مادام العمر…………………………………………. 23

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

خلاقیت واژه ای عربی است که ریشه آن خلق، به معنی آفریدن است. در لغت نامه دهخدا خلاقیت، خلق کردن و به وجود آوردن است و خلّاق، شخصی است که دارای عقاید نو باشد. دانشمندان، خلاقیت را با تعابیر متعدد و متنوعی تعریف کرده اند؛ به طوری که گاهی هر تعریف فقط بیانگر یک بعد از ابعاد فراگرد خلاقیت است. برای مثال، هربرت فوکس معتقد است که فراگرد خلاقیت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکری که مسئله ای را به طور مفید و بدیع حل کند.
همچنین به اعتقاد جرج سیدل، توانایی ربط دادن و وصل کردن موضوعات، صرف نظر از اینکه در چه حوزه یا زمینه ای انجام گیرد، از مبانی بهره گیری خلّاق از ذهن است. اریک فروم نیز متعقد است که خلاقیت، توانایی دیدن (آگاه شدن) و پاسخ دادن است. استیفن رابینز خلاقیت را به معنای افکار به شیوه ای بی نظیر با ایجاد ارتباط غیر معمول بین نظرات، تعریف کرده است. خلاقیت عبارت است از فراهم ساختن اندیشه ها و روش های تازه در برخورد با مسائل و فعالیت ها . خلاقیت فرایند تکامل بخشیدن به دیدگاه های بدیع و تخیلی درباره موقعیت های مختلف نیز تعریف شده است. خلاقیت عبارت است از توانایی تلفیق ایده ها به شیوه ای منحصر به فرد برای برقراری ارتباط غیر معمول بین ایده های مختلف. در حالی که نوآوری فرایند به کار بردن یک ایده خلاق و تبدیل آن به یک محصول، خدمت یا شیوه مفید می باشد. نویسنده دیگری خلاقیت را به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید دانسته است. (محبوبی و توره ، 1387)
نوآوری یعنی به اجرا گذاشتن یا تولید محصولات و خدمات جدید یا قبول روش های نو به صورت اقتصادی. نوآوری با طرح و برنامه است. جهت گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است. بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط جدید محیطی انطباق پذیر می گردد. تقلید هم یک نوع تغییر به شمار می آید نوآوری به معنای ایجاد، قبول و اجرای ایده ها و فرآیندها و محصولات یا خدمات جدید است. بنابراین نوآوری، استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود می آورد. نوآوری، فرآیند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصولات، خدمات و روش های جدید عملیات است. خلاقیت پیدایی و تولد یک اندیشه و فکر نو است. در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. (خی خیلیون ، 1381)
اگر چه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جداگانه مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای مخصوصاً در سازمان ها هستند. . خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود، دارد. در حالی که نوآوری دلالت بر آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده ، دارد. ماهیت خلاقیت یا اختراع از نوآوری را به وسیله این معادله می توان تفکیک گردد: انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوری
در معادله نوآوری فوق، “مفهوم” اشاره بر ایده ای است که با توجه به چارچوب مرجعی آن فرد، بخش یا گروه، سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه “اختراع” اشاره به هر ایده ای جدید است که به حقیقت رسیده باشد. کلمه “انتفاع” بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد. همچنین با توجه به این که تلاشهای خلاق بایستی منجر به نتایج خلاق شود، پس نوآوری، خلاقیت عینیت یافته می باشد. (تولایی و همکاران، 1387)
خلاقیت یعنی استفاده از اندیشه های قبلی و تولید اندیشه های جدید. در نوآوری از اندیشه های تولید شده استفاده می شود در ریشه هر نوآوری یک فکر خلاق پنهان است. آلرشت خلاقیت و نوآوری و وجه تمایز آنها را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن ایده جدید و بدیع است؛ حال اینکه نوآوری تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه است. او نوآوری را عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری یک فکر بکر و واقعیت جدید می داند. از این زاویه شخص خلاقی ممکن است نوآور نباشد یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد، ولی توانایی عرضه و یا فروش آنها را نداشته باشد. بنابراین فرد نوآور، غالباً خلاق است ولی همه افراد خلاق لزوماً نوآور نیستند (خی خیلیون ، 1381).
خلاقیت نقطه آغاز نورآوری موفق است. بنابراین، نیاز به پرورش و توسعه دارد. نویسنده ای اعتقاد دارد خلاقیت به طور معمول به توانایی و قدرت پرورش افکار نو مربوط می شود، در حالی که نوآوری به معنای استفاده از این افکار است. نوآوری فرایند دریافت فکر خلّاق و تبدیل آن به محصول، خدمت یا شیوه ای نو برای انجام دادن کارهاست. . در واقع؛ نوآوری، بهره برداری موفقیت آمیز از ایده های نو است. (محبوبی ، توره ، 1387)
خلاقیت بیشتر یک فعالیت ذهنی و فکری است؛ اما نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد؛ در حقیقت محصول نهایی خلاقیت است. نوآوری در خط مشی ها، فرآیندها و فنون نیز مانند فعالیت ها و رفتارهای افراد اتفاق می افتد. نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاری های دیگر همراه است. وات من می گوید: اگر بخواهید نوآور باشید بایستی تا حدودی باز برخورد کنید سعی کنید اشتباهاتی مرتکب شوید! اگر افراد شکست نخورند چیزی هم یاد نمی گیرندخلاقیت و نوآوری آن چنان بهم عجین شده اند که شاید به دست دادن تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد، اما برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به گونه ای مجزا هم تعریف نمود.
خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. اگرچه در عمل می توان این دو را از هم متمایز ساخت، ولی در یک تصور می توان گفت خلاقیت بستر رشد و پویش نوآوری هاست. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است. تا اندیشه ای نو به صورت محصول جدید درآید، زمانی طولانی می گذرد. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و سال های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمات تجلی پیدا می کند
تغییر سازمانی با اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود؛ اما نوآوری سازمان، اتخاذ ایده رفتاریست که برای نوع شرایط، سازمان، بازار یا محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند نوآور است؛ سازمانی که کپی می کند یک تغییر را اتخاذ کرده است. تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد؛ اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین تمام نوآوری ها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها نوآوری نیستند. اختراع یعنی در یک زمان نا بهنگام با قدرت اندیشه و تحقیق، کشف یک چیز ناشناخته که تا آن زمان ناشناخته مانده است. اختراع یک شرط ضروری برای نوآوری است. (خی خیلیون ، 1381)
در مورد نوآوری و تغییر نی‍ز، تفاوت هایی وجود دارد . تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوری ها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند. در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجه ای از فرآیند خلاقیت و نوآوری است؛ مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد. خلاقیت می تواند در نوآوری به کار برده شود؛ زمانی که یک ایده ی جدید (قرض گرفته شده یا اصلی) در موقعیتی مورد استفاده قرار گیرد که قبلاً به کار برده نشده است. نوآوری ممکن است خلاقیتی باشد که توسط یک عمل مدیریت دنبال شده و اثر اقتصادی به همراه داشته باشد. افراد خلاق و نوآور ممکن است با یکدیگر تفاوت هایی داشته باشند. (تولایی، 1387). در این راستا، ماکس وبر و دستیارانش ارتباط میان خلاقیت، نوآوری و تغییر را به صورت شکل شماره یک ترسیم کردند:

2- 1- مقدمه………………………………………………………….. 26
2-2-پیشینه پژوهش………………………………………………… 26
2-1-1 – نوآوری دانشگاهی………………………………………… 26
2-1-1-1- تفاوت خلاقیت و نوآوری و تغییر و اختراع……………… 26
2-2-1-2-تعاریف نوآوری…………………………………………….. 31
2-2-1-3- تاریخچه نوآوری………………………………………….. 33
2-2-1-4- انواع نوآوری…………………………………………….. 36
2-2-1-5- فرایند نوآوری……………………………………………. 38
2-2-1-6- الگوهای تکامل فرآیند نوآوری تکنولوژیکی………….. 39
2-2-1-6- 1-مدل فشار علم …………………………………….: 40
2-2-1-6- 2-مدل کشش بازار …………………………………..: 40
2-2-1-6- 3-مدل اتصالی ……………………………………….: 41
2-2-1-6- 4-مدل یکپارچه و شبکه ای :……………………….. 41
2-2-1-6- 5-مدل زنجیره ارزش ………………………………..: 42
2-2-1-7-ویژگی های نوآوری…………………………………… 42
2-2-1-8- نظام ملی نوآوری…………………………………….. 45
2-2-1-9- تأثیر نوآوری بر فاکتورهای نظام آموزش……………. 47
2-2-1-10- نظریه انتشار نوآوری………………………………. 52
2-2-1-11-نوآوری دانشگاهی…………………………………. 54
2-2-1-12- نوآوری در آموزش عالی ( بر پایه مدل بالدریج ) …57
2-2-1-13- ابعاد نوآوری دانشگاهی…………………………… 59
2-2-2- مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری………………………………………………………….. 60
2-2-2-1- -فرایند یاددهی – یادگیری…………………………. 60
2-2-2-2-تعریف تدریس………………………………………… 62
2-2-2-3- الگوی تدریس………………………………………. 63
2-2-2-4-مهارت های تدریس…………………………………. 66
2-2-2-5- طبقه بندی تدریس…………………………………. 68
2-2-2-6- رویکردهای تدریس………………………………….. 72
2-2-2-7-کیفیت تدریس……………………………………….. 76
2-2-2-8- چرخه یادگیری……………………………………… 80
2-2-2-9- مهارت اعضای هیات علمی در چرخه یادگیری…. 81
2-2-2-9-1- چرخه یادگیری سه گانه ………………………..81
2-2-2-9-2-چرخه یادگیری چهارگانه………………………… 81
2-2-2-9-3- چرخه یادگیری پنج گانه……………………….. 82
2-2-2-9-4-چرخه یادگیری هفت گانه………………………. 83
2-2-3- یادگیری مادام العمر………………………………… 85
2-2-3-1-ابعاد یادگیری……………………………………… 85
2-2-3-2- رویکرد دانشجویان نسبت به یادگیری………… 90
2-2-3-3- سبک های یادگیری……………………………. 93
2-2-3-4-یادگیری زدایی…………………………………… 98
2-2-3-5- تعریف یادگیری مادام العمر…………………… 100
2-2-3-6-مقایسه مدل یادگیری مادام العمر با یادگیری سنتی 103
2-2-3-7-ویژگی های یادگیری مادام العمر…………….. 104
2-2-3-8-شایستگی های مورد نیاز یادگیری مادام العمر در دانشجویان……………………………………………….. 105
2-2-3-9-ابعاد یادگیری مادام العمر……………………. 106
2-2-3-9-1-خود مدیریتی ………………………………..106
2-2-3-9-2-یادگیری چگونه یادگیری…………………… 107
2-2-3-9-3-ابتکار و نوآوری……………………………… 109
2-2-3-9-4-قابلیت جمع آوری اطلاعات………………. 109
2-2-9-3-5-قابلیت تصمیم‌گیری……………………….. 112
2-2-3-9-6- یادگیری خود تنظیمی……………………. 113
2-2-3-9-7-خود کنترلی………………………………… 114
2-2-3-10- نقش آموزش عالی در یادگیری مادام العمر 116
2-4-پژوهش‌های کاربردی……………………………… 120
2-4-1-پیشینه تحقیقات در زمینه نوآوری دانشگاهی. 121
2-4-1-1- پژوهش های خارجی………………………. 121
2-4-1-2- پژوهش های داخلی……………………….. 122
2-4-2:پژوهش ها در زمینه یادگیری مادام العمر……. 123
2-4-2-1-پژوهش های خارجی……………………….. 123
2-4-2-2-:پژوهش های داخلی……………………….. 124
2-4-3-پژوهش ها در رابطه با مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی یادگیری …………………………………………………………….125
2-4-3-1-پژوهش های خارجی………………………. 125
2-4-3-2-پژوهش های داخلی………………………… 126
2-5- جمع بندی و نتیجه‌گیری……………………….. 126

فصل سوم: روش پژوهش

در این فصل روش تحقیق، جامعه ¬آماری، حجم ¬نمونه و روش نمونه¬گیری، ابزار تحقیق و اندازه‌گیری روایی و پایایی آن، روش جمع آوری اطلاعات و اندازه‌گیری، روش‌های آماری جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات تحقیق گزارش می‌شود.

3- 2- روش پژوهش

تحقیق حاضر، از لحاظ هدف، «کاربردی» و از لحاظ روش با توجه به اینکه به بررسی رابطه بین نوآوری دانشگاهی و گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر با واسطه گری مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری می پردازد ، در زمره‌ی پژوهش‌های توصیفی و از نوع «همبستگی» می باشد .

3-3 – 1-نوآوری دانشگاهی
نوآوری دانشگاهی به معنای ایده جدید برای استفاده که متشکل از 3 بعد (آموزشی، پژوهشی و سازمانی) است( فورست بو و همکاران، 2007). و براساس نمره¬ای که اعضاء هیئت علمی دانشگاه از پرسشنامه نوآوری¬دانشگاهی کشاورز (1392) اخذ ¬می¬نمایند.

3-3 – 2- مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری
مهارت اعضای هیئت علمی درفرایند یاددهی – یادگیری در این پژوهش بر اساس چرخه یادگیری هفتگانه و با توجه به هفت مرحله استنباط، مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری، ارزیابی و توسعه یادگیری (ایزن کرفت، 2003) و مبتنی بر نمره‌ای است که دانشجویان در مقیاس چرخه فرایند یاددهی – یادگیری دارابی (1392) به مهارت اساتید خود در هر یک از مراحل چرخه یادگیری، اختصاص می‌دهند.

3-3 – 3-یادگیری مادام العمر
یادگیری مادام العمر در این پژوهش مبتنی بر نمره‌ای است که دانشجویان بر اساس مقیاس یادگیری مادام العمر کوچکی (1391) بر مبنای هفت بعد خود مدیریتی (مریام و کافرلا، 1999 و استابل ، 2005)، خود تنظیمی (بارون، میلر و لوئن داوسکی ، 1999 و استابل، 2005 )، خود کنترلی (تانگ نی و همکاران، 2004 و استابل، 2005)، فرایادگیری (یادگیری چگونه یادگیری)؛ (استابل، 2005) و قابلیت تصمیم‌گیری، ابتکار و نوآوری، قابلیت جمع‌آوری اطلاعات (اوزونبیلو و هورسن ، 2011) بدست خواهند آورد می‌باشد.
3-4- جامعه آماری

جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز می‌باشد که تعداد آنها در گروه های علوم انسانی، علوم پایه و فنی و مهندسی شامل 3943 نفر دانشجویان دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری می‌باشد.

3-5- نمونه و روش نمونه‌گیری

روش نمونه گیری دانشجویان در این تحقیق خوشه‌ای مرحله‌ای بود، به همین منظور ابتدا دانشکده‌ها به زیر گروه‌های علوم انسانی، فنی و مهندسی و علوم پایه تقسیم شدند. پس از آن 30% از بخش‌ها به صورت تصادفی انتخاب شده و از هر بخش نیز 30% از کلاس‌ها انتخاب شدند و از کلیه دانشجویان این کلاس‌ها اطلاعات جمع آوری شد. جدول شماره 3-2 گروه نمونه را به تفکیک گروه و دوره تحصیلی نشان می دهد.

3-6-1- نوآوری دانشگاهی
برای سنجش میزان نوآوری دانشگاهی از مقیاس نوآوری دانشگاهی (کشاورز، 1392) استفاده شد. که شامل دو بخش می باشد:
الف ) ویژگی های جمعیت شناختی : این قسمت شامل ویژگی های جمعیت شناختی جنسیت و رشته تحصیلی و مقطع تحصیلی دانشجویان می باشد .
ب) نوآوری دانشگاهی :این مقیاس شامل 16 گویه که به صورت 5 گزینه¬ای لیکرت ساخته شده است و نوآوری دانشگاهی را در سه بعد نوآوری آموزشی، 6 گویه و نوآوری پژوهشی، 5 گویه و نوآوری سازمانی6، گویه را می¬سنجد و پاسخ دانشجویان تحصیلات تکمیلی را از طریق این طیف 5 گزینه¬ای دریافت می¬نماید.

3-6-2- مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی– یادگیری
این متغیر با مقیاس فرایند چرخه یادگیری هفتگانه( دارابی، 1392) اندازه گیری شد که شامل دو بخش می‌باشد:
الف) ویژگی‌های جمعیت شناختی: این قسمت شامل ویژگی‌های جمعیت شناختی جنسیت و رشته تحصیلی دانشجویان و مقطع تحصیلی می‌باشد.
ب) فرایند چرخه یادگیری هفتگانه: این بخش دارای 14 گویه، شامل ابعاد استنباط (2 گویه)، مشارکت (2 گویه)، اکتشاف (2 گویه)، توضیح (2 گویه)، بسط یادگیری (2 گویه)، ارزیابی (2 گویه) و توسعه یادگیری (2 گویه)، از نوع پنج گزینه‌ای لیکرت می‌باشد که پاسخ به هر گویه در طیفی از همیشه (نمره 5) تا هیچ‌گاه (نمره 1) قرار دارد.

3-6-3- یادگیری مادام العمر
برای سنجش میزان گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر از مقیاس گرایش به یادگیری مادام العمر (کوچکی، 1391) استفاده شد. این مقیاس شامل دو بخش می‌شود:
الف) ویژگی‌های جمعیت شناختی: در این بخش ویژگی‌هایی مانند جنسیت، رشته تحصیلی و میزان تحصیلات پرسیده می‌شود.
ب) یادگیری مادام العمر: این بخش شامل 60 گویه 5 گزینه ای از نوع لیکرت و 8 بعد می باشد: قابلیت خود مدیریتی با (10 گویه) از نوع 5 گزینه‌ای لیکرت ، قابلیت فرایادگیری با ( 8 گویه)، قابلیت ابتکار و نوآوری با (8گویه)، قابلیت جمع آوری اطلاعات با (11 گویه)، قابلیت تصمیم‌گیری با (4 گویه)، قابلیت خود تنظیمی با (9 گویه)، قابلیت خود کنترلی با (7 گویه) . پاسخ ها در طیفی از کاملاً موافقم ( نمره 5) تا کاملاً مخالفم (نمره 1) قرار دارد.

3 – 1- مقدمه …………………………………………..131
3- 2- روش پژوهش ……………………………………131
3-3 – تعاریف عملیاتی………………………………… 132
3-3 – 1-نوآوری دانشگاهی…………………………… 132
3-3 – 2- مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری…………………………………………………. 132
3-3 – 3-یادگیری مادام العمر………………………… 132
3-4- جامعه آماری…………………………………….. 133
3-5- نمونه و روش نمونه‌گیری………………………. 133
3-6- ابزار پژوهش ……………………………………..134
3-6-1- نوآوری دانشگاهی…………………………… 134
3-6-2- مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی– یادگیری…………………………………………………. 135
3-6-3- یادگیری مادام العمر ……………………………136
3-7 – روایی و پایایی…………………………………. 137
3-7-1- روایی و پایایی پرسشنامه نوآوری دانشگاهی : …………………………………………………………….137
3-7-2- روایی و پایایی مقیاس فرایند چرخه یادگیری هفتگانه………………………………………………….. .138
3-7-3-روایی و پایایی مقیاس گرایش به یادگیری مادام العمر……………………………………………………… 139
3-8-روش جمع آوری اطلاعات…………………………. 140
3 – 9- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ……………………141

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش

در این فصل یافته‌های بدست آمده از اجرای ابزارهای پژوهش مورد بررسی قرارگرفته و به ارائه نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری داده‌های پژوهش پرداخته می‌شود. به منظور پاسخگویی به سؤالات تحقیق با استفاده از نرم افزارهای spss20و Lisrel 8. 54، علاوه بر اینکه به نتایج مقتضی دست یافته می‌شود، تحلیـلی گویا و روشن از داده‌های بدست آمده از تحقیـق صورت می‌گیرد. بر این اساس در این فصل یافته‌های پژوهش در قالب یافته‌های توصیفی و استنباطی به تفکیک بیان شده و سپس خلاصه‌ این یافته‌ها ارائه شده است.

4-2-1- یافته‌های توصیفی
جدول شماره‌ی (4-1) یافته‌های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) نمره‌های میزان نوآوری دانشگاهی شامل ابعاد آموزشی ، پژوهشی و سازمانی را نشان می دهد و نیز جدول شماره‌ی (4-2) میانگین و انحراف استاندارد مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی- یادگیری شامل مراحل استنباط، مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری، ارزیابی و توسعه یادگیری را از دیدگاه دانشجویان نشان می‌دهد و نیز جدول (4-3) نمره‌های میزان یادگیری مادام العمر شامل ابعاد: خود مدیریتی، یادگیری چگونه یادگیری (فرایادگیری)، نوآوری و ابتکار، قابلیت جمع آوری اطلاعات، تصمیم‌گیری، خود تنظیمی، خود کنترلی را در نمونه پژوهش دانشجویان نشان می‌دهد.

4-1- مقدمه ………………………………………………..143
4-2- یافته‌های پژوهش………………………………….. 143
4-2-1- یافته‌های توصیفی………………………………. 143
4-2-2- آمار استنباطی…………………………………… 145
4 -2-2-1-بعد غالب نوآوری دانشگاهی در دانشگاه شیراز کدام است ؟…………………………………………………………….. 145
4-2-2-2-سؤال دوم : مهارت غالب اعضای هیئت علمی دانشگاه شیراز در فرایند
یاددهی – یادگیری کدام است؟………………………….. 146
4 -2-2-3- سؤال سوم: بعد غالب گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر دانشگاه
شیراز کدام است؟………………………………………… 148
4-2-2-4-سوال چهارم: آیا رابطه معناداری بین نوآوری دانشگاهی ، مهارت اعضای
هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری و گرایش دانشجویان به
یادگیری مادام العمر وجود دارد ؟………………………….. 150
4-2-2-5-سوال پنجم: . آیا نوآوری دانشگاهی به طور مستقیم پیش بینی کننده
معنادار نگرش دانشجویان به یادگیری مادام العمر می باشد ؟……………………………………………………………… 154
4-2-2-6-سؤال ششم: آیا نوآوری دانشگاهی به طور مستقیم پیش بینی کننده معنادار
مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری می باشد ؟……………………………………………………………. 156
4-2-2-7- سوال هفتم: آیا نوآوری دانشگاهی به طور غیر مستقیم و با واسطه گری
مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری پیش بینی کننده…………………………………………………… 158

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

نتایج تحقیق نشان داد که بالاترین میانگین نوآوری دانشگاهی گزارش شده توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه شیراز، متعلق به بعد آموزشی و پایین‌ترین میانگین متعلق به هر دو بعد پژوهشی و سازمانی می‌باشد. این یافته بدان معنا است که فعالیت هایی مانند ارائه انواع جدیدی از رشته¬ها، مواد آموزشی و طراحی برنامه درسی رشته¬های مختلف در اولویت برنامه های دانشگاه شیراز می¬باشد.
مهمترین دلیل عدم موفقیت نوآوری در یک سازمان آموزشی، مربوط به نظام اجتماعی آن سازمان است نه محدودیت های فنی. اگر سازمان از لحاظ بسترهای فکری آماده نباشد بی تردید نوآوری شکست خواهد خورد؛ مطالعات بسیار صحت این گفته را تایید کرده اند بنابراین هنجارهای یک سازمان آموزشی بر میزان پذیرش نوآوری در آن سازمان تأثیر بسزا دارد. برای مثال، دانشگاه هایی که بسیار سنتی هستند نوآوری های آموزشی را دیر می پذیرند و در نتیجه سرعت گسترش نوآوری در آنجا بسیار کند است دانشگاه ها بایستی همسو و هماهنگ با هنجارها و تحولات جدید پیش بروند که پیش شرط آن، پذیرش نوآوری و نوآور بودن است. (حسینی خواه ، 1387)
علت احتمالی چنین نتیجه‌ای را می‌توان در توجه دانشگاه شیراز به کیفیت آموزشی دانست . آمادگی دانشگاه شیراز در توجه به بسترهای آموزشی با توجه به موارد مطرح شده در این بعد و همچنین ارتباط این دانشگاه با دانشگاه های مختلف جهان در بخش بین الملل و همچنین پذیرش دانشجویان از کشور های دیگر و برگزاری کنفرانس های داخلی و خارجی و به اشتراک گذاشته شدن یافته های جدید در این کنفرانس ها می تواند یکی از علل وجود نوآوری آموزشی در این دانشگاه باشد.
همچنین عامل دیگری که می تواند به نوآوری دانشگاهی کمک قابل توجهی کند فناوری است . استفاده از فناوری به عنوان نوآوری آموزشی به غنی سازی محیط یادگیری، درگیرسازی فعالانه دانش آموزان، تسهیل رویکردهای فراشناختی، یادگیری تعاملی و مشارکت جویانه و غنی سازی منابع یادگیری کمک می کند و معایب روش های تدریس سنتی مانند سخنرانی را برطرف می کند. فناوری می تواند محدویت های زمانی و مکانی را از بین ببرد و آموزش را همگانی تر کند. برای مثال، با بهره گیری از آموزش مبتنی بر وب و یادگیری الکترونیکی در مدارس روستاهای دور افتاده نیوزیلند، استرالیا، ایسلند و کانادا بر محدودیت های زمانی و مکانی غلبه شده است. . تأثیر فناوری بر آموزش، روز به روز در حال افزایش است و همه ابعاد آن را در بر گرفته است. فناوری، شکل و حجم مواد آموزشی، روش های تدریس و یادگیری، و کلاس های درس را دگرگون کرده است. (حسینی خواه ، 1387)
به عنوان نمونه می توان به تاکید دانشگاه شیراز بر استفاده از منابع اینترنتی اشاره کرد . منابع اینترنتی، متنوع، روز آمد، جامع، کم حجم و در دسترس هستند. و تاثیر قابل ذکری در نوآوری دانشگاهی ایفا می کنند .
همچنین وجود کلاس های هوشمند نیز می تواند یکی از فاکتورهای موثر بر نوآوری آموزشی باشد . در کلاس های هوشمند از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده گسترده می شود، محیط آنها انعطاف پذیر و قابل تبدیل به انواع محیط یادگیری است و دارای وسایل (میز، صندلی، وایت برد و پروژکتور و کامپیوتر و اینترنت و . . . ) جذاب، متحرک و قابل تنظیم است. این کلاس ها نسبت به کلاس های سنتی برتری دارند و میزان و تنوع تعاملات در آنها بسیار بیشتر است. و دانشگاه شیراز این امکانات را برای دانشجویان خود در کلاس ها فراهم آورده است .
همچنین یادگیری از طریق رسانه های چندگانه که یکی از فاکتورهای نوآوری آموزشی است، فرآیند انتقال پیام را بهبود بخشیده است. تدریس از روش تک رسانه ای (متن یا صدا) به چند رسانه ای (متن، تصویر، صدا، فیلم، گرافیک، پویا نمایی) تبدیل شده است. در این روش نوع پیام و نوع رسانه انتقال پیام، جذاب تر و متنوع تر می شود و استاد و دانشجو دیگر به صورت گیرنده – شنونده مطلق عمل نمی کنند . که این فاکتور را نیز می توان یکی از عوامل موثر بر نوآوری آموزشی دانشگاه شیراز دانست .
همچنین احتمال دارد علت قرارگرفتن بعد نوآوری پژوهشی و سازمانی در مرتبه های بعد به میزان انعطاف پذیری در ساختار دانشگاه و همچنین میزان حاکم بودن جو آزاد بر فضای سازمان در ابراز نظرات و ارضای نیاز های منطقی اعضای سازمان و یا نوع اعمال رهبری دموکراتیک و مشارکت جویانه در تصمیم گیری ها و همچنین میزان انسجام گروهی و همچنین انجام مطالعات موردی به منظور شناخت نیازها و امکانات و موانع دانست. با توجه به اینکه این دو بعد شامل فاکتور های فراهم آوردن زمینه پژوهش در دانشگاه¬ و مؤسسات تحقیقات علمی و همچنین ایجاد راه¬های جدید در جهت افزایش انگیزه کارکنان به کار و اساتید به تدریس و امکان دسترسی به پیشرفت تدریجی و مداوم می باشد ، می توان علت پایین تر بودن دو بعد پژوهشی و سازمانی را در ساختار بازدارنده دانشگاه دانست که در یافته‌های پژوهش‌های محترم، (1390) و معینی (1390) مبنی بر بازدارانده بودن ساختار سازمانی دانشگاه شیراز و همچنین پژوهش کوچکی (1391)مورد تایید قرار گرفته است.
بر اساس جستجوی صورت گرفته در موتورهای جستجوی یاهو و گوگل و سایت‌های مختلف و مجلات علمی و کتابخانه‌های ملی و بین المللی، در رابطه با نتیجه به ‌دست آمده این تحقیق ، در پژوهش های کشاورز (1392) و شرفی (1387) و حسینی خواه (1387) تقوی و پاک نژاد (1386)و فابریزیو (2005) ، نتایجی همسو با این تحقیق یافت شد.
ارزیابی مهارت اعضای هیئت علمی دانشگاه شیراز در فرایند یاددهی- یادگیری
نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بالاترین میانگین مهارت غالب اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی یادگیری گزارش شده توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه شیراز، متعلق به مهارت مشارکت و پایین‌ترین میانگین متعلق به مهارت اکتشاف اعضای هیئت علمی می باشد. این یافته بدان معنا است که مهارت کلیدی غالب دربین اعضای هیئت علمی دانشگاه از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی ، مهارت مشارکت می‌باشد.

5-1- مقدمه……………………………………………. 162
5-2- بحث و نتیجه‌گیری………………………………. 162
5-3-محدودیتها ………………………………………….179
5-3-1- محدودیت‌های اجرایی……………………….. 179
5-3-2- محدودیت‌های پژوهشی…………………….. 179
5-4-پیشنهادها ………………………………………..179
5-4-1-پیشنهادهای کاربردی………………………… 179
5-4-2-پیشنهادهای پژوهشی ……………………..181

منابع فارسی………………………………………… 182
منابع انگلیسی………………………………………. 188

پیوست‌ها …………………………………………….191

 

ABSTRACT

The main purpose of this research was to study of the relationship between academic innovation and students life-long learning whit mediatory of faculty members’ skill in the teaching-learning process at shiraz university. Statistical population of this study included all students of master degree and PHD degree at shiraz university in 2014. By multistage clustered sampling method, 210 students were selected. The research instruments in this study included three scales: academic innovation scale(keshavarz,2014), process of seven stages learning cycle scale (darabi,2014) and life-long learning scale (koochaki ,2013). After measuring of instruments’ validity and reliability, they were distributed among sample and data analyzed with descriptive statistics, Repeated measures Anova, correlation and SEM. Result indicated: the perminant dimension of academic innovation is instructional innovation . the perminant skill of faculty members’ in the teaching-learning process is partnership and the majority dimension of life- long learning is information collection. There is significant relationship among dimensions of Academic Innovation, faculty members’ skill in the teaching-learning process and students’ life-long learning. Faculties’ skill in the teaching-learning process has significant mediated role in relationship between the academic innovation and life- long learning of student.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان