انتخاب صفحه

فهرست مطالب :

فصل اولطرح پژوهشی

ادبیات تطبیقی به عنوان اندیشه­ای نو راه­کارهایی را برای مطالعه تجانس وتقابل فرهنگی ملت­ها از جمله ادبیات پیش روی ما نهاده است.این علم جدید در پی آن است که مشترکات فرهنگی ملت­هارا بیابد و آنگاه براساس این مشترکات آنها را به هم پیوند زند. دو ملت فارس و عرب، از قرون گذشته با هم تعاملات فرهنگی بسیار داشته­اند. این تعاملات در کشورهای هم مرز، همچون عراق و ایران بیشتر به چشم می­خورد. این دو کشور دادوستدهای بسیاری در زمینه­های مختلف فرهنگی،اقتصادی و حتی سیاسی داشته­اند که در دهه­های اخیر،بویژه در دوران مشروطه­خواهی، گسترش بیشتری یافته است.

هر دو کشور در زمان حیات زهاوی (1279-1354ه.ق =1863- 1936م) و بهار (1263-1330ه.ش = 1884-1954م) تحت سلطۀ مستبدان عثمانی و قاجاری بودند، که باعث گسترش جنبش­های آزادی­طلبانه گردید. از سوی دیگر عقب­ماندگی­های اجتماعی و فرهنگی بر مشکلات سیاسی ­افزود. بنابراین جای شگفتی نیست که اکثر شاعران در این دوره به ادبیات رآلیستی توجه داشته و مسائل روز را در شعر خود منعکس می­کردند. بهار و زهاوی همچون اکثر شاعران هم عصر خود، به عنوان شاعرانی متعهد و معناگرا، با نگاهی موشکافانه به نابرابری­ها وناهنجاری­های جامعه، سعی در اصلاح مفاسد اجتماعی و تقویت مصالح مردمی داشتند. از سوی دیگر استبداد و خفقان سیاسی اجازۀ انتشار حقایق را آن­چنان که بود، نمی­داد؛ بنابراین به طنز سیاسی و اجتماعی، که مسائل را در لفافه بیان می­کند، روی آوردند. بنابراین شرایط اجتماعی و سیاسی (عناصر غیر زبانی) یکی از دلایل اصلی شباهت درون­مایۀ اشعار طنز این دو شاعر است. از سوی دیگر شرایط فرهنگی یکسان که به سوی ایجاد تغییرات اساسی در ادبیات می­رفت، عناصر زبانی (زبان، موسیقی، تصویرپردازی) هر دو شاعر را شبیه هم کرده است. در کنار این مسائل، دوستی و رابطۀ دو شاعر و دادوستدهای دو کشور بر احتمال تاثیرپذیری آندو از یکدیگر، می­افزاید. بر این اساس می­توان گفت که برخی اشعار طنز سیاسی و اجتماعی آنها -چه در عناصر زبانی و چه در محتوا- از همدیگر متاثر هست.

این پژوهش از پنج فصل تشکیل شده است؛ در فصل اول کلیات پژوهش و مسائل مربوط به موضوع مورد نظر بیان می­گردد. در فصل دوم به بیان مبانی نظری می­پردازد. در این فصل ابتدا ادبیات تطبیقی با تمامی رویکردهای آن از جمله رویکرد جدید فرانسه، (که پژوهش تحت تأثیر آن است) بررسی شده و اهداف اصلی ادبیات تطبیقی را بیان کرده است. در بخش دوم این فصل به گفتمان و تحلیل گفتمان به عنوان روش کاربرد زبان در ادبیات مورد توجه قرار گرفته است. این نظریه شامل دو رکن بافت برون متنی و بافت درون­متنی می­شود. در بافت برون متنی تاثیر شرایط اجتماعی و سیاسی بر ادبیات و شعر بررسی می­گردد و در بافت درون متنی عناصر زبانی از جمله تصویرپردازی، موسیقی و زبان با اشکال کاربردی آن همچون مجاز و حقیقت، در تولیدات ادبی مدنظر قرار گرفته می­شود. بخش آخر مربوط به طنز به عنوان شاخه­ای از ادبیات انتقادی است که در آن اهداف، انواع و شیوه­های طنز توضیح داده خواهد شد.

فصل سوم بافت برون متنی بهار و زهاوی و تأثیری که بر شعر طنز آنها داشته است، بررسی می­گردد. این فصل شامل موقعیت سیاسی و اجتماعی شاعران است که مشروطه را به عنوان نقطۀ عطفی در دوران زندگی آنها معرفی می­کند. همچنین سرگذشت و دیدگاه­های آنها را به همراه انواع نوشته­ها و سروده­هایشان بررسی کرده و در پایان به دوستی و روابطی که آندو با هم داشتند، اشاره می­کند. فصل بعد شامل بافت درون­متنی اشعار طنز زهاوی و بهار است، که اشعار طنز سیاسی و اجتماعی را از دو بعد موضوعی و هنری(زبانی) تحلیل می­کند. در قسمت موضوعی، محتوای­ اساسی شعر شاعران، یعنی سیاست و اجتماع را با استناد به اشعار طنز آنها، براساس شیوه­های مختلف طنز مورد کنکاش قرار داده است. در بخش دوم از لحاظ هنری و زیبایی­شناسی به اشعار طنز زهاوی و بهار می­پردازد. در این بخش عناصر زبانی اشعار آنها را در اقسام مختلف از جمله زبان، موسیقی، تصویرپردازی و تناص بررسی کرده و شباهت­های زبانی را با توجه به اشعار آنها بیان می­کند. در پایان هم قصیدۀ «نکیر و منکر» بهار به عنوان ترجمۀ منظوم ابیات ابتدایی «ثوره فی الجحیم» با تکیه بر ابیات اصلی زهاوی منعکس گردیده است. در فصل آخر یافته­های پژوهش بیان می­شود.در این پژوهش سعی برآن است که شرایط سیاسی و اجتماعی دوران بهار و زهاوی و اشعار طنز آنها مورد بررسی قرار گرفته و شباهت­ها و تجانسات آنها بیان گردد. همچنین سعی شده در بررسی اشعار و شخصیت­ها و حوادث جانب اعتدال رعایت گردد و حق مطلب انعکاس داده شود. البته از آنجا که منابع مورد نیاز بسیار محدود و دسترسی به آنها در برخی موارد دشوار می­نمود، نگارنده خود اذعان دارد که این پژوهش خالی از ایراد و اشکال نیست و جای بسی خوشحالیست که با انتقادهای سازنده آنها هم رفع گردد. امید آنکه این تلاش هرچند ناچیز راه­گشای دانش­پژوهان قرار بگیرد.در پایان بر خود لازم می­دانم از اساتید گران­بارم از جمله دکتر فرامرز میرزایی و دکتر هادی نظری منظم که با راهنمایی­ها و مشاوره­های بی­دریغ خود مرا در تکمیل این پایان­نامه یاری نموده­اند، تشکر و قدردانی کنم. همچنین از جناب آقای دکتر مرتضی قائمی به خاطر تمامی زحماتی که برای بندۀ حقیر کشیده­اند سپاسگزارم و برای ایشان از خداوند منان آرزوی توفیق روزافزون دارم.

  1. 1 مقدمه……………………………………………………………………………. 3

2.1. بیان مسأله…………………………………………………………………………… 6

3.1. سابقه و ضرورت پژوهش…………………………………………………………… 7

4.1. اهداف پژوهش……………………………………………………………………… 8

5.1. فرضیات………………………………………………………………………………. 8

6.1. روش تحقیق…………………………………………………………………………. 8

 

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم ادبیات تطبیقی، گفتمان و طنز

ادبیات تطبیقی[1] به عنوان یک اندیشۀ جدید حدود دو قرن پیش به تاثیر از اندیشه ادبیات جهانی[2] گوته پا به منصه ظهور گذاشت، «وی در پی آن بود که مشترکات فرهنگ­های شرق و غرب را بیابد و آنگاه براساس این مشترکات آنها را به هم پیوند زند.» (انوشیروانی،1390: 24) این ایده می­تواند « به بررسی تمامی آثار، برای از قوه به فعل درآوردن خاص ادبیات، بپردازد؛ چون که خود، از منظر نظریه­ای، به تأمین برابری جایگاه بالقوه تمامی آثار می­پردازد.» (شورل،1389: 51) البته ادبیات جهانی و ادبیات تطبیقی تفاوت زیادی با هم ندارند؛ در واقع ادبیات جهانی موادخام را در اختیار تطبیقگر قرار می­دهد تا بوسیله آن تحلیلی آگاهانه انجام دهد.هرچند اصطلاح ادبیات تطبیقی در سال1816م به کار رفت، اماویلمن[3] فرانسوی بود که آن را به معنای واقعی­اش در سال1828 و به هنگام تدریس ادبیات بیگانه در کنفرانس خود در سوربن به کاربرد و کمی بعد در اثر معروف خود “تصویر ادبیات فرانسه در قرن هجدهم” (4جلد، 1829)بازتاب آثار فرانسوی را در کشورهای اروپایی بویژه انگلستان نشان داده و پایه­های اولیه ادبیات تطبیقی را بنا نهاد. این درحالی بود که قبل از ویلمن جریان­های فکری ای چون غیربومی مآبی، رنسانس شرقی، جهان بینی وطنی، ادبیات بیگانه و… بوجود آمده بود. این دانش نو در فرانسه هویت پیدا کرد و سرانجام بعد از چندین سال در اکثر کشورها بویژه آلمان، ایتالیا، انگلستان، آمریکا و … راه خود را پیمود و به کشورهای خاورمیانه و خاور دور راه یافت.ادبیات تطبیقی «به مطالعه روابط  ادبی بین دو یا چند ملت می­پردازد.» (ولک و وارن،1373: 41) و به دنبال این است که بگوید: یک موضوع یا هرچیز دیگر، بویژه ادبیات هر دفعه از “هیچ” ایجاد نمی­گردد؛ به عبارت دیگر«به بررسی مقایسه­ای آثاری که برخاسته از زمینه­های فرهنگی متفاوتند » (شورل ،1389: 25) و از مرزهای زبانی، جغرافیایی و یا بین رشته­ای فراتر می رود، می­پردازد. همچنین ناظر است بر «تغییر و تبدیل­هایی که هر ملت، یا نویسنده معین در آثار ادبی که از دیگران وام گرفته، به عمل آورده است.» (گویارد ،1374: 12)نشانه­های اولیه این نظریه در علوم قدیم بوده و با عنوان­هایی چون”موازنه، سرقات، اقتباس، انتحال، معارضات و تضمین” یاد می­کردند، اما این پژوهش­ها اکثراً ساده و بدون روش و چارچوب تئوری بوده است.حوزه­های ادبیات تطبیقی متفاوت­اند، از جمله : 1) انواع ادبی. 2) انواع هنری که در ادبیات می­گنجند، مثل: موشحات. 3) صور خیال. 4) شخصیت­های تاریخی و نمونه­های بشری. 5) الفاظ و مفردات. 6)درونمایه و افکار و اندیشه­ها. 7) مکاتب ادبی. 8) تصویر شناسی[4]. (تصویر یک ملت از ملتی دیگر، به عنوان یک نوع ادبی جدید در عرصه ادبیات تطبیقی جای می­گیرد).(غنیمی هلال، 1998: 95تا104)این اندیشه نوپا بعلت اختلافاتی که در اصطلاح، تعاریف و اصول بنیادی خود داشته، تاکنون چندین رویکرد و مکتب از آن بوجود آمده است، که به اختصار شرح داده می­شوند.

2.1.2. مکتب فرانسه

“مکتب فرانسوی” اولین و قدیمی­ترین مکتب ادبیات تطبیقی است و بانی اصلی آن –به عنوان یک مکتب- ژوزف تکست[5] بود که در مجموعه مقالات خود به سال 1898م منتشر کرد و اندیشمندانی چون بالدنسپرژه[6]، پل وان تیگم[7]، ژان ماری کاره[8]و گویارد[9] در پیشبرد آن نقش بسزایی داشتند.این مکتب که ادبیات تطبیقی بخشی از تاریخ ادبیات به شمار می­آورد، « حوزه­های برخورد ادبیات زبان­های مختلف را از لحاظ تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بررسی می­کند.»(همان: 13)به عبارت دیگر، «مطابقه­گر مشابهات و اختلاف­های دو اثر را به منظور ارائه دلیل متنی تاثیر و تفسیر تطبیقی آن­ها بیان می­کند، سپس آن را با ارائه شواهد تاریخی ارتباط دو اثر ثابت می کند.» (الخطیب، 2004: 28)مهمترین اصول ادبیات تطبیقی در مفهوم فرانسوی به این شرح است: أ)روابط تاریخی و حقیقی و در نتیجه تاثیرپذیری و تاثیرگذاری موجود بین آثار ادبی، یکی از اصول مهم در مکتب فرانسوی است و درحقیقت به تاریخ ادبیات و تاریخ تطبیقی ادبیات­ها بسیار نزدیک است. «بی دلیل نیست که از آن به عنوان”تاریخ روابط ادبی بین المللی” یاد کرده­اند.» (گویارد،1374: 19) بنابراین پژوهشی که دلیل قاطع و روشنی بر ارتباط و تاثیر متقابل میان ادیبان نیست، از حیطه ادبیات تطبیقی فرانسوی بیرون است. «اما این سخن بدان معنی نیست که باید میان ادیبان، رابطه شخصی حکمفرما باشد. کافی است که ثابت شود اندیشه­ای از محیطی به محیط دیگر رفته و ادبا از آن تقلید کرده یا متأثر شده باشند.» (ندا،1387: 31) البته گاهی ممکن است تاثیرپذیری وارونه و مخالف تاثیرگذار باشد،« گویا نویسنده در مقابل اثر نویسنده­ای از ملت دیگر می­ایستد و از پس آن نوشته خود را بوجود می­آورد». (الخطیب، 2004: 31و غنیمی هلال،1998: 17) همانگونه که در نمایشنامه  ” کلئوپاترا” احمد شوقی می­بینیم. “برداشت” یا “تأویل ” نوع دیگری از تاثیرپذیری است، « تحقیق در مضامین مشترک این نکته را هم نشان می­دهد که دگرگونی صورت­های آنها در آثار مختلف تا چه حد ناشی از تاثیر محیط و جامعه و اقلیم است و ورای اینها نقشی که ذوق و قریحه خاص هر ادیبی، در ایجاد صورت مناسب دارد تا چه حد فردی و شخصی است. در عین حال تحقیق این نکته تفاوتی را که در طرز تلقی نسلها از اطوار و اعمال قهرمانان و اشخاص موهوم یا تاریخی در صورتهای قصه­هاشان پدید آمده است، نشان می­دهد.» (زرین کوب،1381: 332)ب‍ ) پشت سر نهادن مرزهای ملی و زبانی یکی دیگر از اصول دیگر این مکتب است؛ به عبارت دیگر، مقایسۀ بین دو ادبیاتی که به یک زبان نگاشته شده، یا برخاسته از ادبیات یک ملت باشد، در چارچوب مکتب فرانسوی قرار نمی­گیرد. پل وان تیگم دراین­باره می­گوید:« بیان وجوه تشابه و افتراق بین دو کتاب یا دو صحنه یا دو موضوع یا دو صفحه از دو یا چند زبان چیزی جز گام اولیه و ضروری نیست که راه “کشف” تاثیر یا اقتباس یا چیز دیگر را برای ما می­گشاید و پس از آن است که می­توانیم یک اثر ادبی را با کمک اثری دیگر تفسیر کنیم.» (علوش،1987: 10) البته باید گفت که « مرزهای زبانی نزدیکتر و روشمندتر و راحت­تر جهت مقایسه است، چراکه که مرزهای زبانی در طول تاریخ باثبات­تر از مرزهای سیاسی بوده است.» (مکی،1987: 249)


2.1. ادبیات تطبیقی………………………………………………………………………. 11

1.1.2. مفهوم ادبیات تطبیقی……………………………………………………………. 11

2.1.2. مکتب فرانسه…………………………………………………………………….. 12

3.1.2. مکتب آمریکا ……………………………………………………………………….14

4.1.2. جریان های نو در ادبیات تطبیقی……………………………………………….. 14

5.1.2. گرایش های جدید مکتب فرانسه………………………………………………. 15

6.1.2. اهداف ادبیات تطبیقی………………………………………………………….. 16

2.2. گفتمان. …………………………………………………………………………….18

1.2.2. مفهوم گفتمان و گفتمان کاوی……………………………………………….. 18

2.2.2. ارکان گفتمان………………………………………………………………….. 19

3.2. طنز……………………………………………………………………………… 20

فصل سوم بافت برون متنی گفتمان در اشعار طنز بهار و زهاوی

 

رابطه مسائل اجتماعی و ادبیات، رابطه‌ای دو سویه است؛ وضعیت بیرونی و زندگی شاعر و حوادثی که در اطراف او رخ می­دهد اعم از حوادث سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی به طور حتم در تراوش­های ذهنی شاعر تاثیر می­گذارد، همانگونه که در برخی موارد، حوادث بیرونی از آثار وی تاثیر می­گیرد. در این دوران هم مسائل اجتماعی و سیاسی بر ادبیات تاثیر جدی گذاشت و هم ادبیات برای بسترسازی و فراهم­آوردن زمینه‌های روشنفکری و گسترش شعارهای تجددطلبانه نقش اساسی ایفا کرد. انقلاب­ها و جنبش­های قرن اخیر و در پی آن مشروطه­طلبی، شورش علیه استبداد سلطنتی و مقابله با استعمار و استثمار از حوادث مهم دوران بهار و زهاوی در دو کشور ایران و عراق است که بعد از آگاهی و آشنایی مردم با دنیای بیرون، بویژه غرب و در پاسخ به تغییرات و پیشرفت­های عصر خود، بوجود آمدند. اهمیت این دورۀ تاریخ از آن روست که بخش گسترده­ای از آن رویدادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مشترکی میان عراق و ایران را دربرمی­گیرد، و با وجود جنگ­ها و اختلافات بین دو کشور، روابط آندو همیشه در سطحی نامطلوب قرار نداشته و در تاریخ روابط ایران و عراق نقاط قابل اتکایی نیز یافت می‌شود.این جنبش­ها در عثمانی حدود دو دهه قبل از ایران رخ داد و تقریبا تمام این رخدادها از جمله مشروطه­خواهی بعد از چند سال در ایران اتفاق ­افتاد. این موضوع بیانگر این است که رخدادهای دو کشور همسایه که بسیار به هم نزدیک است، بر یکدیگر تاثیرگذارده است. شرایط جغرافیایی و استراتژی یکسان عراق و ایران و روی­آوردن استعمارگران به آن، مناسبات ترک و ایران، وجود سفیران دو کشور، سفرها و کوچ­ها، اخراج و تبعید افراد ضد استبدادی از ایران به عثمانی(بویژه عراق) و از عثمانی به ایران، همفکری عالمان عراقی و ایرانی در خط ­مشی انقلاب­ها، وجود عالمان نوگرایی چون سیدجمال الدین، مقابله با شرایط فرهنگی بسیار ضعیف و موقعیت اقتصادی نابسامان که فقر و قحطی را به همراه داشت، در هر دو کشور از عوامل موثر در ادبیات است، بنابراین برای بررسی شعر زهاوی و بهار باید شرایط اجتماعی و سیاسی آنها را مورد کنکاش قرار داد.

 1.3. موقعیت سیاسی زهاوی

کشور عراق در زمان زهاوی تحت سلطۀ مستقیم دولت عثمانی قرار داشت و «والیان دست­نشاندۀ امپراتور عثمانی از سال1831 تا 1914م عراق را تابع حکومت مرکزی که در استانبول بود، نگه داشته بودند.» (الهاشمی،2006: 238) حکومت عثمانیان (۱۹۲3-۱۲80م) یکی از بزرگ‌ترین و پهناورترین دولت اسلامی پس از فروپاشی خلافت عباسی به شمار می­آمد.(حضرتی،1386: 15) این امپراتوری قدرت زیادی بویژه در قرون17 و18 داشت، اما از اوایل قرن نوزدهم با وجود اصلاحاتی در جهت برکندن نظام کهن از سوی سلاطینی چون سلطان محمود و سلطان عبدالمجید، رو به افول بود. بعد از آنها سلطان عبدالعزیز(سکاندار امپراتوری در بدو تولد زهاوی) بیش از پیش در جهت تجدید حیات قدرت امپراتوری به امر اصلاحات پرداخت. «وی که همدورۀ ناصرالدین شاه بود، اولین پادشاهی بود که برای دیدن تغییرات اروپا و ایجاد اصلاحات در حکومت خود به آنجا سفر کرد. در طی  این سفر، پادشاه ایران هم برای انجام چنین سفری ترغیب شد.» (رئیس نیا،1382، ج اول: 52) درواقع، این دو سفر که در عثمانی و ایران انجام گرفت یکی از عوامل ایجاد اصلاحات در دو حکومت بود.در این دوران مدحت پاشا مهم­ترین والی عثمانی عراق بود، که «اقدامات بسیار در آبادانی کشور و آسایش ملت انجام داد و در زمینه ورود پدیده­های جدید تمدن اروپایی مانند بیمارستان، مدرسه، روزنامه، چاپخانه، کارخانه و سینما کوشش فراوان کرد.» (کامران مقدم،2536(=1336ه.ش): 179) به طور کلی «اقدامات وی در دو بخش می­گنجید، 1. اصلاحات اداری و حکومتی، 2. تغییر در تعلیم و تربیت.»(الهاشمی،2006: 240)بعد از عبدالعزیز آخرین امپراتوری مهم عثمانی یعنی سلطان عبدالحمید دوم حکومت خود را از سال1876 تا 1909م شروع کرد. در طی این اصلاحات، آگاهی و بیداری ملت عرب بیشتر شد. عواملی چون افزایش مراکز تعلیم و تربیت و گسترش باسوادی و تحصیلات عالیه، آشنایی با زبان­های خارجی و ترجمه کتب و مقالات، صنعت چاپ و افزایش روزنامه­ها، آشنایی با اختراعات و نوآوری­های اروپایی در کنار تلاش روشنفکرانی چون سید جمال الدین و مدحت پاشا، در ایجاد آگاهی عرب­ها نقش بسزایی داشتند. این تغییرات، مردم را خواستار حکومت مشروطه، قانون، آزادی و دموکراسی کرد. بالاخره سلطان عبدالحمید در پی شورش­های مردمی، به رغم مخالفت درونی در سال 1876م با قانون اساسی موافقت کرد.(حضرتی،1386: 103) «این قانون اساسی را مدحت پاشا بر مبنای قانون اساسی سال 1831 بلژیک تهیه و در آن تمهیداتی برای تشکیل یک پارلمان انتخابی فراهم کرد. این قانون در نوع خود اولین قانون اساسی در تمام کشورهای اسلامی بود.»(منسفیلد،1385: 87) زهاوی دراین­باره اینگونه سرود:


1.3. موقعیت سیاسی زهاوی……………………………………………………………. 32

3.1.1. انقلاب دهۀ بیست……………………………………………………………….. 34

2.3. اوضاع اجتماعی عراق………………………………………………………………. 36

3.3. موقعیت سیاسی بهار………………………………………………………………. 38

3.3.1. مشروطه (١٢٨۵ – ١٢٩٩هـ.ش) …………………………………………………38

2.3.3. حکومت پهلوی…………………………………………………………………… 40

4.3. اوضاع اجتماعی ایران……………………………………………………………… 41

5.3. گذری بر زندگی و اندیشه های دو شاع……………………………………..ر. 43

1.5.3. زهاوی…………………………………………………………………………….. 43

1.1.5.3. اندیشه های زهاوی…………………………………………………………. 45

2.1.5.3. آثار زهاوی…………………………………………………………………….. 48.

3.1.5.3. شعر زهاوی………………………………………………………………….. 48

2.5.3. بهار…………………………………………………………………………… 52

1.2.5.3. زندگی و اندیشه های بهار……………………………………………… 52

2.2.5.3. شعر بهار…………………………………………………………………. 55

فصل چهارم بافت متنی گفتمان در اشعار طنز بهار و زهاوی

مهمترین وقایع این دوران را می­توان در موارد زیر خلاصه کرد: مشروطه­طلبی، قیام علیه استبداد عثمانی­ها و قاجاریان، تثبیت قانونگذاری و پس از آن تعلیق مشروطه توسط عبدالحمید و محمدعلی شاه، برکناری آندو از سلطنت وحاکمیت دوبارۀ  قانون، شکست آزادی­خواهان و مشروطه­طلبان و برقراری دوبارۀ نظام سلطنتی در زیر سایۀ استعمار، جنگ جهانی اول و حمایت هر دو حکومت از آلمان که باعث شد بعد از شکست در مقابل متفقین، بیش از پیش زیر سلطه استعمار بروند.علاوه بر این جنگهای استقلال­طلبانه علیه دخالت استعمار و درپی آن استثمار کشورهای غربی بویژه انگلیس، که باعث کسب استقلال نسبی عراق و ایران گردید هم در کنار حوادث داخلی قرار می­گرفت.این حوادث سیاسی به طورحتم، در بیشتر سروده­های شاعران این دوران از جمله بهار و زهاوی- به طنز یا جد- انعکاس پیدا می­کند و حتی در برخی از آنها می­توان ردپای تاریخ را بوضوح مشاهده کرد. اصلی­ترین اشعار طنز سیاسی این شاعران را می­توان در دو بخش خلاصه کرد؛ 1. عاملان و حوادث سیاسی، 2. مردم.

1.1.1.4. عاملان و حوادث سیاسی

این قسمت از طنز سیاسی بهار و زهاوی دربرگیرنده تمامی اشخاص سیاسی در دولت عثمانی و ایرانی است. شاعر در این اشعار یا به انتقاد از پادشاه (چه مخلوع و چه عامل)، یا از عاملان و دست­نشانده­های امیر و یا سیاستمداران و استعمارگران برمی­خیزد.حاکم: عبدالحمید تنها پادشاهی است که صراحتاً مورد انتقاد زهاوی قرار گرفته است. وی بعلت خفقان سیاسی شدید، از نام بردن صریح دولتمردان بویژه پادشاه خودداری می­کند، با این وجود در برخی از موارد از بردن نام عبدالحمید در انتقادهای خود باکی ندارد که گاهی باعث حبس و تبعید وی می­گردد. اما بهار در بیشتر اشعار سیاسی خود نام صاحب­منصبان را صراحتاً اعلام می­کند و چه بسا به همین علت، در بیشتر عمر خود یا در تبعید است و یا زندان. البته در زمان رضاشاه بسبب تشدید خفقان، از صراحت اشعار سیاسی خود می­کاهد و کنایه را بیش از پیش بکار می­برد. وی در قصیده “شجاعت ادبی” درباره صراحت کلام چنین می­سراید:

1.4. تحلیل موضوعی…………………………………………………………….. 66

1.1.4. طنز سیاسی……………………………………………………………. 66

1.1.1.4. عاملان و حوادث سیاسی……………………………………………. 66

2.1.1.4. استعمارگران…………………………………………………………….. 74

3.1.1.4. جنگ جهانی………………………………………………………….. 77

4.1.1.4. بیداری مردم…………………………………………………………… 78

2.1.4. طنز اجتماعی………………………………………………………….. 80

1.2.1.4. دعوت به پیشرفت و مبارزه با نادانی و سستی…………………. 80

2.2.1.4. دفاع از حقوق زنان………………………………………………….. 84

3.2.1.4. مبارزه با فقر………………………………………………………….. 86

4.2.1.4. مبارزه با باورها و سنت های خرافی…………………………….. 88

5.2.1.4. مبارزه با سطحی نگری و قشری گری………………………….. 96

6.2.1.4. مقابله با مفاسد اجتماعی…………………………………… 101

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم نتایج پژوهش

1.5. یافته های پژوهش………………………………………………………… 153
5.2. المخلص……………………………………………………………………… 156

فهرست منابع…………………………………………………………………….. 159

Abstract:

     “Irony” is one of the anomalies in the literary community, especially the power centers of undesirable behavior challenges .It has always been stressed and literary critics .Poets, especially Iraq and Iran , according to social and political instability in both countries over the last 150 years , it had proper attention . JamilZ·havy (1863 -1936 AD) and Bahar (1884 -1954 AD) due to living in such a period of expressive language, have used humor to criticize social and political status. Check discourse irony in the poems of the poet shows that they are both semantically and linguistically have many things in common with. Bitter political and social experiences such as colonialism and exploitation of people, oppression, political actors, Sthyngry, beliefs and traditions, superstitions, poverty, sloth, ignorance, ignorance and women’s rights in the sense that they are the most common sizes. The two poets are also encouraged to combat traditional literature and literary deconstruction , especially in the content and language, there are a lot of heterogeneity . These similarities seem to arise from the social and political context longtime acquaintance between them is the same.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان