انتخاب صفحه

فهرست مطالب

فصل اول: مقدمه

دوره پس از زایمان به دلیل اثراتی که بر کارایی تولید­مثلی و آبستنی مجدد دارد، به عنوان یک مرحله مهم در زندگی تولید مثلی گاو ماده محسوب می­شود. آلودگی رحم به باکتری­ها، به طور معمول در طی دو هفته ابتدایی پس از زایش رخ می­دهد (Noakes et al. 2009; Sheldon and Dobson 2004). 80 تا 100 درصد گاوها آلودگی باکتریایی رحم را در دو هفته اول پس از زایش دارند (Földi et al. 2006). در این مدت دامنه وسیعی از فلور میکروبی در رحم تکثیر می­کنند. هر چند رحم بیشتر گاوها در فرایندهای بازسازی رحم و بازگشت آن به اندازه طبیعی، در طی پنج هفته اول پس از زایش، از این آلودگی­های باکتریایی پاک می­شوند اما در تعدادی از گاوها این آلودگی­ها توسعه پیدا کرده و عفونت­های رحمی قابل تشخیص با معاینه بالینی را ایجاد می­کنند (Noakes et al. 2009; Sheldon et al. 2006a).

اندومتریت پس از زایش به صورت التهاب محدود به اندومتریوم (لایه داخلی رحم) که 21 روز یا بیشتر پس از زایش و بدون نشانه­های بیماری عمومی رخ می­دهد، تعریف شده است (Sheldon et al. 2006a). تشخیص اندومتریت بالینی با قطر گردن رحم بیش از 5/7 سانتی­متر در ملامسه راست روده­ای بعد از روز 20 پس از زایش یا از حضور ترشحات مهبلی موکوسی-چرکی یا چرکی بعد از روز 26 پس از زایش تعریف شده است (LeBlanc et al. 2002a).

میزان شیوع اندومتریت در کشورهای مختلف بسیار متفاوت بوده است. این میزان از 5/4-6/2 در اسپانیا (Lopez-Gatius 2003)، 10 درصد در بریتانیا (Noakes et al. 2009)، 25 درصد در ژاپن (Gautam et al. 2009)، تا 53 درصد در ایالات متحده (Gilbert et al. 2005) متغیر بوده است که این تفاوت می­تواند به دلیل عدم توصیف روش­های تشخیصی، معیارهای متفاوت درجه بندی عفونت­های رحمی، دوره پس از زایشی که هنگام تشخیص عفونت گاو در آن قرار داشته، تعداد زایش گاو و مدیریت متفاوت گله­ها باشد (Lewis 1997; Noakes et al. 2009). در مطالعات قبلی در گاوداری­های ایران میزان وقوع اندومتریت بالینی درجه 1 تا 3 بیش از 50 درصد بود (احمدی و همکاران، اطلاعات منتشر نشده).

اندومتریت تاثیرات نامناسب بر تولید­مثل و باروری گاو گذاشته و خسارات اقتصادی فراوانی را وارد می­آورد. حضور باکتری در رحم، التهاب و آسیب­های بافتی اندومتریوم را در پی دارد و سبب تأخیر در بازسازی رحم و همچنین به خطر افتادن حیات رویان می­شود (Azawi 2008; Sheldon et al. 2006a). همچنین عفونت باکتریایی رحم و یا مواد تولید شده از این باکتری­ها سبب سرکوب ترشح LH هیپوفیز و نقص در عملکرد و رشد فولیکول­های تخمدانی پس از زایمان و در نتیجه اختلال در تخمک­گذاری می­شود (Opsomer et al. 2000; Sheldon et al. 2002b). بنابراین اندومتریت سبب کاهش احتمال باروری شده و افزایش فاصله زایش تا اولین تلقیح و افزایش نسبت تلقیح به ازای آبستنی (از 2 به 42/2) و افزایش فاصله زایش­ها (10 تا 31 روز) را در پی دارد (Azawi 2008; LeBlanc et al. 2002a; Noakes et al. 2009). گاوهای مبتلا به ترشحات مهبلی چرکی برای آبستن شدن به میانگین 30 روز زمان بیشتر نسبت به گاوهای غیر مبتلا نیاز دارند که حداقل ضرر اقتصادی طولانی شدن روزهای باز را دارد که حدود 3 دلار در روز می­باشد (Dubuc 2011). پس اندومتریت می­تواند سبب کاهش میزان باروری و افزایش نرخ حذف به دلایل ناباروری شود. نتیجه اینکه اندومتریت می­تواند اثر فراوانی در کاهش سودآوری گله­های گاو شیری داشته باشد. این خسارات به دلیل افزایش فاصله زایمان تا آبستنی مجدد، افزایش میزان حذف، کاهش تولید شیر و تحمیل هزینه­های درمان می­باشد (Drillich 2006; LeBlanc et al. 2002a) به گونه­ای که خسارات آن را برای هر گاو مبتلا 166 پوند (Noakes et al. 2009) محاسبه کرده­اند.

عوامل بیماری­زای اندومتریت بسیار پیچیده هستند. بسیاری از مطالعات پیشنهاد کرده­اند که باکتری­های بیماری­زا نقش مهمی در بروز و وخیم شدن اندومتریت دارند (Sun et al. 2011).  معمول­ترین شروع کننده­های عفونت اندومتریت باکتری­های بیماری­زای فرصت طلب غیر اختصاصی هستند که در اطراف زمان زایمان و پس از آن رحم را آلوده می­کنند (Sheldon et al. 2006a). به نظر می­رسد عفونت رحم به Escherichia coli در اوایل دوره پس از زایش، راه را برای عفونی شدن توسط سایر باکتری­ها هموار می­کند (Westermann et al. 2010; Williams et al. 2005). متعاقب آن رشد زیاد باکتری­های بیماری­زایی چون pyogenes  Trueperella (Arcanobacterium pyogenes) (که معمولا باکتری­هایی چونFusobacterium necrophorum  و Prevotella melaninogenicus همراه با آن هستند) به لایه­های اندومتریوم نفوذ می­کنند (Drillich 2006; Noakes et al. 2009; Sheldon et al. 2006a). میزان عفونت ایجاد شده و نتیجه آلودگی را گونه باکتری بیماری­زا، میزان باکتری وارد شده و توانایی گاو برای بروز پاسخ ایمنی مناسب تعیین می­کنند که می­تواند از عفونت رحمی شدید همراه با به خطر افتادن زندگی تا عفونت خفیف لایه داخلی رحم متغیر باشد (Noakes et al. 2009; Sheldon and Dobson 2004). گرچه در پایدار شدن و باقی ماندن عفونت در رحم عواملی چون مساعد بودن محیط رحم، فاکتورهای ژنتیکی و ایمنی ذاتی و اکتسابی حیوان دخالت دارند اما شدت اندومتریت و آسیب­های وارده به رحم ارتباط مستقیمی با جنس و گونه باکتری­های آن دارد. Trueperella pyogenes معمول­ترین باکتری مرتبط با بیماری­های رحمی و اندومتریت است (Bicalho et al. 2010; Sheldon et al. 2004; Yavari et al. 2007). در کنار آن باکتری­هایی چون Fusobacterium necrophorum و  melaninogenicus Prevotella و Escherichia coli  از دیگر باکتری­های بسیار مطرح در آسیب­های رحمی و در رده اول بیماری­زایی برای رحم هستند (Sheldon and Dobson 2004; Williams et al. 2005). در ضمن این باکتری­ها به رشد همدیگر کمک کرده و اثرات هم را تشدید می­کنند (Sheldon and Dobson 2004; Westermann et al. 2010). به گونه­ای که T. pyogenes کمک به ایجاد محیط بی­هوازی برای رشدF. necrophorum  وmelaninogenicus  P. می­کند. F. necrophorum اندوتوکسین کشنده سلول­های دفاعی را تولید می­کند که توانایی سیستم دفاعی میزبان برای پاکسازی رحم از T. pyogenes را محدود می­کند. در همین حال  melaninogenicus  P. مواد تداخل کننده در فاگوسیتوز را تولید می­کند (Sheldon and Dobson 2004). در نتیجه این سه باکتری معمولا در کنار هم و در ارتباط با هم جداسازی شده­اند.با توجه به اینکه اندومتریت اثری بر سلامت ظاهری گاو مبتلا ندارد از روش­های گوناگونی برای تشخیص آن در گاو استفاده کرده­اند (Youngquist and Threlfall 2007) که شامل: ملامسه رحم از راه راست­روده (Drillich 2006; Lewis 1997)، بررسی حضور ترشحات چرکی در واژن و دهانه خارجی گردن رحم (LeBlanc et al. 2002a; Williams et al. 2005)، اولتراسونوگرافی (Barlund et al. 2008; Oral et al. 2009)، بیوپسی رحم و مطالعات آسیب­شناسی (Bonnett et al. 1991)، مطالعات سلول شناسی (Ahmadi et al. 2005; Oral et al. 2009; Yavari et al. 2009) و مطالعات میکروب­شناسی (Földi et al. 2006; Yavari et al. 2007) می­باشد اما این روش­ها بیشتر برای تایید اندومتریت استفاده می­شوند و کمتر برای تشخیص عامل بیماری­زا قابل استفاده هستند یا اینکه وقت­گیر، با حساسیت پایین و پیچیده هستند.

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: مروری بر تحقیقات گذشته

مکانیسم بازسازی رحم پروسه­ای پیچیده است که بلافاصله پس از زایش شروع شده و شامل انقباضات رحمی، چروکیده، نکروز و پوسته شدن کارونکل­ها و بازسازی اندومتریوم می­باشد (Sheldon 2004). تعداد روزهای بازسازی رحم بین مطالعات مختلف متفاوت است. مورو گزارش کرد که مکانیسم بازسازی رحمی در 20 تا 25 روز کامل می­شود (Morrow et al. 1966) اما در مطالعه­ای دیگر مشخص شد که فقط بازسازی اپیتلوم در آن زمان کامل می­شود و لایه­های زیرین بافت رحمی برای ترمیم کامل نیاز به 6 تا 8 هفته فرصت دارند (Sheldon et al. 2008). گردن رحم نیز همزمان با بازسازی رحم کوچک می­شود اما سرعتی کمتر از آن دارد (Sheldon et al. 2006a). لوشیای رحم ترشحی است که بلافاصله پس از زایش آشکار شده و 12 تا 18 روز پس از زایش دیده می­شود. لوشیا شامل قسمت­های نکروزه­ی کارونکل­های رحمی، خون و مایعات جنینی است. لوشیا با کمک انقباضات میومتریوم از رحم بیرون ریخته می­شود و ترشح فیزیولوژیک طبیعی است و نباید با پیومتر و متریت اشتباه شود (Dhaliwal et al. 2001; Sheldon and Dobson 2004).

2-1-2- آلودگی و پاک شدن باکتری­ها از رحم پس از زایش

در گاوهای آبستن فرج، دهلیز، مهبل و گردن رحم به عنوان سدهای طبیعی رحم را در مقابل آلودگی باکتریایی در طی آبستنی محافظت می­کنند. شل شدن فرج و باز شدن گردن رحم در طی زایمان به باکتری­ها فرصت ورود به رحم را می­دهد (Azawi 2008; Sheldon 2004). بنابراین آلودگی باکتریایی پس از زایش معمول است. نشان داده شده است که 33 درصد گاوهای شیری در طی هفته اول پس از زایش کشت باکتریایی مثبت داشتند (Fredriksson et al. 1985). تحقیقات اخیر نشان داد که در طی دو هفته ابتدایی پس از زایش تقریبا 80 تا 100 درصد گاوها دچار عفونت رحمی می­شوند (Földi et al. 2006; Sheldon 2004). در ابتدای پس از زایش، کارونکل­های نکروزه، خون و ضایعات سلولی محیط مناسبی برای رشد باکتری­ها فراهم می­آورند. در شرایط طبیعی، پروسه بازسازی رحمی به طرز موثری ضایعات را بیرون ریخته و ترمیم اندومتریوم را پیش می­برد، بنابراین درصد گاوهای دارای عفونت رحمی باقیمانده در 3 هفته پس از زایش به 40 درصد کاهش می­یابد. با این وجود در 10 تا 17 درصد گاوهای پس از زایش، شرایط مطلوب رشد باکتری­ها باقی مانده و در نتیجه اندومتریت رخ می­دهد (Sheldon 2004). عوامل اختصاصی که پاکسازی باکتری­ها از رحم پس از زایش را به تاخیر می­اندازد شامل میزان و طبیعت آلودگی باکتریایی، درجه بازسازی رحمی، باقی ماندن پرده­های جنینی و وضعیت ایمنی گاو است (Sheldon et al. 2006a).

 2-1-3- عفونت باکتری­های بیماری­زا در رحم

باکتری­های بیماری­زایی که معمولا از رحم گاوهای پس از زایش جدا می­شوند شامل Escherichia coli، Streptococci spp، Trueperella pyogenes، Bacillus licheniformis، Prevotella spp و Fusobacterium necrophorum هستند. از بین آنها مهم­ترین و معمول­ترین باکتری­های بیماری­زا E. coli، T. pyogenes، F. و P. melaninogenicus می­باشند (Földi et al. 2006). برخی باکتری­ها شامل T. pyogenes، F. necrophorum و P. melaninogenicus در تشدید بیماری رحمی هم­افزایی دارند (Bonnett et al. 1991; Singh et al. 2008). هر یک از این گونه­ها، موادی تولید می­کنند که رشد باکتریایی را زیاد می­کند. F. necrophorum به بافت­های رحمی حمله کرده و سمی کشنده سلول­های دفاعی را تولید می­کند که از فاگوسیتوز جلوگیری می­کند (Sheldon and Dobson 2004; Singh et al. 2008). T. pyogenes، که با سم کشنده سلول­های دفاعی محافظت می­شود، به نوبه خود کاتالاز و یک فاکتور رشد تولید می­کند که ازدیاد F. necrophorum را موجب می­شود (Singh et al. 2008). گزارش شده است که باقی ماندن عفونت با T. pyogenes بعد از روز 21 پس از زایش، نرخ باروری را در اولین تلقیح کاهش داده است (Singh et al. 2008). ارزیابی ظاهر و بوی ترشحات مهبل نشان داد که T. pyogenes، F. necrophorum و Proteus spp مرتبط با ترشحات چرکی و موکوسی-چرکی مهبل هستند در حالی که T. pyogenes، E. coli و non-hemolytic Streptococci مرتبط با بوی بد ترشحات بودند (Williams et al. 2005).

2-1-4- فعالیت تخمدانی پس از زایش در گاوهای شیری

در اواخر آبستنی، محور هیپوتالاموسی-هیپوفیزی تحت اثر فیدبک منفی استروژن­ها و پروژسترون تولید شده توسط جفت و تخمدان­ها است. بنابراین، اولین تخمک­گذاری بین 14 تا 28 روز پس از زایش رخ می­دهد (Yavas and Walton 2000). بازگشت فعالیت چرخه تخمدانی پس از زایش به پاسخ ایمنی رحم هم اثر می­گذارد و هم وابسته به آن است. در حقیقت، غلظت بالای پروژسترون در طول مرحله لوتئال پاسخ ایمنی رحم را سرکوب کرده و رحم را به عفونت باکتریایی حساس­تر می­سازد (Lewis 2003). تخمک­گذاری زود هنگام و بالا رفتن غلظت پروژسترون محیطی قبل از پاکسازی آلودگی باکتریایی با پایداری پیومترا در گاوهای پس از زایش مرتبط است (Sheldon and Dobson 2004). نشان داده شد که تزریق داخل رحمی T. pyogenes و E. coli در گاوهای گوشتی پس از زایش هنگامی که غلظت پروژسترون در حد پایه بود عفونت رحمی ایجاد نکرد. هر چند هنگامی که تزریق پس ازشروع مرحله لوتئال و افزایش غلظت پروژسترون انجام شد، در همه گاوها عفونت رحمی ایجاد گشت (Del Vecchio et al. 1994). با این وجود مکانیسم­های رخداد این مشاهدات مشخص نشده است. به عنوان مثال، در مطالعه­ای نشان داده شد که عملکرد نوتروفیل­های رحم یا خون در گاو توسط استروژن خارجی افزایش و همچنین توسط پروژسترون کاهش پیدا نکرد

2-1- فیزیولوژی پس از زایش………………………………………………………………………………. 8

2-1-1- مکانیسم بازسازی رحمی………………………………………………………………………… 8

2-1-2- آلودگی و پاک شدن باکتری­ها از رحم پس از زایش…………………………………………….. 9

2-1-3- عفونت باکتری­های بیماری­زا در رحم……………………………………………………………….. 9

2-1-4- فعالیت تخمدانی پس از زایش در گاوهای شیری……………………………………………. 10

2-2- تعریف بیماری­های رحمی…………………………………………………………………………….. 11

2-2-1- متریت……………………………………………………………………………………………… 11

2-2-2- پیومتر………………………………………………………………………………………………. 11

2-2-3- اندومتریت………………………………………………………………………………………….. 12

2-2-3-1- اندومتریت بالینی………………………………………………………………………………. 12

2-2-3-2- اندومتریت تحت بالینی……………………………………………………………………….. 12

2-3- شیوع عفونت رحمی……………………………………………………………………………….. 13

2-4- روش­های تشخیص اندومتریت بالینی و تحت بالینی…………………………………………….. 14

2-4-1- ملامسه رحم……………………………………………………………………………………… 14

2-4-2- ارزیابی ترشحات مهبل و گردن رحم…………………………………………………………….. 14

2-4-3- اولتراسونوگرافی…………………………………………………………………………………… 15

2-4-4- سلول شناسی اندومتریوم……………………………………………………………………….. 16

2-4-5- بیوپسی رحمی و باکتری شناسی……………………………………………………………… 17

2-5- درمان اندومتریت در گاوهای شیری………………………………………………………………… 18

2-5-1- استفاده از پروستاگلاندین­ها……………………………………………………………………….. 18

2-5-2- درمان آنتی بیوتیکی داخل رحمی………………………………………………………………… 19

2-6- واکنش زنجیره­ای پلیمراز (PCR)……………………………………………………………………. 21

فصل سوم:  روش کار

این مطالعه در یک گاوداری صنعتی بزرگ نزدیک شیراز واقع در استان فارس انجام شد. 177 راس گاو شیری جوان (شکم اول و دوم) دو بار مورد معاینه قرار گرفتند، 25 تا 35 روز پس از زایمان (Drillich 2006; Yavari et al. 2007) و دو هفته پس از آن (39 تا 49 روز پس از زایش). در گاوداری 1900 راس گاو نژاد هولشتاین سه بار در روز دوشیده می­شدند. گاوها در جایگاه فری­استال با بستر مت (mat) برای گاوهای شکم اول و بستر ماسه برای گاوهای چند شکم زاییده جای داده شده بودند. متوسط سالانه تولید شیر هر گاو بیش از 9000 لیتر بود. گاوها با یونجه خشک، سیلوی ذرت و کنسانتره (شامل دانه ذرت و جو، کنجاله سویا، سبوس گندم، ویتامین­ها و مواد معدنی) تغذیه می­شدند. گاوها سه هفته پیش از زایش در گروه جداگانه نگهداری می­شدند و زایش آنها در جایگاه گروهی باز انجام می­گرفت. گاوهای تازه­زا به مدت یک ماه در گروه انتقالی نگهداری می­شدند. هیچ یک از گاوها حداقل 14 روز قبل از نمونه گیری هیچ­گونه هورمون یا آنتی­بیوتیک عمومی یا داخل رحمی دریافت نکرده بودند. جمع­آوری نمونه­ها در نخستین معاینه از 172 راس گاو و در دومین معاینه از 128 راس در زمستان
سال­های 1389 و 1390 انجام گرفت. بعد از معاینه، درمان معمول گاوداری (پروستاگلاندین F2α و اکسی­تتراسایکلین) برای گاوهای با اندومتریت بالینی تجویز می­شد.

3-2- معاینات بالینی

گاوها معاینه بالینی شدند و از نظر وجود ترشحات چرکی در ناحیه مهبل، پرینه و اطراف دم بررسی و اختلالات احتمالی ثبت شد. همچنین وضعیت بدنی گاوهای مورد مطالعه (بر مبنای درجه بندی 1 تا 5) در زمان معاینه اول و معاینه دوم ثبت شد. به منظور کاهش خطا در تشخیص نمره مربوط به وضعیت بدنی از نظر دو فرد به این منظور استفاده شد.بررسی دستگاه تناسلی داخلی از طریق لمس راست روده­ای و دستگاه اولترا سونوگرافی (Easy-Scan, BCF, Scotland) با پروب 5 مگاهرتز انجام شد (Barlund et al. 2008; Mateus et al. 2002; Oral et al. 2009; Drillich 2006; Kasimanickam et al. 2004; Lewis 1997). قطر گردن رحم، محل قرارگیری رحم، تقارن شاخ­های رحم و قطر شاخ­های رحم، قوام دیواره و وجود لومن رحم، بافت و ضخامت دیواره رحم، تجمع مایعات درون رحم، ساختارهای تخمدانی شامل جسم زرد، فولیکول با قطر بیش از 7 میلی­متر (Lucy 2007) و کیست (ساختار با قطر بیش از 25 میلی­متر) (LeBlanc et al. 2002a) ثبت شدند. وضعیت دستگاه تناسلی و بیماری­های بالینی قابل تشخیص ثبت شدند.سپس معاینه مهبلی صورت گرفت. برای انجام این کار ناحیه پرینه گاوها توسط یک حوله کاغذی تمیز و خشک شده، توسط محلول ساولن (کلرهگزیدین و ستریمید) تمیز و ضدعفونی می­شد. آنگاه توسط دست پوشیده شده با دستکش تمیز و لغزنده به مهبل دسترسی پیدا کرده و ترشحات از دیواره­های پشتی، شکمی و جانبی مهبل جمع­آوری شده و بر اساس رنگ و بوی ترشحات، درجه بندی اندومتریت – صفر تا سه- انجام شد. درجه یک: ترشحات تمیز با رگه­هایی از چرک، درجه دو: ترشحات موکوسی-چرکی با کمتر از 50 درصد چرک، درجه سه: ترشحات موکوسی-چرکی با بیش از 50 درصد چرک و یا با بوی زننده (Williams et al. 2005). سپس گاوها به دو گروه طبقه بندی شدند: سالم (درجه ترشحات مهبلی یک و کمتر) و مبتلا به اندومتریت (درجه ترشحات مهبلی دو و بیشتر) (Dubuc et al. 2010).

3-3- تهیه نمونه­های سلول شناسی

نمونه سلول شناسی از ترشحات گردن رحم تهیه شد. برای تهیه نمونه­های سلول شناسی گردن رحم، ترشحات توسط پیپت پلاستیکی رحمی از دهانه خارجی گردن رحم با کمک سرنگ 50 سی­سی به آرامی مکیده شدند (Ahmadi et al. 2007). سپس ترشحات به دست آمده روی اسلایدهای شیشه­ای منتقل شدند. اسلایدهای گرد آوری شده در دمای معمولی خشک شده و به آزمایشگاه منتقل شدند. رنگ آمیزی اسلایدها به روش گیمسا انجام گرفت. از هر اسلاید، 100 تا 200 سلول از 20 فیلد میکروسکوپی با بزرگنمایی X900 شمارش شد و درصد نوتروفیل­ها محاسبه گردید.

3-1- انتخاب حیوانات………………………………………………………………………………………. 24

3-2- معاینات بالینی………………………………………………………………………………………. 25

3-3- تهیه نمونه­های سلول شناسی……………………………………………………………………. 26

3-4- جمع­آوری نمونه­های ترشحات رحمی…………………………………………………………….. 26

3-5- استخراج DNA از مایعات رحمی…………………………………………………………………. 27

3-6- تشخیص حضور . coli، T. pyogenes،  F. necrophorum

و P. melaninogenicus با PCR………ا………………………………………………………………… 27

3-7- واکنش زنجیره­ای پلیمراز چندتایی (multiplex PCR) برای باکتری­های E. coli، T. pyogenes و  F. necrophorum…..ا……………………………………………………………………………………….. 29

3-8- بررسی شاخص­های تولیدمثلی…………………………………………………………………… 30

3-9- آزمون­ها و تحلیل­های آماری………………………………………………………………………… 30

فصل چهارم:  نتایج

در مجموع از 177 گاو انتخاب شده، 300 نمونه در دو معاینه (172 نمونه در معاینه اول و 128 نمونه در معاینه دوم) جمع آوری شد. در مطالعه حاضر برای چهار باکتری T. pyogenes، E. coli، F. necrophorum و P. melaninogenicus واکنش زنجیره­ای پلیمراز (PCR) استاندارد تنظیم شده و 32 شناسایی مثبت به دست آمد (تصویر 1). همچنین یک پروتکل multiplex PCR برای سه باکتری­ بیماری­زای اصلی رحم (E. coli، T. pyogenes و F. necrophorum) طراحی شد و واکنش زنجیره­ای چند تایی باندهای تکی به ترتیب در اندازه­های 340، 270 و 402 جفت باز تولید کرد، که با اندازه­های باندهای تولیدی با واکنش زنجیره­ای تکی برای نمونه­ها منطبق بود (تصویر 2).ارزیابی ترشحات مهبلی نشان داد که 61 راس از 172 گاو (5/35 درصد) در اولین معاینه (25 تا 35 روز پس از زایش) مبتلا به اندومتریت بالینی (نمره ترشحات مهبلی 2 و بیشتر) بوده­اند (جدول 2). بین ابتلای گاوها به اندومتریت بالینی و قطر بیشتر گردن رحم (بیشتر از 5 سانتی­متر)، عدم تقارن شاخ­های رحم و وجود لومن رحم ارتباط معنی­دار وجود داشت. ابتلای به اندومتریت با ساختار تخمدانی، نیاز به درمان مجدد و تعداد تلقیح ارتباط معنی­داری نداشت. میانگین وضعیت بدنی در گاوهای سالم و مبتلا به اندومتریت بالینی تفاوت معنی­دار نداشت. هر چند میانگین روزهای باز در گاوهای مبتلا بیشتر بود اما این تفاوت معنادار نبود. درصد نوتروفیل­ها در سلول شناسی گردن رحم گاوهای مبتلا به اندومتریت بالینی به طور معناداری بیشتر بود (جدول 3).

4-1-2- باکتری شناسی

در 17 راس از 172 گاو، 25 مورد آلودگی باکتریایی به روش PCR شناسایی شدند (جدول 4)، 4 گاو برای باکتری E. coli، 11 گاو برای باکتری T. pyogenes و 10 گاو برای باکتری F. necrophorum مثبت بودند که از این تعداد 8 راس عفونت مشترک با باکتری T. pyogenes داشتند و ارتباط آن­ها معنی­دار بود (جدول 5).آلودگی کلی باکتریایی در نمونه­های رحمی با ابتلای به اندومتریت بالینی ارتباط معنی­دار داشت. ارتباط بین ابتلای به اندومتریت با حضور باکتری­ T. pyogenes، F. necrophorum و موارد مشترک این دو باکتری معنی­دار اما با حضور باکتری E. coli معنی­دار نبود. آلودگی کلی باکتریایی نمونه­های رحمی یا هریک از باکتری­ها به تنهایی ارتباط معنی­داری با روزهای باز، تعداد تلقیح و دریافت درمان مجدد (جدول 7)، وضعیت بدنی گاو و ساختار تخمدان نداشت. آلودگی کلی باکتریایی با افزایش قطر گردن رحم و عدم تقارن شاخ­های رحم ارتباط داشت اما موجب ایجاد لومن در شاخ رحم نشده بود. آلودگی با T. pyogenes موجب افزایش قطر گردن رحم، عدم تقارن در شاخ­ها و وجود لومن شاخ رحم شده بود. آلودگی با F. necrophorum با افزایش قطر گردن رحم و عدم تقارن در شاخ­های آن همراه بود اما با وجود لومن شاخ رحم ارتباطی نداشت. آلودگی مشترک با دو باکتری T. pyogenesis و F. necrophorum با عدم تقارن در شاخ­های رحم ارتباط معنی­دار داشت اما با افزایش قطر گردن رحم و وجود لومن رحم ارتباطی نداشت. ارتباط معنی­دار بین یافتن باکتری E. coli و هیچ کدام از شاخص­های افزایش قطر گردن رحم، عدم تقارن در شاخ­های رحم و وجود لومن شاخ رحم وجود نداشت. آلودگی کلی باکتری­ها و یا هریک از باکتری­ها به تنهایی تغییر معناداری در میانگین وضعیت بدنی، روزهای باز (جدول 9) و درصد نوتروفیل­ها ایجاد نکرده بود (جدول 10).

4-1- معاینه اول…………………………………………………………………………………………. 33

4-1-1- ابتلای به اندومتریت بالینی …………………………………………………………………. 33

4-1-2- باکتری شناسی………………………………………………………………………………. 34

4-1-3- شاخص­ها و عوامل تولیدمثلی………………………………………………………………… 35

4-2- معاینه دوم………………………………………………………………………………………… 36

4-2-1- ابتلای به اندومتریت بالینی…………………………………………………………………… 36

4-2-2- باکتری شناسی………………………………………………………………………………… 37

4-2-3- شاخص­ها و عوامل تولید مثلی………………………………………………………………. 38

4-3- مقایسه نخستین و دومین معاینه…………………………………………………………….. 39

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم: بحث

5-1- واکنش زنجیره­ای پلیمراز (PCR)………………………………………………………………. 49

5-2- باکتری شناسی……………………………………………………………………………….. 51

5-3- اندومتریت بالینی و دیگر شاخص­های تولید مثلی…………………………………………… 54

فهرست منابع………………………………………………………………………………………. 59

 

Abstract

 Postpartum period has an important role in cows’ breeding due to its effects on reproductive efficiency and subsequent pregnancy. Escherichia coli, Trueperella pyogenes (Arcanobacterium pyogenes), Fusobacterium necrophorum and Prevotella melaninogenicus are recognized as major pathogens associated with uterine endometrial lesions. The objective of this study was to identify these pathogens using the polymerase chain reaction (PCR) as a culture-independent sensitive method. A total of 172 cows were examined 25 to 35 d postpartum and 128 cows were examined at two weeks later (39 to 49 d postpartum). Uterine discharges were collected by covered plastic infusion pipettes. The prevalence of endometritis was greater in the first examination than the second (35.5% versus 16%). E. coli was detected in eight of the samples, T. pyogenes was detected in 13 of the samples and F. necrophorum was detected in 11 of the samples. There was no positive sample of P. melaninogenicus.  Uterine contamination by T. pyogenes and F. necrophorum in the first examination was higher than the second examination. T. pyogenes affected as a tendency the prevalence of clinical endometritis in first examination. Primiparous cows showed 4.02 times higher odds of clinical endometritis compared to second-parity cows in first examination. A multiplex PCR protocol as a simple, less expensive, fast assay was introduced to identify E. coli, T. pyogenes and F. necrophorum.



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان