فهرست مطالب

فصل اول: مقدمه و بیان مسآله

افسردگی یک اختلال روانی رایج است که مشخصه آن احساس غمگینی، نداشتن انگیزه و عدم احساس لذت، اختلال خواب، تغییر در اشتها، احساس گناه و بی ارزش بودن، خستگی و کاهش تمرکز است. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی 350 میلیون نفر از مردم جهان از افسردگی رنج می برند (Marcus et al., 2012). در سال 2000، افسردگی چهارمین رتبه از نظر بار بیماری ها را به خود اختصاص داده و پیش بینی می شود که تا سال 2020، در جایگاه دوم این رتبه بندی در تمام گروه های سنی قرار خواهد گرفت (Ustun et al., 2004, Reddy, 2010). ناتوانی و از کار افتادگی ناشی از افسردگی برابر و یا حتی بیشتر از ناتوانی ناشی از دردهای مزمن، فشار خون، دیابت ملیتوس و بیماری عروق کرونر است. از پیامدهای این بیماری می توان به اختلال در عملکرد شغلی، تحصیلی و خانوادگی اشاره کرد و در شدید ترین موارد، افسردگی می تواند به خودکشی منجر شود. سالانه حدود یک میلیون نفر جان خود را در اثر خودکشی از دست می دهند (Marcus et al., 2012, Modabernia et al., 2008).

شیوع افسردگی در فرهنگ ها و قومیت های مختلف، متفاوت است (Modabernia et al., 2008). طبق مطالعه نوربالا و همکاران در ایران، افسردگی با شیوع 8/3 درصد در راس اختلال های روانی قرار دارد و بر اساس همین بررسی 21درصد افراد از علایم افسردگی رنج می برند (Noorbala et al., 2004). مطالعه نظری و همکاران در شهر خرم آباد نشان داد، 4/33 درصد افراد دارای علایم افسردگی هستند (Nazari et al., 2007). مدبرنیا و همکارانش در شهر رشت، شیوع اختلال های افسردگی را 5/8 درصد گزارش کردند (Modabernia et al., 2008). بر اساس مطالعه انجام شده توسط نظری و همکاران در شهر تهران، میزان شیوع اختلال افسردگی 5/22 درصد نشان داده شد. این میزان در زنان 2/29 درصد و در مردان 16 درصد گزارش شد (Nazari et al., 2001) .در مطالعه ای دیگر در شهر تهران، کاویانی و همکاران میزان افسردگی را در زنان 16/12 درصد و در مردان 47/8 درصد گزارش کردند (Kaviani et al., 2002). لازم به ذکر است که ابزار سنجش افسردگی در مطالعات مختلف، تفاوت داشت.

میزان شیوع افسردگی در زنان دو برابر مردان است (Modabernia et al., 2008, Mohammadi et al., 2005) و بیشتر در سنین 44-25 سال اتفاق می افتد (Waraich et al., 2004).

شواهد­ی وجود دارد که نشان می دهد تغذیه بر سلامت روان تاثیرگذار است. رژیم غذایی با التهاب، استرس اکسیداتیو و عملکرد و پلاستی- سیتی (انعطاف پذیری) مغز در ارتباط است که همه این عوامل بالقوه در بروز افسردگی دخالت دارند (Kessler, 2003, Blazer and Hybels, 2005, Le Port et al., 2012).

بیشتر مطالعات انجام گرفته در این زمینه به بررسی ارتباط  بین علایم افسردگی و موادمغذی خاص نظیر فولات و سایر ویتامین های گروه B و همچنین اسیدهای چرب چند غیراشباع (PUFA)  Polyunsaturated fatty acid    بر اساس نقش آنها در بیوسنتز، متابولیسم و پایداری غشای نورونی پرداخته اند، هرچند که نتایج به دست آمده متناقض بوده اند. باید اشاره کرد که مواد مغذی به تنهایی دریافت نمی شوند بلکه رژيم غذايي افراد متشکل از انواعی از غذاها با مجموعه اي از مواد مغذي است که ممکن است با هم تداخل داشته و یا بر هم اثر سینرژیک داشته باشند (Sugawara et al., 2012). به علاوه، اثر يك ماده مغذي به تنهايي ممكن است آنقدركم باشد كه تشخيص داده نشود ولي اثر تجمعي چندين ماده مغذي مي تواند قابل توجه باشد. سطح بالاي همبستگي متقابل ميان برخي مواد مغذي نيز عامل ديگري است كه بررسي اثر هر ماده غذايي را به تنهایي بسيار دشوار مي سازد. هنگام تجزیه و تحلیل مواد مغذي يا غذاهاي خاص و تعيين ارتباط آنها با بيماري، اغلب بسياري از تداخل هاي بين اجزاي رژيم غذايي و خطر بيماري، ناديده گرفته مي شود و در صورتي كه بخواهيم اين تداخل ها را در نظر بگيريم، حجم نمونة بسيار بالايي مورد نياز خواهد بود تا تداخل هاي متعدد، ارزيابي شود (Esmaillzadeh et al., 2005, Hu, 2002). با توجه به این مشکلات، بهتر است به جای بررسی غذاها یا مواد مغذی خاص، به بررسی الگوهای غذایی پرداخته شود.

تحليل الگوهاي غذايي در سال 1986 توسط Jacobson و همکارانش ارائه شد. در این روش گروهای غذایی که مصرف آن ها با هم در ارتباط است، توسط روش تحلیل عاملی به دسته هایی تقسیم بندی شده و هر دسته یک الگوی غذایی را تشکیل می دهد و به هر فرد بر حسب مقدار مصرف گروه های غذایی مختلف برای هر الگوی غذایی یک نمره داده می شود. سپس رابطه این نمرات و بیماری، مورد بررسی قرار می گیرد. با کمک این روش ریزمغذی ها و مواد غذایی جداگانه تعریف نمی شوند، بلکه به صورت دسته های بزرگ مواد غذایی که مصرف آن ها با هم در ارتباط است مورد بررسی قرار می گیرند (Hu et al., 1999).

 مطالعات انجام گرفته در زمینه ارتباط الگوهای غذایی و افسردگی بیشتر مربوط به کشورهای توسعه یافته است (Sanchez-Villegas et al., 2009, Akbaraly et al., 2009, Jacka et al., 2010, Nanri et al., 2010, Le Port et al., 2012, Sugawara et al., 2012, Noguchi et al., 2013, Jacka et al., 2014, Ruusunen et al., 2014) و یافته های اندکی در این ارتباط در کشورهای در حال توسعه در دست است (Weng et al., 2012, Chan et al., 2014) و تنها مطالعه گزارش شده از منطقه خاورمیانه نیز مربوط به مطالعه ای است که در ایران در شهر تبریز انجام گرفته است (Rashidkhani et al., 2013). کاهش خطر افسردگی در رابطه با الگوی غذایی مدیترانه ای (Sanchez-Villegas et al., 2009)، الگوی غذایی سنتی (Jacka et al., 2010, Le Port et al., 2012)، الگوی غذایی سالم (Le Port et al., 2012, Rashidkhani et al., 2013)، الگوی غذایی کامل (Akbaraly et al., 2009)، الگوی غذایی متعادل (Ruusunen et al., 2014)، الگوی غذایی ژاپنی (Nanri et al., 2010)، الگوی غذایی میوه ها- سبزی ها و الگوی غذایی میان وعده ها- نوشیدنی ها- محصولات لبنی (Chan et al., 2014) مشاهده شده است. البته در برخی مطالعات چنین ارتباطی یافت نشد (Sugawara et al., 2012, Noguchi et al., 2013). هم چنین افزایش خطر ابتلا به افسردگی با الگوی غذایی غربی (Le Port et al., 2012, Jacka et al., 2014)، الگوی غذایی فرآیند شده (Akbaraly et al., 2009)، الگوی غذایی اسنک (Le Port et al., 2012, Weng et al., 2012)، الگوی غذایی چرب- شیرین (Le Port et al., 2012) و الگوی غذای حیوانی (Weng et al., 2012) گزارش شده است. با این وجود، در  چندین مطالعه چنین ارتباطی مشاهده نشده است (Nanri et al., 2010, Sugawara et al., 2012, Noguchi et al., 2013, Rashidkhani et al., 2013).

با توجه به این­که اختلال افسردگی در تهران، به ویژه در بین خانم ها (Nazari et al., 2001, Kaviani et al., 2002)، از شیوع بالایی برخوردار است و با در نظر گرفتن این مسئله که الگوهای غذایی در فرهنگ ها، نژاد ها و مناطق جغرافیایی مختلف متفاوت است و با نظر به کمبود اطلاعات در زمینه نقش الگوهای غذایی در ارتباط با افسردگی در کشور (Rashidkhani et al., 2013)، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع افسردگی و ارتباط آن با الگوهای غذایی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شمال وغرب تهران انجام گرفت.

مقدمه  ………………………………………………………………………..  2

1-2- بیان مسآله و اهمیت پژوهش …………………………………………….  2

1-3- اهداف و فرضیات ………………………………………………………   5

1-3-1- هدف اصلی …………………………………………………………..  5

-3-2- اهداف فرعی     ……………………………………………………..    5

1-3-3- سوالات پژوهش  ………………………………………………….. 5

-3-4- فرضیات پژوهش   ……………………………………………………..  6

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: بررسی متون

از آن جايي كه الگوهاي غذايي را نمي توان به طور مستقيم اندازه گيري كرد، براي شناسايي آن­ ها از به كارگيري روش­هاي آماري بر روي داده هاي جمع آوري شده استفاده مي شود. به طور كلي، سه روش براي شناسايي الگوهاي غذايي در مطالعات مختلف به كار مي رود.

2-2-1- تحلیل عاملی :(Factor analysis)  

تحليل عاملي شامل دو روش Analysis)  PCA (Principal Component و CFA (Common Factor Analysis) است. PCA يا تحليل اجزاي اصلي به اين علت براي شناسايي الگوهاي غذايي استفاده مي شود كه اجزاي اصلي آن (Principal components) تابع های هاي معين رياضي از متغيرهاي مشاهده شده هستند، در حالی که  CFA يا تحليل عامل مشترك با تركيب متغيرهاي مشاهده شده قابل بيان نيست. تحليل عاملي يك روش آماري چند متغيره است كه بر روي داده هاي جمع آوري شده توسط FFQ نيز قابل اجرا بوده و مي توان از آن براي شناسايي ابعاد مشترك (عامل ها يا الگوها) مصرف غذايي در فرد استفاده نمود. در اين روش، اقلام غذايي يا گروه هاي غذايي بر اساس درجه همبستگي كه با هم دارند به صورت يك تابع خطي در يك عامل قرار مي­گيرند بطوريكه خود عامل ها مستقل از هم مي باشند. سپس، با استفاده از تركيب خطي متغيرها يك نمره براي هر عامل به دست مي آيد كه مي توان از آن در تحليل همبستگي يا آنالیز رگرسيون استفاده كرد و ارتباط بين الگوهاي غذايي مختلف و پيامد مورد نظر را بررسي كرد.

2-2-2- تحلیل خوشه ای  (Cluster analysis):

اين روش يك رويكرد چند متغيره ديگر براي شناسايي الگوهاي غذايي است. در اين روش، بر خلاف تحليل عاملی، افراد به زيرگروه هاي نسبتا همگن (خوشه ها) از رژيم هاي غذايي تقسيم مي شوند. افراد بر اساس تكرر مصرف خود از غذاهاي مختلف، درصد انرژي حاصله از هر غذا يا گروه غذايي، متوسط گرم دريافت غذايي، دريافت هاي استاندارد شده مواد مغذي يا تركيبي از شاخص هاي تغذيه­اي و بيوشيميايي مي توانند در خوشه يا گروه هاي مختلف قرار گيرند. پس از شكل گيري خوشه ها، تحليل بيشتر بر روي آنها صورت مي گيرد (مثل مقايسه فراسنج­هاي تغذيه­اي در اين خوشه ها) تا الگوهاي مشخص شده تفسير گردد.

2-2-3- شاخص های تغذیه ای (Nutritional indexes):

شاخص هاي تغذيه اي مختلفي جهت ارزيابي كيفيت كلي رژيم غذايي پيشنهاد شده اند. اين شاخص ها معمولا براساس توصيه هاي تغذيه اي شكل مي گيرند. به عنوان مثال، شاخص تغذيه سالم يك شاخص خلاصه شده از ميزان تطابق رژيم غذايي فرد با سروينگ هاي توصيه شده توسط هرم USDA براي 5 گروه غذايي مي باشد. شاخص كفايت تغذيه اي يك شاخص خلاصه شده از ميزان تطابق رژيم غذايي فرد با استانداردهاي تغذيه اي و سلامت مي باشد. شاخص ديگر، امتياز تنوع غذايي است كه تعداد گروه هاي غذايي يا غذاها را شمارش مي كند.

دو روش تحليل عاملي و تحليل خوشه اي، روش هاي پسين یا Posteriori محسوب مي شوند زيرا الگوهاي غذايي را از طريق به كارگيري مدل هاي آماري بر روي داده هاي غذايي شناسايي مي كنند. برخلاف آن ها، روش شاخص هاي تغذيه اي يك روش پيشين يا Priori است زیرا شاخص ها بر اساس دانش قبلي ما در مورد رژيم غذايي سالم شكل مي گيرند. این روش به علت محدود بودن دانش كنوني ما و همچنين خوب شناخته نشدن ارتباط تغذيه و بيماري ها با محدودیت مواجه است، در حالی که در روش Posteriori الگوها بر اساس داده هاي موجود بدون وجود هرگونه فرضيه قبلي بدست مي آيد، لذا لزوما بيانگر الگوهاي مطلوب نمي باشند (Esmaillzadeh et al., 2005, Hu, 2002)

مقدمه  …………………………………………………………………………………………. 8

2-2- روش های شناسایی الگوهای غذایی  …………………………………………………….  8

2-2-1- تحلیل عاملی  ………………………………………………………………………..  8

2-2-2- تحلیل خوشه ای  ………………………………………………………………………  8

2-2-3- شاخص های تغذیه ای  ……………………………………………………………..  9

-3- مروری بر مطالعات انجام یافته  ……………………………………………………………  9

-3-1- مطالعات انجام شده در زمینه افسردگی در ایران  …………………………………………. 9

2-3-2- مطالعات انجام شده در زمینه افسردگی در سایر کشورها ……………………………….  11

2-3-3- مطالعات انجام شده در زمینه الگوهای غذایی و افسردگی در ایران   ………………………… 12

2-3-4- مطالعات انجام شده در زمینه الگوهای غذایی و افسردگی در سایر کشورها  ………………..  12

فصل سوم: روش پژوهش

با استفاده از فوق، حجم نمونه 114 نفر محاسبه شد (Norman and Streiner, 1994). اما برای اینکه مطالعه ما از دقت (Precision) بالاتری برخوردار باشد، در نهایت این تحقیق بر روی 255 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شمال وغرب تهران در سال 1392 انجام شد. علت انتخاب این مراکز این بود که نمونه انتخاب شده بتواند دامنه وسیعی از دریافت های غذایی موجود در تهران را پوشش داده و بیشتر وضعیت های اقتصادی- اجتماعی موجود را در بر بگیرد. روش انتخاب نمونه ها به این صورت بود که در ابتدا لیست مراکز بهداشتی درمانی مرکز بهداشت شمال و غرب تهران، از این مراکز دریافت شد. از بین مراکز بهداشتی درمانی شمال تهران 3 مرکز (واقع در شرق و شمال شرق تهران) و از بین مراکز بهداشتی درمانی غرب نیز 3 مرکز (واقع در غرب و جنوب غرب تهران) به روش نمونه برداری خوشه ای سیستماتیک انتخاب شدند. سپس کل نمونه مورد نیاز با توجه به جمعیت تحت پوشش هر مرکز در بین مراکز منتخب تقسیم و زنان مورد مطالعه در هر مرکز به روش تصادفی انتخاب شدند.

3-5- روش گردآوري دادها

در این مطالعه 255 خانم شرکت کردند. پس از ارایه توضيحات مكتوب و شفاهي درباره هدف و روش اجراي مطالعه و اخذ رضایت نامه آگاهانه کتبی از افراد مورد مطالعه، پرسشنامه هاي اطلاعات عمومي، افسردگی بک (Beck)، بسامد خوراك و فعاليت بدني از طريق مصاحبه براي افراد تكميل و شاخص­هاي تن سنجي شامل وزن و قد اندازه­گیری شد.

3-6- ابزار گردآوری داده ها

3-6-1- ارزيابي متغيرهاي جمعيتي، اقتصادي- اجتماعي، شيوه زندگي و وضعيت سلامتي

اطلاعات مورد نیاز در مورد وضعیت متغیرهای جمعیتی (سن، وضعیت تاهل و تعداد افراد خانواده)، اقتصادی- اجتماعی (سطح تحصیلات زن، سطح تحصیلات سرپرست خانوار، شغل زن، شغل سرپرست خانوار، مالکیت خانه و درآمد خانوار)، شیوه زندگی و وضعیت سلامتی (مصرف سیگار، فعالیت بدنی، تعداد زایمان، سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی و سابقه ابتلا به بیماری های مزمن) از طریق پرسشنامه اطلاعات عمومی (پیوست 1) جمع آوری گردید.

3-6-2- ارزیابی شدت افسردگی

 توسط پرسشنامه افسردگی بک-2 (BDI-II) (پیوست 2) مورد ارزیابی قرار گرفت. این پرسشنامه خود گزارشی برای سنجش شدت افسردگی در بیماران روانپزشکی و در جمعیت به هنجار کاربرد دارد . این پرسشنامه به فارسی ترجمه شده و روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفته است (Ghassemzadeh et al., 2005). شامل 21 سوال چهار گزینه ای است که به هر گزینه بین 0 تا 3 نمره اختصاص می­یابد و دامنه نمرات این پرسشنامه بین 0 تا 63 است. آزمودنی­ها می بایست در هرسوال گزینه ای را انتخاب می­کردند که بهتر از همه بیان کننده احساس آن­ها در 2 هفته اخیر بود. زنان مورد بررسی بر اساس امتیاز به 6 گروه تقسیم شدند: طبیعی (10-0)، کمی افسرده (16-11)، نیازمند مشورت با روانپزشک (20-17)، به نسبت افسرده (30-21)، افسردگی شدید (40-31) و افسردگی بیش از حد (بیشتر از 40) (Payab et al., 2012). سپس جهت مقایسه دسته های مختلف شدت افسردگی گروه ها با یکدیگر ادغام و به چهار گروه طبیعی، افسردگی خفیف، افسردگی متوسط و افسردگی شدید تقسیم بندی شدند (گروه افسردگی خفیف شامل گروه­ های کمی افسرده و نیازمند مشورت با روانپزشک، افسردگی متوسط شامل     به­نسبت افسرده و افسردگی شدید شامل افسردگی شدید و بیش از حد می باشد).

3-6-3- ارزیابی دریافت های غذایی

دریافت های غذایی افراد در طی سال گذشته با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک نیمه کمی معتبر و       قابل اطمینان (Azadbakht et al., 2005) که شامل 125 قلم غذایی است (پیوست 3)، با انجام مصاحبه رو در رو توسط دو كارشناس تغذيه آموزش ديده جمع آوري شد. از شرکت کنندگان در مورد تکرر مصرف و مقدار مصرفی هر یک از آیتم های غذایی سوال شد. مقادیر ذکر شده هر غذا با استفاده از راهنمای مقیاس­های خانگی (Ghaffarpour et al., 1999) به گرم تبدیل و مقدار گرم مصرفی هریک از مواد غذایی در روز برای هر فرد تعیین و وارد SPSS21 شد. براي تعيين انرژي دريافتي با استفاده از جدول تركيبات مواد غذایی ايراني تعديل شده (Tarsarkisian et al., 2010) و جدول های تركيبات مواد غذایی معتبر بين المللي USDA وMcCance Widdowson بهترين انتخاب هاي غذايي انجام شد و با احتساب ميزان انرژي به ازاء 100 گرم هريك از مواد غذايي انتخاب شده، انرژي دريافتي روزانه بر اساس گزارش پرسشنامه بسامد خوراك براي هر نفر محاسبه گردید (Kalantari and Ghaffarpour, 2005).

3-6-4- ارزیابی فعالیت بدنی

در اين مطالعه ميزان فعاليت بدني روزانه با تکمیل پرسشنامه فعالیت بدنی که در مطالعات قبلی در اروپا تهیه شده و اعتبار آن به تایید رسیده است، ارزیابی شد Aadahl and Jorgensen, 2003)) (پیوست 4). روایی و پایایی این پرسشنامه در ایران توسط مطالعه اي كه در استان اصفهان انجام شده، به تایید رسیده است (Kelishadi et al., 2007). این پرسشنامه به نحوی تهیه شده که در عین سادگی بر اساس شدت فعالیت بدنیMetabolic Equivalent (MET) به 9 ردیف تقسیم شده و ردیف های آن از بالا به پایین از بی تحرکی (9/0MET=) تا فعالیت های شدید (6MET>) را نشان می دهد. حاصلضرب عدد MET در مدت زمان انجام آن، شدت فعالیت انجام شده در واحد زمان MET.time)) را نشان می دهد. برای هر فرد به ازاي هر يك از فعاليت هاي طبقه بندي شده، ساعات صرف شده براي هر يك از فعاليت هاي بدني در مقدارMET آن فعاليت ضرب شد و اعداد به دست آمده كه به صورت معادل متابوليك × ساعت (MET.h) بودند، با يكديگر جمع شدند تا مقدار معادل متابوليك × ساعت در روز(MET.h/day) محاسبه شود. در این پرسشنامه، در صورتي كه مجموع ساعت های گزارش شده براي مجموع فعاليت هاي مختلف برابر با 24 ساعت نبود، ساعت های از دست رفته يا اضافه شده بايد در عدد 2 که MET فعالیت های روزمره خانه است، ضرب و به کل MET.h بدست آمده اضافه می شد یا از آن کسر می گردید  (Aadahl and Jorgensen, 2003, Norman et al., 2001).

3-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………….  20

3-2- نوع پژوهش  …………………………………………………………………………………. 21

3-3- جامعه پژوهش   ……………………………………………………………………………….  21

3-3-1- معیارهاي ورود به مطالعه  ………………………………………………………………… 21

3-4- روش نمونه گیری و حجم نمونه  ………………………………………………………………..  22

3-5- روش گردآوری داده ها  ………………………………………………………………………..  22

3-6- ابزار گردآوری داده ها   ………………………………………………………………………….  23

3-6-1- ارزيابي متغيرهاي جمعيتي، اقتصادي- اجتماعي، شيوه زندگي و وضعيت سلامتي  …………..   23

3-6-2- ارزیابی شدت افسردگی  …………………………………………………………………………  23

-6-3- ارزیابی دریافت های غذایی  ………………………………………………………………………   23

3-6-4- ارزیابی فعالیت بدنی  ………………………………………………………………………………  24

3-6-5- ارزیابی وضعیت تن سنجی  ……………………………………………………………………..  25

3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها  …………………………………………………………………………  25

3-8- مکان و زمان مطالعه  ……………………………………………………………………………….  28

3-9- محدودیت های پژوهش ………………………………………………………………………………  28

3-10- ملاحظات اخلاقی  …………………………………………………………………………………  29

3-11- تعریف واژه ها  …………………………………………………………………………………..  29

فصل چهارم: یافته ها   

با استفاده از روش تحلیل عاملی 2 الگوی غذایی غالب در جمعیت 212 نفری زنان مورد مطالعه شناسایی شد. این الگوها عبارتند از:

  • الگوی غذایی سالم شامل مصرف بالای سبزی ها، سبزی های زرد، حبوبات، گوجه فرنگی، میوه ها، سبزی­های برگ سبز، لبنیات کم چرب، سبزی های کلمی شکل، تخم مرغ، سیب زمینی آب پز و زیتون.
  • الگوی غذایی ناسالم شامل مصرف بالای نوشابه، سیب زمینی سرخ کرده، گوشت های فراوری شده، شیرینی و دسر، میان وعده ها، مغزها، روغن های هیدروژنه، ترشی ها، قند و شکر، لبنیات پرچرب، گوشت قرمز، ادویه­ها، طیور و ماکیان، نمک، گوشت احشاء، آبمیوه و غلات تصفیه شده.

بار عاملي هر يك از گروه هاي غذايي براي الگوهاي غذايي شناسايي شده در جدول 4-2 نشان داده شده است. بالاتر بودن بار عاملی یک گروه غذایی در یک الگو نشان دهنده سهم بیشتر آن گروه غذایی در آن الگوست. درمجموع این 2 الگو 31/18 درصد از کل واریانس مصرف را توجیه می کردند.

1

 4-1- تعیین شدت افسردگی در زنان مورد مطالعه  …………………………………………………………  32

4-2- الگوهای غذایی شناسایی شده  ………………………………………………………………………..  33

4-3- توزيع متغيرهاي جمعيتي و اقتصادی – اجتماعی  در دسته هاي مختلف شدت افسردگی ………………   35

4-4- توزيع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، نمایه توده بدن و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف شدت افسردگی ………………………………………………………………………………………………..    37

4-5- توزیع متغیرهای جمعیتی در دسته های مختلف الگوهای غذایی   …………………………………….  39

4-6- توزیع متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي  …………………………. 42

4-7- توزیع متغيرهاي شيوه زندگي و وضعيت سلامتي، نمایه توده بدن و انرژی دریافتی در دسته هاي مختلف الگوهاي غذايي  ……………………………………………………………………………………………………..    45

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات

شیوع افسردگی در زنان مطالعه حاضر 58% بود. به طوری که 2/37% دچار افسردگی خفیف، 9/12% دچار افسردگی متوسط و 9/7% دچار افسردگی شدید بودند. در مطالعه ای که بر روی افراد بالای 20 سال ساکن شهرضا انجام گرفت، شیوع افسردگی در زنان 34% و در مردان 30%  گزارش شد (Attari et al., 1998). در مطالعه نظری و همکاران در جمعیت 20 تا 64 سال شهر تهران، شیوع اختلال افسردگی در زنان 2/29 % و در مردان 16% نشان داده شد (Nazari et al., 2001). در مطالعه ای که بر روی ساکنین 20 تا 64 سال شهر خرم آباد انجام گرفت، شیوع علایم افسردگی 4/33 % نشان داده شد  .(Nazari et al., 2007)هم چنین در مطالعه احمدی و یوسفی بر روی عشاير ايل بختياری ايران در استان چهارمحال و بختياری، شیوع کلی افسردگی 6/29% گزارش شد (Ahmadi and Yosefi, 2008). در مطالعه ای دیگر بر روی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی– درمانی شهر رفسنجان، شیوع افسردگی خفیف 18%، افسردگی متوسط 1/19% و افسردگی شدید 3/4% نشان داده شد (Hadavi et al., 2006). در مطالعه ای که بر روی ماردان دارای کودک دبستانی ساکن شهرستان ری انجام گرفت شیوع افسردگی 4/51% گزارش شد (Payab et al., 2012). شیوع افسردگی در جمعیت زنان پژوهش حاضر بالاتر از مطالعات ذکر شده بود که علت این امر را می توان به تفاوت در جامعه مورد مطالعه نسبت داد.

در سایر کشورها نیز مطالعاتی در زمینه تعیین وضعیت افسردگی انجام گرفته است. Ballenger و همکارانش در مطالعاتشان گزارش کردند که شیوع افسردگی از 6% در اوایل 1960 به 28% در اوایل سال 1990 رسیده است (Ballenger et al., 1998, Ballenger et al., 2001) و مطالعه انجام شده در شهر مالاتیای ترکیه شیوع علایم افسردگی را در زنان قبل و پس از یائسگی 8/41% نشان داد (Timur and Sahin, 2010). شیوع افسردگی در مطالعه حاضر از تمام مطالعات ذکر شده بالاتر بود.

5-1-2-1- سن

در مطالعه حاضر، افسردگی با سن رابطه منفی معنی داری داشت. در مطالعه Akhtar-Danesh و Landeen در کانادا نیز بین افسردگی و سن رابطه منفی معنی داری مشاهده شد (Akhtar-Danesh and Landeen, 2007). اما در مطالعه عطاری و همکاران روی افراد بالای 20 سال ساکن شهرضا (Attari et al., 1998)، در مطالعه ستوده و همکاران (Sotoudeh et al., 2007) و در مطالعه انجام شده توسط هادوی و همکاران (Hadavi et al., 2006) بین افسردگی و سن رابطه مثبت معنی داری مشاهده شد. هم چنین در مطالعه رجبی زاده (Rajabizadeh, 2004) ارتباط آماری معنی داری بین افسردگی و سن دیده نشد. فشار و استرس ناشی از انتخاب شغل، انتخاب همسرآینده و ازدواج و هم چنین نداشتن تفریح را می توان از علل شیوع بالاتر افسردگی در افراد جوان تر در مطالعه حاضر ذکر کرد.

5-1-2-2- بعد خانوار و تعداد فرزندان

در مطالعه کنونی، بین تعداد افراد خانواده و افسردگی رابطه مثبت معنی داری وجود داشت. در مطالعه رجبی زاده و رمضانی (Rajabizadeh and Ramazani, 2003) بین تعداد فرزندان و افسردگی رابطه مثبت معنی داری مشاهده شد. اما در مطالعه رجبی زاده بین افسردگی و بعد خانوار ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد (Rajabizadeh, 2004). با افزایش تعداد افراد خانواده، شرایط زندگی از لحاظ اقتصادی و نیز رسیدگی و توجهات تربیتی و عاطفی سخت­تر خواهد شد و در صورت عدم تامین نیازهای افراد، مشکلات روحی و روانی از جمله افسردگی  ایجاد و یا تشدید خواهد شد.

5-1- بحث در مورد یافته های مربوط به افسردگی  ………………………………………………………….  47

5-1-1- بحث در مورد یافته های مربوط به شیوع افسردگی  …………………………………………………. 47

5-1-2- بحث در مورد عوامل مرتبط با افسردگی   …………………………………………………………… 48

5-1-2-1- سن    ……………………………………………………………………………………………… 48

5-1-2-2- بعد خانوار و تعداد فرزندان   ……………………………………………………………………… 48

5-1-2-3- تحصیلات  ………………………………………………………………………………………..  48

5-1-2-4- درآمد ………………………………………………………………………………………………. 50

5-4- نتیجه گیری  …………………………………………………………………………………………….. 57

5-5- پیشنهادات ……………………………………………………………………………………………….  58

فهرست منابع …………………………………………………………………………………………………64

 Abstract

Background: Depression is one of the most common mental illnesses. So far, few studies have investigated the relationship between dietary patterns and depression in developing countries.

Objective: The objective of this study was to determine the prevalence of depression and its relationship with dietary patterns in women who were attending health centers in North and West of Tehran in 2013.

Materials and Methods: In this cross-sectional study, 255 women aged 20-45, who were attending health centers in the North and west of Tehran, were selected. The sampling method was systemic clustering. General information, food frequency, beck depression inventory and physical activity questionnaires were completed via interview. Then, weight, and height were measured with standard methods and body mass index was calculated. Statistical analysis of data was implemented by SPSS-21 software.

Results: The prevalence of depression in women surveyed was 58%. Two major dietary patterns were identified: The healthy dietary pattern (high in other vegetables, yellow vegetables, legumes, tomato, fruits, green leafy vegetables, low-fat dairy products, cruciferous vegetables, eggs, boiled potato and olive) and the unhealthy dietary pattern (high in soft drinks, fried potato, processed  meat, sweets and desserts, snacks, nuts, solid oil, pickles, sugar, high-fat dairy products, red meat, spices, poultry, salt, organ meat, fruit juice and refined grains). After adjusting confounders, individuals, who gained higher scores in the unhealthy dietary pattern, had higher probability (OR= 2.19, 95%CI: 1.10 to 4.36, P =0.02) of depression; however, the healthy dietary pattern showed no significant association with the risk of depression.

Conclusion: The findings indicate a high prevalence of depression and positive relationship between the unhealthy dietary patterns with the risk of depression in women surveyed.



 مقطع کارشناسی ارشد

بلافاصاله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

قیمت45000تومان