فهرست مطالب

چکیده………………………………………………………………………………… 1

فصل اول

زندگی خانواده نقش اساسی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی کودکان و والدین دارد. خانواده اولین و مهم‌ترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می سازد. در جریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را شاهد هستیم. تقریبا همه افراد در طول رشد و در جریان سازگاری با این تغییرات دچار مشکلاتی می‌شوند و استرس و تعارضی را که به دنبال می‌آید، می‌تواند به مشکلات رفتاری-عاطفی و یادگیری در آن‌ها بینجامد. اکثر مشکلات رفتاری دانش آموزان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به‌ویژه والدین می‌باشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش‌های تربیتی و شیوه های فرزند پروری نادرست والدین و تعاملات معیوب آن‌ها با فرزندان ارتباط دارد(هیبتی، 1381).
منظور از شیوه‌های فرزند پروری، روش‌هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به‌کار می‌گیرند و بیانگر نگرش‌هایی است که آن‌ها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند. ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزند پروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه‌های اقتصادی تغییر می‌کند(حسینیان، پورشهریاری و کلانتری، 1387). این پژوهش بر آن است که ارتباط شیو ه های فرزند پروری والدین را باسبک های تفکر و سبک های حل مسئله بررسی نماید.
پژوهش در مورد سبک های تفکر از مطالعات مربوط به ابعاد روانشناختی، اجتماعی و فیزیولوژیک فرآیند آموزش سرچشمه گرفته است. شناخت و درک مدل های مرتبط با سبک های تفکر یکی از پیشرفت های اساسی روانشناسی در قرن بیستم است. شناخت سبک های تفکر و متغیرهای مربوط به آن در آموزش و پرورش امری ضروری است زیرا بسیاری از تفاوت ها در عملکرد افراد را به جای نسبت دادن به توانایی ها می توان به سبک های تفکر نسبت داد. به گونه ای که اگر معلمان از سبک های تفکر دانش آموزان آگاهی داشته باشند، با طراحی و جهت دهی مناسب فعالیت های آموزشی می توانند به نتایج موثری برسند( ژانک ، 2003؛ به نقل از جهانشاهی و ابراهیمی قوام،1386).
متغیر دیگر مورد بحث در پژوهش حاضر سبک های حل مسئله است. به این معنی که افراد در موقعیت های تنش زا از مهارت های حل مسئله متفاوتی استفاده می کنند و کارآمد و ناکارآمد بودن این راهکارها نقش اساسی در بهزیستی جسمی و روانشناختی آن ها ایفا می کند (نوری،1377). از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های فرزند پروری والدین با سبک های تفکر و سبک های حل مسئله در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه است.
1-2بیان مسئله
ارتباط والدین و فرزندان ازجمله موارد مهمی است که سالها نظرمتخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط را فراهم می کند. کودک در خانواده نگرش های اولیه درباره ی جهان را فرا می گیرد و از لحاظ ذهنی و جسمی رشد می یابد(هیبتی، 1381).
هر خانواده شیوه ی خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خود به کار می گیردکه این شیوه سبک های فرزند پروری نامیده می شود (بخشی،1387). سبک های فرزند پروری ترکیبی از رفتارهای مختلف والدین است که در موقعیت های گسترده ای روی می دهند و جو فرزند پروری بادوامی را پدید می آورند(زارعان و بخشی پور رودسری، 1386). در سبک های فرزند پروری سه ویژگی آشکار شده است که روش موثر را از روش نه چندان موثر فرزند پروری جدا می سازد. این سه ویژگی عبارتند از: پذیرش یا روابط نزدیک، کنترل و استقلال دادن. که از تعامل این سه ویژگی سه سبک فرزند پروری مشخص می شود: مقتدرانه، مستبدانه و سهل گیرانه. والدین دارای سبک مقتدرانه، از نظر پذیرش و روابط نزدیک رابطه ای معقولانه برقرار می کنند و همچنین از نظر میزان استقلال دادن به فرزند خود نیز، معقول و درست عمل می کنند. سبک مستبدانه از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین است و از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. در حالی که والدین با سبک فرزند پروری سهل گیرانه روشی مهرورز و پذیرا نشان می دهند و متوقع نیستند و کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند. این والدین به فرزندان خود اجازه می دهند، در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی اگر هنوز قادر به انجام این کار نباشند(دیاز ، 2005). بخشی (1387) عنوان نمود که سبک های فرزند پروری والدین تاثیرات بسیاری بر فرزندان دارد و از جمله اینکه بر شکل گیری تفکر و نوع سبک تفکر فرزندان نیز بی تاثیر نیست.
استرنبرگ (2002) عنوان نمود که سبک مترادف با توانایی نیست، بلکه شیوه ی ترجیحی تفکر یا به بیان دیگر نحوه ی استفاده از توانایی های بالقوه است. استرنبرگ بر اساس نظریه ی خود مدیریتی ذهنی خود براین باور است که ما یک سبک خاص نداریم، بلکه دارای نیمرخی از سبک ها هستیم و افراد ممکن است از توانایی مشابه اما سبک های متفاوت برخوردار باشند. این نظریه 12 سبک تفکر را توصیف می کند که در 5 بعد از یکدیگر متمایز می شوند:کارکردها، شکل ها، سطوح، حوزه ها و گرایش ها.
در نظریه خود مدیریتی ذهنی، سبک های تفکر بر اساس کارکرد به سبک های قانونی، اجرایی و قضایی تقسیم می شوند(ژانگ ،2001). با توجه به اینکه سبک های تفکر در افراد متفاوت است، بنابراین شناختن مفهوم سبک های تفکر از اهمیتی ویژه برخوردار است و امروزه رشد و ارزشیابی سبک های تفکر، یکی از کارکرد های اساسی تعلیم و تربیت است(استرنبرگ، 2001). علاوه بر اینکه سبک های فرزند پروری والدین بر سبک های تفکر فرزندان دارای تاثیراتی است، به فرزندان می آموزد که در مواجهه با شرایط و مسائل مختلف از راهکارهای مختلف استفاده کنند و سبک های حل مسئله منحصر به فرد خود را داشته باشند(هیبتی، 1381).

کلیات پژوهش………………………………………………………………………. 2
1-1مقدمه……………………………………………………………………………. 3
1-2بیان مسئله…………………………………………………………………….. 4
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………. 7
1-4 اهداف پژوهش……………………………………………………………….. 9
1-4-1 هدف اصلی…………………………………………………………………. 9
1-4-2اهداف فرعی………………………………………………………………… 9
1-5 فرضیه های پژوهش……………………………………………………….. 10
1-5-1 فرضیه اصلی………………………………………………………………. 10
1-5-2فرضیه های فرعی…………………………………………………………. 10
1-6 تعاریف متغیر ها……………………………………………………………… 10
1-6-1 تعاریف مفهومی متغیر ها………………………………………………… 10
1-6-2 تعاریف عملیاتی متغیرها………………………………………………… 11

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم

شيوه هاي پرورشي کودک در گذر سده ها دگرگون شده است. در جامعه گذشته که داراي قواعد خشک و مستبدانه بود، يعني همان جامعه اي که والدين امروز در آن پرورش يافته اند، روابط مردم در قالب مافوق و زيردست برقرار بود، پدر خانه قدرت برتر به حساب مي آمد و مادر مطيع او و فرزندان مطيع هر دو بودند. جامعه خوب و سازمان يافته بود و هر کس به نقش خود در جامعه واقف بود. اگر جامعه همان ساختار را حفظ مي کرد بسياري از مشکلات عمده ي امروزي به وجود نيامده بود. اما جامعه ايستا نيست و تغييرات وسيع آن منجر به طرح سئوالات اساسي در زمينه پايه ساختار جامعه شده است. تا نيم قرن پيش بسياري از والدين انتظار داشتند فرزندان آنها بي چون و چرا از اوامر آنها پيروي کنند. ولي در حال حاضر بسياري از والدين، ديگر چنين انتظاراتي ندارند. با توجه به گسترش اطلاعات در مورد شيوه هاي فرزندپروري، نگرش والدين نيز در بسياري از زمينه ها دستخوش تغيير شده است. به نظر مي رسد در قرن معاصر والدين نسبت به نيازهاي فرزندان خود آگاهتر، هوشيارتر و به مراتب انعطاف پذيرتر هستند(کاستین، لیچت، وانس و لاک ، 2012).
هر خانواده اي شيوه هاي خاصي را در تربيت فردي – اجتماعي فرزندان خويش بکار مي گيرد. اين شيوه ها که شيوه هاي فرزندپروري ناميده مي شود، متاثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي مي باشد(باربارا، ریچارد، جولیه و رابرت ، 2014).
اصطلاح فرزندپروری از ریشه پریو به معنی “زندگی بخش” گرفته شده است. منظور از شیوه‌های فرزند پروری، روش‌هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به‌کار می‌گیرند و بیانگر نگرش‌هایی است که آن‌ها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند. ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزند پروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه‌های اقتصادی تغییر می‌کند(ماش و بارکلی ، 2012).
شیوه های فرزند پروری به روش هایی اطلاق می شود که والدین در برخورد بافرزندان خود اعمال می کنند، که می تواند در رشد و تکامل فرد در دوران کودکی و خصایص بعدی شخصیت وی تاثیر فراوان و عمیقی داشته باشد(ماش و بارکلی، 2012).
2-1-2 نظریه ها و دیدگاههایی درباره شیوه های فرزند پروری
2-1-2-1 نظریه بامریند
در اوایل دهه 1960 بامریند پژوهشی را با استفاده از مشاهده طبیعی، مصاحبه با والدین وسایر شیوه های پژوهش بر بیش از 100 کودک سن مدرسه اجرا کرد. یافته ها سه ویژگی را آشکار ساخت: پذیرش یا روابط نزدیک – کنترل – استقلال دادن که با ترکیب سه ویژگی، چهار سبک فرزندپروری بدست آمد که در هر یک از این ویژگیها با هم تفاوت دارند.
1- فرزندپروری مقتدرانه
این روش موفق ترین روش فرزندپروری است، که پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل می شود. والدین مقتدر، صمیمی و دلسوز و نسبت به نیازهای کودک حساس هستند. آنها قاطع هستند اما دخالت گر و محدود کننده نیستند. شیوه های انضباطی آنها به جای تنبیهی بودن، حمایت کننده است. این والدین قوانین و رهنمودهایی را پی ریزی می کنند که فرزندان آنها چنان بار می آیند که از آنها پیروی کنند و اغلب براي مطيع‌ سازي از استدلال و منطق بهره مي‌جويند و به منظور توافق با کودک با او گفت ‌وگو مي‌کنند. از رفتارهاي نامطلوب نمي‌ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانيت کودک را دارند و به تلاش‌هاي کودک در جهت جلب حمايت و توجه پاسخ مي‌دهند و از تقويت‌هاي مثبت بيشتري استفاده مي‌کنند. اين والدين در بعد محبت نيز عملکرد خوبي دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهرباني دريغ نمي‌ورزند. آنها حقوق ويژه خود را به عنوان يک بزرگسال مي‌شناسند و به علايق فردي و ويژگي‌هاي خاص کودک خود نيز آگاهي دارند. در کل این والدين در عين گرم و صميمي بودن با فرزند خود، کنترل کننده و مقتدر هستند. اين شيوه به فرزندان کمک مي‌کند تا با هنجارهاي اجتماعي بهتر سازگار شوند(بامریند، 1960؛ به نقل از آنگولد، کاستلو و ارکانلی ، 2013).
2- فرزندپروری مستبدانه
این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد، سرد و طرد کننده هستند. نمايش قدرت والدين اولين عاملي است که اين شيوه را از ديگر شیوه ها متمايز مي‌سازد. در این سبک فرزندان چنین بار آورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ای که به وسیله والدین بوجود می آید پیروی کنند. نتیجه شکست در پیروی از چنین قوانینی معمولاً تنبیه و اعمال زور است که براي کنترل کودکان خود از شيوه‌هاي ايجاد ترس استفاده مي‌کنند. والدین مستبد معمولاً نمی توانند دلیلی که پشت این قوانین است را توضیح دهند. اگر از آنها خواسته شود که علت را توضیح دهند ممکن است به سادگی پاسخ دهند “چونکه من اینچنین گفتم”. این والدین خواسته های زیادی دارند اما در قبال فرزندانشان پاسخ دهنده نیستند. این والدین انتظار دارند، فرمان های آنها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدين درشيوه‌ استبدادي کمترين مهرورزي و محبت را از خود نشان مي‌دهند(برت و کروگر ، 2011).
3-فرزندپروری آسان گیرانه
در این سبک، والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هر سنی که باشند، خودشان تصمیم گیری کنند، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند. خانواده اين والدين نسبتاً آشفته است. فعاليت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدين سهل انگار در عين آنكه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چنداني از آنها ندارند. اين والدين بسيار بندرت به فرزندان خود اطلاعات صحيح يا توضيحات دقيق ارائه مي‌دهند. آنها از روش‌هاي احساس گناه و انحراف استفاده مي‌کنند. اين والدين همچنين در بيشتر موارد در مواجهه با بهانه‌جويي و شکايت کودک، سر تسليم فرود مي‌آورند. این والدین به ندرت به فرزندان انضباط را یاد می دهند و به ندرت با فرزندان خود ارتباط برقرار می کنند، و معمولاً بجای یک والد جایگاه یک دوست را دارند(باردلی ، 2013).

مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش………………………………………….. 12
2-1 شیوه های فرزند پروری…………………………………………………. 13
2-1-1 تعاریف شیوه های فرزند پروری……………………………………… 13
2-1-2 نظریه ها و دیدگاههایی درباره شیوه های فرزند پروری………….. 14
2-1-2-1 نظریه بامریند……………………………………………………….. 14
2-1-2-2 الگوی شفر………………………………………………………… 17
2-1-2-3 دیدگاه السون……………………………………………………… 18
2-1-2-3 نظریه اریکسون……………………………………………………. 20
2-1-2-4 الگوی زیگلمن…………………………………………………….. 21
2-1-3 نگرش های فرزندپروری……………………………………………. 24
2-1-4 مزایای سبک فرزند پروری اقتدارانه……………………………….. 25
2-1-5 تاثیر شیوه های فرزندپروری مقتدارنه بر شایستگی فرزندان ….27
2-1-6 طبقه اجتماعی و سبک فرزندپروری……………………………… 28
2-1-7 فرهنگ و فرزندپروری……………………………………………….. 29
2-2 سبک های تفکر………………………………………………………. 30
2-2-1 تعریف تفکر و سبک های تفکر…………………………………….. 30
2-2-2 انواع سبک های تفکر……………………………………………… 32
2-2-3 تفکر از دیدگاه جان دیویی…………………………………………. 36
2-2-4 تفکر از دیدگاه گیلفورد ……………………………………………..37
2-2-5 مراحل تفکر منطقی در مواجهه با مشکلات…………………….. 38
2-2-6 سبک های تفکر از دید استرنبرگ……………………………….. 39
2-2-7 رابطه هوش و تفکر………………………………………………… 40
2-2-8 عوامل بستر ساز تفکر…………………………………………… 42
2-3 سبک های حل مسئله…………………………………………….. 43
2-3-1 تعاریف و مفاهیم سبک های حل مسئله……………………….. 43
2-3-2 دیدگاه نزو در رابطه با حل مسئله……………………………… 46
2-3-3 دیدگاه دزوریلا و گلدفرید در رابطه با حل مسئله……………… 47
2-3-4 دیدگاه بدل و لناکس در رابطه با حل مسئله…………………. 47
2-3-5 فرآیند حل مسئله ……………………………………………….49
2-3-6 نظریه های حل مسئله…………………………………………. 53
2-4 پیشینه پژوهش های انجام گرفته……………………………….. 56
2-4-1 پیشینه پژوهش های انجام گرفته در داخل کشور……………. 56
2-4-2 پیشینه پژوهش های انجام گرفته در خارج کشور…………… 57

فصل سوم

طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که بر اساس آن رابطه بین سبک های فرزند پروری والدین با سبک های تفکر و سبک های حل مسئله دانش آموزان مورد بررسی قرار می گیرد.
3-2 طبقه بندی متغیرها
متغیر پیش بین : سبک های فرزند پروری
متغیر ملاک : سبک های تفکر و سبک های حل مسئله
متغیر کنترل: تحصیلات ( دانش آموزان مقطع متوسطه) ، جنسیت ( دانش آموزان پسر)
3-3 جامعه آماری پژوهش
کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 93-92 است که تعداد آنها 3700 نفر است و همچنین جامعه شامل کلیه والدین دانش آموزان پسر مقطع متوسطه آموزش و پرورش ناحیه 2 شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 93-92 است.
3-4 نمونه آماری پژوهش و روش نمونه گیری
بر حسب فرمول کوکران و کرجسی تعداد 348 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه آموزش و پرورش ناحیه 2 شهر کرمانشاه به عنوان نمونه انتخاب شد و با اتکا به نمونه گیری تصادفی ساده و نمونه گیری در دسترس این تعداد از دانش آموزان پسر انتخاب شد و همچنین نمونه شامل یکی از والدین دانش آموزان پسر انتخاب شده به عنوان نمونه نیز می باشد، یعنی شامل 348 والدین نیز است. روش انتخاب نمونه به این شکل بود که از بین 12 دبیرستان پسرانه ، تعداد 5 دبیرستان انتخاب گردید و از هر دبیرستان دو کلاس و در مجموع 10 کلاس به عنوان نمونه انتخاب شد و پرسش نامه ها در این تعداد نمونه و والدین آنها اجرا گردید.
3-5 ابزار پژوهش
در پژوهش حاضر برای جمع آوری اطلاعات و داده ها از 3 پرسش نامه استفاده گردید. که در زیر به شرح آنها پرداخته شده است.
3-5-1پرسش نامه شیوه های فرزند پروری
جهت سنجش شیوه های فرزند پروری، پرسش نامه شیوه های فرزندپروری بامریند(1967) استفاده شد. که این پرسش نامه را بامریند(1967) پس از بررسی های طولانی ساخته است. این پرسش نامه شامل 30 جمله است،که سبک های فرزند پروری سهل گیرانه،مقتدرانه و مستبدانه را می سنجد. بوری(1991) میزان پایایی این پرسش نامه را با استفاده از روش باز آزمایی به این شرح گزارش داد:81/0برای شیوه ی سهل گیرانه،86/0 برای شیوه ی مستبدانه،78/0برای شیوه ی مقتدرانه در بین مادران و 77/0برای شیوه ی سهل گیرانه،85/0برای شیوه ی مستبدانه و 92/0برای شیوه ی مقتدرانه در بین پدران. شیوه نمره گذاری پرسش نامه بر اساس طیف لیکرت 5 گزینه ای می باشد.
3-5-2 پرسش نامه سبک های تفکر
برای بررسی سبک های تفکر از پرسش نامه ی سبک های تفکر استرنبرگ و واگنر(1991) استفاده شد. این پرسش نامه که در سال 1991طراحی شده است و شامل 104 سوال است و 13 خرده آزمون است که سبک تفکر را اندازه می گیرد. استرنبرگ (1991)ضریب اعتباری درونی مقیاس سبک تفکر را بین 57/0تا 88/0اعلام کرده است و در پژوهش سروقد،رضایی و معصومی(1389)برای محاسبه ی ضریب پایایی مقیاس از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریبی برابر88/0 بدست آمد. روایی این پرسش نامه به روش عوامل و روایی همگرا و واگرا) و پایایی به روش باز آزمایی و آلفای کرونباخ، توسط سازندگان آزمون در گروههای مختلف (عادی و در خطر) اجرا گردیده و اعتباربالای 94/0 و پایایی دارای 93/0 را گزارش کردند. شیوه نمره گذاری بر اساس طیف لیکرت 7 گزینه ای است.
3-5-3پرسش نامه سبک های حل مسئله
برای این منظور (سنجیدن سبک های حل مسئله) از پرسش نامه ی سبک های حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) استفاده می شود که دارای 24 سوال است و 6 عامل را می سنجد. در پژوهش محمدی(1389) ضریب آلفای این پرسش نامه بالاتر از 50/0بود و برای تمام مقیاس ها این نتیجه به دست آمد. و روایی و پایایی آن 95/0 محاسبه شد. شیوه نمره گذاری بر اساس طیف سه گزینه ای بله ، خیر و علامت سئوال (نمی دانم) است.
3-6روش اجرا
به منظور اجرای پژوهش به هماهنگی با جامعه ی مورد نظر که در این پژوهش مدارس و دانش آموزان مقطع متوسطه پسر و والدین آنها هستند، پرداخته و پژوهشگر پرسش نامه های سبک های تفکر و سبک های حل مسئله را به صورت انفرادی و بدون ذکرنام آزمودنی و با اطمینان از آمادگی آزمودنی جهت همکاری و ضمن ارائه توضیحاتی در مورد نحوه ی پاسخگویی به پرسش نامه ها به آزمودنی داده است و از آنها خواسته که با آرامش و دقت در مدت زمان مشخص شده به پرسش نامه ها پاسخ دهند و سپس پرسش نامه شیوه های فرزند پروری را در اختیار والدین آنها قرار داده و از همکاری آنها تشکر نموده است.
3-7 روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها
برای تجزیه و تحلیل داده ها در پژوهش حاضر از نرم افزار Spss استفاده شد و نتایج استفاده از این نرم افزار در قالب دو بخش آمار توصیفی ( شامل میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی ارائه می گردد.

روش پژوهش…………………………………………………………….. 59
3-1 طرح پژوهش…………………………………………………………. 60
3-2 طبقه بندی متغیرها………………………………………………….. 60
3-3 جامعه آماری پژوهش……………………………………………….. 60
3-4 نمونه آماری پژوهش و روش نمونه گیری…………………………. 60
3-5 ابزار پژوهش……………………………………………………………. 61
3-5-1پرسش نامه شیوه های فرزند پروری ……………………………….61
3-5-2 پرسش نامه سبک های تفکر……………………………………… 61
3-5-3پرسش نامه سبک های حل مسئله………………………………. 62
3-6روش اجرا……………………………………………………………….. 62
3-7 روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها………………………….. 63

فصل چهارم

تجزیه و تحلیل داده ها…………………………………………………….. 64
الف) یافته های توصیفی …………………………………………………..65
4-1- فراوانی و درصد سبک های فرزندپروری والدین………………….. 65.
4-2- میانگین و انحراف معیار نمره سبک های فرزندپروری…………… 66
4-3- میانگین و انحراف معیار نمره سبک های تفکر……………………. 66
4-4- میانگین و انحراف معیار نمره سبک های حل مسئله…………….. 67
ب) یافته های استنباطی …………………………………………………67
4-5- ضریب همبستگی پیرسون بین سبک های تفکر و سبک های فرزندپروری……………………………………………………………………. 68
4-6- ضریب همبستگی پیرسون بین شیوه های حل مسئله و سبک های تفکر……………………………………………………………………………… 69
4-7- ضریب همبستگی پیرسون بین شیوه های حل مسئله و سبک های فرزند پروری……………………………………………………………………………. 70

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………. 72
5-1 تفسیر نتایج…………………………………………………………….. 73
5-2 نتیجه گیری کلی………………………………………………………. 78
5-3 محدودیت ها……………………………………………………………. 78
5-4 پیشنهادات…………………………………………………………….. 78
5-4- 1 پیشنهادهای پژوهشی……………………………………………. 78
5-4-2 پیشنهاد های کاربردی………………………………………………. 79
منابع فارسی………………………………………………………………… 80
منابع لاتین…………………………………………………………………. 86

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فهرست جداول

4-1- فراوانی و درصد سبکهای فرزندپروری والدین……………………………. 65
4-2- میانگین و انحراف معیار نمره سبکهای فرزندپروری…………………….. 66
4-3- میانگین و انحراف معیار نمره سبکهای تفکر ………………………………66
4-4- میانگین و انحراف معیار نمره سبکهای حل مسئله…………………….. 67
4-5- ضریب همبستگی پیرسون بین سبک های تفکر و سبکهای فرزندپروری 68
4-6- ضریب همبستگی پیرسون بین شیوه های حل مسئله و سبکهای تفکر69



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان