انتخاب صفحه

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات

امروزه‌ هم‌ زمان با عصر اطلاعات، دانش و به طبع آن فناوری اطلاعات[1] به عنوان مهم‌ترین عامل توسعه شناخته شده و سطح توسعه‌ی کشورها و جوامع با توجه به سطح دسترسی به این فناوری و میزان استفاده و بهره‌ مندی از آن مشخص می‌ شود. امروزه تأکید بر اهمیت فناوری اطلاعات بر توسعه‌ ی آن تا آنجا پیش‌ رفته که گفته می‌ شود فناوری اطلاعات و توانایی در استفاده از آن و سازگاری با آن از عوامل مهم در ایجاد ثروت، قدرت و دانش است و یکی از معیارهای توسعه و پیشرفت اقتصادی و صنعتی محسوب می‌ شود (نوری، 1385: 26). فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشتر ترکیبی از علم و تکنولوژی است. ظهور فناوری دیجیتال یکی از بارزترین پیشرفت‌ های فناوری در نیم قرن اخیر به شمار می‌ آید که نقش پیشرویی در رشد و توسعه‌­ی اقتصادی در کشورهای صنعتی شده و آن هایی که به تازگی صنعتی شده اند ایفا کرده (‌ گریس‌ و کیانگ[2]، 2004؛ داتون[3]،1999) و در زندگی کنونی بشر نقش بسزایی داشته است.

در این جا این سؤال قابل طرح است که آیا همگی افراد جامعه به میزان برابری به این فناوری‌ها دسترسی دارند؟ پاسخ منفی است. فاصله در دسترسی به فناوری‌های نوین (تلفن، کامپیوتر، دسترسی به اینترنت) و خدمات مرتبط با آن (متیک[4]، 2006: 29) موجب عقب ماندن عده‌ ای و تفاوت میان افراد در سطوح مختلف زندگی اعم از اقتصادی- سیاسی و اجتماعی می‌گردد که از آن به عنوان شکاف دیجیتالی یاد می‌شود. با شکل گیری مبحث جامعه‌ اطلاعاتی و رشد سریع تکنولوژی‌ها به ویژه تکنولوژی‌های جدید اطلاعات و ارتباطات در سراسر جهان بخصوص در کشورها‌ی توسعه یافته و مطرح شدن بحث شکاف دیجیتال، توجه به راهبردهایی جهت دستیابی تمام افراد بشر به این فناوری‌ها لازم به نظر می‌رسد. همانطور که ذکر شد شکاف دیجیتالی نوعی نابرابری برخاسته از تحولات در عرصه‌ی اطلاعات و فناوری ارتباطات است. پدیده‌ایست که قبل از توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات وجود نداشت و از زمان انقلاب دیجیتال پدید آمد (عطاران، ‌‌5:1389). این نابرابری در چند سطح قابل بررسی است: می توان آن را در سطح جهان، میان کشورها، مناطق گوناگون و یا در درون یک جامعه میان اقشار مختلف بررسی کرد.

   در این معنا، در سطح جهان در حالی که برخی از کشورها به طور گسترده در فناوری اطلاعات و ارتباطات سرمایه گذاری کرده اند، کشورهای دیگر هنوز از تکنولوژی‌ها عقب مانده اند، در سطح فردی کسانی که به لحاظ تکنولوژیکی، جامعه شناختی یا اقتصادی وضع نامناسبی دارند از دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات چشم پوشی می‌کنند و بین خود و دیگرانی که فناوری اطلاعات و ارتباطات را انتخاب می‌کنند و آن را بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره خود می‌دانند، شکاف ایجاد می‌کنند. درواقع، تغییرات قابل توجهی در دسترسی به فناوری در سراسر مناطق جغرافیایی وجود دارد (دوان و فردریچ[5]، 2005: 4-3). تجربه‌ی جهانی نشان داده است که در آغاز پیدایش فناوری‌های دیجیتال، شکاف میان گروههای مذکور بسیار زیاد بود، ولی در کشورهای پیشرفته این شکاف دست کم در بعد دسترسی رو به کاهش است (عطاران، 5:1389).   بنابراین شکاف دیجیتالی یک پدیده‌ی اجتماعی چند بعدی است که باعث نابرابری در سطح جهانی، ملی، و فردی می‌شود. بر این اساس نبود امکان دسترسی به امکانات دیجیتالی برای تعداد قابل توجه از جمعیت دنیا و عدم استفاده‌ی مناسب از مزایای آن، موجب پیدایش شکاف دیجیتالی در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، یا بین افراد جامعه با تحصیلات، درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، شغل، و استانداردهای مختلف زندگی و حتی بین زنان و مردان یک جامعه می‌شود (باستانی و میزبان، 1386: 46).

   وعده‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات کمک به کاهش فقر می‌باشد که وابسته به قدرتی است که فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دسترسی مردان و زنان مستمند به اطلاعات و ارتباطات پیشرفته دارد (دانکامب  و هیکز[6]، 2005: 5). با این حال برخی معتقدند که این فناوری‌ها می‌توانند به نابرابری های موجود مبتنی بر جنسیت در زمینه‌ی فرصت ها و منابع تداوم بخشیده و اشکال جدیدی از نابرابری میان زنان و مردان را به وجود آورند (احمدنیا، 1384: 605) که از آن به عنوان شکاف دیجیتالی جنسیتی یاد می‌شود. درمتن شکاف دیجیتالی، شکاف جنسیتی به طور فزاینده ای مورد توجه است، به این معنی که اگر دسترسی و استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات پیوند مستقیمی با توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی دارد، پس باید این اطمینان حاصل شود که زنان در کشورهای در حال توسعه اهمیت فناوری‌های مذکور را درک کرده و آن را مورد استفاده قرار می‌دهند (صراف، 1385: 43).

   جنبش جهانی زنان یکی از نمونه های جنبش‌های اجتماعی است که اثرات تعیین کننده و دامنه داری هم در جامعه و هم در دیدگاه های نظری جامعه شناختی داشته است، به گونه‌ای که نمود آن را می‌توان در تغییرات گسترده و اساسی دیدگاه‌ها، تعریف مجدد منابع و بازسازی روابط اجتماعی مشاهده کرد (لرستانی، 1382: 24). امیدهایی وجود دارد که جنبش جهانی زنان بتواند تا حد زیادی از پتانسیل و وعده‌های انقلابی ارتباط الکترونیکی، هم‌چنان که تمام دنیا از آن بهره‌مند می‌شوند، سود ببرند. همان طور که گیتلر[7]در سال 1991 خاطر نشان کرده است، در سراسر دنیا زنان امروزه فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی را در جهت اهداف جنبش زنان به کار می‌گیرند. ارتباطات الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمایت برای ایشان را به روش هایی که قبلاً امکان پذیر نبود، تسهیل می‌کند. از این رو‌ ارتباط الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمایت برای ایشان فراهم می‌گردد. گاه عنوان می‌شود که فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات می‌تواند آنچنان که در اعلامیه‌ی پکن و برنامه‌ی اقدام آن همانند سایر اسناد ملل متحد تشخیص داده شده است به عنوان ابزاری برای بهبود و شرایط برابری جنسیتی و افزایش توانمندی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان به خدمت گرفته شود (احمدنیا، 1384: 604-605).  در این جاست که مفهوم توانمندی زنان[8] مطرح می‌شود.

 

1-1-مقدمه……………………………………………………………………………………… 2

1-2-بیان مسئله………………………………………………………………………………… 5

1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق…………………………………………………………………… 9

1-4-اهداف تحقیق…………………………………………………………………………….. 13

1-4-1-‌هدف اصلی…………………………………………………………………………….. 13

1-4-2- اهداف فرعی…………………………………………………………………………… 13

1-4-3- تعاریف شکاف دیجیتالی، توانمندی زنان و فناوری اطلاعات و ارتباطات………….14

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: ادبیات تحقیق

یکی از بخش‌های مهم تحقیق، بخش مربوط به پیشینه و ادبیات تحقیق است. زیرا سرچشمه‌ی علوم را می‌توان در پیشینه‌ی آن‌ها جست‌و‌جو کرد (دمپی‌[1]، 1:2006). مطالعه‌ی منابع به محقق کمک می‌کند تا دید عمیق‌تری نسبت به موضوع تحقیق پیدا کند و فرضیات را با دقت بیشتری به کار برد (دلاور، 1375: 182).

   در این فصل، برای بررسی سابقه‌ی تحقیقات داخلی و خارجی از بررسی های کتابخانه ای و جست و جوهای اینترنتی استفاده شده است. جست و جوهای منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی داخلی نشان داد که تا کنون تحقیقی در مورد شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان انجام نشده است.

2-2-تحقیقات داخلی

– ساعی‌ارسی و ولی‌پور (1391)، پژوهشی را با عنوان “شناسایی عوامل مؤثر بر توانمند سازی زنان جهت مشارکت در توسعه اجتماعی” انجام دادند. تعداد 384 نفر از زنان توانمند استان لرستان به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. نقش چند عامل اساسی از جمله عوامل فردی و ویژگی‌های شخصی زنان، عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل سیاسی- اداری، عوامل اقتصادی، عوامل فناوری و عوامل رقابتی بر توانمند سازی زنان مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد در بین عوامل فردی و ویژگی‌های شخصی زنان، میزان تحصیلات؛ در مورد عوامل اجتماعی- فرهنگی، غلبه بر تفکرهای سنتی رایج در مورد زنان؛ در رابطه با عامل سیاسی اداری، نقش سیاست‌های حمایتی دولت از زنان؛ درباره‌ی عامل اقتصادی، اشتغال زنان؛ در مورد عوامل فناوری، خود فناوری و درباره‌ی عامل رقابتی، ایجاد تفکر کارافرینی نقش مهم و اساسی در توانمند سازی زنان استان لرستان داشته است.

– خانی و همکاران (1391) ، پژوهشی را با عنوان “ارائه‌ی الگوی توانمند سازی زنان روستایی استفاده کننده از فناوری اطلاعات و ارتباطات” انجام دادند. این پژوهش با رویکردی تبیینی- تحلیلی در روستاهای بخش مرکزی شهرستان لاهیجان انجام شد. هدف پژوهش، ارائه‌ی الگویی برای توانمند سازی زنان روستایی، با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است. در گردآوری داده ها از روش کتابخانه‌ای- میدانی و پرسشنامه استفاده شده‌است. طبق تحلیل‌های انجام‌شده فناوری تأثیر بسیاری بر رفاه افراد داشته و ضریب تأثیرگذاری آن، برابر با 471/. بوده است. تأثیر فناوری بر آگاهی با ضریب تأثیرگذاری 431/. بیشترین تأثیر را بر ارتقای آگاهی زنان روستایی داشته است. تأثیر فناوری بر مشارکت زنان با ضریب 264/.مشاهده شد. در تحلیل آخر فناوری ابتدا بیش‌ترین تأثیر را برمشارکت با ضریب 255/. و سپس بر مرحله کنترل با ضریب 236/. داشته است. بنابر تحلیل های انجام شده، فناوری اطلاعات و ارتباطات، قابلیت ارتقای آگاهی و تواناسازی را ذیل مراحل توانمندسازی از قبیل مرحله‌ی رفاه، آگاهی، مشارکت و کنترل داراست.

– فرجی سبکبار و همکاران (1391)، پژوهشی را با عنوان “بررسی سازوکار تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توانمندی زنان روستایی بر مبنای مدل تحلیل پوششی داده‌ها[2]“،انجام دادند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر افزایش کارایی و توانمندی زنان روستایی، با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده‌ها بوده، که به بررسی ساز و کار تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کارایی و توانمند سازی زنان روستایی در روستای قرن آباد گلستان پرداخته است. در این مطالعه با استفاده از روش پیمایشی، تعداد 38 نفر کاربر فناوری و 25 نفر غیر کاربر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. زنان کاربر فناوری اطلاعات از نظر سطح کاربری به هفت سطح طبقه ‌بندی شدند، به نحوی که میزان استفاده از فناوری به ترتیب از سطح یک تا هفت افزایش می‌یافت. بر اساس نتایج به دست‌آمده میزان شاخص کارایی زنان روستایی در سطوح ابتدایی کاربری فناوری، دارای وضعیت بهتری نسبت به سطوح بالاتر بودند. نتایج این پژوهش همچنین ضمن تأیید نظریه‌ی شکاف دیجیتالی، تأثیرات مثبت فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی را بر توانمند سازی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی و افزایش کارایی زنان روستایی نشان دادند.

– عیسی زاده و چراغی (1390)، مطالعه‌ای با عنوان “علل شکاف دیجیتالی و درآمدی” انجام دادند. هدف این مقاله بررسی علیت شکاف دیجیتالی و شکاف در‌امدی بین کشورها بود. برای این منظور از اطلاعات ضریب جینی[3] به عنوان شاخص نابرابری درآمد و از شاخص فرصت دیجیتالی برای میزان شکاف دیجیتالی دوره‌ی زمانی برای 14 کشور توسعه یافته و 14 کشور درحال توسعه استخراج شد. نتایج نشان داد که اولاً رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و شکاف درآمدی دو سویه است، ثانیاً در کشورهای با سطح پایین نابرابری درآمد با افزایش شکاف درآمدی فرصت دیجیتالی بیشتر می‌شود و با افزایش فرصت دیجیتالی شکاف درآمدی بیشتر می‌شود. درحالی که در کشورهای باسطح بالای نابرابری درآمد، با افزایش شکاف درآمدی فرصت دیجیتالی کمتر می‌شود و با افزایش فرصت دیجیتالی شکاف درآمدی کمتر می‌شود.

– “بررسی نقش اینترنت در ارتقای جایگاه زنان”، پژوهشی است که توسط مجیدی قهرودی و آذری (1389) انجام گرفت. هدف از این مطالعه بررسی نقش اینترنت به عنوان یک رسانه‌ی نوین ارتباطی در ارتقای جایگاه زنان بود که به روش پیمایشی انجام شد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شد و در این پژوهش اینترنت به عنوان متغیر مستقل و مؤلفه‌های: حس استقلال و اعتماد به نفس زنان، انعکاس رویدادهای زندگی، تعاملات زنان، کاهش انزوای اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تغییر باورها و اندیشه‌های سنتی زنان، آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود، افزایش سطح آگاهی، ایجاد فضای عمومی، تحرک اجتماعی و عضویت زنان در جامعه‌ی اطلاعاتی جهت سنجش ارتقای جایگاه زنان، به عنوان متغیرهای وابسته بررسی گردیدند. یافته‌ها نشان دادند که، اینترنت امکان حضور زنان را بدون محدودیت زمانی و مکانی فراهم می‌کند و باعث می‌شود حس استقلال و اعتماد به نفس آنان بالا رود. زنان باحضور در فضای مجازی، جنبه های شخصی و رویدادهای زندگی خود را منعکس می‌کنند و این باعث کاهش انزوای اجتماعی و تعاملات زنان با عقاید مشابه هم می‌شود. زنان با حضور در اینترنت، سطح دانش و آگاهی خود را بالا می‌برند و خود را عضوی از جامعه‌ی اطلاعاتی می دانند. آنان با استفاده از فرصت هایی که اینترنت برایشان فراهم می‌کند و با ایجاد تحرک اجتماعی، و تغییر عقاید و اندیشه‌های سنتی می‌توانند حضور و مشارکت خود را در جامعه افزایش دهند و در نتیجه نقش و جایگاه واقعی خود را در جامعه تثبیت کنند.

[1] -Dampy.

[2] -Data Envelopment Analysis (DEA).

[3] -World Income Inequlity Database (WIID).

2-1-مقدمه……………………………………………………………………………………… 18

2-2-تحقیقات داخلی……………………………………………………………………………. 18

2-3-تحقیقات خارجی…………………………………………………………………………… 23

فصل سوم: مبانی نظری پژوهش

سابقه‌ی جبرگرایی تکنولوژیک به مراحل اولیه انقلاب صنعتی بر می‌گردد. در آن عصر، تکنولوژی یک نیروی کلیدی مهم محسوب می‌شد و بسیار مورد توجه رهبران روشنگری قرن 18 قرار گرفت و در فرهنگ آمریکایی که ایده‌ی پیشرفت بسیار ارزشمند شده بود، به سرعت بارور گردید و به پارادایمی ‌تبدیل شد که تحقیقات زیادی را در حوزه‌های مختلفی مانند ارتباطات، رسانه ها و … هدایت کرد (مهدی زاده و توکل، 1386: 89). طبق این نظریه، تمدن نوین؛ تاریخ اختراعات نوین است. ماشین بخار، چاپ، تلویزیون، اتومبیل، رایانه و ماهواره این وضع تازه را برای انسان نوین فراهم آورده است.   برخی مارکس[1] را به دلیل عقایدش در کتاب “فقر فلسفه” (اینکه آسیای بادی، جامعه‌ای فئودال و ارباب‌های زمین‌دار و آسیای بخاری، جامعه‌ای با سرمایه‌دار صنعتی را پدید می‌آورد) یک جبرگرای تکنولوژیک تلقی کرده‌اند (مکنزی[2]، 1377: 216). بر خلاف دورکیم[3]، مارکس مستقیماً به مسائل پیرامون فناوری می‌پردازد. قول به جبریت فناوری به وضوح مبین این امر است که به یک معنا تحول فناوری علت تحول اجتماعی است، و در حقیقت، مهم‌ترین علت تحول اجتماعی است. تحول فناوری خودش امری بی‌علت است یا لا‌اقل معلول عوامل اجتماعی نیست (همان، 218). از نظر مارکس، شیوه‌ی تولید زندگی مادی ناظر است بر فرایند عام زندگی اجتماعی، سیاسی و معنوی. این آگاهی آدمیان نیست که وجود آنان را تعیین می‌کند، بلکه وجود اجتماعی‌شان است که آگاهی آنان را تعیین می‌کند (همان، 219).   به طور کلی پارادایم جبرگرایی تکنولوژیک، تکنولوژی را دارای ماهیت و نیز هویتی خودآیین و مستقل می‌داند، که توسعه و گسترش آن نیز بر اساس یک منطق درونی منحصر به فرد و در مسیری مربوط به خودش صورت می‌گیرد که خیلی زیاد از عوامل برونی، متأثر نیست، بلکه آثار جبری نیز بر جامعه دارد (مهدی زاده و توکل، 1386: 90).   این پارادایم خود را در آثار مارشال مک لوهان[4] نشان داد. مک لوهان در سال 1946 با بیان “رسانه پیام است” جهان را تکان داد. او نوشته است: اثر فناوری در سطح عقاید یا مفاهیم رخ نمی‌دهد، بلکه نسبت‌های حسی یا الگوی درک را به طور مداوم و بدون مقاومت عوض می‌کند (سورین و تانکارد[5]، 1381: 393).واینر[6] در کتاب “تکنولوژی خود آیین[7]” بیان می‌کند که: تکنولوژی می‌تواند آگاهانه یا ناآگاهانه برای برخی گزینه‌های اجتماعی و حذف برخی دیگر طراحی شود. به اعتقاد وی، نمونه‌ی این موضوع، پل روبرت موزس در نیویورک است که وی آن را به گونه ای طراحی کرده بود که حرکت و مسافرت برخی افراد را تسهیل می‌کرد و مانع عبور برخی دیگر می‌شد. به نظر واینر این استاد پل‌سازی دهه‌ی 1920 تا 1970، به دلیل تعصب طبقاتی و پیش داوری نژادی، قصد داشت که سفیدپوستان طبقه بالا و پولدارهای طبقه متوسط که صاحب ماشین بودند، آزاد باشند و بتوانند از بزرگراه لاینگ آیلند (ساخته وی) برای تفریح و رفت و آمد استفاده کنند. اما مردم تنگ دست و سیاهان که اغلب از وسایل نقلیه‌ی عمومی‌ استفاده می‌کردند، از عبور از این خیابان محروم بودند، زیرا اتوبوس‌ها با بلندی چهار متر نمی‌توانستند از زیر این روگذرها عبور کنند و در نتیجه، آنها از پارک عمومی سرسبزی که وی در ساحل نزدیک آن ساخته بود، نیز بی بهره بودند. از این رو، وی برخی ساختمان‌ها را مظهر نابرابری اجتماعی و گرایش‌های نژادی برخی طراحان می‌داند (واینر، 1986: 39).

   بیشتر جامعه شناسان با نظریه‌ی جبر فناوری مخالفت کرده‌اند. پوستمن[8] معتقدین به جبر فناوری را تکنوفیل[9] “دلباختگان فناوری” می‌خواند که مانند یک عاشق به معشوق خود نظاره می‌کند، به تکنیک می‌نگرند بدون آنکه لحظه‌ای نقاب از دیگر چهره‌ی آن برداشته و یا حتی ذره‌ای به عواقب آتی آن بیندیشند. این چنین انسان‌هایی خطرناکند و باید با احتیاط با آنان روبرو شد (پوستمن، 1381: 23). از نظر  حمید مولانا نیز نظریه‌ی جبر فناوری تا آن جا که به فرهنگ و وسایل ارتباط جمعی مربوط می‌شود از دو ضعف درونی رنج می برد. نخست آنکه تنها به جنبه‌ی مادی و فنی آن می‌نگرد. به عبارتی به فناوری به طور منفرد تکیه می‌کند و برای این موضوع که از رسانه چگونه و به چه منظوری استفاده می‌شود اهمیتی قائل نیست و فقط به شواهد تاریخی متکی است و از خود هیچ پویایی ندارد و از طرفی این دیدگاه کاملاً بر تجارب غربی استوار است (مولانا، 1371: 124). هایدگر[10] نیز در مخالفت با نظریه‌ی جبر فناوری بیان می‌دارد که “فناوری ابزار نیست، فناوری دید است. و حتی اگر ابزار هم باشد وسیله‌ی صرف نیست، امری خنثی است” (هایدگر و همکاران، 1377: 9).   بنابراین پذیرش و نهادی شدن علم و فناوری در جوامع بشری را باید در پیوند علم و تکنولوژی با زندگی، فرهنگ، دیگر نیازها و گرایش های معنوی بشری یک جامعه جستجو کرد. با این رویکرد عنصر اصلی نهادینه شدن و اجتماعی شدن پدیده‌های علمی و تکنولوژیک در جوامع پیشرفته‌ی صنعتی را بدون شک باید در پیوند بین الگوهای تولید و توسعه‌ی دانش فناوری با نیازها و شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این جوامع دانست (تدارکات، 1388: 52).

3-2-2-نظریه‌ی اشاعه[11]

این نظریه ابتدا در سال 1953، به وسیله‌ی تورستن هاگراستراند[12]، جغرافیدان سوئدی در دانشگاه لاند منتشر شد و برای اولین بار وی با همکاران خود نظریه‌ی اشاعه فضایی[13] را در زمینه‌ی گسترش نوآوری و پدیده‌های کشاورزی به کار گرفت (شکویی، 1378: 302). لیکن نظریه‌ی راجرز[14] (1987) در مورد اشاعه نوآوری[15] احتمالاً توسعه‌یافته‌ترین نظریه در این حوزه است.

   اشاعه، فرایندی است که به وسیله‌ی آن، نوآوری از طریق ایجاد کانال‌های خاصی در طول زمان، در میان اعضای نظام اجتماعی ارتباط بر قرار می‌کند. ارتباطات فرایندی است که در آن شرکت کنندگان اطلاعات شان را با یکدیگر به منظور رسیدن به درک و فهم متقابل به اشتراک می‌گذارند. این تعریف نشان می‌دهد که ارتباطات یک روند همگرا یا واگرا برای تبادل اطلاعات بین دو یا بیشتر از دو نفر، در جهت حرکت به سمت یکدیگر (یا جدا از هم) در معنایی است که آن‌ها به رویدادهای خاصی نسبت می‌دهند این چنین مفهوم ساده از ارتباطات انسان ممکن است به طور دقیق فعالیت‌های ارتباطی خاص یا رویدادهای درگیر در اشاعه را توصیف کند (راجرز، 1995: 5).   چهار عنصر مهم در اشاعه یک نوآوری و ایده‌ی جدید مشترک است: (1)‌ نوآوری که به وسیله‌ی (2) کانال‌های ارتباطی ویژه‌ای (3) در طول زمان، با سایر اعضای (4) نظام اجتماعی در میان گذاشته می‌شود ( راجرز و شومیکر، 1369: 24).

 

3-1-مقدمه………………………………………………………………………………………… 32

3-2-نظریات مربوط به شکاف دیجیتالی……………………………………………………….. 32

3-2-1-نظریه‌ی جبرگرایی تکنولوژیک…………………………………………………………… 32

3-2-2-نظریه‌ی اشاعه…………………………………………………………………………. 35

3-2-3-نظریه‌ی شکاف آگاهی………………………………………………………………….. 38

3-2-5-ابعاد شکاف دیجیتالی برتو………………………………………………………………. 42

3-3-نظریات مربوط به توانمندسازی زنان……………………………………………………….. 43

3-3-1-نظریه توانمندسازی………………………………………………………………………. 43

3-3-2-نظریه فمینیسم لیبرال……………………………………………………………………. 44

3-3-3-نظریه توانمندی لانگه…………………………………………………………………… 46

3-3-4-نظریه سایبر فمینیسم…………………………………………………………………. 48

3-4-چارچوب نظری……………………………………………………………………………… 50

فصل چهارم: روش شناسی تحقیق

در این فصل به معرفی روش تحقیق، متغیرها، ابزار‌ تحقیق، روش استخراج، نمونه‌گیری و روش‌های آماری مورد استفاده در تحقیق می‌پردازیم. روش در یک پژوهش علمی، نقش اساسی دارد و پژوهشگر رادر نیل به حقیقت و گریز از خطا یاری می رساند (ساروخانی، 24:1383). به طور کلی در علوم ‌اجتماعی پژوهش با استفاده از دو رویکرد اصلی انجام می‌گیرد. یکی رویکرد کمی و دیگری رویکرد کیفی است. از آنجا که در این تحقیق محقق بر اساس یک چهارچوب قاعده‌مند حرکت میکند، سعی در سنجش یک واقعیت عینی دارد، روی متغیرها متمرکز است و همچنین از بیرون یک جریان اجتماعی را مطالعه میکند، رویکرد مقتضی آن رویکرد کمی است.

4-2- روش تحقیق…………………………………………………………………………………. 58

4-3- تکنیک جمع آوری اطلاعات………………………………………………………………….. 58

4-4- ابزار جمع آوری اطلاعات………………………………………………………………………. 59

4-5- جامعه آماری و حجم نمونه…………………………………………………………………. 60

4-6- تعریف متغیرها ………………………………………………………………………………..61

4-6-1- تعاریف عملیاتی و نظری متغیرها………………………………………………………… 61

4-6-1-1- تعریف نظری و عملی متغیرهای مستقل……………………………………………. 61

4-6-1-2- تعریف عملی و نظری متغیر وابسته…………………………………………………… 63

4-7- روایی و پایایی ابزارهای اندازه گیری……………………………………………………….. 64

4-3- آلفای کرونباخ مقیاس ها…………………………………………………………………….. 65

4-7-فنون تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………..65

فصل پنجم: یافته‌های تحقیق

 در این فصل به نتایج آماری پژوهش می‌پردازیم. آمار صرفاَ ابزاری جهت تحلیل است و نحوه کاربرد آن به محقق مربوط می‌شود و به دو نوع توصیفی و تحلیلی تقسیم می‌گردد. آمار توصیفی به طور خلاصه الگوی پاسخ‌های ارائه شده توسط افراد نمونه را بیان می‌کند. اما با توجه به این که در پیمایش تنها به دنبال خصوصیات افراد نمونه نیستیم، بلکه در پی تعمیم نتایج و استفاده از آن‌ها می‌باشیم و با آمار توصیفی قادر به این کار نیستیم، نیازمند به آمار استنباطی می‌شویم.

5-2-1- وضعیت سنی پاسخگویان

جدول شماره 5-1، توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گروه سنی را نشان می‌دهد. همان‌طور که مشاهده می‌شود، بیش‌ترین فراوانی به گروه سنی 30 سال و بالاتر تعلق دارد که این تعداد 3/36درصد یعنی 218  نفر می‌باشد. کمترین فراوانی نیز مربوط به گروه سنی 15-19 سال با 113 نفر (8/18 درصد) می‌باشد. همچنین 135 نفر از پاسخگویان (5/22 درصد) در گروه سنی 20-24 سال و 134 نفر (3/22درصد) در گروه سنی 25-29 سال قرار دارند.

5-2- آمار توصیفی……………………………………………………………………………………. 68

5-2-1- وضعیت سنی پاسخگویان…………………………………………………………………. 68

5-2-2- وضعیت تأهل پاسخگویان…………………………………………………………………. 69

5-2-3- وضعیت درآمد پاسخگو……………………………………………………………………. 69

5-2-4- وضعیت درآمد خانواده………………………………………………………………………70

5-2-5- وضعیت طبقه اجتماعی پاسخگو……………………………………………………….. 70

5-2-6-وضعیت تحصیلی پاسخگو………………………………………………………………… 71

5-2-7-وضعیت تحصیلی همسر پاسخگو………………………………………………………..71

5-2-8-وضعیت سرپرست خانوار…………………………………………………………………… 72

5-2-9-وضعیت شغلی پاسخگو……………………………………………………………………… 73

-2-10-وضعیت نوع شغل پاسخگو…………………………………………………………………. 73

5-2-11- توزیع فراوانی شکاف دسترسی به گویه فناوری……………………………………… 74

5-2-12-بررسی پاسخ‌های داده شده به متغیر‌های گویه‌ی  شکاف سواد اطلاعاتی………. 75

5-2-12-1-آشنایی با اینترنت در فضای مجازی…………………………………………………… 75

5-2-12-2- استفاده از اینترنت در طول یک ماه………………………………………………… 76

5-2-13- بررسی فراوانی گویه شکاف دسترسی به اطلاعات………………………………… 78

5-2-14-بررسی فراوانی گویه مشارکت در تصمیم گیری……………………………………… 79

5-2-15- بررسی فراوانی گویه دسترسی و کنترل بر منابع دیگر……………………………. 80

5-2-15-1-کنترل بر درآمد خود و همسر………………………………………………………. 80

5-2-15-2-ارتباط با گروه‌های اجتماعی……………………………………………………….. 81

5-2-15-3- بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز از منابع اجتماعی…………………………………. 82

5-2-16-بررسی فراوانی گویه تحرک………………………………………………………………… 83

5-2-17-بررسی فراوانی گویه امنیت…………………………………………………………….. 84

5-2-18-بررسی فراوانی گویه آگاهی جنسیتی……………………………………………….. 85

5-2-18-1-موافقت با برابری دختران و پسران……………………………………………………… 85

5-2-18-2- موافقت مردان با اشتغال، مشارکت، تحصیلات و حقوق زنان و وظایف مردان نسبت به همسر ………………………………………………………………………………………………………….86

5-3-آمار استنباطی………………………………………………………………………………….. 88

5-3-1-آزمون فرضیه شماره یک: بین تأهل و توانمندی زنان رابطه وجود دارد………………….. 88

5-3-2-فرضیه شماره دو: بین درآمد پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد………………. 88

5-3-3-فرضیه شماره سه: بین میزان درآمد خانواده و توانمندی زنان رابطه وجود دارد………. 89

5-3-4-فرضیه شماره چهار: بین طبقه اجتماعی و توانمندی زنان رابطه وجود دارد…………… 89

5-3-5-فرضیه شماره پنج: بین تحصیلات پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد…………. 90

5-3-6-فرضیه شماره شش: بین تحصیلات همسر و توانمندی زنان رابطه وجود دارد…………. 91

5-3-7-فرضیه شماره هفت: بین اینکه چه کسی سرپرست خانوار باشد و توانمندی زنان رابطه وجود دارد…………………………………………………………………………………………………….. 91

5-3-8-فرضیه شماره هشت: بین وضعیت شغلی پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. 92

5-3-9- فرضیه شماره نه: بین نوع شغل پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد…………. 93

5-3-10-فرضیه شماره ده: بین سن و توانمندی زنان رابطه ی وجود دارد…………………….. 93

5-3-11-فرضیه شماره یازده: بین شکاف فناوری و توانمندی زنان رابطه وجود دارد…………….. 94

5-3-12- فرضیه شماره دوازده: بین شکاف سواد اطلاعاتی و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. 95

5-3-13-فرضیه شماره سیزده: بین شکاف دسترسی به اطلاعات و توانمندی زنان رابطه وجود دارد……………………………………………………………………………………………………….. 95

5-3-14- بررسی سازگاری درونی محورهای توانمندی زنان……………………………………….. 96

5-3-15- بررسی آزمون رگرسیون خطی چند متغیره برای تبیین متغیر توانمندی زنان…………… 98

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل ششم: بحث و نتیجه گیری

6-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………… 101

6-2-بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………. 102

6-3-محدودیت‌های پژوهش………………………………………………………………………. 106

منابع فارسی……………………………………………………………………………………… 108

منابع لاتین…………………………………………………………………………………………. 114

ABSTRACT

Present study is to examine the relationship between digital divide and women empowerment. In addition, women empowerment and its dimensions (access and control of resources, participation, gender awareness, mobility and security) were investigated. Also these independent variables: Marital Status, respondents and their families’ Income, social class, Education level of respondents and their spouses, Head of household status, employment status, occupation, age, technology divide, information access divide, information literacy divide were investigated. By virtue of multistage random sampling, 600 ones were selected based on leen formula. Required Datas were collected from Shiraz women aged 15-54 by means of questionnaires based on survey method. The study findings indicated variables: respondents and their families’ Income, Head of household status, employment status, occupation, age, technology, information literacy and information access had a significant relation with the women empowerment; While marital status had no significant relationship with women empowerment. Multiple regression showed that %24 of the variance of women empowerment variable was explained through the six independent variables (Education level of respondents, technology, occupation, age, information access, family income).



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان