فهرست مطالب
فصل اول: كليات پژوهش

انسانها آفريده‌هاي اجتماعي اند كه براي برآوردن نيازهاي عاطفي، اجتماعي و زيستي خود به تعامل با ديگران نياز دارند و تحت تأثير نظام‌ها و فرهنگ‌هاي جامعه خود قرار مي‌گيرند. از يک طرف، تعداد و پيچيدگي قواعدي كه فرد بايد براي تعامل با ديگران بداند بسيار زياد است و از طرف ديگر بايد اين قواعد را در تعامل اجتماعي خود، به روش صحيحي به كار ببرد.
اجتماعي شدن جرياني است كه در آن هنجارها، مهارت‌ها و انگيزه‌ها، طرز تلقي و رفتارهاي فرد شكل مي‌گيرد تا ايفاي نقش كنوني و آتي او در جامعه مناسب و مطلوب شناخته شود. مهارت اجتماعي مجموعه رفتارهاي فراگرفته قابل قبولي است که فرد را قادر مي‌سازد با ديگران رابطه مؤثر داشته و از عکس العمل‌هاي نامعقول اجتماعي اجتناب کند. همکاري، مشارکت با ديگران، کمک کردن، آغازگر رابطه بودن، تقاضاي کمک کردن، تعريف و تمجيدکردن از ديگران، تشکر و قدرداني کردن، مثال‌هايي از اين نوع رفتار است (گرشام و اليوت ، 1990). نقص در مهارت اجتماعي مشکلي نسبتاً مقاوم و مرتبط با عملکرد ضعيف در روابط اجتماعي فرد است، که اغلب منجر به ناسازگاري و يا اختلالات رواني در فرد مي‌شود (کول و داج ، 1983؛ کوئن و همکاران، 1973؛ پارکر و آشر ، 1987). بنابراين، شناخت و درمان افراد مبتلا به اين نقص وظيفه مهم روانشناسان، مشاوران، و متخصصان تعليم و تربيت است. از آنجا که يکي از اقشار هر جامعه معلولين مي‌باشند، لذا توجه به مسايل مهارتهاي اجتماعي آنها نيز از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و مطالعه مهارت اجتماعي در معلولين مورد توجه محققان بوده است. افراد معلول به دليل نقايص جسمي و محروميت‌هاي ناشي از آن اغلب قادر به ايجاد رابطه اجتماعي و متقابل با همسالان و بزرگسالان نيستند و سازگاري عاطفي و اجتماعي آنان با دشواري رو به رو است. اين افراد معمولاً منزوي و گوشه‌گير هستند و رفتارهاي رشد نيافته و ضد اجتماعي و نامناسبي از خود بروز مي‌دهند. نقص بينايي بيش از هر معلوليت ديگر ناتواني به بار مي‌آورد و نقش چشم‌ها در روابط اجتماعي مانند: صحبت کردن با ديگران، بيان و درک احساسات خود و ديگران و بالاخره برقراري يک رابطه خوب (کلامي و غير کلامي) بر هيچ کس پوشيده نيست. يک فرد با نقص بينايي با بهره‌مندي از مهارتهاي اجتماعي مانند همدلي، همکاري، شروع تعاملات، توانايي ابراز احساسات و تفکرات، درک سرنخ‌هاي اجتماعي ميتواند تعاملات مثبت و موثرتري با سايرين برقرار کند در اينجاست که لزوم آموزش‌هاي مهارتهاي اجتماعي به نابينايان در جهت افزايش کنش اجتماعي مطرح مي‌شود.
1-2 شرح و بيان مساله
تنوع بيش از حد و پيچيدگي بسياري از روابط اجتماعي، مهارتهاي تعاملي را مي‌طلبد كه در بسياري اوقات پيچيده‌تر از مهارت‌هاي لازم در خانواده است. شمار روز افزون افرادي كه در تعامل با ديگران مشكل دارند و دچار ترس از برخوردهاي اجتماعي اند، نشان مي‌دهد كه تعامل با ديگران به نحو فزاينده‌اي مساله‌ساز است. بنابراين ضروري است كه افراد مكانيزم پاسخ اجتماعي منطقي را در خود ايجاد كنند تا بتوانند خود را متناسب با نيازهاي موقعيتي و وضعيتي تغيير دهند. مشكلات مربوط به ضعف در مهارتهاي اجتماعي هنگامي براي جوانهاي داراي ضعف بينايي چند برابر مي‌شود كه آنها نه تنها بايد با چالشهاي معمول زندگي كه مختص گذراز اين مرحله از زندگي است، مواجه شوند؛ بلكه چالشهاي ديگركه مربوط به ضعف بينايي آنهاست، نيز بدان اضافه مي‌شود. اين چالشها مي‌تواند شامل كمبود دوست، ناراحتي در بحث درباره نقص بينايي خود و مشكل در ايجاد رابطه ناشي از بينايي باشد. نقص بينايي ممكن است اثرات منفي روي وضعيت اجتماعي يك جوان داشته باشد؛ بنابراين اگر چه امكان دارد از طرف دوستانشان تحمل شوند، اما الزاما به معني پذيرش کامل آنها نمي‌باشد و ممكن است به خاطر ضعفشان از سوي همسالان مسخره شوند (روزنبلوم ، 1992).
آمرمن و همکاران (1998) ضمن ارائه راهکارهاي عملي آموزش مهارت‌هاي اجتماعي به نابينايان، بر مراحل مختلف ارزيابي مهارت اجتماعي نابينايان تأکيد کرده‌اند. بعضي از محققان نيز ارزيابي مهارت اجتماعي نابينايان را از طريق چک ليست‌هاي مختلف توصيه کرده‌اند.
پژوهش‌ها نابينايان را داراي کاستي مهارت اجتماعي گزارش کرده‌اند. افراد با نيازهاي خاص (هامفيل ، 1983، دي آلورا ، 2004) از جمله آسيب بينايي (ساكس و سيلبرمن ، 2000؛ بايبروشات ، 1991؛ ساكس، ولف وتايرني ، 1998؛ مك كاسپي ؛ 1996، کورن و ساکس 1996؛ ولف، 1997) ضعف‌هايي در زمينه مهارت‌هاي اجتماعي دارند. كف و دي كوايس (2004)، بيان كرده‌اند كه مشكلات جسماني مثل آسيب بينايي كيفيت و نحوه تعامل با ديگران را تهديد مي‌كند. با وجود ضد و نقيض‌ها درباره تفاوت مهارت‌هاي اجتماعي در افراد آسيب ديده بينايي و افراد بينا، به جرأت مي‌توان گفت كه افراد با آسيب بينايي در مقايسه با افراد بينا، در معرض خطر بالاتري در زمينه مهارت‌هاي اجتماعي و مشكلات رفتاري هستند. پژوهش‌هاي انجام شده توسط بايرشات (1991)، ولف وساکس (1997)، واگنر و وبلکوربي (2004) و نورا و ساندرا (2005) نشان داده است که افراد نابينا از نظر مهارت‌هاي اجتماعي با کاستي‌ها و نارسايي‌هايي روبه رو هستند. از اين رو، اکثر پژوهشگران بر اهميت آموزش، اکتساب و به کارگيري مهارت‌هاي اجتماعي به منظور رشد و سازگاري اجتماعي افراد نابينا تأکيد کرده‌اند. كمبود مهارت‌هاي اجتماعي اغلب منجر به مشكلات سازگاري يا اختلال رواني آتي مي‌شود (پاركر و آشر، 1993). تحقيقات متعددي در زمينه تأثير مهارت اجتماعي بر تطابق، سازگاري، موفقيت تحصيلي فرد معلول، و ايجاد رابطه با همسالان انجام شده است و در اين راستا آموزش مهارت‌هاي اجتماعي به افراد معلول حائز اهميت بوده و تأثير آموزش بر مهارت اجتماعي افراد نابينا را مثبت گزارش کرده‌اند (هاسلت، 1983؛ و بايبرشات، 1991؛ ارين ، 1991؛ بيشاپ و هابسون، 1996).
اين پژوهش به بررسي اثربخشي آموزش مهارتهاي اجتماعي بر سازگاري اجتماعي و نگرش صميمانه دختران با نقص بينايي مي‌پردازد. اميد است اين پژوهش سرآغاز راهي به سوي همکاري در جهت کاهش مشکلات افراد با نقص بينايي باشد.

1-1 مقدمه………………………………………………………………. 1
1-2 شرح و بيان مساله……………………………………………….. 2
1-3 اهميت و ارزش تحقيق……………………………………………. 4
1-4 اهداف تحقيق……………………………………………………… 6
1-4-1 اهداف اصلي…………………………………………………….. 6
1-4-2 اهداف اختصاصي………………………………………………. 6
1-5 فرضيه‌هاي تحقيق………………………………………………….. 6
1-5-1 فرضيه‌هاي اصلي……………………………………………….. 6
1-5-2 فرضيه‌هاي فرعي……………………………………………….. 7
1-6 تعريف واژه‌ها و متغيرها ……………………………………………7
1-6-1 تعاريف مفهومي…………………………………………………. 7
1-6-2 تعاريف عملياتي…………………………………………………. 8

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فصل دوم: مروري بر پيشينه پژوهش

در اين فصل به پيشينه نظري وپيشينه‌ي پژوهشي مرتبط با تحقيق حاضر پرداخته مي‌شود در قسمت پيشينه نظري موضوعات نقص بينايي، سازگاري اجتماعي، نگرش صميمانه و مهارت‌هاي اجتماعي مورد بحث قرار مي‌گيرند.
در قسمت پيشينه پژوهشي، پژوهش‌هاي انجام گرفته در راستاي موضوع تحقيق و تحقيقاتي كه به طور كلي در زمينه‌ي آموزش مهارت‌هاي اجتماعي، سازگاري اجتماعي و نگرش صميمانه داخل و خارج كشور انجام شده است، بازنگري مي‌شوند.
2-2 نقص بينايي
2-2-1 اهميت حس بينايي
بينايي به فرد اجازه مي‌دهد كه به كشف محيط بپردازد و با اشيا و افراد گوناگون تعامل برقرار كند. اين اكتشاف‌ها و تعامل‌هاي اجتماعي، عناصر مهمي براي رشد فردي و اجتماعي فرد محسوب مي‌شوند. بينايي به فرد كمك مي‌كند تا از طريق فراهم آوردن انگيزه براي حركت، به افراد و اشيا مورد علاقه و محيط دسترسي پيدا كند. به طور خلاصه مي‌توان گفت كه فقدان بينايي مانعي براي ادراك، يادگيري و سازمان‌دهي محيط از سوي افراد است؛ زيرا فقدان بينايي فرد را از دسترسي كافي به افراد ديگر و اشيايي كه در محيط وجود دارند باز مي‌دارد. بينايي آنچنان اهميتي در تحول فرد دارد كه حتي آسيب بينايي خفيف نيز اثر مخربي بر مهارت‌هاي بينايي- ادراكي و حركتي- بياني او دارد (دو گروتي و موران ، 1982، به نقل از اميري مجد، 1382). نابينايي شايعترين معلوليت حسي است. بدون بينايي درك فرداز دنياي اطرافش متفاوت خواهد بود وهمين امر مي‌تواند به مشكلات عاطفي و اجتماعي مانند عدم سازگاري، عدم فعاليت، فقدان علاقه به ديگران، افسردگي وخودپنداره پايين در فرد منجر شود. معلوليت نابينايي فرد را در شرايط بحراني بسيارشديدي قرارميدهد و او را از فردي مستقل به فردي وابسته مبدل مي‌سازد. نابينايي بامحدود و دگرگون كردن دامنه تجربه‌هاي فرد نابينا، كاهش توانايي حركت به اطراف وكاهش ميزان کنترل محيط وارتباط باآن، رشد شناختي و عاطفي آنهارا تحت تأثير قرار ميدهد، بنابراين فقدان فرصت براي تجربه كامل محيط، ميتواند رشد شخصي و اجتماعي فرد نابينا را با كاستيهايي روبه رو كند و به احساس بي‌كفايتي، وابستگي، عزت نفس پايين و در نهايت منجر به سازگاري اجتماعي، عاطفي و آموزشي كمتري گردد (ملکي تبار و همکاران، 1390).
فرد براي دسترسي به محيط به سه عامل نياز دارد: اول علاقه فعال به محيط، دوم آمادگي زيستي و در آخر هم محيط قابل دسترس، افرادي كه مبتلا به آسيب بينايي هستند، در ارتباط با اين سه عامل موانع عمده‌اي را جلوي روي خود مي‌بينند كه مانع از دستيابي آسان آنها به محيط مي‌شود. برخي از اين مشكلات آسيب بينايي عبارت‌اند از: كمبود تحرك، ضعف ارتباطي، ضعف در پيشرفت اطلاعات، فقدان ادراك بينايي خوشايند، كمبود تفريح، كار‌ و فرصت‌هاي شغلي، فقدان احساس امنيت مالي، وابستگي فردي و اجتماعي و. . . (شان ، 1999، به نقل از شريفي درآمدي، 1380).
2-2-2 تعريف و طبقه‌بندي نقص بينايي
سه نمونه از رايج‌ترين تعاريفي كه در اين زمينه ارائه شده است عبارتند از تعريف قانوني ، تعريف آموزشي و تعريف سازمان بهداشت جهاني

الف- تعريف قانوني
تعريف قانوني (پزشكي) اين تعريف در سال 1934 توسط انجمن پزشكي آمريكا ارائه گرديد و از آن پس مورد قبول بنياد آمريكايي نابينايان قرارگرفت. اين تعريف در برگيرنده ارزيابي‌هايي از تيزي ديداري و ميدان ديد است و به قصد تعيين شرايط و مزاياي قانوني موجود براي افراد نابينا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. انجمن روان پزشكي آمريكا اين تعاريف را در سال 1934 ارايه كرده است و هنوز هم مورد قبول است. فرد نابيناي قانوني به كسي گفته مي‌شود كه تيز‌بيني او در چشم بهتر، حتي با استفاده از وسايل كمكي مثل عينك، 200/20 يا كمتر باشد. يا كسي كه مقدار ديدش آنقدر محدود است كه وسيع‌ترين قطر آن نتواند فاصله زاويه‌اي كه بيشتر از 20 درجه است را فرا گيرد. منظور از تيز‌بيني 200/20 اين است كه شخص در فاصله 20 پاي چيزي را مي‌بيند كه يك فرد با ديد عادي آن را در فاصله 200 پايي تشخيص مي‌دهد و منظور از محدود بودن ميدان ديد اين است كه شخص ممكن است در ميدان مركزي ديد داراي قدرت 200/20 بوده اما ديد خارجي او بشدت محدود باشد. فرد نيمه بينا از نظر قانوني كسي است كه تيزبيني او در چشم بهتر و با وسايل كمك بينايي از 70/20 كمتر و از 200/20 بيشتر است. منظور از ميزان بينايي 70/20 آن است كه آنچه را يك فرد سالم از فاصله 70 پايي مي‌بيند، فرد كم‌بينا مي‌تواند از فاصله 20 پايي تشخيص دهد (انجمن پزشکي آمريکا، 2004).

2-1 مقدمه…………………………………………………………………. 9
2-2 نقص بينايي…………………………………………………………… 9
2-2-1 اهميت حس بينايي………………………………………………. 9
2-2-2 تعريف و طبقه‌بندي نقص بينايي…………………………………. 10
2-2-3 علل نقص بينايي…………………………………………………… 12
2-2-4 نحوه برخورد فرد نابينا با نقص بينايي……………………………. 13
2-2-5 نکات ضروري در آموزش نابينايان…………………………………… 14
2-3 تعريف مفهوم سازگاري اجتماعي………………………………….. 15
2-4 نگرش صميمانه………………………………………………………… 16
2-4-1 تعريف نگرش………………………………………………………… 16
2-4-2 ويژگي‌هاي نگرش…………………………………………………… 17
2-4-3 تفاوت نگرش با ارزش، عقيده و علاقه…………………………….. 18
2-4-4 شرايط عمده شکل‌گيري و تکوين نگرش‌ها………………………. 18
2-4-5 تعريف صميميت………………………………………………………. 19
2-5 مهارتهاي اجتماعي……………………………………………………. 20
2-5-1 فرآيند ارتباط اجتماعي……………………………………………… 20
2-5-2 مفهوم مهارتهاي اجتماعي…………………………………………. 20
2-5-3 تعريف مهارت‌هاي اجتماعي………………………………………… 22
2-5-4 ويژگي‌هاي مهارتهاي اجتماعي…………………………………… 24
2-5-5 شش ويژگي عمده مهارتهاي اجتماعي………………………….. 25
2-5-6 طبقه‌بندي مهارتهاي اجتماعي از نظر کارکرد…………………….. 26
2-5-7 فرايند‌هاي عاطفي و شناختي در مهارت اجتماعي…………….. 27
2-5-7-1 مهارت‌هاي اجتماعي مربوط به عواطف………………………… 28
2-5-7-2 مهارت‌هاي مربوط به شناخت اجتماعي………………………… 28
2-5-8 پيامد‌هاي مهارتهاي اجتماعي……………………………………… 29
2-6 مهارت‌هاي اجتماعي نابينايان………………………………………… 30
2-6-1 رشد اجتماعي در نابينايان………………………………………….. 30
2-6-2 ويژگي‌هاي و محدوديت‌هاي روانشناختي کودکان نابينا……….. 31
2-6-3 تأثير اختلال بينايي در فرآيند‌هاي تحول رواني……………………..35
2-6-4 خصوصيات افراد با ناتواني اجتماعي……………………………….. 38
2-6-5 سازگاري اجتماعي افراد داراي نقص بينايي و عوامل موثر بر آن.. 40
2-6-6 عوامل مؤثر در سازگاري نابينايان…………………………………… 43
2-6-7 اهميت مهارت‌هاي افراد آسيب ديده بينايي……………………… 45
2-7 شيوه‌هاي آموزش مهارتهاي اجتماعي………………………………. 46
2-8 پيشينه و تاريخچه موضوع تحقيق…………………………………….. 49
2-8-1 تحقيقات انجام شده پيرامون در خارج از کشور…………………… 49
2-8-2 تحقيقات انجام شده در ايران……………………………………….. 51

فصل سوم: روش پژوهش

در اين روش طرح پيش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه كنترل و نمونهگيري در دسترس استفاده شد و تعداد 26 نفر از مددجويان دختر مركز فاطمه الزهراي اصفهان كه در سازگاري اجتماعي و نگرش صميمانه نمره پايين كسب كرده بودند، انتخاب وبه صورت تصادفي در دو گروه آزمايش و كنترل قرار داده شدند.
3-2 طرح کلي پژوهش
روش تحقيق در اين پژوهش تجربي و از نوع پيش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه كنترل است. طرح پيش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه كنترل از گروه آزمايش اجرا شد. هر دو گروه دو بار مورد اندازه‌گيري قرار مي‌گيرند. اولين اندازه‌گيري با اجراي يك پيش‌آزمون و دومين اندازه‌گيري بوسيله يک پس‌آزمون صورت مي‌گيرد. به منظور تشكيل گروهها با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي، نيمي از آزمودني‌ها را درگروه اول (13 نفر نابيناي دختر) و نيمي ديگر را در گروه كنترل (13 نفر نابيناي دختر) جايگزين شدند.

3-3 جامعه آماري
جامعه آماري اين تحقيق عبارت است از 85 نفر مددجوي تحت پوشش مركز فاطمه الزهراي اصفهان در سال تحصيلي 91-90 كه تعداد آنها 90 نفر بود.
3-4 نمونه، حجم نمونه و روش نمونهگيري
براي نمونهگيري ابتدا دو پرسشنامه سازگاري اجتماعي و نگرش صميمانه توسط 85 نفر از مددجويان تحت پوشش مركز فاطمه الزهراي اصفهان تكميل گرديد و در نهايت 26 نفر از مددجويان كه در دو پرسشنامه نمرات كمتري كسب كرده بودند، به صورت تصادفي در دو گروه آزمايش و كنترل قرار داده شدند.
3-5 ابزار اندازه‌گيري
3-5-1 پرسشنامه سازگاري اجتماعي كاليفرنيا (فرم تجديد نظر شده، 1953)
اين پرسشنامه که توسط کلارک و همکاران (1953، به نقل از آخوندي، 1374) جهت تعيين سازگاري فردي و اجتماعي ساخته شده است، داراي 180 سوال (90 سوال جهت تعيين سازگاري فردي و 90 سوال جهت تعيين سازگاري اجتماعي) است. پايايي اين پرسشنامه با روش بازآزمايي با فاصله‌يک ماه 652/0 بدست آمد.
در اين پژوهش جهت سنجش ميزان سازگاري مددجويان دختر با نقص بينايي از پرسشنامه سازگاري اجتماعي كاليفرنيا استفاده شد. اين آزمون جزيي از آزمون شخصيتي كاليفرنيا ميباشد كه داراي چند فرم است. فرم 19-6 ساله شخصيت سنج كاليفرنيا در سال 1939 ساخته شد و در سال 1953 مورد تجديد نظر قرار گرفت. اين آزمون كه به منظور سنجش سازگاريهاي مختلف زندگي ساخته شده، داراي دو قطب سازگاري شخصي و سازگاري اجتماعي است و شامل 180 سوال دو گزينهاي از نوع (بلي يا خير) ميباشد. سازگاري شخصي و اجتماعي هر يك به طور جداگانهاي داراي 90 سوال ميباشد. در زمينه سازگاري اجتماعي پنج زمينه مطرح مي‌باشد كه عبارتند از: قالب‌هاي اجتماعي، مهارتهاي اجتماعي، علايق ضد اجتماعي، روابط مدرسهاي و روابط اجتماعي.
آخوندي (1374) از روش روايي همگرا براي رواسازي اين مقياس استفاده نمود. روايي همگرا از طريق همبستگي نسبتاً قوي بين اندازههاي مربوط به سنجش يك سازه مشخص ميشود. شواهد مربوط به اين نوع روايي براي سازگاري اجتماعي از طريق همبستگي دروني بين نمرههاي حاصل از اجراي مقياسهاي مزبور چنين بدست آمد:
1- همبستگي همه سطوح متغير وابسته (سازگاري اجتماعي) دو به دو معنادار و در جهت مثبت است.

3-1 مقدمه ………………………………………………………………………54
3-2 طرح کلي پژوهش………………………………………………………… 54
3-3 جامعه آماري………………………………………………………………. 55
3-4 نمونه، حجم نمونه و روش نمونهگيري…………………………………. 55
3-5 ابزار اندازه‌گيري…………………………………………………………….. 55
3-5-1 پرسشنامه سازگاري اجتماعي كاليفرنيا (فرم تجدبد نظر شده، 1953)…………………………………………………………………………….. 55
3-5-2 پرسشنامه نگرش صميمانه اميدون و همكاران (فرم تجديد نظر شده، 1983)………………………………………………………………………………. 56
3-6 نحوه اجرا……………………………………………………………………… 57
3-7 ابزار تجزيه و تحليل…………………………………………………………… 57

فصل چهارم: تجزيه و تحليل دادهها

در اين پژوهش اثربخشي آموزش مهارتهاي اجتماعي بر سازگاري اجتماعي و نگرش صميمانه مددجويان دختر با نقص بينايي شهر اصفهان مورد بررسي قرار گرفته است.
5-2 تبيين يافتههاي پژوهشي
در مورد فرضيه اول آموزش مهارتهاي اجتماعي باعث بهبود سازگاري اجتماعي مددجويان دختر با نقص بينايي مي‌شود. اين فرضيه مورد تاييد قرار گرفت.
يافته‌هاي اين پژوهش با يافته‌هاي پژوهشي مک‌کاسپي (1996)، گرشام و همکاران (2001)، ثابتي (1377)، آخوندي (1379)، اعرابي (1380، 1386)، بهرامگيري (1380)، سخندان توماج (1380)، درستي (1381)، ارجمندي (1382)، فروغ‌مند (1385)، تابش (1386)، سپاه منصور (1386)، تويسرکاني (1387)، رخ فرد (1388)، همخواني دارد.
پژوهش‌هاي طولي مؤيد تأثير منفي فقدان يا نقص مهارت اجتماعي بر سلامت روان فرد است (کوئن و همکاران، 1973). پژوهش‌ها، به تأثير برنامه‌هاي آموزش مهارت‌هاي اجتماعي بر دانش‌آموزان با نياز‌هاي خاص اشاره داشته‌اند (گرشام و همکاران، 2001، مک‌کاسپي، 1996). اعرابي (1380)، تويسرکاني (1387)، ثابتي (1377) در تحقيقات خود دريافتند كه آموزش مهارت‌هاي اجتماعي باعث افزايش سازگاري اجتماعي در نوجوانان مي‌شود. اعرابي و همکاران (1386) در پژوهشي تحت عنوان اثربخشي آموزش مهارتهاي زندگي بر سازگاري اجتماعي نوجوانان دختر اصفهان نشان دادند که آموزش مهارت زندگي بر ميزان سازگاي اجتماعي نوجوانان مؤثر بوده و آن را افزايش داده است. فروغ‌مند (1385)، در پژوهشي تأثير آموزش مهارت‌هاي زندگي بر سازگاري فردي و اجتماعي دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اهواز را مورد بررسي قرارداده، يافته‌هاي پژوهشي نشان داد كه آموزش اين مهارتها بر افزايش سازگاري فردي و اجتماعي دانش‌آموزان دختر دبيرستاني تأثير مثبتي داشته است. سپاه منصور (1386) در پژوهش خود به بررسي تأثير آموزش مهارت‌هاي زندگي بر انگيزه پيشرفت، خود احترامي و سازگاري اجتماعي دانشجويان آزاد پرداخت. يافته‌ها نشان داد كه آموزش مهارتهاي زندگي، در ميزان ارتقاي انگيزه پيشرفت، خود احترامي و سازگاري دانشجويان مؤثر است. ارجمندي (1382) به بررسي ميزان اثربخشي آموزش مهارت‌هاي اجتماعي بر رفتار سازگارانه کودکان عقب‌مانده ذهني خفيف به‌مدت 5/2 ماه در 15 جلسه آموزشي براي آزمودني‌‌هاي گروه آزمايش پرداختند، تحليل داده‌ها نشان داد که گروه آزمايش پس از پايان جلسات آموزشي، بهبود معني‌داري را در زمينه رفتار سازگارانه (مجموع مهارت‌هاي زندگي روزمره و مهارت اجتماعي‌شدن) و مهارت‌هاي اجتماعي پيدا کرده‌اند. بررسي پيگيري نيز نشان داد که بهبودهاي به دست آمده از آموزش، 2 ماه پس از پايان آموزش نيز همچنان حفظ شده است. بايبرشات (1991)، در تحقيق خود فقدان مهارتهاي اجتماعي را در نابينايان تأئيد كرده است. كايزن و بوچانان (1995، به نقل از ثابتي و شهيني ييلاق، 1377) اظهار مي‌دارند كه فرايندهاي سازگاري در زمينه‌ي ارتباطات مفيد اجتماعي شكل مي‌گيرد و اجتماعي شدن و يادگيري مهارت‌هاي اجتماعي زمينه‌ي افزايش سازگاري را فراهم مي‌نمايد. تحقيقات گوناگون نشان مي‌دهد كه بين كمبود مهارتهاي اجتماعي و بروز اختلالات رفتاري در آينده رابطه وجود دارد.
بالارد (1993) تأثير آموزش مهارتهاي اجتماعي را برسازگاري اجتماعي افراد آسيب ديده مورد پژوهش قرار داد. نتايج نشان داد كه آموزش در بالا بردن مهارتهاي اجتماعي مؤثر بوده است. درتبيين اين فرضيه اول مي‌توان گفت سازگاري اجتماعي در اين تحقيق عبارت بود از ارائه پاسخ‌هايي كه هم مورد قبول جامعه باشد و هم ارضا نيازهاي فرد را دربرداشته باشد. اين تعريف در مقايسه با تعاريف ديگر از سازگاري اجتماعي كلي‌تر است. به طوري‌كه هم نيازهاي فردي و هم شرايط اجتماعي در نظر گرفته شده است. اگر بخواهيم تعريف دقيق‌تري از سازگاري اجتماعي ارائه نماييم بايد بگوييم سازگاري اجتماعي عبارت است از رفتارها و تفكراتي كه در جهت شكوفايي فرد و جامعه با در نظر گرفتن شرايط زماني بروز مي‌كند. نتايج نشان داد كه آموزش در بالا بردن مهارتهاي اجتماعي مؤثر بوده است. از آن جاييكه سازگاري اجتماعي، موجب رشد اجتماعي مي‌شود و اگر رفتار مددجويان با نقص بينايي با معيارها و استانداردهاي جامعه تطبيق كند و سازگار با محيط باشد، رفتار آنها نيز با معيارهاي اجتماعي سازگار مي‌شود. از آنجا که دختران با نقص بينايي احتمالا در معرض آسيبهاي اجتماعي مي‌باشند لذا با فراگيري مهارتهاي اجتماعي ميتوان ميزان انطباق و سازگاري خود را با محيط و اطرافيان بالا برد. آموزش مهارتهاي اجتماعي به افرادبا نقص بينايي سبب پايبندي بيشتر آنها به اعتقادات و حقوق افراد ديگر ميشود. اين آموزش سبب ميگردد با آموختن ارتباط مؤثر و اجتماعي و همدلي با افراد و از همه مهمتر خودشناسي، به حقوق، احساسات و نياز ديگران احترام بگذارند. همين موجب مي‌شود در مقابل خطرات و مسائل اجتماعي بيرون از خانواده كه به شدت آنها را تهديد ميكند قدرت مقابله و نه گفتن داشته باشند.

4-1 مقدمه……………………………………………………………………… 58
4-2 تحليل توصيفي دادههاي پژوهش………………………………………. 59
4-2-1 پيش فرض نرمال بودن توزيع نمرات…………………………………… 60
4-3 آمار استنباطي…………………………………………………………….. 61
4-3-1 پيش فرض تساوي واريانسها …………………………………………..61

فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري

5-1 مقدمه……………………………………………………………………… 63
5-2 تبيين يافتههاي پژوهشي………………………………………………… 63
5-3 محدوديت‌هاي پژوهش…………………………………………………… 66
5-4 پيشنهادهاي پژوهش ……………………………………………………..66
5-5 پيشنهادات كاربردي…………………………………………………………. 67
پيوست 1- پرسشنامه سازگاري اجتماعي كاليفرنيا (فرم تجديد نظر شده، 1953)…………………………………………………………………………….. 68
پيوست 2- پرسشنامه اندازه‌گيري نگرش صميمانه اميدون و همكاران (فرم تجديدنظر شده، 1983)………………………………………………………………………………. 73
پيوست 3- بسته آموزشي مهارتهاي اجتماعي……………………………….. 76
منابع و مآخذ……………………………………………………………………….. 80

برای دانلود رایگان قسمت های بیشتراز فایل به انتهای مطلب مراجعه کنید

فهرست جدول‌ها

جدول (4-1): ميانگين و انحراف استاندارد نمرات آزمودنيها در پيش‌آزمون و پس آزمون، خرده مقياسهاي پرسشنامه سازگاري اجتماعي گروه‌هاي آزمايش و كنترل……… 59
جدول (4-2): ميانگين و انحراف استاندارد نمرات آزمودنيها در پيش‌آزمون و پس‌آزمون پرسشنامه نگرش صميمانه گروههاي آزمايش و كنترل……………………….. 60
جدول (4-3): نتايج آزمون شاپيرو -ويلك در مورد پيش فرض نرمال بودن نمرات سازگاري اجتماعي در مددجويان دختر با نقص بينايي…………………………………….. 60
جدول (4-4): نتايج آزمون شاپيرويلك در مورد پيش فرض نرمال بودن نمرات نگرش صميمانه در مددجويان دختر با نقص بينايي……………………………………………………. 61
جدول (4-5): نتايج آزمون لوين در پيش فرض تساوي واريانس نمرات خرده مقياس‌هاي سازگاري اجتماعي………………………………………………………………… 61
جدول (4-6): نتايج آزمون لوين در پيش فرض تساوي واريانس نمرات نگرش صميمانه در گروه‌هاي آزمايش و كنترل………………………………………………………… 61
جدول (4-7): نتايج تحليل مانوا تأثير عضويت گروهي بر سازگاري اجتماعي گروه آزمايش و كنترل درجه آزادي……………………………………………………………………. 62
جدول (4-8): نتايج تحليل كوواريانس تأثير عضويت گروهي بر نگرش صميمانه گروه آزمايش …………………………………………………………………………………………..62
 

Abstract

The aim of the present study was to examine the effect of social skills Training on social adjustment and intimacy attitude of blind girls in Isfahan. The research design was pretest – posttest with control group and random sampling. 26 of girls who receive support from Isfahan Fatematozzahra center getting low scores in social adjustment and intimate attitude were selected an randomly ut into experimental and control groups. Afterwards, the experimental group received ten sessions of group social skills teaching. During this time, the control group received on intrusion. Finally, again the test was taken on both groups. The results of MANOVA analysis indicated that teaching social skills has increased the scores of social adjustment of blind girls in all constituents (except the constituent of social skills). Moreover, COVARIANCE analysis showed that teaching social skills has increased the scores of intimate attitude in blind girls. Therefore the effectiveness of teaching social skills on social adjustment and intimate attitude in blind girls was confirmed



بلافاصله بعد از پرداخت به ایمیلی که در مرحله بعد وارد میکنید ارسال میشود.


فایل pdf غیر قابل ویرایش

قیمت25000تومان

خرید فایل word

قیمت35000تومان

.