انتخاب صفحه

 فهرست مطالب

فصل اول کلیات تحقیق

تاریخ­های محلی از جمله منابع مهم پژوهش در مطالعات تاریخی هر کشور محسوب می­شوند که علاوه بر تاریخ سیاسی حکام و خاندان­های محلی، حاوی اطلاعات بسیاری درباره‌ی­ شرایط فرهنگی و اجتماعی آن منطقه هستند. افزون بر این، بخشی از ارزش مطالعات مربوط به تاریخ­های محلی توجه این آثار به جزئیات امور و یا ذکر مطالبی است که در منابع دیگر یافت نمی­شوند و تنها رد پای آن­ها را در چنین آثاری می­توان جست.پژوهشی از این دست زمینه­ساز دو دستاورد عمده است. نخست آن که از راه شناسایی و تدوین تاریخ محلی، بر غنای مطالعات تاریخی کشور به عنوان پیکره­ای منسجم افزوده می­شود. دیگر آن که مجموعه ی اسناد مربوط به حکام تالش در دوره­ی قاجار تا حد امکان به صورت کامل گردآوری می­گردد.از آن جا که دوره­ی قاجار از چشم­اندازهای گوناگون، دارای اهمیت ویژه­ای نزد پژوهشگران تاریخ است، بررسی و شناخت تاریخ­های محلی در این دوره می­تواند پاسخگوی پرسش­های بسیاری در این زمینه باشد. به همین دلیل، پژوهش حاضر به مطالعه­ی اسناد بازمانده از دوره­ی تاریخی پیش­گفته در منطقه­ی تالش به عنوان منطقه­ای استراتژیک خواهد پرداخت.

 1-2: هدف و اهمیت موضوع:

به دلیل همجواری منطقه تالش با کشور روسیه در دوه قاجار ، تولید محصولات استراتژیک ، سکونت قوم تالش با ویژگیهای زبانی و تاریخی منحصر به فرد و شرایط خاص سیاسی، اجتماعی و اقلیمی اهمیت تحقیق در تاریخ محلی آن و به ویژه بررسی مستند به اسناد بازمانده از حاکمان این منطقه اهمیت اساسی در این پژوهش است.

1-3: پرسشهای تحقیق:

  • آیا اسناد مربوط به حاکمان تالش در دوره­ی قاجار به عزل و نصب حکام مرتبط می­شود؟
  • آیا در اسناد مربوط به حاکمان دوره­ی قاجار می­توان شواهدی از نوع حکومت­داری پادشاهان این دوره یافت؟
  • آیا اسناد مربوط به حاکمان تالش در دور­ی قاجار حاوی ناگفته­هایی درباره‌ی­ وضعیت معیشتی مردم است؟

1-4: فرضیه‌ها:

1- اسناد حاکمان مربوط به عزل و نصب آنهاست.

2- حکومت داری قاجاریان از داده های این اسناد است.

3- در مورد وضعیت معیشتی این اسناد اطلاعاتی ندارند.

 1-4: روش تحقیق:

پیکره­ی داده­های پژوهش به دو شیوه­ی کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری شده است. در بخش میدانی با مراجعه به مراکز اداری مرتبط همچون فرمانداری، شهرداری، میراث فرهنگی و کتابخانه­های تالش تمامی آن چه از دوره­ی قاجار به­جای­مانده جمع‌آوری شد. همچنین با حضور در منطقه و مراجعه به خانواده­های قدیمی تلاش شد که چنانچه سندی از این دوره باقی مانده است گردآوری گردد. بخش پژوهش میدانی به تهیه­ی پیکره­ی داده­ها از اسناد موجود در سازمان اسناد و کتابخانه­ی ملی ایران، مرکز اسناد، موزه و کتابخانه مجلس شورای اسلامی، کتابخانه­ ملی ملک، مرکز اسناد، موزه و کتابخانه آستان قدس رضوی، موسسه­ی مطالعات تاریخ معاصر ایران اختصاص یافت.پژوهش حاضر بنیادی است و درحوزه­ی مطالعات نظری قرار دارد؛ روش انجام پژوهش توصیفی-تحلیلی است. به این معنا که پس از گردآوری داده­ها، ابتدا پیکره توصیف شده و سپس تحلیلی درباره‌ی­ نوع داده (سند) به دست داده شده است. در ادامه به تبیین فرضیه­های مطرح­شده در پژوهش پرداختیم.

1-5: محدودیت‌های تحقیق

پراکندگی اسناد در سازمان‌های مختلف اولین مشکل موجود در راه این پژوهش بود.ضمن آنکه بسیاری از اسناد موجود در کتابخانه‌ها وسازمانها شناسایی و فهرست نشده، در نتیجه قابل بازیابی نبود و امکان دستیابی به آنها وجود نداشت، برخی از اسناد نیز در پستوی خانه‌ها، یا در سازمانها و نزد اشخاص قرار داشته و غیر قابل دسترس بود و امکان استفاده از آنها در این تحقیق میسر نشد.دسترسی به اصل اسناد نیز مساله مهمی بود که در برخی موارد سختگیری‌های بی مورد مسئولین باعث ناامیدی و یاس می‌شد.بازخوانی و استنساخ برخی اسناد نیاز به زمان بسیار زیادی داشت و کوشش شد به دلیل حجم بسیار اسناد و مدارک موجود بررسی محتوایی آنها انجام شود.

1-6: ضرورت تحقیق

از آنجایی که تحقیقات تاریخی نیازمند اسناد و مدارک مختلف جهت اثبات و یا تعیین صحت و سقم مطالب تاریخی بوده و تاریخ منطقه تالش نیز از این قضیه مستثنی نیست بنابراین ضروری بود تا حاکمان منطقه را به لحاظ اسنادی مورد بررسی و تحقیق قرار داده و نتیجه پژوهش مستند به اسناد معتبر تاریخی باشد. از طرفی چون شهرها و مردمان تالش درگیر ظلم و استبداد حکام محلی و دست‌اندازی روسها از طرف دیگر در دوره قاجاریه بود در نتیجه بررسی اسناد حکام آن سرزمین جهت روشن شدن تاریخ محلی منطقه به عنوان جزیی از تاریخ کشور ضروری تشخیص داده شد.

1-1: بیان مسئله:……………………………………………………………… 2

1-2: هدف و اهمیت موضوع…………………………………………………: 2

1-3: پرسشهای تحقیق……………………………………………………..: 2

1-4: روش تحقیق……………………………………………………………: 3

1-5: محدودیت‌های تحقیق…………………………………………………. 3

1-6: ضرورت تحقیق………………………………………………………….. 4

1-7: تعریف تحقیق………………………………………………………….. 4

1-8 :پیشینه و ادبیات تحقیق……………………………………………… 5

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: منطقه تالش

تالش (طالش) ،نام  سرزمینی در جنوب غربی دریای خزر و همچنین نام رشته کوه ، قوم ، زبان و شهرستانی به همین نام است. در حال حاضر این منطقه به دو بخش  شمالی، در اختیار جمهوری آذربایجان و جنوبی در محدوده  سرزمینی ایران تقسیم شده، منطقه تالش در گیلان از شمال به جمهوری آذربایجان ، از شرق به دریای خزر، از مغرب به رشته کوه‌های تالش محدود است (رهنمایی، 1380 ، ص9؛ امیراحمدیان،1380، ص25؛ جعفری،1379،ص828).بخش جنوبی تالش که در ایران قرار گرفته به لحاظ تقسیمات کشوری جزئی از استان گیلان و  مشتمل بر چهار شهرستان تالش، رضوان‌شهر، ماسال و آستارا است(رهنمایی،1380 ،ص14).

بخش شمالی تالش  در سال  1228ق بر اساس عهدنامه گلستان از ایران جدا و ضمیمه خاک روسیه تزاری شد، با نارضایتی مردم و بیرون راندن روسها و آغاز دور دوم جنگهای ایران و روس و شکست مجدد ایران با عقد معاهده ترکمانچای، بار دیگر این بخش از تالش ضمیمه خاک روسیه گردید(شمیم، 1375، ص100). و در حال حاضر نیز در جمهوری آذربایجان واقع و از لنکران، جلیل‌آباد، ماساللی، آستارا، لریک و یاردیلمی تشکیل شده است.(امیراحمدیان،1380، ص25)سرزمین محل سکونت قوم تالش از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای تشکیل شده که از شمال به جنوب گسترده می‌شود. شمال آن به خط فرضی میان قسمت سفلای رود کُر و مصب رود مرزی بالهارود در دشت مغان جمهوری آذربایجان (برادگاهی،1378، ص 33)، جنوب آن به مغرب دشت گیلان  و  مشرق آن به دریای خزر و مغرب آن به اردبیل متصل است (بازن ،1367، ج2، ص 73).منطقه ای که تالشها در آن ساکن اند، از دو قسمت کاملاً متمایز تشکیل شده است : کوهستانی در غرب و جلگه ای در شرق ، در کناره دریای خزر. (آقاجانی،1378،ج1،ص15).نظریات مختلفی درباره‌ی نام تالش ارایه شده که برخی آن را برگرفته از کادوس یا کادوش دانسته و در نتیجه قوم تالش را به قوم کادوس نسبت داده‌اند(پیرنیا،1366،ج2،ص1129؛ رضا،1360،صص 16-17) مرحوم کسروی در کتاب کاروند می‌نویسد حرف کاف در کادوس بدل به ت و حرف دال بدل به لام شده بنابراین کادوش به تالوش یا تالش تبدیل گردیده است (کسروی، 1352،ص286) و برخی نیز آن را برگرفته از واژه تول به معنای گل و لای و پسوند مکان«ش» در تالشی دانسته و تولش (تالش) را به معنی گِل‌زار یا جای گِل‌خیز معنی کرده‌اند (شفیقی ،1369،ص183)، البته برخی از پژوهشگران نیز تاریخ تالش را ادامه تاریخ کادوسها دانسته و به تالیف تاریخ آن قوم همت کرده‌اند (نک: عبدلی،1378) در منابع متعدد تاریخی نیز این نام به صورت‌های مختلفی چون کادوس،گادوش، کاردوسی، تالشان، گالش و گالشان، تادوشان، کاسپ و کاسپی، طوالش، اسپهبد گیلان، آستارا، کان‌رود، کهن‌رود، تول، استراب، استاره دولاب،و گاه به صورت تالیش و تولیش نیز دیده شده است(آقاجانی،1378، ج2، ص 47).قوم تالش در گذشته به صورت پراکنده ای در کَلِیْبَر[1]  در نیمه اول قرن هشتم ترک و تالش ساکن بوده و  اراضی ملتقای رودهای کر ، ارس و بعضی نواحی قراباغ در قرن دهم متعلق به تالشان بود، اطراف خورگام (خرکام) در قرن ششم ، غرب کوهدُم در قرن نهم و طالشستان لاهیجان در قرنهای دهم و یازدهم تالش نشین بود. در تقسیمات اداری 150 سال گذشته ، بخشهایی از نواحی تالش نشین ، چون ویلکیج و اجارود، ضمیمه اردبیل شده و  امروزه همه مردم آن نواحی ، به غیر از اهالی چند روستا، به ترکی سخن می‌گویند.

مناطق تالش‌نشین شامل موغان( مُغان) ، اُجارود، اُلوف ، دَشْتوَند، دَریغ ، لَنْکَران ، زُووند، ویلکیج ، آستارا، کَرْگانرود، اَسالِم ، دیناچال ، تالشدولاب ، شانْدِرمَن ، ماسال ، ماسوله و برخی نواحی فومن و شَفْت است (برادگاهی ،1378، صص 31ـ35؛ رابینو، 1369،صص57ـ 58).تالشهای فعلی ایران در پنج ناحیه: کرگانرود، اسالم، طالش‌دولاب، شاندرمن، ماسال و نواحی کوهستانی گیلان سکونت دارند(رابینو،1371،ص21).به سبب تشابه نام این قوم با نام امیرتالش‌بن حسن نواده امیرچوپان مغول (حافظ ابرو، 1317، بخش1، ص135؛ رابینو،1371،ص20)، برای تالشها منشأ ترکی قایل شده و اجداد آنها را از سپاهیان چنگیزخان دانسته‌اند. البته به احتمال قوی تالشها ایرانی یا از اقوام آریایی هستند چرا که گویش تالشی از گروه زبانهای ایرانی شمال غربی و در آن نشانه های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و فارسی میانه دیده می‌شود (اورانسکی،1358،صص330ـ334) بنابراین منشاء ترکی برای این قوم بسیار بعید و حتی غیرممکن است.در حال حاضر بیش از نیمی از مردم تالش در ایران و بقیه آنان در جمهوری آذربایجان به سر می‌برند. این تقسیم پس از پایان جنگهای ایران و روسیه و انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای صورت گرفته است(برادگاهی 1378، ص 33).البته منطقه تالش به سبب همجواری با برخی مناطق دیگر گیلک ، ترک، تات  و حتی کرد زبان نیز دارد.

2-1: تالش…………………………………………………………………………. 17

2-2: زبان تالشی…………………………………………………………………: 19

2-3: مذهب:………………………………………………………………………. 19

2-4: تاریخ………………………………………………………………………… 20

2-5: آب و هوا……………………………………………………………………. 27

2-6: پوشش گیاهی…………………………………………………………….. 27

2-7:جمعیت و اشتغال………………………………………………………….. 29

2-8: جانوران……………………………………………………………………… 28

2-9: کوهها و رودها……………………………………………………………. 28

2-10: آثار تاریخی و گردشگری………………………………………………… 30

فصل سوم: حکومت و حاکمان تالش در عصر قاجار.

ایل قاجار طایفه‌ای از ترکان بودند که بعد از مهاجرت به ایران در گنجه و ایروان ساکن شدند و زمان تشکیل قزلباش‌ها در صفوف آنها وارد گردیدند،در کنار رود اترک دو گروه بزرگ قاجار سکونت داشتند: دَوَلو در بالادست که به پرورش شتر اشتغال داشته و قویونلو در پایین رود که به پرورش گوسفند می‌پرداختند، قویونلوها قدرتمند و دارای ثروت و مکنت زیادی بودند و در زمان شاه عباس در گرگان سکونت یافتند ، در زمان شاه سلطان حسین صفوی رییس ایل قاجار فتحعلی‌خان بود و در این زمان ایل دولو یا یوخاری‌باش مطیع اشاقه‌باش و یا قویونلوها بودند، بعد از سقوط اصفهان توسط افغان‌ها و زوال حکومت صفویه افراد ایل قاجار بیشتر وارد عرصه سیاسی ایران شده و داعیه سروری و حکومت می‌کردند.با شکست ایل قاجار به ریاست محمد‌حسن‌خان از کریم‌خان زند، خانواده وی تحت نظر وکیل‌الرعایا در شیراز محترمانه زندانی شدند. آقا‌محمدخان نیز از آن دسته و از مهمترین افراد ایل قاجار زندانی در شیراز بود. وی با مرگ کریم‌خان از شیراز فرار کرده و به استرآباد رفت، ایل قاجار را گرد خویش جمع و با مخالفت برادران خویش و شورش آنها مواجه شده و به سرکوبی آنها پرداخت، با فایق آمدن بر رقبای خویش مازندران و گیلان را تصرف کرد و به سرکوبی مخالفان دیگر مناطق پرداخت.حاکم گیلان در دوره زندیه هدایت‌الله خان بود که تا روی کار آمدن آقا محمد‌خان همچنان بر گیلان مسلط بود ، آقا محمدخان بعد از به قدرت رسیدن برای پایان دادن تسلط وی بر گیلان، برادر خود مرتضی‌قلی‌خان را جهت اخذ مالیات به گیلان فرستاد و دو طرف بیش از چهل روز درگیر شدند و هدایت‌الله‌خان برای پایان دادن به جنگ میرزا صادق‌خان منجم‌باشی لنگرودی و محمد‌صالح لاریجانی را که مورد توجه و احترام بودند به دربار آقامحمد‌خان قاجار فرستاد و متعهد شد که سالانه خراج نقدی و جنسی به وی بپردازد هرچند هدایت‌الله‌خان به وعده خود پای‌بند نماند و از دادن مالیات سرباز زد و جنگ بین دو طرف دوباره آغاز شد و با شکست هدایت الله وی توسط گلوله سرباز تالشی به قتل رسید و حکومت گیلان به قاجاریه رسید(هدایت،1339،ج9،ص216).

حکومت در دوره قاجار، به ویژه در مناطق دور از مرکز بیشتر تابعی از تمایلات شخصی،  خودخواهانه و با اقتدار و نفوذ حاکمان آنجا و مامورین وی مربوط بود. در تالش نیز حاکمان متعددی در دوره قاجار بودند که به میل خود رفتار می‌کرده و براساس منافع و مصالح خویش به حکومت می‌پرداختند و از دست‌اندازی به مال و جان و ناموس و حتی تعدی و تجاوز به منطقه  و اموال و احشام و رعیت سایر حکام محلی دیگر نیز ابایی نداشتند، در این بین حمایت حکومت مرکزی و نیز میزان پولی که برای پیشکشی و هدیه به حکام بالاتر در گیلان و آذربایجان داده می‌شد تعیین کننده بود و البته امکانات مالی و نظامی بیشتر، آنها را در تامین خواسته‌های خود جسورتر می‌کرد.در این فصل کوشش خواهد شد که تاریخ منطقه و حاکمان تالش به صورت جدا از هم در دوره شاهان قاجار مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد.

3-1: تالش در زمان حکومت آقامحمد‌خان قاجار

در زمان به قدرت رسیدن آقامحمد‌خان قاجار بندر لنکران‏ در شمال رودخانه آستارا مرکز ولایت تالش محسوب‏ می‏شد تشکیل خان‌نشین لنکران که مرکزیت حکومت تالش قبل از جنگهای ایران و روس را داشت و کرسی حاکمان تالش بود، مقدمات آن از دوره نادرشاه فراهم آمده و خاندان حکومت‌گر آن از 1160 تا 1339 هجرى قمری در لنکران مستقر بودند، قلمرو این خاندان حکومت‌گر به‌تدریج گسترش یافت و تمام مناطق تالش‌نشین، به استثناى ماسال و شاندرمن و تالشدولاب، شهرستانهاى ماسال و رضوانشهر امروزی را دربر می‌گرفت، مؤسس این حکومت جمال‌الدین میرزابیگ مشهور به قراخان، از سادات لنکران بود که نسبشان را به زیدبن علی‌بن حسین(ع) می‌رساندند(برادگاهی،1378،صص 56ـ57).

میرزابیگ شهرت قراخان را به سبب تیره بودن چهره‌اش، از نادرشاه گرفته و به سبب دلیری خویش در جنگ داغستان (1154ـ1155ق)، مورد توجه نادرشاه قرار گرفت و تمام روستاهاى الوف تیول او شد. قراخان پس از قتل نادرشاه و در هنگامه جنگ‌هاى مدعیان سلطنت ایران، بر قلمرو خود افزود و بخش بزرگى از سرزمین تالش را تصرف کرد (اوبن،1362،صص116ـ117).به قدرت رسیدن کریم خان زند در 1164ق، قراخان دستگیر و در شیراز زندانى گردید. هفت سال بعد وى به دستور کریم خان آزاد و دوباره به حکومت تالش رسید تا مانعى براى جاه‌طلبی‌هاى هدایت خان گیلانى باشد، قراخان در کشمکش با هدایت خان، چندى نیز همراه پسرانش، میرمصطفى و عسگربیک در رشت به حبس افتاد(لنکرانی،1380،ص51ـ54)، وی سرانجام در 1201قمری درگذشت و فرزند بزرگش، میرمصطفى خان، حاکم تالش شد(برادگاهى،1378،ص59ـ60).بر اساس نوشته باکیخانف(1380،ص169)، میرمصطفى خان مدتى در زندان امیر و حاکم محلى داغستان و آذربایجان اسیر بود و با موافقت او به حکومت خانات تالش رسید. میرمصطفى خان مشهورترین حاکم این خاندان است. در دوره حکومت او، قلمرو خانات تالش گسترش یافت و تقریبا تمام تالش از بالهارود تا دیناچالِ اسالم را دربرگرفت. وی هیچ‌گاه مطیع آقامحمدخان قاجار نشد و چندین بار نیز با قواى او به جنگ پرداخت(ساروى،ص193ـ194، 266ـ267).میرمصطفی‌خان حاکمی بسیار مقتدر، زیرک، باهوش و سیاست‌مدار بود ودو بار حکومت رشت را نیز با جنگ به دست آورد، مرتبه اول یک سال در آنجا حکومت کرد و در مرتبه دوم فقط یک ماه که سرانجام مجبور به عقب نشینی به تالش شد. وی با درایت ویژه خویش تمام منطقه را فرمانروایی می‌کرد. حکومت میرمصطفی‌خان تالش را باید آغاز دوره‌ای جدید در حیات قوم تالش دانست که با تجزیه تالش در 1828 م= 1243قمری به دو منطقه شمالی در تصرف روسیه و جنوبی در اختیار این خاندان دوره‌ای جدید در حکومت آنها آغاز شد. این قسمت به سه ناحیه آستارا، ویلکیج و اوجارود تقسیم  و ویلکیج (نمین) به عنوان دارالحکومه نواحی سه گانه فوق انتخاب گردید. در مراحل بعدی افراد مختلفی از این خاندان به حکومت تالش رسیدند که میر‌حسن‌خان پسر وی  جانشین پدر شد و با مرگ میرحسن‌خان، حکومت ویلکیج، نمین، آستارا و اوجارود به میرکاظم‌خان، پسر او رسید، در فاصلۀ سالهاى 1245 تا 1339قمری به‌ترتیب میرسلطان‌احمدخان، میرلطفعلی‌خان، میرزا زین‌العابدین‌خان، اسداللّه‌خان صارم‌السلطنه، برای دومین بار میرلطفعلی‌خان، میرسلیمان‌خان صارم‌السلطنه، میرلطفعلی‌خان براى سومین مرتبه، و بار دیگرمیرسلیمان‌خان صارم‌السلطنه و سپس میرصادق‌خان صارم‌السلطنه به حکومت رسیدند(غفاری،1380،ج3، ص31ـ34(.

3-1-1: حکومت میرمصطفی‌خان تالش

     حکومت در منطقه تالش در ابتدای دوره قاجار چنان‌چه اشاره شد به وسعت کل منطقه تالش بوده که با افزایش قدرت خان و حاکم منطقه و یا کاهش آن حوزه حکومتی وی نیز تحت تاثیر قرار می‌گرفت، مصطفی‌خان تالش از مالکان و متنفذان و امرای مقتدر طالش، لنکران  و آستارا و توابع آن بود وی در زمان کاترین دوم(1798-1729م) با روسیه روابطی برقرار کرد و با حمایت وی سالها در پی تصرف گیلان بود، وی نخستین بار در سال 1202قمری به همراهی مرتضی‌قلی‌خان قاجار برادر ناراضی و شورشی آقامحمد‌خان به گیلان حمله کرد اما ناچار به عقب نشینی شده و به شیروان بازگشتند، یک سال بعد در 1203قمری با سپاهی هفت هزارنفری به گیلان آمد و بدون جنگ و خون‌ریزی بر آن چیره شد و یک سال در برابر سپاهیان اعزامی آقا محمد‌خان مقاومت کرد، در 1204قمری جعفرقلی‌خان قاجار برادر دیگر آقامحمدخان مامور سرکوبی مرتضی‌قلی‌خان در ساحل انزلی با مصطفی خان ملاقات و وی را مجبور به بازگشت به روسیه نمود. در سال 1205قمری میرمصطفی‌خان حاکم مستقل تالش وقتی از قدرت شاه قاجار اطلاع حاصل نمود دو برادر خود میرقاسم و میرعیسی همچنین میرزا احمد کاتب و فیروزخان مهرانی رودکناری را با جمعی از خواص تالش به خدمت شاه قاجار فرستاد ،ولی شاه آنها را به قتل رساند و کینه را دو برابر کرد«… در پایان سنه 1205 هجری آقا‌محمد شاه سلیمان خان را با 6000 مرد به طالش فرستاد تا اهالی آن اراضی را به معرض نهب و غارت درآورده، بزرگان آن جماعت را با زن و فرزند به زنجان فرستاد. از پس آن شهریار، جان محمد خان قاجار را با جماعتی از مردان جنگ به دفع مصطفی خان طالش نامزد فرمود. او برفت  و شکسته شده بازآمد. چون منازل صعب و درختستان فراوان در راه داشت، قلع و قمع او را به دیگر وقت گذاشت و از آنجا به سوی قراجه‌داغ سفر کرد»(سپهر،1378،ج1،ص 57).

3-1: تالش در زمان حکومت آقامحمد‌ خان قاجار………………………….. 33

3-1-1: حکومت میرمصطفی‌خان تالش……………………………………… 34

3-2: حکومت و حاکمان تالش در زمان فتحعلی‌شاه قاجار………………. 36

3-2-1: میر‌حسن‌خان تالش…………………………………………………. 40

3-2-2:میر‌کاظم‌خان تالش…………………………………………………….. 41

3-3: حکومت و حکام تالش در زمان محمدشاه قاجار……………………… 43

3-4: حکومت و حکام تالش در عصر ناصری…………………………………. 44

3-5: حکومت و حاکمان تالش در عصر مظفرالدین شاه قاجار……………. 59

3-6: حکومت و حاکمان تالش در دوره محمد‌علی شاه……………………. 74

فصل چهارم: اسناد حاکمان تالش در دوره قاجار.

اهمیت اسناد تاریخی برای تجزیه و تحلیل وقایع و حوادث و نیز شناخت و کشف روابط علت و معلولی مسایل تاریخ معاصر ایران ضروری بله از مواد اولیه در تحقیقات تاریخی است که محققان باید بر اساس آنها به پژوهش خویش اعتبار و استناد داده و یا بر مبنای آن نظریه های موجود را تایید، تکذیب و با تقویت نمایند.نقش اسناد را حتی در دوره معاصر و در تصمیم گیریهای سیاسی  نمی توان نادیده گرفت.با بررسی اسناد می توان به بسیاری از وقایع تاریخ معاصر ایران روشنی بخشید و آگاهی های لازم را کسب کرد و تصمیم گیری را علمی نمود و از آزمون و خطا در دوره های مختلف تاریخی جلوگیری کرد. استاد ایرج افشار در این زمینه‏ در یادداشتی بر کتاب نامه‏های خان‏ احمد خان گیلانی چنین نوشته اند: «پژوهش ژرف و درست در تاریخ ایران و نگارش تاریخ‏های روشن که مبتنی بر اسناد واقعی و بالمآل دور از تخیلات‏ حماسی و تعصبات مشخص و تمایلات به‏ مداحی باشد منحصرا از راه به دست آمدن‏ مآخذ و مدارک اصیل و دست ناخورده‏ پیشین پیشرفت کردنی است»(گیلانی،1373،مقدمه)، از آنجا که اسناد جزء منابع‏ دست یکم،مستند،متقن هستند واجد ارزش و اعتبار بسیار هستند.

4-3: انواع سند:

تقسیم بندی اسناد بر اساس محتوا و مضمون و زبان گوناگون است و قدما تقسیم بندی کلی برای آن اراِیه داده اند که زنده یاد مرحوم جهانگیر قائم مقامی در یک تقسیم‏بندی کلی،منابع‏ تاریخی را به پنج قسم تقسیم کرده است: منابع ذهنی یا نقلی،منابع باستان‏شناسی، منابع تصویری و ترسیمی،منابع کتبی، مدارک آرشیوی(اسناد تاریخی)، و در تعریف اسناد تاریخی نوشته‏اند:«اسناد تاریخی شامل کلیه فرمان‏های سلطنتی، مکاتبات سیاسی،معاهدات،نوشته‏های‏ اداری،اسناد قضایی و مالی و حقوقی، گزارش‏های اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی‏ و نظامی و برخی از مکاتبات خصوصی‏ دوستانه و خانوادگی می‏باشند که در قدیم به‏ آنها سلطانیات،دیوانیات و اخوانیات‏ می‏گفتند»(قایم مقامی،1350،ص5-6).بنابراین اسناد را می توان در چهار تقسیم کلی چنین آورد : 1- سلطانیات، 2-دیوانیات، 3- اخوانیات، 4-اوراق و اسناد مالی و قضایی و از جهت تنوع‏ شکلی،موضوعی و محتوایی بسیار جامع‏تر و گسترده‏تر از دیگر اقسام منابع تاریخی‏ هستند.تنوع و گستردگی این دسته منابع‏ تنها محدود به جنبه‏های صوری و کمی‏ نیست بلکه از جهت کیفی و محتوایی نیز تنوع دارند.نامه‏ها و مکاتبات دیوانی و درباری(دیوانیات و سلطانیات)به لحاظ‏ محتوایی بر واژه‏ها و اصطلاحات مربوط به‏ تشکیلات کشوری و لشکری،منبع بسیار مفیدی برای آگاهی از اوضاع اداری، دیوانسالاری و اطلاع از اصطلاحات‏ دیوانی،اداری و دیپلماسی بوده که مرحوم استاد دانش پژوه در این خصوص‏ نوشته‏اند:«سود بزرگی که ما از خواندن‏ منشآت و رقعات و نامه‏ها می‏بریم آشنا شدن با اصطلاحات و لغات دیوانیان و درباریان و دبیران و دستگاههای‏ فرمانروایی ایرانیان و قلمرو زبان فارسی‏ است.اگر بتوانیم روزی همه این لغات را با بیان معانی مراد از آنها در اسناد یکجا گرد آوریم فرهنگ دیوانی خوبی در دست‏ خواهیم داشت و بسیاری از مشکلات ادبی و تاریخی را با آن حل خواهیم کرد»(دانش پژوه،1350،ص58).در این پژوهش قصد تبیین و تعریف اصطلاحات اسناد  را نداریم بلکه فقط اسامی برخی از اسناد پرکاربرد در گستره تاریخ ایران عصر قاجار را می آوریم. فرمان، حکم، رقم، سواد فرمان،تلگراف، عریضه، و غیره است.

4-4: دوره زمانی مربوط:

   اسناد مورد بررسی در این پژوهش دوره تاریخ قاجاریه یعنی از به قدرت رسیدن آقا محمد خان قاجار در سال 1210قمری تا الغای سلطنت قاجاریه در 1344قمری را پوشش می‌دهد و تنها برخی از اسناد که ارتباط ناگسستنی با این دوره دارند نیز به جهت تکمیل مطالب آورده شده است. اسناد گردآوری شده در این پژوهش علاوه بر اسناد معتبر چاپ شده، اسناد منتشر نشده سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مرکز اسناد مجلس شورای ملی، مرکز مطالعات تاریخ معاصر ایران، مرکز اسناد روابط سیاسی و دیپلماسی وزارت امور خارجه را در بر میگیرد. اسناد سازمان اسناد  ملی ایران به طور عام موضوعات مختلفی اعم از عزل و نصب و شکایات و عرایض مردمی و انواع مختلفی از اسناد را دربر داشت، اسناد وزارت خارجه بیشتر در مورد مسایل مرزی،گمرکی و غیره بود.و اسناد مجلس بیشتر شکایت از حکام و خوانین منظقه تالش بود.

اسناد حکام تالش در دوره قاجاریه

میر مصطفی خان حسینی فرزند میر جمال الدین قره خان ابن سید عباس ابن میر محمد باقر بن میر محمد رضا مجتهدالعرفا از نامدارترین و قدرتمندترین حکام تالش است که حکومت وی کل منطقه تالش را دربر می‌گرفته است.وی با قدرت گرفتن آقا محمدخان به جنگ و دشمنی با وی برخاست و با دشمنانش هم پیمان شد و جنگ و ستیزی مردانه در مقابل خان قاجار داشت.

در سال1194قمری هنگامی که آقا محمد خان بر سریر سلطنت تکیه زد سردار سلیمان خان قاجار می خواست به تالش بیاید قبل از ورود به میرمصطفی خان خبر فرستاد ،میر مصطفی خان به پیشواز و استقبال از او نیامد سلیمان با پنج هزار سرباز به میرمصطفی خان حمله آورد و خانه های آنان را آتش زدند مردم به طرفداری از میرمصطفی خان برخاستند، جمعی از سربازان قاجار کشته شدند در سال 1205 قمری میر مصطفی خان حاکم مستقل تالش که از قدرت شاه اطلاع حاصل نمود دو برادر خویش میرقاسم و میرعیسی همچنین میرزا احمد کاتب و فیروزخان مهرانی رودکناری را با جمعی از خواص تالش  به خدمت خان قاجار فرستاد و نامه ای نوشت که برادرانش ملازم پادشاه باشند به علت اغتشاشاتی که در پل خدافرین قره باغ تحت حاکمیت میرمصطفی خان  به مجرد ورود این افراد به اردوگاه شاه قاجار در ده فرسنگی لنکران در نزدیکی آستارا تمام رسولان را از دم تیغ می گذرانند، میر مصطفی خان به جنگلها و قلعه شیندان پناه می برد تا اینکه آغا محمد خان توسط خادمینش مقتول می گردد، در 1209 قمری که لشکریان آقا محمدخان برای تسخیر گرجستان از طریق تالش بودند در قریه هونی یه ژی(ویرمونی) اردو زده آماده حرکت به طرف گرجستان  شده بودند(نعمت اللهی،1380،ص 191) به دلیل اهمیت اسناد میرمصطفی خان آن را جدا در ابتدای فصل می آوریم.

4-2: اهمیت اسناد……………………………………………………….: 87

4-3: انواع سند…………………………………………………………….: 87

4-4: دوره زمانی مربوط:………………………………………………….. 88

4-5: اسناد میرمصطفی خان……………………………………………… 90

4-6: اسناد میر‌حسن‌خان تالش…………………………………………. 92

4-7: اسناد حکومت و حکام آستارا و نمین………………………………. 93

4-7-1: اسناد صارم‌السلطنه سردار ناصر و دیگر حکام نمین و آستارا 97

4-8: اسناد حکومتی و حاکمان کرگانرود(عمیدالسلطنه سردار امجد) 100

4-9: اسناد حکومتی و حکام اسالم…………………………………. 102

4-9-1: عمید‌السلطان………………………………………………….. 104

4-10: اسناد حکومتی و حاکمان ماسال…………………………….. 105

4-11: اسناد حکومتی فومن و حاکمان آن………………………….. 107

4-11-1: اسناد معین الرعایا………………………………………….. 109

4-12: اسناد متفرقه……………………………………………………. 110

4-13: طالش‌دولاب و اسناد  مربوط به حاکمان آن………………….. 111

4-14: اسناد  متفرقه…………………………………………………..: 115

4-15: اسناد میرزا عبدالوهاب آصف الدوله………………………….. 116

4-16: اسناد موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران………………… 118

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم: بررسی اسناد حکام تالش در دوره قاجار

5-1: بررسی اسناد حاکمان آستارا و نمین…………………………… 120

5-1-1: کشمکش و جنگ با قاجاریان…………………………………. 121

5-1-2: جدال با روسیه………………………………………………… 121

5-1-3: اختلاف با حکام و طوایف دیگر………………………………… 123

5-1-4: مالیات و خراج…………………………………………………… 124

5-1-5: تصرفات ملکی ، اموال و احشام رعیت………………………… 125

5-1-6: مرزبانی و نگهداری سرحدات…………………………………… 126

5-1-7: مالکیت و اجاره بندر آستارا و گمرکات آن…………………….. 126

5-2: بررسی اسناد خوانین و حکام کرگانرود…………………………. 128

5-2-1: مالیات و جمع آوری آن در کرگانرود…………………………… 129

5-2-2: روسها و حکام کرگانرود………………………………………. 129

5-2-3: اختلاف با حکام دیگر منطقه………………………………….. 129

5-2-4: شکایات مردمی از حکام کرگانرود…………………………… 130

5-3: بررسی اسناد خوانین و حکام اسالم…………………………. 131

5-4: بررسی اسناد حکومت و حاکمان تالشدولاب………………… 133

5-5: بررسی اسناد حکومتی و حکام شاندرمن…………………….. 136

5-6: بررسی اسناد حکومتی و حکام ماسال……………………….. 138

5-7: بررسی اسناد حکومتی و حکام فومن………………………… 141

نتیجه گیری……………………………………………………………… 143

پیشنهادات تحقیق………………………………………………………. 145

ضمیمه……………………………………………………………………… 146

متن برخی اسناد…………………………………………………………. 146

منابع و مآخذ………………………………………………………………. 158

فهرست روزنامه‌ها ………………………………………………………..165

فهرست اسناد…………………………………………………………… 167

تصاویر برگزیده اسناد………………………………………………….. 179

 



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان